PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مطالب جالب و خواندنی


صفحه ها : [1] 2 3 4

h.a.m.i.d
07/13/2011, 12:54
به نام خدا
به فکر افتادم تا این تاپیک رو بزنم تا اگه مطلبی پیدا کردید خارج از بحث فوتبال و دوست داشتید تا دیگران هم از اون بهره ببرند در اینجا بذارید


1- از گذاشتن مطالب سیاسی ، مبتذل،و یا هر بحثی که با قوانین سایت مغایرت نداشته باشد به شدت خودداری کنید .

2- قبل از ارسال مطلب توجه داشته باشید که مطلب مورد نظر قبلا توسط فرد دیگری قرار نگرفته باشد در این صورت ارسال شما حذف میشود .

3- تمامی مطالب باید در رابطه با موضوع تاپیک باشد . سعی نکنید با ارسال های خود تاپیک را از مسیر اصلی منحرف کنید
البته من کاره ای نیستم و این جمله هایی رو که گفتم از روی قوانین گفتم.
با تشکر

h.a.m.i.d
07/13/2011, 12:56
برای شروع

دهقان فداکارپيرشده،چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصلهء مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روبا و کلاغ دستشون توي يک کاسه است،حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده،آرش کمانگيرمعتاد شده، رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!راستي سر ما ايرانيها چه آمده ودارد مي ايد هموطن همت لازم است ......


بسياري از شکست خوردگان زندگي ،مردماني هستند که هرگز درنيافته اند هنگامي که دست از تلاش کشيده اند چه قدر به موفقيت نزديک بوده اند
شخصي ميگفت من ?? سال دارم .بزرگي براو خرده گرفت که نبايد بگويي ?? سال دارم .بايد بگويي آن ?? سال را ديگر ندارم......

حضرت آدم به 6 دليل شانس آورد(اونم چه شانسي ) چون حوا نميتونست اينارو بهش بگه: 1-من آدمت کردم 2_برو از شوهراي مردم ياد بگير 3_ديشب کجا بودي؟ 4_چرا پولاتو مي دي مادرت؟ 5-چرا به اون زنه نگاه کردي؟ 6-مي دوني من چند تا خواستگار داشتم

h.a.m.i.d
07/13/2011, 12:58
اين يه قسمت خيلي كوتاه از خدمات پرفسور حسابيه !!!!
اگه ما پرفسور حسابي رو نداشتيم الان چند صد سال عقب بوديم؟؟؟؟127fs4573872
_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك)
_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور
_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي
_ پايه گذاري دانشسراي عالي
_ ساخت اولين راديو در كشور
_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور
_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور
_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور
_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران
_ تعيين ساعت ايران
_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد"
_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي
_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران
_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران
_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران
_ پايه گذاري شوراي عالي معارف
_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران
_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي
_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني
_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران
_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران
_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران
_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز
_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان
_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي
_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران
_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران)
_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد
_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت
_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي)
_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور
_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران
_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

h.a.m.i.d
07/13/2011, 12:59
فراری
همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا رو داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش، که دقیقاً جلوی در بانک پارک شده بود ر به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو، بالاخره با وام آقا موافقت کرد...آن هم فقط برای دو هفته
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد. خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار+ 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم
و گفت: ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سؤال برام باقی مونده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام بگیرین؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک می تونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم؟؟؟

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:00
یه مطلب خرافاتیhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/31.gif توی یکی از وبلاگا پیدا کردم...گفتم برا شما هم بذارم تا ببینین ملت چقدر بیکارنhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif:


در صورتيكه تاريخ تولد شما در:
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد...خزان




قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و
اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و
بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين
همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد
همراهتان باشد
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها
باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد
ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت
خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد
و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي
طولاني دوستش خواهيد داشت.

نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در
انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب
مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد
دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد
پيدا كنيد.

خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد
و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا
ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و
نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد
روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه
بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم
خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم
آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي
باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد
مورد نظرت مي مانيد.


طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم
بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد
مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان
متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست
داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.
داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز
مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ،
و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم

ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز
را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه
به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار
است فرد بهتري پيدا كنيد.

نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه
با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها
داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي
آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و
قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان
زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان
نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند
غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد
دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را
فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.

ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت
مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي
توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه
اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را
بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي
آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي
ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به
كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا
پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در
زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي
تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز
توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و
دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست
است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت
نورزيد.


قهوه اي
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به
شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به
چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها
ميكنيد.

آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند
هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از
دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه
از قلبتان.

سرمه اي
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه
چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد
زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان
مشكل است آنها را ببخشيد.

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد
نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه
اين حالت شما را دوست دارند.

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها
هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي
حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت
است و گمگشته عشق هستيد....

فقط بگم که همهی اینا خرافاتهhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:08
کتیبه حقوق بشر بوسیله کوروش کبیر


منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان


پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انسان شاه بزرگ، ...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ ، شاه انسان ... از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فراماروائی اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و]با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم . مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، ...، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم . او بر من ، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار [و ، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من ، برکت و مهربانی ارزانی داشت .

ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند . همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس ؟] ، همه مردم سرزمین های دوردست ، از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموری » و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [ پا هایم را بوسیدند] . از... ، تا آشور و شوش .
من شهرهای « آگاده » ، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دیر ، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم . همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم . همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که « نبونید » ، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک «خدای بزرگ» و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد ...
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم،... [ قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند ، و به خدای من « مردوک » بگویند: کوروش شاه ،پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه [نیز]...
اینک که به یاری «مزدا» تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد .
من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم .
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند




باعث افتخاره منه که یک ایرانی هستم...
زنده باد ایران و ایرانی

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:10
اشتباه در غذا خوردن



براي حفظ عادتهاي سالم و مناسب غذايي كار دشواري به نظر مي‌رسد. غذا خوردن كه پيش از اين يك اولويت مهم محسوب مي‌شد، امروزه به موضوعي جنبي تبديل شده كه توجه زيادي به آن نمي‌شود. و معمولا در لابه لاي كارهاي روزانه ديگر گنجانده مي شود. علاوه بر اين برخي از عادت هاي غذايي كه تصور مي كنيد موجب كاهش وزن مي شوند، در واقع ممكن است منجر به افزايش وزن شوند. در اينجا در راستاي توصيه هايي در جهت سلامت شما دوستان عزيز به برخي از اين عادت هاي نادرست تغذيه اي اشاره اي داريم كه به شرح زير است :
1- نخوردن صبحانه
نخوردن صبحانه يك اشتباه بزرگ است. صبحانه سالم نه تنها باعث افزايش انرژي و بازشدن فكر و ذهـن مي شود، بلكه موجب انتخاب و مصرف مناسب وعده هاي غذايي ديگر در ادامه روز خواهد شد. همچنين خوردن صبحانه ممكن است به شما در مـصرف كمتر كالري در ادامه روز كمك نمايد. يك تحقيق دانشگاهي نشان داده كه مصرف مقدار كالري مشخص در ابتداي روز اثر سيركنندگي بيشتري نسبت به مصرف همان مقدار كالري در ساعت هاي ديرتر خواهد داشت كه اين امر موجب كاهش مجموع كالري مصرفي در روز مي شود.
راه حل اين اشتباه آن است كه خوردن صبحانه مناسب احتمال بكارگيري عادت هاي نادرسـت غذايي را در وعده هاي ديگر كاهش مي دهد. صبحانه را كامل صرف نماييد. از مواد لبني كم چرب، تخم مرغ و نان هاي سبوس دار استفاده كنيد.
2- غذا خوردن پيش از خواب
اگر مي خواهيد خوابهاي شيرين ببينيد، پيش از خواب از غذا خوردن دوري كنيد. با اينكه نتايج قطعي مبني بر افزايش وزن بر اثر خوردن غذا پيش از خواب وجود ندارد، پرخوري، مصرف غذاهاي ادويه دار و چرب، يك تا سه ساعت پيش از وقت خواب منجر به كاهش كيفيت و مدت خواب و موجب كسالت، خـستگـي و كوفـتگي در روز بعد خواهد شد.
خوردن غذاهاي چرب پيش از خواب سبب كند شدن تخليه معده و تشديد سوءهاضمه و مصرف غذاهاي ادويه دار منتهي به صدمات و سوزش هاي قلبي و نيز سوء هاضمه خواهد شد. سعي كنيد حداقل چهار ساعت قبل از خواب اقدام به خوردن غذا نموده و چنانچه پيش از خواب احساس گرسنگي كرديد مقداري ميوه جات تازه مصرف نماييد.
3- پرخوري
شايد اگر پرخوري هاي رايج مربوط به سبزيجات مي شد، متخصصان تغذيه مشكلي با اين نوع خوردن پيدا نمي كردند، اما متاسفانه پرخوري معمولا در مورد غذاهاي چرب و نشاسته دار نمودار مي شود. زياده روي در اين نوع مواد غذايي منجر به افزايش وزن و نارضايتي شده و جنبه اجتماعي خوشايندي به دنبال نخواهد داشت.
وعده هاي غذايي خود را به جاي سه وعده پرحجم به پنج يا شش وعده كم حجم تر تقسيم كنيد. خوردن غذاهاي سالم و كم حجم حاوي كربوهيدراتهاي كمپلكس و پروتئين در طول روز نه تنها اشتهاي شما را كنترل مي كند، بلكه احتمال پرخوري را نيـز كـاهـش خواهـد داد. تعدد وعده هاي غذايي همچنين باعث سوزانده شدن مقدار بيشتري كالري مي شود؛ چرا كه متابوليسم بدن همواره به فعاليت مي پردازد.
4- گرسنه ماندن
برخلاف تصور، گرسنه ماندن باعث مي شود وزن بدن به دليل ذخيره سازي چربي افزايش پيدا كند. هنگامي كه براي مدتي طولاني غذا نمي خوريد، بدن شما به دليل محروم ماندن از مواد غذايي دچار آشفتگي مي شود و در انتها هنگامي كه دوباره شروع به خوردن مي كنيد، بدن شما گمان مي كند كه بايد كالري مصرفي را به چربي تبديل نمايد چون نمي داند چقدر طول مي كشد كه دوباره غذا بخوريد. بنابراين چربي ها با شما باقي مي مانند.
اگر هدفتان از گرسنگي كشيدن، كاهش وزن است بايد در برنامه رژيمي خود تجديد نظر نماييد. به جاي گرسنگي يك برنامه مناسب ورزشي براي خود تعيين كرده و بـيشـتـر بـه باشگاه برويد. از ميوه جات، سبزي جات، حبوبات، گوشتهاي كم چرب و ماهي استفاده كنيد. سعي كنيد چهار يا پنج بار در هفته طبق يك برنامه منظم ورزش نماييد. بهترين روش كاهش وزن، تمرينات مرتب و رژيم غذايي مناسب است و نه محـروم كـردن بـدن از مواد غذايي مورد نياز آن هم به مدت طولاني.
5- انجام كاري ديگر در حين غذا خوردن
نه تنها پرداختن به كاري ديگر همزمان با غذا خـوردن مـوجب ريخت و پاش آن در اطراف شما مي شود، بلكه به پرخوري و در نتيجه افزايش وزن نيز منجر خواهد شد. اگر هنگام تماشاي تلويزيون، صحبت با تلفن و يا بازي ويدئويي، مشغول غذا خوردن شويد، اين عوامل خارجي پرت كننده حواس باعث مي شوند شـما توجه كمتري به گـرسنگي و نشانه هاي سيرشدن كه بيان كننده كافي بودن مقدار غذا و احساس سيري مي باشند، نماييد. به علاوه وقتي در حين انجام كاري شروع به غذا خوردن مي كنيد، ديگر توان توقف نخواهيد داشت؛ چرا كه عمل خوردن تبديل بـه حركتي غيرهوشيارانه و مكانيكي بدون توقـف مي شود.
سعي كنيد در هر لحظه فقط روي يك چيز تمركز نماييد. چرخ زدن در آشپزخانه هـنگام صحبت با تلفن ايده مناسبي نيست. اگر فقط مي خواهـيد دست يا دهانتـان مشغول باشد، سرگرمي غير از مواد خوراكي پيدا كنيد. مثلا آدامس بجويد يا سازي بنوازيد.
6- سريع غذا خوردن
زندگي بسرعت مي گذرد. ولي آيا دوست داريد زندگي شما نيز سريع تمام شود؟ بعيد اسـت. دفعه بعد سعي كنيد، غذاي خود را آهسته تر بخوريد چون سريع غذا خوردن كمكي به شما نكرده و برعكس باعث افزايش وزن مي شود. از زمان شروع غذا تقريبا 20 دقيقه طول مي كشد كه علائم سيري به مغز برسند بنابراين اگر شما ظرف پنج يا شش دقيقه غذاي خود را تمام كنيد، مغز فرصتي پيدا نمي كند كه به بدنتان بگويد كه سير شده ايد و اين باعث زياده خوري و پر كردن معده بيش از مقدار مورد نياز خواهد شد.
آهسته غذا بخوريد، آرام باشيد، خوب بجويد و از مزه غذا لذت ببريد. به اين صورت مغز شما متوجه مي شود كه در حال غذا خوردن هستيد و بنابراين مي تواند به بدنتان بگويد كه سير شده ايد.
7- نخوردن آب به اندازه كافي
آب مايعي حيات بخش براي همه موجودات طبيعت از جمله انسان است. نكته جالب اينجا است كه ننـوشـيدن مقدار كافي آب در طول روز متابوليسم و سـوخت ساز بدن را كنـد نموده و مـمكن است باعث اضافه وزن نيز بشود. آب ماده اي ضروري براي فعاليتهاي متابوليك بدن، از جمله سوزاندن كالري، محسوب مي شود.
تا زماني كه در كوير زندگي نمي كنيد، آب فراواني اطراف شما وجود داشته و بايد زياد از آن بنوشيد. هشت تا 10 ليـوان و اگر ورزش مي كنيد حتي بيشتر از اين مقدار آب بنوشيد. خوردن آب به جاي انـواع نـوشـابه نيز بسيار مناسـب است. نوشابه ها معمولا زودتر احساس تشنگي را نسبت به آب از بين مي برند و داراي كالري هاي بي ارزش بوده و باعث مي شوند بعد از 30 دقيقه مجددا احساس گرسنگي كنيد.
8- نخوردن ميوه و سبزيجات به مقدار كافي
بسياري از مواد غذايي مورد نياز بدن در انواع ميوه و سبزي وجـود دارند كه امتناع از خوردن آنها باعث كمبودها و مشكلاتي در بدن خواهد شد.
تنها راه تامين مواد معدني و ويتامينهاي مورد نياز بـدن، مصرف ميوه و سبزيجات تازه و خالص مي باشد. بنابراين بايد سعي شود اين مواد را جزء لاينفك رژيم غذايي قرار داده و هميشه به مقدار كافي از آنها استفاده نماييد.
9- خوردن تنقلات هنگام گرسنگي
خوردن تنقلات هنگام گرسنگي باعث ايجاد عادتهاي غذايي ناسالم مي شود. استفاده از مواد غذايي كم ارزش و شكم پركن مانند شكلات، چيپس و پفك، تنـها باعث برهم خوردن رژيم غذايي شده و مشكلاتي را براي بدن به همراه خواهد داشت.
با شكم سير از خانه خارج شويد. گرسـنگي ممكن است منجر بـه خريدن و خوردن تنقلات شود. شكلات، پفك و چيپس هيچ كدام نمي توانند جاي يك صبحانه، نهار و شام سالم و رضايت بخش را بگيرند.
بنابراين خوب بخوريد تا خوب زندگي كنيد. برنامه هاي غذايي ساده و دخيل نمودن خوردني هاي سبك و سالم مي تواند دنيايي از تغييرات در رژيم غذايي ايجاد كند. متناسب بمانيد، انرژي خود را افزايش دهيد و از غذا خوردن لذت ببريد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:11
نام *دلیل شهرت* شغل اول

آدولف هيتلر *ديكتاتور آلمان*نقاش پوستر

آلبرت انيشتن *فيزيكدان*منشي اداره ثبت

الويس پريسلي *خواننده *راننده كاميون

كلارك گيبل *هنرپيشه سينما *چوب بر

اميركبير* صدراعظم ناصرالدين شاه* آشپز

او هنري* نويسنده* گاوچران

جرالد فورد* رئيس جمهور آمريكا* مانكن لباس مردانه

جوزپه گاريبالدي* انقلابي ايتاليايي* ملوان

جيمي كارتر* رئيس جمهور آمريكا* بادام كار

رونالد ريگان* رئيس جمهور آمريكا* هنرپيشه سينما

شون كانري* هنرپيشه سينما* بنا و راننده كاميون

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:13
۱ -در دنياي مُد، عطر و اودكلن هم مثل رخت و لباس و كفش و كلاه و . . . سال به سال، نو مي‌شود اما هر عطري براي هر سن وهرموقعيتي مناسب نيست.
۲- از عطرهايي مانند بولگاري، اسكادا و ايريا كه رايحه سنگيني دارند، ترجيحا در محافل رسمي استفاده كنيد. هميشه بهتر است كه در مكان‌هاي رسمي از رايحه‌هاي تلخ، گرم، شيرين و تند استفاده كنيد.
۳ -در ساخت عطرهاي تلخ معمولا از اسانس‌هايي مانند ريشه درختان و ادويه‌هاي تند شرقي استفاده مي‌كنند. عطرهاي شيرين و گرم هم عطرهايي هستند كه از بو و طعم شكلات و ميوه‌هاي تابستاني برخوردارند.
۴- از عطرهايي مانند مادام روشاز، گپ، هوگو و آزارو ترجيحا در محافل دوستانه و صميمي استفاده كنيد. هميشه بهتر است كه در محافل دوستانه و صميمي، از عطرهاي سرد و ترش استفاده كنيد.
۵- عطر سرد به عطري مي‌گويند كه حس خنكي و تازگي را القا ‌كند. استشمام اين عطرها معمولا باعث مي‌شود كه طعمِ ميوه‌هايي مانند خيار و هندوانه را به خاطر بياوريم.
۶ - عطر ترش به عطري مي‌گويند كه طعم مركبات را به خاطر بياورد. عطرهاي ترش نيز القاكننده حس طراوت و شادماني‌اند.
۷- عطرهاي سرد و ترش باعث آرامش روحي و رفع خستگي نيز مي‌شوند. لابد ديده‌ايد كه در باشگاه‌هاي ورزشي، هواي داخل باشگاه را معمولا با رايحه‌هاي سرد و ترش مطبوع مي‌كنند. عطرهايي با طعم گل‌هاي وحشي مي‌توانند حس صميميت بيشتري به محيط القا كنند.
۸- همانطور كه در بحث رنگ‌ها، از رنگ سال و رنگ فصل برايتان گفتيم؛ در بحث عطرها هم بايد از عطر سال و عطر فصل صحبت كنيم. طبيعتا عطرهايي كه بهتر است در روزهاي گرم و آفتابي استفاده ‌شوند، با عطرهايي كه مناسب روزهاي سرد زمستان‌اند، يكسان نيستند.
۹- در فصل بهار از عطرهاي ملايم استفاده كنيد. عطرهاي ملايم و بهاري را معمولا از گل‌هاي بنفشه، تمشك و مگنوليا مي‌گيرند.
۱۰- در روزهاي گرم تابستان براي ماندگاري بوي عطر بايد به دفعات بيشتري از آن استفاده كنيد. با اين حساب، بهتر است كه در فصل گرم از عطري استفاده كنيد كه ماندگاري بيشتري داشته باشد.
۱۱- در فصل گرم، استفاده از رايحه‌هاي خنك و ترش، تلخ و ‌‌‌سرد، جنگلي و‌ وحشي بسيار خوشايند است. استفاده از رايحه هاي خنك و ترش در فصل تابستان، سرماي خوشايندي را به شما و اطرافيانتان منتقل مي‌كند و درنتيجه از حس ِ‌گرماي محيط مي‌كاهد تا به يك حس تعادل دمايي برسيد.
۱۲- ماندگاري عطرها در هواي سرد بيشتر است. يعني در پاييز و زمستان با توجه به دماي پايين هوا، الكل موجود در عطر ديرتر تبخير مي‌شود. در فصل‌هاي سرد سال، بهتر است از رايحه‌هاي سنگين مانند عطرهاي شيرين، تند و تلخ استفاده كنيد.
۱۳- اگر پوست‌تان چرب است، خوشحال باشيد چون دوام و ماندگاري عطرها بر روي پوست‌هاي چرب و تيره بيشتر است. اما عطر براي پوست‌هاي روشن و خشك، در حكم يك مرطوب‌كننده است و دوام زيادي روي اين پوست‌ها ندارد.
۱۴- اگر پوست‌تان روشن و خشك است و مي‌خواهيد ماندگاري عطرتان بيشتر شود، بهتر است پيش از استفاده از عطر، از لوسيون‌هاي مرطوب كننده بدون بو استفاده كنيد.
۱۵- از زمان‌هاي گذشته، اين باور همچنان پابرجاست كه عطر و اودكلن را بايد به پوست جلوي گردن و يا به مچ دست زد. واقعيت اين است كه زدن عطر بر روي محل نبض‌ها (مانند: مچ‌دست، مچ پا، پشت زانوها و نبض گردن) باعث متصاعد شدن رايحه عطر شده و كلا خوشايند است اما پزشكان توصيه مي‌كنند به گردنتان عطر نزنيد چرا كه اين كار، احتمال بيماري‌هاي پوستي را در اين ناحيه افزايش مي‌دهد

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:15
در اواخر قرن 15 و در نزدیکی نورنبرگ خانوادهای زندگی میکردن که دارای 18 فرزند بودن و برای امرار معاش سخت در تنگنا
در همان زمان البرشت رور و البرت دو برادر از جمع 18 نفری فرزندان در سر رویائی داشتن که بخاطر فقر خانواده امکان محقق شدن نداشت ، انها آرزو داشتن که برای ادامه تحصیل و فرا گرفتن نقاشی به دانشگاهی در نورنبرگ بروند
یک شب و بعد از صحبتهای فراوان در رختخواب دو برادر تصمیم گرفن تا با سکه قرعه انداخته و بازنده به معادن جنوب رود تا با چهار سال کار در معدن خرج تحصیل برنده قرعه تعمین شود و نفر برنده پس از تحصیل و فراگیری نقاشی به مدت چهار سال با فروش تابلوهای نقاشی خود خرج تحصیل برادر بازنده را تهیه کند
انها در یک صبح یکشنبه به کلیسا رفتن و سکه انداختند ، آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و البرت به معدن خطرناک جنوب رفت و برای چهار سال بطور شبانه روزی کار کرد تا برادرش را که در آکادمی تحصیل میکرد و جرئ بهترین هنر جویان بود حمایت کند ، نقاشیهای البرشت حتی بهتر از اکثر استادانش بود و در زمان فارق التحصیلی او درامد زیادی از نقاشیهای حرفه ای خودش به دست اورده بود
وقتی هنرمند جوان به دهکده اش برگشت ، خانواده دورر برای موفقیت های البرشت و برگشت او یک ضیافت شام برپا کردند
بعد از صرف شام البرشت ایستاد و یک نوشیدنی به برادر خود برای قدردانی از سالهائی که از او حمایت مالی کرده بود تا که آرزویش براورده شود تعارف کرد و چنین گفت : البرت برادر بزرگوارم حالا نوبت توست ، تو حالا میتوانی به نورنبرگ بروی و ارزویت را تحقق بخشی و من از تو حمایت میکنم
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده
بيش از 450 سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري ميشود

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:16
مادر
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود. 154fs232528

بیاین تا وقتی مادرانمان هستن قدرشونو بدونیم چون اگر نباشند چیزی جز حسرت نصیب ما نمیشه.

آقای جَک

آقاي جَك رفته بود استخدام بشود ، صورتش را شش تيغه كرده بود و كروات تازه اش را به گردنش بسته بود ، لباس پلو خوري اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاي مدير شركت جواب بدهد.
اقاي مدير شركت بجاي اينكه مثل نكير و منكر ، آقاي جك را سين جين بكند ، يك ورق كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد. سئوال اين بود:
شما در يك شب بسيار سرد و طوفاني ، در جاده اي خلوت رانندگي ميكنيد ، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس ، به انتظار رسيدن اتوبوس ، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه هستند تا اتوبوس بيايد و آنها سوار شوند.
يكي از آنها پيره زن بيماري است كه اگر هر چه زودتر كمكي به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظي را بخواند.
دومين نفر، صميمي ترين و قديمي ترين دوست شما است كه حتي يك بار جان شما را از مرگ نجات داده است.
اما نفر سوم دختر خانم بسيار زيبا و جذابي است كه زن رويايي شما مي باشد و شما همواره آرزو داشتيد او را در كنار خود داشته باشيد .
حال اگر اتوموبيل شما فقط يك جاي خالي داشته باشد ، شما از ميان سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مي كنيد؟؟؟
پير زن بيمار؟؟ دوست قديمي؟؟ يا آن دختر زيبا را ؟؟


جوابي كه آقاي جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضي، برنده شود و به استخدام شركت درآيد.


و اما پاسخ آقاي جك:
آقاي جك گفت: من سوييچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمي ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند و خود من با آن دختر خانم در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند

عقرب

روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند . او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , اما عقرب بار دیگر او را نیش زد .
رهگذری او را دید و پرسید:"برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی" .
مرد پاسخ داد:"این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم" .
چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟
عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن حتی اگر دیگران تو را بیازارند.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:18
ایا میدانید که ...؟!!
انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک مي زند!
خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه!
يک گالن روغن سوخته، مي‌تواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
ناخن‌هاي انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخن‌هاي پا رشد مي‌کنند!
حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسي، در كلمات بكار مي‌رود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگي مي‌شود!
دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز مي‌گذارند!
قديمي‌ترين آدامسي كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است!
اسكيمو‌ها هم از يخچال استفاده مي‌كنند، منتها براي محافظت غذا در مقابل يخ زدن!
سرعت آب دهاني كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول مي‌كشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشك‌ريزي شما مي‌شود!
در تايوان بشقاب‌هاي گندمي درست مي‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم مي‌خورند!
يك‌چهارم استخوان‌هاي بدن، در پاي او قرار دارد! اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!
غير ممکن است که بتواني با چشمان باز، عطسه کني!
56% افرادي كه دست چپ هستند، تايپيستند.
اگر مي‌خواهي از آرواره يک تمساح جان سالم به در ببري، انگشت‌هايت را در چشمانش فرو کن. فوراً به ‌شما اجازه مي‌دهد كه فرار كني!
وقتي شخصي در سريلانکا سرش را از طرفي به طرف ديگر تكان مي‌دهد، يعني «باشه»!
يکي از شگفتي‌هاي رياضي اين است‌ که وقتي عدد 111111111 را در خودش ضرب كني، جواب خواهد شد: 12345678987654321
Dreamt» تنها كلمه‌ايست که در زبان انگليسي با mt تمام مي‌شود!!
يويو» اولين بار به عنوان يک سلاح در فيليپين استفاده مي‌شد!
اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان ميابد

asia.europe.africa.australia.america

شما نميتوانيد با حبس نفستان ، خودكشي كنيد
محال است كه آرنجتان را بليسيد
خوكها به لحاظ فيزيك بدني ، قادر به ديدن آسمان نيستند
هر خال "شاه" در بازي ورق ، نشانه يكي از پادشاهان بزرگ تاريخ است
خال گشنيز : اسكندر كبير
خال پيك : شاه‌ديويد
خال دل : شارلماني...امپراتور فرانسه بزرگ
خال خشت : ژوليوس سزار
تنها غذايي كه فاسد نميشود عسل است
قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند
و در آخر
استفاده از هدفون در هر ساعت ، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:19
مترو حیوان نجیبی است!
تصور کنید پنجاه سال پیش از کودکان دبستانی در یک دهکده دور در ایران خواسته‌اند که درباره‌ی مترو انشا بنویسند. در ضمن معلم برای آنان توضیح داده است که مترو گونه‌ای از حمل و نقل است که در زیر زمین جریان دارد. چند نمونه از انشاهای نوشته شده را در زیر می‌خوانیم.

1- من در ابتدا باید بگویم که مترو حیوان مفیدی است. مترو حیوانی است که در زیر زمین زندگی می‌کند و آدم‌ها برای بارکشی و سواری از آن استفاده می‌کنند. حتی این حیوان آنقدر مفید است که شیر و پهن آن هم در شهرهای خارج استفاده می‌شود. حتی مردم خارج برای شخم‌زدن زمین‌هایشان آن را به خیش می‌بندند.
مترو حیوان نجیبی است چون می‌گویند مردم چند نفری پشت حیوان می‌نشینند؛ ولی آخش هم در نمی‌آید. نه مثل خر مش عباس که دیروز ما سه نفری پشتش نشسته بودیم، آنقدر نانجیبی و لگدپرانی کرد که هر سه‌تامان بر روی زمین افتادیم. پدرم می‌گوید اگر مترو به روستای ما بیاید تمام علوفه‌مان را یک روزه می‌خورد. ولی عوض آن با گوشتش می‌شود همه‌ی مردم شهر را سیر کرد. پدرم می‌گوید خوردن گوشت مترو مکروه است. حکم گوشت خر را دارد. من به پدرم می‌گویم بیا گاوهایمان را بفروشیم و مترو بخریم.
پدرم می‌گوید چیزی که زیر زمین راه برود؛ به دردمان نمی‌خورد و به درد همان خارجی‌ها می‌خورد که هیچ چیزشان شبیه آدمیزاد نیست. ما از این انشا نتیجه می‌گیریم که مترو حیوان خوب و به درد بخوری است و هر کس یک جفت از آن را باید داشته باشد.

2- بر همگان واضح و مبرهن است که مترو یک نوع کرم خاکی بزرگ است که در زیر زمین تونل می‌کند. شاید هم یک نوع جانور موذی که در قنات‌های خارج وجود دارد. مردم آنجا پول می‌دهند تا سوار این جانور شوند؛ ممکن است یک روز مترو زمین ما را بکند و از روستای ما سر در بیاورد. ما آن وقت باید با بیل آنقدر مترو را بزنیم یا بمیرد و فرار کند؛ چون مترو زمین‌های کشاورزی ما را خراب می‌کند و احتمال دارد آب قنات را نجس کند.
پدرمان می‌گوید من اگر مترو را ببینم، می‌فرستمش خانه‌ی کدخدا را خراب کند که خانه خرابمان کرد. ننه‌مان می‌گوید مرد این حرف‌ها را نزن، یک وقت به گوشش می‌رسد. پدرمان می‌گوید من توی خانه‌ی خودم هم نمی‌توانم حرف بزنم؛ آخر از کجا می‌شنود. ما آرزو داریم اگر یک وقتی مترو به روستای ما آمد؛ خانه‌های بین خانه‌ی ما و خانه‌ی حسن اینها را خراب کند تا ما با هم همسایه شویم. ما از این انشا نتیجه می‌گیریم که مترو جانور موذی و به درد نخوری است و روستاها را خراب می‌کند.

3- من باید در مورد مترو بگویم که آنچه بر همگان واضح و مبرهن است این است که این جانور مال از ما بهتران است که در زیر زمین زندگی می‌کند. و ما نباید به آن فکر کنیم؛ چون از ترس شبها خوابمان نمی‌برد و حتی نمی‌توانیم شب‌ها تنهایی دست به آب برویم. اجنه‌ها شب‌ها سوار مترو می‌شوند و تمام زیر زمین را می‌گردند و اگر کسی شبها آب جوش به زمین بریزد؛ مترو را می‌سوزاند و اجنه هم او را نفرین می‌کنند و او دیوانه می‌شود.
مش حسن می‌گوید یک شب در دره‌ی جنی باغش را بیل می‌زده که یک دفعه بیلش به مترو گیر می‌کند و مترو از زمین بیرون می‌آید و او را تا ده دنبال می‌کند. مش حسن مترو را به ظفر جنی قسم می‌دهد که او را ول کند و مترو هم به او می‌گوید که دفعه‌ی آخرش باشد که شبها باغش را بیل می‌زند. مش حسن می‌گوید از آن شب به بعد هر شب خواب متروی عصبانی را می‌بیند که دنبالش می‌کند. مش حسن ما را نصیحت می‌کند که دست از سر مترو برداریم و انشایش نکنیم. ما به او می‌گوییم که این موضوع را آقا معلممان داده. مش حسن می‌گوید آقا معلمتان غلط کرده با تو! مرتیکه فکر می‌کند حالا که از شهر آمده می‌تواند هر چه خواست توی کله‌ی بچه‌های ما فرو کند.
ما از این انشا نتیجه می‌گیریم که درباره‌ی مترو نباید انشا بنویسیم. چون اگر این کار را بکنیم از ما بهتران ما را اذیت می‌کنند و حتی اگر معلممان هم گفت، این کار را نباید بکنیم...

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:20
بچه ها بيان !!!!.....اينم يه خبر افتضاح كه حال من رو از هر چي عربي به هم زدhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/45.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/45.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/45.gif
(( وحشي ترين ادم هاي روي زمين=عرب ها))
اعتماد: شايد مهم ترين نکته يي که در ابتداي اين گزارش لازم باشد به آن اشاره شود اين است که خواندن اين نوشته براي کساني که دچار ضعف اعصاب هستند چندان مفيد نيست. موضوع مربوط به يک نوار ويدئويي از شکنجه يک تاجر افغاني است که شش سال پيش فيلمبرداري شده و طي آن شيخ عيسي بن زايد آل نهيان برادر رئيس جمهور امارات و نيز برادر حاکم ابوظبي شيخ خليفه بن زايد آل نهيان به نحو وحشيانه و ديوانه واري اسير خود را شکنجه مي دهد و ضجه هاي مرد افغان فقط اشتياق هيستريک شيخ عيسي را براي بيشتر شکنجه دادن تحريک مي کند.

اين نوار 45 دقيقه يي که خلاصه شده از يک نوار دوساعته است هفته گذشته از سوي شبکه تلويزيوني ABC در پربيننده ترين ساعت خبري پخش شد. پخش نوار بي درنگ جنجالي گسترده را براي وزارت خارجه و سناي امريکا پديد آورد که به زودي قصد داشتند يک قرارداد استراتژيک اتمي با اميرنشين امارات به امضا برسانند.

هيلاري کلينتون اندکي پيش اسناد اوليه اين قرارداد را که دولت بوش در آخرين روزهاي کاري اش به امضا رسانده بود، تاييد کرد و به سنا فرستاد. سناي امريکا موضوع تصويب قرارداد را متوقف کرد و خواستار تشکيل کميته يي براي استماع گزارش هاي کارشناسي پيرامون نوار انجام شکنجه از سوي شيخ عيسي شد. در صورتي که باراک اوباما و هيلاري کلينتون اعتراض سازمان هاي حقوق بشر و نمايندگان جمهوريخواه مخالف دولت در سنا را ناديده بگيرند و فضاحت اين سند مکتوب را در تدوين سياست خارجي خود در ارتباط با امارات متحده عربي نديد بگيرند دچار بحراني اخلاقي شده اند که هزينه هاي گرانباري را بر کاخ سفيد تحميل خواهد کرد. اوباما در تدوين و تبيين سياست خارجي خود همواره بر انساني بودن، عادلانه بودن و شفاف بودن روابط ايالات متحده امريکا با کشورهاي طرف قرارداد با امريکا تاکيد کرده بود.

حال پرونده شيخ عيسي و نقض صريح، آشکار و مستند حقوق بشر در اميرنشين امارات متحده عربي تبديل به معياري شده است که راستي آزمايي سياست خارجي امريکا را به لحاظ انساني بودن و شفاف بودن مورد بازبيني قرار مي دهد.

در سال 2005 يک تاجر لبناني تبار مقيم امريکا به نام بسام نابلسي پرونده شکايتي را عليه شيخ عيسي برادر امير امارات و شريک تجاري سابق خود در هوستون تگزاس گشوده و با استخدام يک وکيل مجرب خواستار پيگيري طلب 80 ميليون دلاري اش از برادر امير امارات شده بود. او براي اثبات ادعاهاي خود يک نوار ويدئويي را به دادگاه و به شبکه هاي خبري ارائه داده و خواستار پيگرد قانوني شيخ عيسي شده است.

بسام نابلسي در گفت وگويي با رسانه ها گفته است در سال 1994 با شيخ عيسي بن زايد آل نهيان آشنا شده که براي امور درماني به تگزاس سفر کرده بود. آنها براي فعاليت هاي تجاري به توافق مي رسند و روابط گرمي بين شان آغاز مي شود تا آنجا که شيخ عيسي حتي طي اقامت در تگزاس از ليموزين نابلسي استفاده مي کرده است.

پس از اندکي بسام نابلسي با خانواده خود راهي امارات شده و کار با شيخ عيسي را آغاز کرد اما اندکي بعد متوجه رفتارهاي هيستريک او مي شود. نابلسي مي گويد پس از مرگ شيخ زايد بن سلطان آل نهيان پدر شيخ عيسي که به شدت اعمال پسرش را تحت کنترل داشت، رفتار او بسيار خشن و غيرقابل پيش بيني شده بود و همين عامل روابط تجاري آنها را نيز تحت تاثير قرار مي داد.

روابط آنها با اين حال در حدي بود که شيخ عيسي در جريان شکنجه يکي از بدهکارانش از کشور افغانستان به نام محمد شاهپور يک هندي کم را به دست افراوي برادر نابلسي مي دهد و از او مي خواهد با دقت از جريان شکنجه فيلمبرداري کند. مرد افغاني در محکمه خصوصي شيخ عيسي متهم بوده حداقل 5 هزار دلار در معامله غلات سر شيخ کلاه گذاشته است و محموله يي را که به اصطبل سلطنتي فروخته بود ديرتر تحويل داده است.

نوار شکنجه اين تاجر افغان براي حدود سه ماه در اختيار بسام نابلسي بوده است. ظاهراً شيخ عيسي عادت داشته کساني را که با او اختلاف داشتند شکنجه بدهد و همواره به دستور او از جزييات شکنجه فيلمبرداري مي شده تا وي سر فرصت و با فراغ بال صحنه هاي شکنجه را ببيند. چند سال پس از اينکه روابط تجاري دو طرف به هم خورد، نوار ويدئويي از طريق همان فيلمبردار يا برادر تاجر لبناني به امريکا فرستاده مي شود تا براي روز مبادا از آن بهره ببرند. در حال حاضر دادگاه ايالتي هوستون تگزاس اموال شيخ عيسي را در اين ايالت توقيف کرده و وکيل نابلسي در تلاش است با نقد کردن اموال شيخ طلب هاي خود را زنده کند.

شکنجه هاي ساديستي

ابتداي اين نوار ويدئويي مردي را نشان مي دهد که چند گلوله به دور و بر او شليک مي شود و به شدت از سوي دو نفر که يکي از آنها پليس است کتک زده مي شود. مرد روي شن خوابانده شده و به نحو وحشيانه يي شن و ماسه را به درون حلق و چشمانش فرو مي کنند. ظاهراً قصد دارند مرد را به اعتراف وادارند و به اين باور برسانند که مي خواهيم تو را بکشيم. وقتي مرد افغان ضجه مي کشد شيخ عيسي از فيلمبردار مي خواهد برو نزديک تر، برو نزديک تر. بعد از مدتي شيخ عيسي با يک باتوم الکتريکي وارد مي شود و چندين ضربه به بيضه مرد افغان وارد مي کند و در حالي که مرد بيچاره از درد به خود مي پيچد. شيخ عيسي با چوبي که در سر آن يک سيخ U شکل نصب شده بدن مرد را مضروب مي کند. اندکي بعد شلوار مرد را درمي آورد و سيخ را در ران و کپل او فرو مي کند. سپس او مايعي را لاي پاي مرد مي ريزد و با فندک خود قسمت مياني بدن مرد را شعله ور مي کند. در حالي که مرد افغان از درد به خود مي پيچد و التماس مي کند شيخ عيسي فرياد مي زند هرگز هرگز.

ناگهان شيخ عيسي به دو مردي که شکنجه را هدايت مي کنند مي گويد نمک کجاست، نمک کجاست. آنها نمک مي آورند و شيخ عيسي از نزديک نمک را روي بدن خونين و نيم سوخته مرد بيچاره مي پاشد. در حالي که ضجه هاي مرد افغان هر لحظه بيشتر مي شود در پايان فيلم او را روي شن ها مي خوابانند و شيخ عيسي با اتومبيل بنز SUV خود از روي ران او رد مي شود.

شنيع ترين بخش نوار شکنجه آنجاست که صداي شکستن استخوان هاي ران آن مرد به وضوح شنيده مي شود ولي کسي به او رحم نمي کند. بر اساس اطلاعات به دست آمده اين مرد پس از چند ماه درمان در بيمارستان زنده ماند و در نهايت در ازاي پرداخت 5 هزار دلار به شيخ عيسي طرفين اختلاف خود را فيصله مي دهند و تعهد مي کنند از هم شکايت نکنند.

ماجراي نوار قبل از لو رفتن در شبکه ABC

وقتي روابط تجاري نابلسي با شيخ عيسي بن زايد آل نهيان برادر وليعهد امير امارات به هم خورد پليس امارات به اتهام قاچاق مواد مخدر بسام نابلسي را که تبعه امريکاست دستگير کرد و براي چند ماه در زندان نگه داشت.

وي در گفت وگو با شبکه ABC مي گويد؛ بارها تهديد به تجاوز شدم. هر روز از زواياي لخت بدن من عکس مي گرفتند و تهديد مي شدم به زودي همسر و فرزندانت در امارات کشته مي شوند.

وقتي او حاضر نشد جاي نوار شکنجه را افشا کند شب ها بيدار نگه داشته مي شد و روزها کتک مي خورد.

نابلسي مي گويد تنها عاملي که سبب شد از مرگ نجات يابد اين بود که تبعه امريکا بوده و کارمندان سفارت امريکا با اعمال نفوذ به ديدار او مي رفتند. سرانجام با پيگيري سفارت امريکا، محاکمه يي صوري تشکيل و نابلسي به داشتن داروهاي غيرمجاز بدون نسخه محکوم شد.

پاسپورت نابلسي توقيف و او از امارات اخراج شد. روي پاسپورت او مهري زدند که رويش نوشته شده بود «ديگر حق بازگشت به امارات عربي متحده را ندارد».

بسام نابلسي چند هفته قبل از دستگير شدن از سوي پليس امارات نزد سفير امريکا در امارات رفت و پيرامون وجود اين نوار شکنجه با سفير صحبت کرد.

نابلسي به مقام هاي سفارت اجازه داد نوار را ببينند و آنها پس از ديدن آن بدون انجام هيچ اقدامي فقط به او توصيه کردند؛ «اگر جان خود را دوست داري دست زن و بچه ات را بگير و هر چه سريع تر از اينجا فرار کن.»

در حال حاضر مقام هاي قبلي سفارت امريکا و امارات در معرض اتهام مماشات و ناديده گرفتن اين سند هولناک از نقض حقوق بشر در امارات هستند. از نابلسي پرسيده شده چرا موضوع شکنجه خود و وجود نوار را به مقام هاي اماراتي اطلاع ندادي. نابلسي مي گويد همه دولت در امارات با هم برادر هستند، رئيس جمهور آل نهيان است، وليعهد آل نهيان است، وزير خارجه آل نهيان است و حتي وزير کشور هم آل نهيان است.

نوار شکنجه و جنجال سياسي در امريکا

گزارش حقوق بشر امريکا در سال 2008 بدون تاکيد بر شواهد خاص به موارد نقض حقوق بشر در امارات اشاره مي کند اما در حال حاضر بسياري از سازمان ها و نهادهاي دولتي مرتبط با حقوق بشر پيرامون موضوع اظهارنظر مي کنند.

بيشترين اعتراض متعلق به سناتور جمهوريخواه جيمز مک گاورن از ايالت ماساچوست و معاون کميسيون حقوق بشر سناي امريکاست که در گفت وگو با شبکه هاي خبري گفته است ايالات متحده امريکا نمي تواند وجود اين نوار را ناديده بگيرد.

وي مي افزايد؛ «بر فرض هم که امارات در يک نقطه بسيار حساس و استراتژيک جهان واقع شده باشد، ما نمي توانيم روابط مان را با طرفي که چنين رفتارهايي از خود بروز مي دهد به صورت عادي ادامه بدهيم.»

سناتور مک گاورن تاکيد کرد افشاي اين نوار فقط نمايانگر نوک يک کوه يخي است که به زودي بقيه آن خود را نشان مي دهد.

سناتور مک گاورن قول داده نگذارد سر و ته اين قضيه به هم آورده شود. موضوع به چنان جنجالي در رسانه هاي امريکا و روابط امريکا و کشورهاي عرب خليج فارس تبديل شده که يکي از حرفه يي ترين وکلاي امريکا براي دفاع به استخدام شيخ عيسي درآمده تا به پرونده وي در هوستون تگزاس رسيدگي کند.

از قضا وکيل شيخ عيسي کسي نيست جز «بريستو» نماينده ويژه و تام الاختيار جرج دبليو بوش رئيس جمهور سابق امريکا که بازشماري آراي دور دوم رياست جمهوري در ايالت فلوريدا زير نظر او انجام شد.

بريستو از نزديکان برخي از شخصيت هاي بسيار بانفوذ امريکا همچون وزير خارجه سابق امريکا جيمز بيکر نيز هست.

مک گاورن طي نامه يي به هيلاري کلينتون «مراتب نگراني و خشم» خود را به اطلاع وزير خارجه امريکا رسانده و از وي خواسته نقشي اساسي در تحقيق پيرامون اين نوار ايفا کند. تاکيد نامه مک گاورن بر اين نکته متمرکز است که چرا مقام هاي وزارت امنيت داخلي که در سفارت امريکا در امارات دفتر ثابتي دارد و از اين نوار مطلع شده موضوع را به اطلاع عالي ترين مقام هاي دولت امريکا نرسانده و در نهايت نابلسي موضوع را افشا کرده است.

مک گاورن از کلينتون خواست تا صدور دستور ويژه يي حداقل به صورت موقت از ارسال و فروش هرگونه تجهيزات تکنولوژيک و سرمايه گذاري يا انجام طرح هاي مشترک با امارات جلوگيري کند و به صورت موکد تا زماني که تحقيق جامعي صورت نگرفته روند تصويب توافقنامه متوقف شود.

سارا ال ليچ واتيسون از ناظران حقوق بشر امريکا گفته است شخص اول کشور امارات بايد نسبت به حوادث اين چنيني در امارات پاسخگو باشد. وي با اشاره به اظهارنظر وزير کشور امارات - برادر شيخ عيسي - که گفته است اين رفتار اصلاً انساني نبوده تاکيد کرد؛ «اگر پاسخ اماراتي ها همين باشد که باعث تاسف ماست و مقام هاي امارات بايد شرم کنند. چطور مي توان صحنه هاي شکنجه يک انسان را ديد و تحقيق جامعي پيرامون کساني که مرتکب آن شده اند انجام نداد، به خصوص که نيروهاي پليس امارات در شکنجه دست داشته اند.»

جزييات قرارداد در انتظار تصويب

براساس قراردادي که جرج بوش با امارات امضا کرده ايالات متحده متعهد شده است براي ساخت تاسيسات اتمي غيرنظامي به امارات کمک کند. اين کمک ها شامل تجهيزات، مشاوره هاي فني و سوخت مي شود. امريکايي ها چندي پيش قرارداد مشابهي نيز با هندي ها امضا کردند که در سنا و کنگره نيز به تصويب رسيد. امارات در ازاي دريافت اين کمک ها متعهد شده است قوانين آژانس بين المللي انرژي اتمي و نيز مفاد پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته يي را پيروي و اجرا کند.

امارات همچنين قول داده هيچگاه اقدام به غني سازي اورانيوم نکند. سوخت حاصل از توليد انرژي در رآکتورها را تصفيه نکند و نيز از مازاد سوخت پلوتونيوم توليد نکند. قرارداد امارات متحده عربي با امريکا بخشي از پروژه هاي تاسيس تجهيزات هسته يي اين کشور حاشيه نشين خليج فارس است که مشتمل بر چندين طرح توليد انرژي هسته يي مي شود. امريکايي ها قرارداد مشابهي نيز با مصر و مراکش به امضا رسانده اند و احتمالاً به زودي طرح هاي مشترکي با اردن، عربستان سعودي و بحرين به امضا خواهد رسيد. حساسيت قرارداد هسته يي امريکا با امارات به اين دليل است که ممکن است رقابت هسته يي با ايران را موجب شود.

از برخي ملاحظات شرايط امارات براي امريکا ويژه و خاص است. امارات همواره يکي از سرپل هاي قاچاق مواد و تکنولوژي هسته يي به پاکستان بوده است؛ قاچاقي که تا سال 2000 زمينه ساز انتقال تکنولوژي هسته يي پاکستان به ليبي و کره شمالي شد. از نگاهي ديگر حضور يک امارات اتمي امريکا معنا و مفهوم ديگري خواهد داشت.

از آنجا که امارات متحده عربي فقط يکي از سه کشوري است که حکومت طالبان در افغانستان را به رسميت شناختند القاعده همواره روابطي را به صورت ضمني با امارات حفظ کرده است. بسياري از اطلاعيه هاي القاعده و منابع اخبار خاص القاعده از طريق امارات و نيز شبکه خبري آن يعني تلويزيون الجزيره روي آنتن مي رود. امارات متحده عربي يکي از متحدان نزديک امريکا در خليج فارس است که سال گذشته يک قرارداد خريد تسليحات به ارزش 6/9 ميليارد دلار بين دو طرف امضا شد.



بندر دوبي از معدود بنادر منطقه است که به روي کشتي هاي جنگي امريکا همواره باز است. به اين ترتيب بايد منتظر شد و ديد آيا وجود يک نوار شکنجه که متعلق به يکي از اعضاي خاندان سلطنتي امارات است مانع تصويب قرارداد اتمي دو کشور مي شود يا دولت اوباما پيرامون نهايي کردن اين قرارداد دچار ترديد مي شود. در هر حال اميرنشين امارات سال هاست شاهد افتتاح بزرگ ترين، عظيم ترين و لوکس ترين پروژه هاي تجاري و اقتصادي است. اين بار آنچه از امارات صادر شد و بار ديگر چشم ها را خيره کرد «مفتضح ترين» حادثه اجتماعي مرتبط به نقض حقوق بشر در اين کشور است که از قضا افراد خاندان سلطنت با کمک نيروهاي پليس مرتکب آن شده اند.

بي ترديد بسياري از کساني که قصد سرمايه گذاري در امارات را دارند يا به عنوان توريست وارد اين کشور مي شوند وجود نواري از سه ساعت شکنجه يک مرد افغان را نمي توانند فراموش کنند.

منبع:روزنامه اعتماد؛يكشنبه 13 ارديبهشت

این هم لینک فیلمش توی سایت یوتیوب که حدودا 6 دقیقه اس
اما بهتون هشدار میدم این فیلم واقعا وحشتناکه و میتونه اثرات مخربی روی اعصابتون بزاره پس قبل از نگاه کردنش خوب فکر کنین...اما چون من میدونم که شما باز هم نگاه میکنین فیلمی رو که خشونتش کمتر بود براتون گذاشتم.پس فیلم اصلی رو خودتون سرچ کنین

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:21
موضوع انشا: خارجی ها

پدرم همیشه می‌گوید "این خارجی‌ها که الکی خارجینشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هممی‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران باخارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارجمی‌دانم.

تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برایهمین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارجآدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شدهاست. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد وبعد... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاداست، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی کهدارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرتکرده‌اند.

ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمیآن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خداینکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستندو دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن وشوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روزبه روز بالاتر بشود.

از نظر فرهنگی ما ایرانی‌هاخیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاًتعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که درخارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌هایپسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینیداریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیزهوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتابچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند وآخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:22
در پي تهديد كشورهاي عربي: نام خليج فارس و ايران از پوستر بازيهاي كشورهاي اسلامي حذف شد



سايت جمهوريت: در حالي كه با تصويب شوراي انقلاب فرهنگي ، دهم ارديبهشت ماه به عنوان روز ملي* خليج* فارس به* تقويم* ايران* اضافه* شده است ، دولت نهم و اين بار در عرصه ورزشي از موضع ايران مبني بر نام جاودانه خليج هميشه فارس عقب نشست و موضع اعراب را در نامگذاري مجعول تقويت كرد.


قضيه از آنجايي شروع شده است كه ايران ميزباني بازيهاي كشورهاي اسلامي را برعهده گرفته است و طبق عرف بين المللي طراحي و چاپ پوسترها از اختيارات ميزبان مي باشد. در همين راستا مسئولين پوسترهايي با نقشه ايران از جمله خليج فارس تهيه و چاپ كرده و مدال هاي اين مسابقات را نيز بر مبناي نقشه كشورمان طراحي مي نمايند. روز ششم ارديبهشت گروهي به سرپرستي عربستان براي نظارت بر چگونگي انجام اين بازيها به ايران مي آيند و با سازمان تربيت بدني به گفتگو مي نشينند و در اين گفتگو با وقاحت تمام از ايران مي خواهند نام خليج فارس را از نقشه پاك و بجاي آن نام خليج(ع ر ب ي) بگذارند و تهديد مي كنند در صورت عدم انجام اين كار كشورهاي عربي از حضور در اين بازي ها انصراف خواهند داد. با آنكه انتظار مي رفت نمايندگان سازمان تربيت بدني همان لحظه پاسخي دندان شكن به اعراب بدهد اما سازمان تربيت بدني طي نامه اي به احمدي نژاد كسب تكليف مي كنند.
حداقل انتظار از رييس جمهور اين بود كه با رد اين درخواست وظيفه خود را در برابر تماميت ارضي ايران به انجام برساند. اما نتيجه اين نامه نگاري چنين مي شود كه نام خليج فارس از روي نقشه ايران در پوسترها حذف مي شود تا طراح مورد تائيد كشورهاي عربي قرار بگيرد.
اين در حالي است كه در سال 1991 وقتي سازمان ملل در چند سند داخلي از خليج فارس با عنوان ديگري نام مي برد با واكنش دولت وقت مجبور مي شود با اذعان بر سهوي بودن اين موضوع رسما از ايران عذرخواهي كند(سند 26 ژوئن 1991 ) اما امروز، دولت آقاي احمدي نژاد كه مدعي است كشور در اوج! منزلت و اقتدار قرار داريم حتي در برابر گستاخي چند كشور عربي نه فقط واكنش مناسبي نشان نمي دهد بلكه با حذف نام خليج فارس از نقشه ايران بار ديگر از موضع ايران عقب نشيني مي كند.
البته آقاي محمد هادي حسام، معاون سازمان تربيت ‏بدني براي توجيه اين مسئله در اظهار نظري جالب گفته است نگران نباشيد نام ايران نيز در اين طرح حذف شده است و همينكه خليج فارس در نقشه وجود دارد يعني مالكيت آن براي ايران است: “ما در بالاي نقشه دو بار نام الله را كه بالاترين نام‏ها است درج كرده‏ايم و بايد به اين نكته هم توجه داشته باشيد كه نام ايران نيز درج نشده و همين كه تصوير خليج‏فارس در نقشه موجود در پوستر وجود دارد، بيانگر حاكميت ايران بر اين حوزه است.“

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:23
خب این مطلبی که میخوام بگم , نه جالبه و نه خواندنی !!!

همونطور که میدونین , منچستر یونایتد در مرحله ی نیمه پایانی با شکست ارسنال به فینال رسید ...
یکی از طرفداران تیم فوتبال آرسنال در کشور افریقایی کنیا، خود را به خاطر حذف تیم آرسنال از لیگ قهرمانان اروپا حلق آویز کرد.

پلیس شهر نایروبی اعلام کرد که جسد سلیمان آلفونسو اوموندی هوادار 29 ساله كنیایی را در حالی که خود را حلق آویز کرده و پیراهن آرسنال را بر تن داشت، کشف کرده است.

گفته می شود این شخص پس از شكست تیم آرسنال در برابر منچستریونایتد و حذف از لیگ قهرمانان اروپا خودكشی كرده است.

یكی از دوستان این شخص به پلیس اظهار داشت: ما با هم بازی آرسنال و منچستریونایتد را از تلویزیون تماشا کردیم و او بعد از باخت آرسنال در حالی كه از شدت ناراحتی گریه می كرد از ما جدا شد و گفت می رود که خودش را بکشد اما ما حرف او را جدی نگرفتیم.

البته در یکی دیگر از سایت ها چیز دیگری نوشته شده بود :

یک هوادار متعصب آرسنال در شهر «نایروبی»، پایتخت کشور آفریقایی کنیا بعد از تماشای شکست تیم محبوبش برابر منچستر یونایتد از فرط غم و اندوه دست به خودکشی زد.«سلیمان اوموندی» که سه‌شنبه شب با حضور در یک کلوپ محلی به تماشای بازی حساس آرسنال و منچستر در مرحله‌ی نیمه‌نهایی جام قهرمانان باشگاه‌های اروپا مشغول بوده، بعد از پایان مسابقه به خانه‌ی خود بازگشت و سپس با پوشیدن پیراهن تیم محبوبش، خود را حلق‌آویزکرد.
مسئولین کلوپ محلی مورد اشاره می‌گویند که آن شب این مرد ۲۹ ساله بعد از عقب افتادن تیم محبوبش در تنها ۱۱ دقیقه‌ی ابتدایی بازی آن‌هم با ۲ گل، مورد طعنه و استهزا‌ء یکی از حاضران قرار گرفت، به شدت ناراحت و برافروخته شد و قصد داشت تا وی را مورد ضرب و شتم قرار دهد.
رئیس پلیس نایروبی، «دیوید بونی» درباره‌ی این حادثه می‌گوید: «آن‌چه که ما درباره‌ی این خودکشی دریافته‌ایم ارتباط آن با بازی آرسنال و منچستر است.»
سه‌شنبه شب گذشته تیم فوتبال آرسنال در بازی برگشت مرحله‌ی نیمه‌نهایی جام قهرمانان باشگاه‌های اروپا با نتیجه‌ی ۳-۱ مغلوب منچستریونایتد شد و با احتساب شکست ۱-۰ بازی رفت، از دور رقابت‌ها کنار رفت.



من توی سایت youtube جستجو کردم و تصاویر فیلمبرداری شده از این واقعه رو پیدا کردم , فقط باید بهتون بگم که این کلیپ برای افراد بالای 18 ساله !!!

کلیپ (http://www.youtube.com/watch?v=l_I0mYZ5ang)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:25
به دعوت عربستان سعودي نشستي با شركت سران برخي از كشورهاي عربي در رياض برگزار شد كه بحث اصلي آن ضرورت همكاري و وحدت ميان كشورهاي عربي بود. يكي از اهداف اصلي اين نشست جلوگيري از نفوذ فزاينده ايران در جهان عرب بود.


به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري انتخاب به نقل از ديوچه وله، سران كشورهاي عربستان سعودي، مصر، سوريه و كويت در نشستي در رياض گردهم آمدند. اين نشست به ابتكار مصر و عربستان سعودي و به منظور گسترش همكاري ميان اعراب و اتخاذ سياستي واحد در جهت حفظ منافع اساسي كشورهاي عربي برپا شد.



نتايج نشست رياض


روزنامه “فرانكفورتر آلگماينه“ در شماره اخير خود اجلاس رياض را بررسي كرده است. در اعلاميه پاياني اين اجلاس، كشورهاي شركت‌كننده يادآور مي‌شوند كه در آينده مي‌بايست سياستي مشترك در خدمت منافع اعراب پيشه كنند. در اين نشست كشورهاي عربي همچنين متعهد شدند، با نفوذ ايران در كشورهاي عربي مقابله كنند.
اين روزنامه آلماني مي نويسد، اجلاس رياض شكستي براي ايران به حساب مي‌آيد. اين گزارش با برشماري حوادث اخير در كشورهاي عربي، به بررسي تقابل منافع ايران با اعراب مي‌پردازد. نخستين رويارويي جديد ميان منافع اعراب و ايران در انتخابات شوراهاي استاني عراق در تاريخ ۳۱ ژانويه (در سال ۲۰۰۹) بود. در اين انتخابات، احزاب و گرو‌ه‌هاي عراقي مانند مجلس اعلاي عراق، كه ارتباط تنگاتنگي با ايران دارند، شكستي سخت را متحمل شدند.

بدنبال آن، ادعاهاي برخي مقام‌هاي ايراني درباره‌ي بحرين مطرح شد. كشورهاي عربي بر خلاف ايران، سخنان سياستمداران ايراني درباره بحرين را سوءتفاهم نمي‌دانند و در قبال آن نيز واكنشي مشترك از خود نشان دادند. حتی كشورهاي عرب خليج ‌فارس بارديگر مطرح ساختند كه ايران بايد از سه جزيره‌ي تنب كوچك، تنب بزرگ و ابوموسي، چشم‌پوشي كند. كشورهاي عربي بر حق مالكيت امارات عربي متحده بر اين سه جزيره براي چندمين بار تاكيد كردند. در پايان ماجرا نيز، كشور مراكش روابط ديپلماتيك خود با ايران را يك‌طرفه قطع كرد.
فرانكفورتر آلگماينه“ به سخنان "فهد الناصر"، رييس "موسسه پژوهش‌هاي خليج (فارس) و شبه‌جزيره عربستان" در دانشگاه كويت استناد كرده و مي‌نويسد، واكنش شديد اعراب بيش از آنكه نتيجه جانبداري از بحرين باشد، نشان از مخالفت با ايران دارد. بويژه در كشورهاي عربستان سعودي و مصر، فضاي بي‌اعتمادي در قبال ايران بسيار گسترده است. "سعود ‌الفيصل"، وزير امورخارجه عربستان سعودي، خواهان آن شد كه كشورهاي غيرعربي در امور عراق، لبنان و فلسطين دخالت نكنند. در پي ماجراي بحرين، حسني مبارك، رييس جمهوري مصر، نيز اعلام كرد كه اين كشور آماده حمايت نظامي از بحرين است. حال سوريه، به عنوان تنها كشور عربي متحد ايران، نيز دعوت ملك عبدالله و حسني مبارك براي شركت در اجلاس رياض را اجابت كرده است.

در سال گذشته عربستان و مصر به خاطر اعتراض به سياست‌هاي سوريه از شركت در اجلاس اتحاديه عرب خودداري كردند. فرانكفورتر آلگمانيه مي‌افزايد: سياست اين ‌دو كشور مهم عربي سبب راندن هرچه بيشتر سوريه به دامان ايران شد. سران عربستان و مصر به اندازه كافي واقع‌گرا هستند و مي‌دانند كه در حال حاظر نمي‌توان از سوريه خواست، روابط خود با ايران را كاملاً قطع كند، اما مي‌توان ميان اين دو كشور شكاف ايجاد كرد.

پيشنهادات عربستان سعودي براي بشار اسد، رييس جمهور سوريه، بسيار جذاب هستند. عربستان سعودي از يكسوحاضر به پرداخت كمك‌هاي مالي و سرمايه‌گذاري در سوريه است و از سوي ديگر در مورد لبنان حاضر به توافق با دمشق است. مواضع دو كشور عربي پيرامون لبنان تاكنون بسيار متناقض بوده‌اند.

نگراني اعراب از مذاكرات مستقيم آمريكا با ايران

ايران يكي از انگيزه‌هاي اصلي عربستان سعودي پيرامون تاكيد بر وحدت اعراب به شمار مي‌آيد. حوادث غزه، جنگ ميان گروه‌هاي فلسطيني و احتمال قدرت‌گيري يك دولت دست‌راستي در اسراييل نيز از جمله ديگر خطرات سياسي براي اعراب به حساب مي‌آيند. كشورهاي عربي با نشست رياض همچنين نسبت به پيشنهادات اوباما، رييس جمهور آمريكا، مبني بر گفت‌و‌گو با ايران و سوريه از خود واكنش نشان دادند.

فرانكفورتر آلگماينه دراين‌باره مي‌نويسد: كشورهاي عربي بيم دارند كه آمريكا بدون توجه به آنان با ايران وارد مذاكره شود. كشورهاي عربي خواهان تاثيرگذاري بر روند گفت‌و‌گوهاي آمريكا با ايران هستند. هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا، به كشورهاي كرانه خليج فارس اطمينان داد كه آمريكا سياست خود در قبال ايران را با آنان تنظيم خواهد كرد.

روزنامه فرانكفورتر آلگماينه به نقل از "كريستيان كخ" از "مركز تحقيقاتي خليج (فارس) در دوبي" مي‌نويسد: كشورهاي عربي در خليج (فارس) هراس از آن دارند كه اوباما در مقابل ايران از خود سختي نشان ندهد و بدل به "جيمي كارتر دوم" شود.

در پايان روزنامه فرانكفورتر ‌آلگماينه به سياست‌هاي متفاوت در محافل سياسي ايران اشاره كرده و مي‌نويسد: بيش از پيش روشن مي‌شود كه ايران تنها با اتكا بر دين اسلام قادر به ايجاد علقه‌هاي مشترك با جهان عرب نيست. گرچه رهبران مذهبي و شيعي ايران بر نزديكي فرهنگي و ديني با كشورهاي عربي تاكيد مي‌كنند، اما رهبران سپاه پاسداران انقلاب به جنبه‌هاي ملي‌گرايي ايراني توجه بيشتري دارند. در كشورهاي عربي-سني هراسي از گسترش شيعه ايراني به چشم مي‌خورد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:27
خوب دیدم این بخش رو به انحطاطه! گفتم یه مطلب بدم بخندین!!


آخرین کلمات از زبان افراد مختلف!


آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن...
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...
آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد...
آخرین کلمات یک خلبان : ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک خونآشام : نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرین کلمات یک دوچرخه سوار : نخیر تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام!
آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...
آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره...
آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم...
آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند...
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتری : هارددیسک پاک شده است...
آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری...
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره...
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه می دونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...
آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:28
دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم 1 تا ترم 8:

ویژگی های کلی:این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوارشده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

خصوصیات دانشجویان دختر:

ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERRORمیدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) درفاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقداربسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.
اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدامیکنند . همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!


ترم 4 – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازکمیشودوسیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!همیشه در دانشگاه از قسمتهای ''پر پسر'' عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالامخشو بزن دیگه چلمن!)شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدنهای مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟



ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سرکلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه
فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایشآرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BFشان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)



ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!


ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!


ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونارو.......!)جای جایدانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم
پا می دهند.عضو مارشال – مدرن میشوند و عکس یک بدبختی را میبینند.(متوجه میشوند خداوند چه علاقه بسیار زیادی به خلق گلابی دارد!! احتمالاًاون بدبخت همون گلابی هستش که از پشت کامیون افتاده ..........!!!) به او پیشنهاد دوستی میدهند و از چاله به چاه می افتند!!!!

بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورندhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/loudlaff.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/loudlaff.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:28
کارمند بانک: می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟

مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده می‌تونی ویندوزم رو عوض کنی؟

پزشک عمومی: می‌تونی برای چهارشنبه که بچه‌ام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟

دندانپزشک: بیا این دندون عقل من رو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟

تعمیرکار ماشین: این ماشین من نمی‌دونم چرا هی صدای اضافی می‌ده، می‌تونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟!

بازیگر: واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟

مدیر یه جایی: می‌شه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟

موبایل فروش: آقا این گوشی ۳۳۱۰ ما رو می‌شه با یه N95 عوض کنی؟!

معلم: این حسن ما یه خورده تو ریاضی‌اش بازیگوشی می‌کنه می‌شه این پنج‌شنبه‌ی قبل از امتحان ریاضی‌اش شام تشریف بیارین خونه ما سر راه این اتحادارو هم یه بار براش بگین؟!

نماینده مجلس: این شهرام ما خیلی پسر گلیه می‌خواد زن بگیره می‌شه کمک کنید معافی این بچه‌رو بگیریم؟!

کارمند سازمان سنجش: سؤالای کنکور سال بعد رو نداری؟

نویسنده: یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو برات تعریف کنم کتابش کنی!

معمار: این خونه مون باید کفش سرامیک شه و آشپزخونه‌اش اُپن، فکر می‌کنی چند روزه تموم می‌کنی؟

طلا فروش: الان اوضاع سکه چجوریاس؟

اقتصاد‌دان: بالاخره این بنزین رو می‌خوان چی‌کار کنن؟ یه سوال دیگه: می‌دونی اصلاً‌ درآمد نفتی ایران چقده؟

وکیل: من اگه بخوام حضانت بچه‌ام رو بگیرم چی‌کار باید بکنم؟

روان‌شناس: من الان یه چند وقتیه بچه‌ام شبا جاشو خیس می‌کنه، شوهرم هم شیش ماهه خونه نیومده، خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم، حالا چی‌کار می‌تونی برام بکنی؟

تایپیست: یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه اصلاً وقت ندارم تایپش کنم،‌ نظر تو چیه؟
..............................
واقعاً چرا اینجوریه که همیشه با دیدن بقیه یاد درد و مشکلای خودمون می‌افتیم؟!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/23.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/cry.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:29
شوهر: سلام، من Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟

شوهر: Bad command or File name

زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم

شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cance

زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟

شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.

شوهر: Sharing Violation, Access Denied

زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.

شوهر: Data Type Mismatch

» ادامه ی مكالمه در ادامه مطلب!

زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.

شوهر: By Default

زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.

شوهر: Hard Disk Full

زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟

شوهر: Unknown Virus Detected

زن: خب مادرم چی؟

شوهر: Unrecoverable Error

زن: و رابطه تو با رئیست؟

شوهر: The only User with Write Permission

زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟

شوهر: Too Many Parameters

زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.

شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed

زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!

شوهر: Close all Programs and Logout for another User

زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.

شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer :eyepopping:

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:29
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد .

پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .

پسرک گفت:”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم .

“برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “.

مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد .

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند .

اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند...http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/argh.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/99.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:32
1- اگه قبلاً صبحها تا لِنگِ ظهر خواب بودی و به ساعت 10:00 می‌گفتی سر صبح؛ اما الان ساعت 5:00 بیدار می‌شی.

2- اگه نور امید توی چشماتون برق میزنه و هیچ چیزی به‌معنی نا اُمیدی برات وجود نداره.

3- اگه قبلاً نمی‌دونستی یک ساعت دیگه می‌خواهی چی‌کار کنی، اما الان برنامه 20 ساله آینده رو توی ذهنت مرور می‌کنی.

4- اگه الان وقت، برات خیلی ارزشمند شده و 10-20 برابر قبل برنامه‌ریزی میکنی.

5- اگه قبلاً مشکلات زیادی، نا اُمیدت می‌کرد، اما الان با همون مشکلات به سادگی دسته پنجه نرم می‌کنی. (یعنی: تمام مشکلات برات ساده شده)

6- اگه همه کارهات هدف‌مند شده، هرچند که قبلاً هم همون کارها رو میکردی؛ اما الان یه دیدگاه جدیدی نسبت به کارها و اهداف‌ات داری.

7- اگه شبها به راحتی قبل خوابت نمی‌بره، بیشتر فکر و خیال می‌کنی. (برعکس هم دیده شده که قبلاً شبها بی‌خوابی به سرت میزده، اما الان به راحتی سرت رو روی بالش می‌گذاری و می‌خوابی)

8- اگه قبلاً همین جوری، هی حرف می‌زدی و توجهی به کلماتی که بکار می‌بردی، نمی‌کردی؛ اما الان خیلی توی صحبت کردن دقت می‌کنی که کلمات درست و صحیح بکار ببری و نکنه که یه حرف ناباب بزنی که دیگه نشه جمعش کرد. (کم صحبت می‌کنی و بیشتر می‌اندیشی)

9- اگه الان به همه چیز توجه می‌کنی، حتی اگه کم اهمیت باشه.

10- اگه قبلاً کارهات وجبی بود و هیچ دقتی نداشتی، اما الان خیلی با ظرافت هر کاری رو با دقت انجام می‌دی.





11- اگه لطافت خاصی توی روح و جسمت احساس می‌کنی.

12- اگه حواس پنجگانه‌ات غیر عادی قوی شدند؛ بویایی، بینایی، شنوایی و چشایی‌ات زبان‌زد ه خاص و عام شده.

13- اگه می‌تونی توی شلوغی خیابون صدای قلبت رو بشنوی.

14- اگه اشتهات وقتی با «او» هستی، 800 برابر می‌شه، اما وقتی باهم نیستید میل به هیچی نداری، حتی به غذای مورد علاقه‌ات. (برعکس این حالت هم دیده شده)

15- اگه تمرکزت در اندیشیدن هم قوی شده، وقتی داری فکر می‌کنی به هیچ عنوان هیچ چیز نمی‌تونه حواست رو پرت کنه.

16- اگه تمرکزت توی کارهای روزمره خیلی کم شده، و همه چیز رو اینور و اونور جا می‌ذاری و گم می‌کنی.

17- اگه الان تمام فکر و ذکرت شده «او» و توی معادلات زندگی که برای خودت طرح می‌کنی، خودت تقریباً جایی نداری و یا حضور خیلی کم‌رنگی داری.

18- اگه از خودگذشتگی کامل داری و اصلاً خودت مهم نیستی، همه اعمالت ختم می‌شه به «او»

19- اگه کسی کلمه «عشق» رو جلوت بیان کنه، دیگه دیوونه میشی، میری توی عالم حپروط (=هپروت)

20- اگه عاشقی از چشمات می‌باره و تابلویی.





21- اگه میتونی «او» را از میان 1000 نفر در فاصله 10کیلومتری تشخیص بدی.

22- اگه وقتی «او» را می‌بینی، قبل از اینکه به نزدیک هم برسید، از فاصله 100 متری زوم میکنی روی صورتش، تا وقتی که از هم خداحافظی کنید، توی این مدت هم سرعت پلک‌زدنت 80 برابر کم می‌شه.

23- اگه همیشه سعی می‌کنی در سلام کردن به «او» پیش دستی کنی؛ حتی اگه 12 سال هم ازتو کوچیکتر باشه.

24- وقتی با هم بیرون هستید، یک ثانیه هم توجه‌ات رو از «او» دور نمی‌کنی، مبادا که این لحظات باهم بودن رو تلف کنی.

25- اگه قبلاً توی خیابون و اینطرف و اونطرف، زل میزدی به این و اون و بقیه رو دید میزدی، اما الان چشمات از روی موزائیکهای کف پیاده‌رو بالاتر نمی‌آید.

26- اگه الان به‌راحتی می‌تونی تمام جزئیات شکل و قیافه و حتی لباسهای «او» رو با دقت کامل توضیح بدی؛ چشم، ابرو، بینی، لب، صورت، گونه، چانه، موها، گوشه ناخن انگشت کوچیکه دست چپ، رنگ خطهای راه‌راه جورابش و الی آخر.

27- اگه به هیچ عنوان تنهایی مسافرت کردن و مهمونی رفتن و اینجور چیزا بهت حال نمی‌ده.

28- اگه بخوای مثلاً تنهایی بری مسافرت یا یه مهمونی، بهش میگی و جزئیات اونرو به طور کامل برای شرح میدی، با 23^10 (هول و هوشه عدد آواگادرو) بار معذرت‌خواهی، مجوز این کارت رو ازش میگیری، آخرش هم ته دلت راضی نمی‌شه.

29- اگه همش می‌خواهی کادو و هدیه‌های خفن براش بگیری، هر چند یک‌هزارم پولش رو هم نداشته باشی.

30- اگه هدیه‌ات رو هر چند کوچک، خیلی شیک و عالی بسته‌بندی و کادو میکنی، و سعی میکنی همیشه یه ابتکاری توش داشته باشی.





31- اگه همش اسم «او» توی ذهنته و هر موقعی میخواهی بابات رو هم صدا کنی اشتباهی اسم اونرو میگی.

32- اگه بدجوری می‌خواهی دعا کنی برای خودت، اول برای «او» دعا میکنی، بعدش بابا و مامان و خواهرها و برادرهاش، بعد عمه و خاله و دایی و عموش و کلیه فامیلها و وابستگان درجه 2-3-... تا 12 «او»؛ آخره کار هم یادت میره اصلاً قرار بود واسه خودت چی دعا کنی.

33- اگه روی همه کتابها و جزوه‌ها و کاغذهایی که دم دست داری اسم «او» رو مینویسی و وقتی می‌خواهی به کسی قرض بدی باید بشینی یه ساعت این اسمها رو پاک کنی.

34- اگه پسورد تمام ایملها و سایتها و کارتهای عابر بانک و اعتباری و .... کلاً هرچی پسورد توی زندگیت داری به «او» ختم میشه؛ اسمش، فامیلش، شماره ‌شناسنامه‌اش، شماره موبایلش، شماره دانشجوییش و ...

35- اگه تا حالا 569532 بار اسم خودت رو با اسم اون روی کاغذ با 362 حالت مختلف نوشتی و امتحان کردی که چه ترکیبی بهتره.

36- اگه 695010 بار اسم «او» رو با اسم خودت در حالتهای مختلف با حروف ابجد حساب کردی و تمام اون اعداد بدست اومده رو از حفظی.

37- اگه قبلاً اصلاً کتابهای عشقولانه نمی‌خوندی ولی الان کتابهای عاشقونه زیاد می‌خونی.

38- اگه صبح تا شب دیوان حافظ همراه‌ته و فال میگری. (حالا نیت‌هات به‌کنار)

39- اگه هر متنی رو می‌خونی و هر آیه و حدیثی رو میبینی، می‌خوای یه جوری به «عشق»ت ربطش بدی.

40- اگه با «او» صحبت می‌کنی، سعی میکنی حرفهات تکراری نباشه و همش حرفهای جدید و خوب‌خوب بزنی.





41- اگه دیگه خوش‌اخلاق‌تر، بهتر، خوشگل‌تر، خوش‌تیپ‌تر، خوش‌مشرب‌تر و .... یه‌عالمه (تر دیگه) از «او» توی این دنیا وجود نداشته باشه.

42- اگه همش دوست داری توی خواب «او» رو ببینی اما هیچ وقت این اتفاق نمی‌افته{*} (برعکس این هم بوده)

43- اگه «او» با تمام عزت و احترامی که واسش قائلی ولی یه جورایی ته قلبت فقط ماله خودته.

44- اگه هر چی «او» دوست داره، مورد علاقه تو هم هست، حتی اگه قبلاً قرمز بودی و اون آبیه، پاش بیفته به هفت جده قرمز بد و بیراه هم می‌گی.

45- اگه دوست داری بعضی وقتها تنهای تنها باشی.

46- اگه بعضی وقتها دوست داری توی تنهایی خودت زار زار بزنی زیر گریه.

47- اگه فکر می‌کنی که ایمانت 100 برابر قبل شده.

48- اگه توی زندگی منتظر معجزات زیادی هستی. (البته نه از نوع هزاره سومش)

49- اگه بعضی وقتها پر از انرژی هستی، بعضی وقتها هم دپ می‌زنی.

50- اگه معصومیت را تنها توی چشمان «او» جستجو می‌کنی.





51- اگه بعضی وقتها دوست داری بی‌تفاوت باشی، اما خیلی اذیت می‌شی. (برعکسش هم میشه)

52- اگه قبلاً برای گفتن یه «دوستت دارم» خودت رو جرواجر می‌کردی، اما الان اُورِت دم به دقیقه کاره اصلیت همین شده.

53- اگه دلت می‌خواهد توی همه کارها به «او» کمک کنی، حتی شده بری باهاش سر جلسه امتحانش بشینی کنارش و سؤالات امتحان رو واسش جواب بدی.

54- اگه با خوشحالی «او» خوشحال می‌شی و با ناراحتیش، ناراحت.

55- اگه قبلاً آهنگهای جینگولی گوش میدادی، ولی الان فقط موسیقی سنتی ارضائت می‌کنه. (برعکسش هم صادقه)

56- اگه دنیا و زندگی رو زیباتر و دوست‌داشتنی‌تر از قبل احساس می‌کنی.

57- اگه قبلاً دونفر را که میدیدی نشستند و دارند باهم صحبت می‌کردند، چپ‌چپ بهشون نگاه میکردی، اما الان اگه این چنین صحنه‌ای رو ببینی، یه لبخند میزنی و از کنارشون رد می‌شی.

58- اگه به تازگی یادگرفتی که خوب آشپزی کنی.

59- اگه در به در داری دنباله یه کار پر درآمد می گردی.

60- اگه از ادامه تحصیلت در خارج از کشور به خاطر «او» منصرف شدی.





61- اگه احساس می‌کنی همش داری خوش شانسی میاری.

62- اگه همش از اینو اون در مورد تجارب زندگیشون سؤال می‌پرسی.

63- اگه دلتنگی زیاد میاد سراغت و بعضی وقتها هم احساس غربت می‌کنی (این با نوستالژی فرق می‌کنه)

64- اگه احساس می‌کنی از جنگی سرسخت، فاتحانه به منزلگاه بازگشته‌ای.

65- اگه تازگیها پول کم میاری.

66- اگه قبلاً قبض موبایلت 2500تومان وحتی کمتر میومد، ولی الان شده 389000تومان.

67- اگه از 24ساعت، 25ساعتش رو آنلاینی و داری با «او» چت می‌کنی.

68- اگه زیاد میری جلوی آینه، هی خودت رو برانداز می‌کنی و با خودت حرف میزنی.

69- اگه بیشتر از گذشته با مامان و خواهرهات(برادرهات) صحبت می‌کنی.

70- اگه خیلی به لباس پوشیدنت، قیافت و .... اهمیت میدی؛ و 68 نوع عطر توی کمدت داری. (برعکسش هم دیده شده)





71- اگه میزان مسافرتهای دورن‌شهری و برون شهری‌ات 22برابر شده است. (این بستگی داره!)

72- اگر احساس میکنی که باید سرعتت را افزایش دهی؛ ایستادن برایت گران تمام می‌شود.

73- اگه به چیزهایی می‌اندیشی که قبلاً فکر نمی‌کردی؛ عشق، او، خودتت، خدا، فلسفه، طبیعت، غرور، زندگی، آفرینش، زیبایی، دوست داشتن، آینده، انسانها، گذشت زمان، ایثار، هدف، دلهره، ایمان، آرزو و ....

74- اگه دوست داری ذهنت رو با چیزهای رؤیایی و شاعرانه پیوند بزنی؛ مثل ابر، بارون، شقایق، خورشید، پاییز، بادکنک، شمعدانی، مهتاب، اسب بال‌دار، قاصدک، آیینه، نسیم، سرسبزی، قطرات آب و .....

75- اگه کار می‌کنی، همش دنباله یه مرخصی بیشتر هستی.

76- اگه همش توی رؤیاهات گم می‌شی و باید یکی بیاد پیدات کنه.

77- اگه بد جوری پای‌بند شدی، به نماز، به دعا، به نذر و نیاز، به توسل و ....

78- اگه بیشتر یاد بچه‌گی‌هات و کودکانه‌هات میفتی، دلت هوای اونروزها رو میکنه، دلت آبنبات چوبی، پفک و بادکنک می‌خواد.

79- اگه دیگه اصلاً به فکر سوئیساید و اینا نمی‌افتی و به تیغ، طناب دار و ارتفاع زیاد فکر نمی‌کنی.

80- اگه رنگهای زندگیت عوض شدند، عینهو رنگین کمون، پر از نور و روشنیها؛ سفید، صورتی، سبز فسفری، آبی‌آسمونی، نارنجی.





81- اگه وبلاگ زدی و هر روز توش مطلب جدید و عشقولانه آپ‌لود می‌کنی، شاید «او» بیاد، بخونتش و برات کامنت بزاره.

82- اگه تا حالا توی دانشکده 127تا حل تمرین و آزمایشگاه گرفته‌ای و حتی یکیش هم تکراری نبوده.

83- اگه نمی‌تونی بدون «او» زندگی کنی، و حتی فکر کردن در این مورد هم زجرآور است(حتی این خیال زشتو نمی‌خوای).

84- اگه حاضری تمامی دار و ندارت را برای «او» فدا کنی، حتی جونت رو.

85- اگه تو و «او» نداره. الان یک روح شده‌اید توی دو تن.

86- فکر می‌کنی داستان زندگیت رو توی کتابها نوشتند، کتابهایی مثل «لیلی و مجنون»، «کیمیاگر» و ...

87- اگه انتظار داری اطرافیانت تو و تمام احساساتت رو درک کنند و همراهیت کنند.

88- اگه تصور میکنی که «او» به همون اندازه‌ای که تو عاشقشی، عاشقته.

89- اگه تغییرات زیادی توی زندگیت ایجاد شده و تصور می‌کنی تازه متولد شدی و یه آدم دیگه‌ای شده‌ای.

90- اگه وقتی که با «او» هستی احساس ِ خیلی خوبی داری، احساس می‌کنی قلبت آتیش گرفته، بی‌وزن هستی و توی آسمونها سیر می‌کنی.





91- اگه آرزو می‌کنی کاشکی زودتر از این با «او» آشنا شده بودی.

92- اگه فیلم و کارتون و تلویزیون کمتر میبینی؛ همش دوست داری با «او» به سینما بروی.

93- اگه بیشتر از پیش به گلها و طبیعت علاقه‌مند شدی.

94- اگه میدونی قدم زدن، توی یه روز سرد پاییزی و زیر بارون چه حالی میده.

95- اگه تب‌وتاب و دلهره قبل از سر قرار رسیدن برات دوست‌داشتنیه.

96- اگه احساس میکنی، قراره به زودی، مثل بقیه آدم بزرگا بشی.

97- اگه دلت لک زده برای یه «حال ساده».

98- اگه فکر میکنی «او» یه فرشته است، روی زمین، متعلق به تو.

99- اگه فکر می‌کنی که دوستای مجردت، چیزی از حال و احوال تو نمی‌فهمند.

100- اگه هر کس دیگه‌ای به «او» ابراز محبت کرد، بدون هیچ مقدمه‌ای، آژیر اعلام خطرت، شیپور زد.

101- وقتی داره حرف می زنه هیچی نمی گی و فقط گوش می دی با این که کلا حال نداری کسی پیشت مخ تیلیت کنه.http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/283.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:34
مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد، طوطی های متعددی را دید و قیمت جوان ترین و زیباترین شان را پرسید. فروشنده گفت: "-این طوطی؟ سه چهار میلیون! ... و دلیل آورد: - "این طوطی شعر نو میگه، تموم شعرای شاملو، اخوان، نیما و فروغ رو از حفظه!"

مشتری به دنبال طوطی ارزان تر، یکی پیدا کرد که پیر بود اما هنوز آب و رنگی داشت، رو به فروشنده گفت: "- پس این را می خرم که پیر است و نباید گران باشد"
- این؟!... فکرش رو نکن، قیمت این بالای شش هفت میلیونه... چون تمام اشعار حافظ و سعدی و خواجوی کرمانی رو از حفظه

مرد نا امید نشد و طوطی دیگری پیدا کرد که حسابی زهوار در رفته بود، گفت: "- این که مردنی است و حتماً ارزان... "
"- این؟!... فکرش رو نکن، قیمت اش بالای پونزده شونزده میلیونه... چون اشعار سوزنی سمرقندی و انوری و مولوی رو حفظه..."

مرد که نمی خواست دست خالی برگردد به طوطی دیگری اشاره می کند که بال و پر ریخته بر کف قفس بی حرکت افتاده و لنگ هایش هوا بود.... انگار نفس هم نمی کشید.
"- این یکی را می خرم که پیداست مرده، حرف که نمی زند، حتماً هیچ هنری هم ندارد و باید خیلی ارزان باشد..."
"- این یکی؟!.... اصلاً فکرش رو نکن! قیمت این بالای شصت هفتاد میلیونه!"
"- آخه چرا؟ مگه اینم شعر می خونه؟"
"- نه...! شعر نمی خونه، حتی ندیدم تا امروز حرف بزنه، اصلا هیچ کاری نمی کنه... اما این سه تا طوطی دیگه بهش میگن استاد!127fs4573872

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:34
کاری که وقتی اینترنت قطعه، میشه انجام داد

- مین روب بازی کنید
۲- اتاقتون رو تمیز کنید
۳- مجموعه ۱۰ هزار عکسی رو که دارید اسم هاشون رو عوض کنید و مرتب کنید
۴- هارد کامپیوتر رو دیفرگ کنید
۵- فیلم ببینید
۶- دفتر تلفن تون رو مرتب کنید
۷- ۸ لیوان آب بخورید
۸- یاد بگیرید چطوری میشه رقصید
۹- یک کتاب بخونید
۱۰- یک زنگی به دوستای قدیمی بزنید
۱۱- مانیتورتون رو تمیز کنید
۱۲- از ۱ تا ۱ میلیون بشمارید
۱۳- برنامه هایی بی ربطی رو که روی کامپیوترتون نصب کردید و لازم ندارید آن اینستال کنید
۱۴- برید بیرون و تصادفی از آدم ها عکس بگیرید
۱۵- دیکشنری باز کنید و ۱۰۰ تا لغت جدید یاد بگیرید
۱۶- سعی کنید اسم یک فولدر رو روی کامپیوتر به con تغییر بدید
۱۷- به سعی تون ادامه بدید
۱۸- رجیستری ویندوز رو باز کنید و سعی کنید تمام کلید هایی که با حرف a شروع می شند رو حذف کنید
۱۹- دوش بگیرید
۲۰- یک چیزی بخورید
۲۱- با گیم های روی موبایل خودتون رو سرگرم کنید اگر اسنیک باشه چه بهتر
۲۲- یک چیزی رو تیکه تیکه کنید
۲۳- خوب اون رو دوباره به هم بچسبونید
۲۴- یک زنگی به آی اس پی تون بزنید
۲۵- تو آینه نگاه کنید و سعی کنید باحال به نظر بیاید
۲۶- آیکان های دسکتاپ تون رو به اشکال مختلف مرتب کنید
۲۷- تمام ساعت هایی که در اطرافتون هست رو با هم تنظیم کنید
۲۸- توی مرورگرتون یک صفحه خالی باز کنید و مدام اف ۵ بزنید
۲۹- فایلهای ویدئو و ایمیج رو با نوت پد باز کنید
۳۰- یک نوت پد باز کنید و سعی کنید ۳۰ کاری که میشه وقتی اینترنت قطعه انجام داد رو توش لیست کنید بنویسید


این ۳۰ مورد رو که انجام دادید بعدش حتما یک چکی بکنید ببینید مودم ای دی اس ال تون به برق وصل هست یا نه شاید اصلا مشکل قطعی اینترنت خودتون باشید.http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/loudlaff.gif:eyepopping

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:35
اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
(چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید)
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را
پر بکنیم

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:38
چندین سال پیش , دختری نابینا زندگی میکرد که بخاطر نابینا بودن از خویش متنفر
بود. او از همه نفرت داشت الا نامزدش. روزی , دختر به پسر گفت که اگه روزی
بتواند دنیا را ببیند, ان روز روز ازدواجشان خواهد بود. تا این که سرانجام شانس به انها روی اورد و شخصی حاضر شد تا یک جفت چشم به دختر اهدا کند. انگاه بود که توانست همه چیز, از جمله نامزدش را ببیند. پسر شادمانه از دختر پرسید: ایا زمان ازدواج ما فرا رسیده؟ دختر وقتی دید پسر نابینا است, شوکه شد ! بنابراین در پاسخ گفت: متاسفم , نمی تونم باهات ازدواج کنم , اخه تو نابینایی . پسر در حالی که به پهنای صورتش اشک می ریخت, سرش را پایین انداخت و از کنار تخت دختر دور شد. بعد رو به سوی دختر کرد و گفت: بسیار خوب, فقط ازت خواهش میکنم مراقب چشمان من باشی.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:39
داستان امتحان دامادها!

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت» !!!

ایمیل!

مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبه‌ش کرد و تميز کردن زمين‌ش رو -به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميل‌تون رو بدين تا فرم‌هاي مربوطه رو واسه‌تون بفرستم تا پر کنين و همين‌طور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين..» مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»
رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نمي‌تونه داشته باشه.»
مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نمي‌دونست با تنها 10 دلاري که در جيب‌ش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه‌فرنگي بخره. يعد خونه به خونه گشت و گوجه‌فرنگي‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه‌ش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد مي‌تونه به اين طريق زندگي‌ش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پول‌ش هر روز دو يا سه برابر مي‌شد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت.
5 سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده‌فروشان امريکاست. شروع کرد تا براي آينده‌ي خانواده‌ش برنامه‌ربزي کنه، و تصميم گرفت بيمه‌ي عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت‌شون به نتيجه رسيد، نماينده‌ي بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»
نماينده‌ي بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. مي‌تونين فکر کنين به کجاها مي‌رسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت: «آره! احتمالاً مي‌شدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.»

نتيجه‌هاي اخلاقي:

ن1. اينترنت چاره‌ساز زندگي نيست.
ن2. اگه اينترنت نداشته باشي و سخت کار کني، ميليونر ميشي

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:39
یه لحظه چشاشو باز کرد و در اولین لحظه نگاهش با نگاه یه دختر تلاقی کرد.
یه دختر با یه مانتوی سفید که درست روبروش کنار میز نشسته بود.
تنها نبود... با یه پسر با موهای بلند و قد کشیده.
چشمای دختر عجیب تکونش داد... یه لحظه نت موسیقی از دستش پرید
و یادش رفت چی داره می‌زنه.
چشماشو از نگاه دختر دزدید و کشید روی دکمه‌های پیانو.
احساس کرد همه چیش به هم ریخته.
دختر داشت می‌خندید و با پسری که روبروش نشسته بود حرف می‌زد.
سعی کرد به خودش مسلط باشه.
یه ملودی شاد رو انتخاب کرد و شروع کرد به زدن.
نمی‌تونست چشاشو ببنده
هر چند لحظه به صورت و چشای دختر نگاه می‌کرد.
سعی کرد قشنگ‌ترین اجراشو داشته باشه... فقط برای اون.
دختر غرق صحبت بود و مدام می‌خندید.
و اون داشت قشنگ‌ترین آهنگی رو که یاد داشت برای اون می‌زد.
یه لحظه چشاشو بست و سعی کرد دوباره خودش باشه.. ولی نتونست.
چشاشو که باز کرد دختر نبود
یه لحظه مکث کرد و از جاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد.
ولی اثری از دختر نبود.
نشست، غمگین‌ترین آهنگی رو که بلد بود، کشید روی دکمه‌های پیانو.
چشماشو بست و سعی کرد همه چیزو فراموش کنه.
شب بعد همون ساعت
وقتی که داشت جای خالی دختر رو نگاه می‌کرد دوباره اونو دید.
با همون مانتوی سفید
با همون پسر.
هردوشون نشستن پشت همون میز و مثل شب قبل با هم گفتن و خندیدن.
و اون برای دختر قشنگ ترین آهنگشو،
مثل شب قبل با تموم وجود زد.
احساس می‌کرد چقدر موسیقی با وجود اون دختر براش لذت بخشه.
چقدر آرامش بخشه.
اون هیچ چی نمی‌خواست.. فقط دوس داشت برای
گوشای اون دختر انگشتای کشیده شو روی پیانو بکشه.
دیگه نمی‌تونست چشماشو ببنده.
به دختر نگاه می‌کرد و با تموم احساسش فضای کافی شاپ.
شب های متوالی همین طور گذشت. رو با صدای موسیقی پر می‌کرد
هر روز سعی می‌کرد یه ملودی تازه یاد بگیره و شب اونو برای اون بزنه.
ولی دختر هیچ وقت حتی بهش نگاه هم نمی‌کرد.
ولی این براش مهم نبود.
از شادی دختر لذت می‌برد.
و بدترین شباش شبای نیومدن اون بود.

سه شب بود که اون نیومده بود.
سه شب تلخ و سرد.
و شب چهارم که دختر با همون پسراومد... احساس کرد دوباره زنده شده
و صدای موسیقی با قطره‌های اشکش مخلوط می‌شد.
دو باره نتهای موسیقی از دلش به نوک انگشتاش پر می‌کشید
.
اون شب دختر غمگین بود.
پسربا صدای بلند حرف می‌زد و دختر آروم اشک می‌ریخت.
سعی کرد یه موسیقی آروم بزنه... دل توی دلش نبود.
دوس داشت از جاش بلن شه و با انگشتاش اشکای دخترو از صورتش پاک کنه.
ولی تموم این نیازشو توی موسیقی که می‌زد خلاصه می‌کرد.
نمی‌تونست گریه دختر رو ببینه.
چشماشو بست و غمگین‌ترین آهنگشو
به خاطر اشک‌های دختر نواخت.
همه چیشو از دست داده بود.
زندگیش و فکرش و ذکرش تو چشمای دختری که نمی‌شناخت خلاصه شده بود.
یه جور بغض بسته سخت...
یه نوع احساسی که نمی‌شناخت
یه حس زیر پوستی داغ
تنشو می‌سوزوند.
قرار نبود که عاشق بشه...
عاشق کسی که نمی‌شناخت.
ولی شده بود... بد جورم شده بود.
احساس گناه می‌کرد.
ولی چاره‌ای هم نداشت... هر شب مثل شب قبل مثل شب اول...
فقط برای اون می‌زد.
یک ماه ازش بی‌خبر بود.
یک ماه که براش یک سال گذشت.
هیچ چی بدون اون براش معنی نداشت.
چشماش روی همون میز و صندلی همیشه خالی دنبال نگاه دختر می‌گشت.
و صدای موسیقی بدون اون براش عذاب آور بود.
ضعیف شده بود... با پوست صورت کشیده و چشمای گود افتاده...
آرزوش فقط یه بار دیگه
دیدن اون دختر بود.
یه بار نه... برای همیشه.
اون شب... بعد از یه ماه... وقتی که داشت بازم با چشمای بسته
و نمناکش با انگشتاش به پیانو جون می‌داد...
دختر با همون پسراز در اومد تو..
نتونست ازجاش بلند نشه ..
بلند شد و لبخندی از عمق دلش نشست روی لباش.
بغضش داشت می‌شکست و تموم سعیشو می‌کرد که خودشو نگه داره.
دلش می‌خواست داد بزنه... تو کجایی بی‌رحم.
دوباره نشست و سعی کرد توی سلولای به هم ریخته مغزش
، نتهای شاد و پر انرژی رو جمع کنه...
و فقط برای ورود اون
و برای خود اون بزنه
و شروع کرد.
دختر و پسر همون جای همیشگی نشستن.
و دختر مثل همیشه حتی یه نگاه خشک و خالی هم بهش نکرد.
نگاهش از روی صورت دختر لغزید روی انگشتای اون
و درخشش یک حلقه زرد چشمشو زد.
یه لحظه انگشتاش بی‌حرکت موند و دلش از توی سینه‌ش لغزید پایین.
چند لحظه سکوت توجه همه رو به اون جلب کرد
.
سعی کرد دوباره تمرکز کنه و دوباره انگشتاشو به حرکت انداخت.
سرشو که آورد بالا نگاهش با نگاه دختر تلاقی کرد.
- ببخشید اگه می‌شه یه آهنگ شاد بزنید... به خاطر ازدواج من و سامان.... امکان داره ؟
صداش در نمی‌اومد.
آب دهنشو قورت داد و تموم انرژیشو مصرف کرد تا بگه:
- حتما..
یه نفس عمیق کشید و شادترین آهنگی رو که یاد داشت با تموم وجودش
فقط برای اون...
مثل همیشه...
فقط برای اون زد.
اما هیچکس اون شب
از لابه‌لای اون موسیقی شاد
نتونست اشک‌های گرم اونو که از زیر پلک‌هاش دونه دونه می‌چکید ببینه
پلک‌هایی که با خودش عهد بست برای همیشه بسته نگهشون داره..
دختر می‌خندید
پسر می‌خندید
و یک نفر که هیچکس اونو نمی‌دید
آروم و بی صدا
پشت نت‌های شاد موسیقی
بغض شکسته شو توی سینه رها می‌کرد...

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:40
روز اول با خود گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دیدhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/cry.gif

روز دوم هم باز میگفتم
لیک با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما
بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا می کشت
باز زندان بان خود بودم

ان من دیوانه ی عاصی
در درونم های وهوی می کرد
مشت بر دیوار ها می کوفت
روزنی را جستجو میکرد
می شنیدم نیمه شب در خواب
های های گریه هایش را
در صدایم گوش می کردم
درد سیال صدایش را
شرمگین می خواندمش بر خویش
از چه بیهوده گریانی؟
در میان گریه می نالید:
دوستش دارم نمی دانی؟!154fs232528
روز ها رفتند و من دیگر
خود نمی دانم کدامینم
ان من سر سخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم؟!

بگذرم گر از سر پیمان
می کشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:40
" اديسون " در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به‌شمار مي‌رفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال، در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود، هزينه می‌كرد.اين آزمايشگاه، بزرگ‌ترين عشق «ادیسون» بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل‌می‌گرفت تا آماده‌ی بهينه‌سازي و ورود به بازار شود. همين روزها بود كه نيمه‌هاي شب، از اداره‌ی آتش‌نشاني به پسر «اديسون» اطلاع دادند که آزمايشگاه پدرش در آتش مي‌سوزد و كاري از دست كسي برنمي‌آيد و تمام تلاش مأموران، فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمان‌هاست!

آنان تقاضا داشتند كه موضوع، به‌نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود. پسر با خود انديشيد كه به احتمال زیاد، پيرمرد با شنيدن اين خبر، سكته مي‌کند بنابراین از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه، روي يك صندلي نشسته و سوختن حاصل تمام عمرش را تماشا مي‌كند!

پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي‌انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش به‌سر مي‌برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سرشار از شادي گفت: «پسر تو اين‌جايي؟ مي‌بيني چه‌قدر زيباست؟ رنگ‌آميزي شعله‌ها را مي‌بيني؟ حيرت‌آور است! من فكر مي‌كنم كه آن شعله‌هاي بنفش، به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به‌وجود آمده است! واي! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اين‌جا بود و اين منظره‌ی زيبا را مي‌ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره‌ی زيبايي را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟»

پسر حيران و گيج جواب داد: « پدر، تمام زندگي‌ات در آتش مي‌سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله‌ها صحبت مي‌كني؟ چه‌طور مي‌تواني؟ من تمام بدنم مي‌لرزد و تو خونسرد نشسته‌اي؟!»پدر گفت: « پسرم از دست من و تو كه كاري برنمي‌آيد. مأموران هم كه تمام تلاش‌شان‌ را مي‌كنند. در اين لحظه بهترين كار، لذت‌بردن از منظره‌اي‌ست كه ديگر تكرار نخواهد شد. در مورد آزمايشگاه و باز‌سازي يا نو‌سازي آن، فردا فكر مي‌كنيم! الآن موقع اين ‌‌كار نيست! به شعله‌هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!»

«توماس آلوا اديسون» سال بعد، دوباره در آزمايشگاه جديدش، مشغول به‌كار بود و همان سال، يكي از بزرگ‌ترين اختراع‌های بشريت يعني « ضبط صدا» را تقديم جهانيان نمود. او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:43
چرا دخترها هزار جور بزک دوزک میکنند؟
چون میدانند با اون قیافه هیچکس نمیاد سراغشون !
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
چرا دخترها میرن بدن سازی؟
چون با اون هیکل های ناقص کسی سراغشون نمیاد !
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
چرا دخترها هیشه به ایفون و در نگاه میکنند؟
چون همیشه منتظر خواستگارن !
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
چرا دخترها دماغشون رو عمل میکنن؟
چون امیدوارن شاید فرجی شد و خواستگار اومد !
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
چرا دخترها فیلم هری پاتر را دوست دارن؟
چون فکر میکنند فردا میاد خوستگاریشون !
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
به دخترهای دم بخت چه میگویند؟
دیر شوهر کرد داشت می ترشید
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
به یک دختر نصفه مغز چه میگویند؟
از سرت هم زیاده
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
به یک دختر باهوش تو ایران چی میگن؟
تروریست
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
چرا دختر ها مثل مجسمه هستند؟
چون تمام عمر به در ذل می زنند
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
چرا دخترهای معمولی (s) دنبال بیل گیتس (n) میرن؟
چون n و s همدیگر را جذب میکنند
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
چرا دخترانی که با دوست پسراشون از برج میلاد خودشونو پرت کنن پایین مرد 1 ساعت زودتر از دختر میرسد زمین؟
چون دختره از ارتفاع می ترسد از پله اومده پایین !
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
چرا دختر ها چرا اینقدر لباس میخرن؟
چون روی جیب دوست پسرشون نشسته اند

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:44
ThE KiNg Of ThE PoP MuSiC

شادمهر عقیلی متولد 1351/7/11 ملقب به سلطان پاپ بچه خیابان هاشمی تهران '''' اصلیت طالقانی '''' فرزند آخر خانواده '''' پدرش و برادرانش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهر تکذیب شده '''' در شرایط سخت مالی بزرگ شد '''' گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت '''' فوق لیسانس از هنرستان موسیقی '''' تا 24 سالگی بهخواننده شدن فکر نمیکرد '''' بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی '''' اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی میپرداخت '''' برای تماشای کلیپ های خارجی بیتابی میکرد '''' رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرجخواند '''' متنفر از تجملات '''' ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو '''' عشا ق بازی بهروز وثوقی '''' به افراد مختلف القاب مختلف میداد '''' هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود '''' رفاقت با جوانان سالم را دوستدارد '''' با قرض ارگ خرید '''' کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش '''' با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید '''' از هیچ غذایی بدش نمی آید '''' مردم برای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشیدند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و
تمام میشد '''' خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش '''' همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر '''' عاشق اتومبیل بی ام و بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است '''' الگوی گیتار : اردشیر فرح '''' شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش دست به جیب برای دوستان طراز اول '''' کم حرف '''' در تهران پاتوق هیشگی نداشته '''' اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر '''' شایعه عمل زیبایی بینیش رو تکذیب میکنه '''' هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود '''' نازانگشتا ( خشایر اعتمادی ) و غزلک (سعید شهروز ) اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است'''' زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند '''' روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران '''' هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ خواننده ای هم صدایی کند '''' اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379 '''' ما درش را میپرستد '''' یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستادچشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد '''' عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست '''' بابت بازی و خونندگی در پرپرواز 10 میلیون تومان گرفت '''' نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه'''' درشرایطی به کانادا رفت که مسولین داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند ماهی یک بار به شمال میرفت '''' آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت اما باز هم مسولین ارشاد......... ... '''' خواننده محبوب : ریکی مارتین '''' اهل شب نشینی و روزنامه خواندن نیست '''' استاد کوک کردن سنتور '''' بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی روبه رو شد '''' عاشق ماشین عوض
کردن '''' به پیشنهاد ، دوستش برای راه اندازی فروشگاه جواب منفی داد '''' نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته '''' آلبوم آدم و حوا رو خیلی دوست دارد و این آلبوم در ایران هنوز توقیف هست '''' علاقه مند موسیقی ترکی '''' با چند خانواده در تورنتو دوست است '''' گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا '''' آموزش خصوصی گیتار و ویلن در تورنتو '''' محبوب ترین چهره موزیک پاپ ایران در خارج از کشور '''' فقط در یک سر شماری کوچک شادمهر 20 ملیون هوا دار داشته '''' طرح کلیپهایش را خودش میدهد '''' خیالی نیست را بدون دست مزد خواند ولی برای آدم فروش دست مزد خوبی گرفت '''' یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و
مستاجر هست ، البته فعلا '''' وبلاگ ها ویا سایت های تقلبی در مورد خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و میگوید که هیچ سایت و یا وبلاگی را خودش اداره نمیکند و اینها همه طرفدارانش هستند '''' قرار داد با 2 خواننده زن لس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند '''' و روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند'''' قبل از عید سال 83 دست راستش شکست '''' در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پر جمعیت ایرانی ''''چند روز قبل با بهروز صفاریان با تلفن صحبت میکند وآشتی میکنند '''' هیچ گونه هد ف و یا قصد باز گشت ندارد"" استاد نواختن سوت،ویلن،گیتار،گیتاربیس،پ یانو و سنتور است''''استاد تنظیم اهنگ است''''
پایان
__________________________________________________ _____________________
هفتم بهمن ماه 1357 در يك خانواده شش نفره در تهران متولد شد.سه برادر داشت كه دو نفر از آنها رو در جنگ ايران و عراق از دست داد از بچگي به نوازندگي علاقه داشت و با پيانو شروع كرد ولي بعد ويلون را بعنوان ساز تخصصي خود انتخاب كرد.آهنگسازي ميكرد و نواختن ساز را از هر كاري بيشتر دوست داشت. ساز هاي تخصصي وي پيانو ،گيتار و ويلن بوده و در نواختن ويلون تبحر خاصي دارد.از 1376 وارد واحد موسيقي صدا و سيما شد و در آنجا مشغول به كار شد ولي كارهاي او براي كسب مجوز مشكل داشتند.بعنوان اولين كار معبود را اجرا كرد. بعد از آن بهار من اولين كاست او بود.بهار من كاست بدون كلامي بود كه نوازندگي پيانو ،گيتار و ويلون را در آن بعهده داشت بعد از بهار من مسافر به بازار آمد و تحولي در موسيقي پاپ كشور ايجاد شد كه آثار آن براي هميشه به جا ماند.بعد از آن كاست دهاتي منتشر شد و باعث نمايان شدن فرق بين كارهاي شادمهر و ديگران شد.در اين راه هميشه مشكلات بسيار زيادي سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز براي كاري كه نام شادمهر روي آن باشد مشكل شد با وارد شدن شادمهر به سينما محبوبيت او صد چندان شد .او در دو فيلم سينمايي پر پرواز و شب برهنه بازي كرد و خود را در عرصه بازيگري هم مورد امتحان قرار داد . بازي در اين فيلمها باعث افزايش حساسيت روي كارهاي وي شد پس از آن ، دوسال گرفتن مجوز براي كاست بعدي يعني آدم و حوا ادامه پيدا كرد و شادمهر كه ديگر عرصه را براي كار تنگ مي ديد رهسپار ينگه دنيا شد تا كسي نتواند جلوي پيشرفت او را سد كند . و قصه پر پرواز را در زندگي خود تكرار كرد . شايد پر پرواز زنگ خطري بود براي آنهايي كه اجازه راحت كار كردن را از امثال شادمهر سلب ميكردند آدم و حوا و بعد از آن خيالي نيست بصورت غير مجاز در ايران پخش شد و محبوبيت وي را بيش از پيش زياد كرد تا هوادارانش با دور شدن او از وطن ، او را به خود نزديك تر حس كنند و ا ز كارهاي اين نابغه موسيقي لذت ببرند در حال حاضر وي در تورنتو كانادا مشغول كار است و ار تباط خود را با وطن و هوادارانش همچنان حفظ مي كند تا كاري باب ميل جوانان اين كشور ارائه دهد و جاي خود را در قلب ايشان نگاه دارد
پایان
__________________________________________________ _____________________

نام:محمدرضا

نام خانوادگی :عقيلی

شهرت:شادمهر

تاريخ تولد:7بهمن1351

محل تولد:تهران-خيابان هاشمی

شادمهر عقيلی در تاريخ7بهمن 1351 در خانواده ای 6 نفره در شهر تهران متولد شد
او آخرين فرزند اين خانواده است.سه برادر داشت كه دو تن از آنها در جنگ تحميلی
به شهادت رسيدند مجرد است و با مادرش زندگی می كرد.او در رابطه با ازدواج می گويد:هنوز كسی را كه برای زندگی مشترك مناسب باشد،پيدا نكرده ام.ضمناً او ديپلمه موسيقی نيز هست او در مورد گرايش به سمت موسيقی می گويد:
از بچگی با ديدن آلات موسيقی به سمت آنها می رفتم.در كودكی بود كه با پيانو آشنا شدم؛اما مدتی بعد،از سن ده سالگی،ويولن را به عنوان ساز اصلی ام انتخاب كردم،چون نواختن آن واقعاً كار دشوار و سختی است اين طوری شد كه خواننده شدم من كار آهنگسازی انجام می دادم و برای ارائه آهنگ هايم به خواننده ها،معمولاًخودم روی ترانه ها می خواندم.ما يك گروه بوديم كه از هنرستان موسيقی در سال 1376 به واحد موسيقی صداو سيما رفتيم.از بچه های آن دوره،از جمله می توانم به فواد حجازی اشاره كنم در واحد موسيقی با خشايار اعتمادی و عليرضا عصار آشنا شدم.در اين واحد از ماتست صدا گرفتند.امتحان سختی بود و چندين بار هم صدای من را رد كردند.حتی آهنگهايی كه می ساختم هم برای تصويب با مشكل و سختگيری زيادی رو به رو می شد و مجبور بودم برای گرفتن مجوز
ماه ها دوندگی كنم."معبود"اولين كاری بود كه انجام دادم و الآن بيشتر از4 سال است كه خوانندگی می كنم بهار من،اولين بود بهارمن اولين كاستی بود كه از من منتشر شد و مردم نيز از آن به خوبی استقبال كردند در اين كاست من نوازندگی ويولن،گيتار و پيانو را انجام داده ام.بهارمن خواننده نداشت و بيشتر در آن ترانه هايی مثل "الهه ناز"استاد بنان و آهنگ هايی را كه مردم با آن رابطه خوبی داشتند،اجرا كرديم
مسافر از راه رسيد

بعد از "بهار من" كاست "مسافر"را اجرا و به بازار عرضه كردم.هدف من از خواندن در اين كاست،برقرار كردن ارتباط با ايرانيان مقيم خارج از كشور بود و دوست داشتم به آنها اين پيام را منتقل كنم كه در ايران هم شرايط لازم برای خواندن وجود دارد.اين موضوع را قبل از اينكه اين كاست منتشر شود با مسئولين مركز موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نيز در ميان گذاشته بودم معروف شدم جوان ها،آهنگ ها و ترانه های من را می پسندند؛شايد به اين خاطر كه خود من نيز مثل آنها يك جوان هستم.به نظر خودم بيشتر با ترانه "معبود"بين مردم معروف شدم."معبود"همان ترانه ای است كه در ابتدای آن می گويم:اگر روزی رسد دستم به دامانت دهاتی خوب است يا بد؟ فروش كاست "دهاتی"خيلی بالا بود.درباره اين كاست هركس يك نظر مخصوص به خود دارد و می تواند نظرش را ارائه دهد.بعضی می گويند:"دهاتی"خوب است و كار با كيفيتی است.در مقابل،عده ای بر اين باورند كه كاست بد و ضعيفی است.البته از نظر من "دهاتی"كاست خوب و موفقی است،مطمئن باشيد كه اگر "بد"بود،هرگز آن را نمی خواندم
سنگ انداز ها!
برای گرفتن مجوز كاست "دهاتی" خيلی دوندگی كردم؛اين مشكلات با اين كه مدت زيادی از انتشار كاست می گذرد،هنوز هم وجود دارد!بيشتر كسانی كه سعی كردند مانع كار شده و سنگ اندازی كنند،متاسفانه از قشر همكاران بنده،يعنی خوانندگان بودند!آن ها دست به هر كاری زدند كه "دهاتی" مجوز انتشار نگيرد حسادت جزئی از اخلاقيات بعضی انسانهای امروز است و به نظر من وجود آن در هر آدمی يك امر طبيعی و عادی است.شايد هر فردی در وجود خود احساس حسادت به ديگران داشته باشد اما تفاوت و تشخيص آدم ها در اين است كه ببينيم هر فردی چطور می تواند اين حسادت را در خود كنترل و مهار كند.من خودم شخصاً سعی می كنم اگر با كمبودی رو به رو شدم-از نظر اخلاقی و رفتاری-تلاش كنم تا آن را برطرف نمايم و به خواسته ام برسم.اما متاسفانه بعضی ها سعی می كنند تا امتيازات مثبت ديگران را به هر ترتيب ممكن از بين ببرند و به قول معروف زير آب ديگران را بزنند!و اين اتفاقی بود كه هنگام انتشار كاست "دهاتی"و پس از آن با آن رو به رو بودم بهترين ترانه ام اگر از من بپرسيد بهترين ترانه ای كه خوانده ای كدام است؟در پـاسـخ مـی گویـم تــرانــه های "ياس"و "هـزار و یـك شـب" در آلـبـوم "مـسـافـر".از بیـن تـرانـه هـای "دهـاتـی"نيز ترانه "دلخوشی"بيشتر از ديگر ترانه هايم برايم جالب است و به آن علاقه خاصی دارم امان از دست اين شايعات عليه من شايعات جورواجوری درست كرده اند.اما هيچ كدام از اين شايعه ها مرا ناراحت نمی كند.تازه هرچه بيشتر شايعه می شنوم بيشتر خوشحال می شوم.در باره خودم شايعات زيادی شنيده ام؛مثلاً اينكه ازدواج كرده ام،زندانی شده ام و يا به ايالات متحده آمريكا فرار كرده ام!اما جالب ترين شايعه ای كه در مورد من درست كرده اند،شايعه مرگ من است!حتی شنيدم كه شايعه سازان گفته اند مراسم تشييع جنازه من هم درمقابل صدا و سيما(جام جم)برگزار شده است

يك سوژه ناب

اولين بار كه شعر"دهاتی"سروده آقای محمد علی بهمنی را خواندم ديدم كه در من شوك بزرگی ايجاد كرده است.با خودم گفتم اين شعر چقدر می تواند برای يك كاست پر فروش سوژه نابی باشد.در اين كاست به جز آقای بهمنی،از خانم نيلوفر لاری پور و چند شاعر ديگر هم آثاری وجود داد من محبوب ترين نيستم اين جمله كه می گويند"شادمهر عقيلی محبوب ترين خواننده موسيقی پاپ ايران است" من نيز شنيده ام،اما به نظر من خالی از واقعيت است.من نمی گويم جنس صدايم خوب است اما می توانم بگويم هر چيزی را كه می سازم خوب ارائه می كنم.من می توانم نكته هايی را كه در ذهن ديگران وجود دارد،خوب شناسايی كنم و برای آنها بخوانم
برای هم جنس های خودشان بخوانند.....
به اعتقاد من اگر خانم ها در كشور ما بتوانند كار خوانندگی داشته باشند،خيلی خوب می شود آنها حداقل می توانند برای هم جنسهای خودشان بخوانند و از خواندن لذت ببرند با هيچ كس مشكلی ندارم تحول در موسيقی پاپ كشورمان به وجود آمده است اما اين تحول از طرف برخی از اهالی موسيقی خنثی و بی اثر شده است!همه از من شاكی هستند كه چرا"دهاتی"را خوانده امبا اين كاست بازار نوار خيلی ها خراب شده و فروش كاست های بسياری از خواننده ها پايين آمده است و البته همه در اين مورد مرا مقصر می دانند!البته من شخصاً با هيچ كس مشكلی ندارم و دوست دارم همه خوانندگان كشورم در كار خود موفق باشند.من اصلاً دوست ندارم برای جذب مخاطب به تنهايی جلو بروم.بلكه دوست دارم با تعدادی خواننده ديگر،رقابت سالم و سازنده داشته باشم

كنار گذاشتن موسيقی برای هميشه

همان طور كه خودتان بهتر می دانيد موزيسين ها آدم هايی هستند كه معمولاً به سراغ"ريسك كردن"نمی روند.احتمال داشت شرايط من بعد از خواندن "دهاتی"طوری می شود كه ديگر برای هميشه موسيقی را كنار بگذارم!هر چند كه در حال حاضر نيز مشغول پرداختن تاوان اين ريسك هستم فرم و فيزيك حنجره من
فرم و فيزيك حنجره من،فيزيك و حنجره يك خواننده نيست.اما چون به هر حال می توانم بخوانم،چس می خوانم.ضمناً به صدای آقايان محمد اصفهانی و عليرضا افتخاری نيز علاقه مند هستم بازيگر شدم به من می گويند تو اولين خواننده ای هستی كه پس از انقلاب به عرصه سينما قدم نهادی من هم از اين بابت خيلی خوشحالم،اما فكر می كنم عالم هنر حد و مرز نمی شناسد و وقتی تهيه كننده می بيند كه می توان از كسی به هر نحوی استفاده كند و در گيشه به نفعش می شود روی او سرمايه گذاری می كند.اين تنها مربوط به من نيست

ماجرای بازيگر شدنم

خيلی اتفاقی پيش آمد كه بازيگر شدم.پيشنهاد برای بازی در فيلمها از 2سال پيش شروع شد.تعداد آنها زياد بود؛پس با دقت آنها را بررسی كردم.پس از بررسی به اين نتيجه رسيدم كه فيلمنامه "پرپرواز"از بقيه پيشنهادات بهتر است.البته اين فيلمنامه 20بار عوض شد و البته آقای كيانوش عياری با مهارتی خاص اين فيلمنامه را بازنويسی نمودند.شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد مردن آسان و فيلم موزيكال مشكل من موسيقی دان هستم،نه بازيگر سينما شايد ياورتان نشود،ولی من خيلی كم به سينما می روم.بايد پيش بيايد،آن قدر مشغله فكری و كاری دارم كه فرصتی برای فكر كردن در مورد سينما ندارم برهنه يا شب برهنه شب برهنه نام فيلم جديد من است كه در ابتدا"برهنه"نام داشت.اما به دليل مخالفت با اين نام قرار شد نام آنرا از "برهنه" به "شب برهنه" تغيير دهند.جالب است كه بدانيد قرار نبود من در اين فيلم بازی كنم.داستان از اين قرار بود كه آقای سهيلی خانم "زيبا بروفه"را برای بازی در نقش اول زن اين فيلم انتخاب كرده بودند.اما برای بازيگر نقش اول
مرد كسی را مد نظر نداشتند.خانم بروفه هم می گويد:"در فيلم پرپرواز با جوان هنرمندی همبازی بودم كه جوان با استعدادی است"و آقای سهيلی هم از من دعوت به همكاری كردند.من هم تست دادم و قبول شدم.اما چون درست نبود كه دوبازيگر اصلی پرپرواز در اين فيلم با هم همبازی باشند،خانم بروفه به نفع من كنار رفتند و خانم زهرا محمودی را برای اين نقش برگزيدند.در ضمن موسيقی متن شب برهنه را خودم كار كرده ام و ترانه آن را نيز خودم ساخته و خوانده ام.
پایان

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:45
1. روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

6. همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11. در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

12. به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

13. وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

14. وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

15. موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

17. بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

18. شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

20. وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

21. صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

22. روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

23. وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

24. وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

25. چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

26. بادکنک بچه ها رو بترکونين

27. مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

28. وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

29. بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

30. کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

31. ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

32. توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

33. هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

34. حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

35. نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

36. دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

37. عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

38. پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

39. با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

40. شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

41. موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

42. توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

43. شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

44. توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

45. توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

46. جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

47. يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

48. توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

49 چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

50. ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:45
جوك و كركر خندهhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/25r30wia.gifd0s69thbefhifftitrzp(سري اول)http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/25r30wia.gifd0s69thbefhifftitrzp
طرف لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شا ا .... ،ازش ميپرسن چه کار ميکني ؟ميگه : پسرم يک ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ... عجب نفسي داره ... !

تو جاده پليس جلو يه ماشينو ميگيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 100 هزار تومن شدي حالا ميشه بدونم ميخاي باهاش چي كار كني؟ مرد ميگه:ميرم گواهينامه ميگيرم زنش سريع ميگه :جناب سروان اين وقتي مشروب ميخوره پرت و پلا زياد ميگه بچشوون از اوون پشت ميگه بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مياد :از مرز رد شديم يا نه؟

می دوني چرا توشک رو قبل از دوختن با چوب مي زنن ؟ چون بعدا هر چي ديد صداش در نياد ...

غضنفر مي ره ماشينش رو بيمه کنه، آقاهه بهش مي گه: خدا کنه هيچ وقت از اين بيمه استفاده نکني. غضنفر مي گه: اگه اينطوريه که الهي تو هم از اين پول خير نبيني!

غضنفر با نامزدش ميرن بيرون، گم مي شن. دختره مي پرسه حالا چي کار کنيم؟ غضنفر مي گه تو برو خونتون، من براي خودم يه فکري مي کنم.

به يارو مي گن نظرت در مورد گرون شدن بنزين چيه؟يارو مي گه براي ما که فرقي نمي کنه ما همون 1000تومن بنزين رو مي زنيم

از يك معتاد ميپرسن چطور شد كه معتاد شدي؟ ميگه با بچه ها قرار گزاشتيم روزهاي تعطيل تفريحي بكشيم يه هويي خورديم به عيدنوروز.

يارو ميره سمعک بخره، فروشنده ميگه: همه جورشو داريم، 1000 تومني تا 1000000 تومني.
يارو ميگه: 1000 تومني اش چه جوري کار ميکنه؟
فروشنده ميگه: اين اصلا کار نميکنه فقط چيزي که هست وقتي مردم اينو ميبينن، بلندتر حرف ميزن.

غضنفر آخر عمري بچه هاشو جمع ميکنه دور خودش و به هر کدوم يه تيکه چوب ميده ميگه بشکنيد. همه ميشکونن … به هر کدوم 5 تا چوب بيل ميده ميگه بشکونيد. همه ميشکونن… به هر کدوم 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشکونيد . همه ميشکونن…! بر ميگرده ميگه پاشيد گمشيد برين بيرون جنبه يه نصيحت کردنم نداريد….

غضنفر ميره خواستگاري. مادره دختره به غضنفر ميگه : دختر رو پسنديدي؟ميگه : حالا ما بريم يه دور بزنيم بعدا مزاحم ميشيم.

غضنفر ميره خواستگاري طرف ميگه ميخوام درس بخونم ميگه پس ما ميريم يه دو ساعت ديگه ميايم!

طرف از باجه تلفن مياد بيرون ميگن سالمه ميگه آره فقط آفتابه نداره!

يه روز غضنفربه پسرش مي گه اين جوري که تو داري درس مي خوني در آينده حتي يه گوساله هم نمي شي. اصلا مي دوني گوساله چيه ؟ پسر: آره که مي دونم گوساله، کسيه که باباش گاو باشه.

پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسيد: كي بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضي گرفته بود

يه روز غضنفر داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه آخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد باز مي بينن داره دنده عقب مي ياد ميگن الان چرا دنده عقب مي ياي ميگه اخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم.

سه نفر ميرن دزدي- صابخونه بيدار ميشه و دزدا هر کدوم ميرن تو يه گوني قايم ميشن!صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..يارو صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم که غضنفر توش بوده لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه ترکه با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ميفهمي.

غضنفر ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميده، بعد از يه مدت دوستاي غضنفر بهش ميگن: ياد گرفته حرف بزنه يا نه؟ غضنفر ميگه: هنوز نه ولي خيلي توجه ميکنه

به غضنفر ميگن بستني کيم رو چه جوري مي خورن؟ ميگه: ميذارن لاي بربري ، سيخشو در ميارن.

نحوه عملکرد حراست دانشگاه : ديروز : از پذيرفتن خانم هاي بدحجاب معذوريم!!! امروز: از پذيرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوريم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شويد.

طرف راديولوژيست مي شه يه مريض مياد جواب عكسشو بگيره بهش مي گه يه دنده سمت راست قفسه سينتون شكسته كه من تو فتو شاپ واستون درستش كردم.

ميدوني فلسفه اختراع سرسره چيه؟ ميخوان از بچگي به آدم ياد بدن که بالا رفتن چقدر سخته و پايين آومدن چقدر آسون!!!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/25r30wia.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/25r30wia.gif

به غضنفر میگن یک معما بگو، میگه اون چیه که زمستونا خونه رو گرم میکنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فکر میکنه جوابشو پیدا نمیکنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ غضنفر میگه بخاری! یارو کف می‌کنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میکنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می‌کنه؟ غضنفر میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت!

غضنفر یه تیکه یَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه می‌کرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میکنی؟ غضنفر میگه: ایلده ازش آب میچیکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!

به غضنفر ميگن تو به زندگي پس از مرگ اعتقاد داري ؟ ميگه 100% آخه من خودم 2 سال بعد از مرگ پدرم به دنيا اومدم

غضنفر داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است… غضنفر میگه: باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!
غضنفر به شکمش میگه: تا کی من کار کنم تو بخوری شکمش جواب داد : میخوای من کار کنم تو بخوری.http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/25r30wia.gif
غضنفر رفته بود دومیدانی از بغلیش میپرسه: اینا برای چی میدوند؟ یارو میگه: بزای اینکه یک نفر اول بشه! غضنفر میگه: خب بقیه برای چی میدوند؟!؟

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:45
چو شد روز کاکا بپوشید گبر
نگهبان تن کرد بر گبر ببر
گذشت از ژاوی و بالا گرفت
همی ماند زو کاتالان در شگفت
خروشید کای والدز خوش خیال
هماوردت آمد برآرای کار
زنیرنگ کاتالانی بدین سان درست
وگرنه که پایت همی گور جست
بکوبمت زین گونه امروز چنان
کزین پس نبیند تو را زنده کاتالان
من امروز نز بهر جنگ آمدم
پی انتقام و نام و ننگ آمدم
همی گفت کای پاک دادار هور
فزاینده ی قدرت شوت و زور
همی بینی این پاک تیم مرا
روان مرا هم توان مرا
که چندین بشوتم که این والدزار
مگر سربپیچاند از کارزار
چو کرد او بر آن توپ روی پا
ز روی چمن اندر آمد هوا
بزد توپ بر چشم والدزار
سیه شد جهان پیش آن نامدار
خم آورد بالای سر و تنش
بشد توپ گل ، خاک بر سرش

"سپیدقو"

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:47
بيوگرافي گروه موسيقي راك راسموس!d0s69thbefhifftitrzphttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/277.gif

http://www.myup.ir/images/f1x2qiekjyhmn91spzh3.jpg

4عضو اصلی گروه که عاشق موسیقی راک بودند در مدرسه با هم آشنا شدند.
گروه را با اجرا کردن آهنگ های گروه هایی همچون nirvana , metallica , red hot chilli pepers و ... در سن 16 سالگی تاسیس می کنند.
استقبال مردم بسیار خوب بود بطوری که برای آلبوم اول خود بسرعت سرمایه گذار و تهیه کننده پیدا می کنند.
اولین آلبوم peep نام داشت که به سرعت طرفداران زیادی پیدا کرد و سبک کار گروه هم پاپ و رپ و ترکیبی از راک و جز و بلوز بود.
آلبوم دوم گروه با نام Playboys به فاصله یک سال از آلبوم اولی بیرون آمد که از نظر سبک موسیقی در راستای آلبوم اول قرار می گیرد.
این آلبوم هم بسیار مورد توجه قرار می گیرد و اسم راسموس را به عنوان گروه جدید راک موفق فنلاند بر سر زبانها می اندازد و آهنگهای Playboys , Ice و Blue از این آلبوم مورد توجه قرار گرفت و تقدیر شد.
آلبوم سوم Hell of a Tester چنان سر و صدایی به پا می کند که دور از انتظار گروه است و تک آهنگ Liquid به عنوان بهترین آهنگ سال فنلاند از سوی منتقدین برگزیده می شود.
بعد از این آلبوم Jane درامر سابق گروه , راسموس را ترک می کند و به گروه دیگری بنام Love Stoneمی پیوندد.
به گفته Lauri Ylonen بعد از این همه موفقیت گروه در کمال تعجب در معرض فروپاشی قرار می گیرد.
تا زمانی که Pauli گیتاریست گروه Akiرا که آن زمان تی شرت های تبلیغاتی گروه را می فروخته ملاقات میکند.
گروه کار Aki را می پسندد و به سرعت ضبط آلبوم جدید Into را شروع میکند که حال و هوایی پاپ راک و پانک داشت و تک آهنگ F-F-F-Falling از این آلبوم به سرعت در راس چارت های اروپا قرار می گیرد و از اینجا به بعد هواداران گروه بین المللی می شوند.
Lauri در مورد این آهنگ می گه که : ما خیلی عصبی بودیم چون نمی دونستیم که این آهنگ یه شکست خواهد بود ویا صعود! و البته این آهنگ یه صعود کامل بود.
گروه بعد از یک تور بزرگ در اروپا آلبوم پنجم خود Dead Letters را که حال و هوایی بسیار متفاوت با آلبوم های قبلی دارد را به بازار عرضه می کند .
سبک کار گروه به هارد راک - گاث راک تغییر می کند و لقب یکی از پر فروش ترین آلبوم های موسیقی تاریخ فنلاند را به خود اختصاص می دهد.
آلبوم به فروش 1.5 میلیون نسخه در دنیا دست پیدا می کند و این شهرت باعث می شود آنها هم تراز معروف ترین گروه راک فنلاند یعنی H.I.M قرار بگیرند.
تک آهنگ In The Shadows از این آلبوم به عنوان یکی از بهترین ترک های سال در بریتانیا برگزیده می شود که هنوز هم خیلی ها این گروه را با این آهنگ می شناسند.
تک آهنگ Guilty دومین اثر موفق گروه بود که بعد از In The Shadows در آمریکا انتشار یافت که موفقیت گروه را بیشتر کرد.
Lauri خواننده اصلی گروه پس از کسب موفقیت بین المللی گروه از سوی گروه Apocalyptica دعوت به همکاری برای آهنگ های LifeBurns و Bittersweet می شود که در آهنگ دومی با Ville Valo خواننده گروه مشهور H.I.M هم صدا می شود که این آهنگ و موزیک ویدیوی زیبای آن , گروه گوتیک - سمفونیک متال Apocalyptica را به شهرت بیشتری می رساند.
بعد از یک تور بسیار بزرگ در اروپا و آمریکا و گرفتن جوایز متعدد در فستیوال های مطرح موسیقی در دنیا گروه ضبط ششمین آلبوم خود را آغاز کرد .
این آلبوم خشن ترین - تاریک ترین - عمیق ترین و به نوعی بهترین آلبوم گروه بود.
Lauri در این رابطه می گه : در طول ضبط آلبوم اگر صدای من به اندازه کافی حالت خشن پیدا نمی کرد تهیه کنندگان گروه من رو مجبور به کشیدن سیگار می کردند.
گروه به خاطر اینکه این آلبوم را در فصل هایی از سال در فنلاند که روزها بسیار کوتاه هستند و در اکثر اوقات هوا تاریک است ضبط کرده اند - نام آن را Hide From The Sun می گذارند که در راستای فضای غم انگیز و گوتیک آلبوم قبلی می باشد.سایت های موسیقی آلبوم را به عنوان یکی از بهترین آلبوم های راک سال انتخاب می کنند و سبک آلبوم را Gothic Rock - Melodic Rock - Death pop - Pop Metal و Alternative می نامند .
اولین تک آهنگ آلبوم با نام No Fear در فنلاند اول می شود و گروه در فستیوال موسیقی MTV جایزه بهترین گروه فنلاندی را از گروه H.I.M می رباید.
تک آهنگ بعدی گروه Sail away محبوبترین آهنگ گروه بعد از In The Shadows است.
هر چند که طرفداران گروه از این آلبوم به عنوان بهترین آلبوم گروه یاد می کنند ولی هرگز نتوانست موفقیت تجاری آلبوم قبلی را بدست بیاورد.

خواننده ي گروه لائوريd0s69thbefhifftitrzphttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/277.gif



وب سايت رسمي گروه: www.therasmus.com (http://www.therasmus.com/)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:48
دروغگوی حرفه ای

افسر راهنمائی یه آقایی رو به علت سرعت غیرمجاز نگه می داره.
افسر-می شه گواهینامه تون رو ببینم؟
راننده-گواهینامه ندارم .بعد از پنجمین تخلفم باطلش کردن.
افسر-میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟
-این ماشین من نیست ! من این ماشینو دزدیده ام !!!
-این ماشین دزدیه؟
- آره همینطوره ولی بذار یه کم فکر کنم !فکر کنم وقتی داشتم تفنگم رو می زاشتم تو داشبورد کارت ماشین صاحبش رو دیدم!
-یعنی تو داشبورد یه تفنگ هست؟
- بله .همون تفنگی که باهاش خانم صاحب ماشین رو کشتم و بعدش هم جنازه اش رو گذاشتم تو صندوق عقب .
--یه جسد تو صندوق عقب ماشینه ؟
بله قربان همینطوره!!!
با شنیدن این حرف افسر سریعا با مافوقش (سروان )تماس می گیره.طولی نمی کشه که ماشینهای پلیس ماشین مرد رو محاصره می کنن و سروان برای حل این قضیه پیچیده به پیش مرد می آد.
سروان:-ببخشید آقا میشه گواهینامه تون رو ببینم ؟
مرد:- بله بفرمائید !!
گواهینامه مرد کاملا صحیح بود!
سروان:-این ماشین مال کیه؟
مرد:-مال خودمه جناب سروان .اینم کارتش !
اوراق ماشین درست بود و ماشین مال خود مرد بود!
- میشه خیلی آروم داشبورد رو باز کنی تا ببینم تفنگی تو اون هست یا نه؟
- البته جناب سروان ولی مطمئن باشین که تفنگی اون تو نیست !!
واقعا هم هیچ تفنگی اون تو نبود !
- میشه صندوق عقب رو بزنین بالا .به من گفتن که یه جسد اون تویه !!
- ایرادی نداره
مرد در صندوق عقب رو باز می کنه و صد البته که جسدی اون تو نیست !!!
سروان:- من که سر در نمی آرم .افسری که جلوی شما رو گرفته به من گفت که شما گواهینامه ندارین،این ماشین رو دزدیدین ،تو داشبوردتون یه تفنگ دارین و یه جسد هم تو صندوق عقبتونه !!!
مرد:- عجب !!! ، شرط می بندم که این دروغگو به شما گفته که من تند هم می رفتم.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:48
مرگ پایان کبوتر نیست

این بار دیگر شایعه نیست ولی ای کاش بود. حقیقت دارد. شب گذشته به وقت تهران، روح مایکل به دنیای باقی شتافت. او تنها 50 سال داشت. واژه ها نمی توانند بیانگر تاثر من باشند.
ماموران اورژانس او را در خانه اش در لس آنجلس در حالیکه نفس نمی کشید پیدا کرده و به بیمارستان UCLA انتقال دادند. اما تلاش بی وقفه ی پزشکان هیچ ثمری نداشت و جسم مایکل ما را ترک کرد. علت مرگ او ایست قلبی تشخیص داده شده است. پیکر مایکل را پس از چند ساعت به مرکزی در شهر لس آنجلس انتقال دادند تا با کالبد شکافی، علت اصلی این ایست قبلی مشخص شود. تحقیقات ادامه داد...
او نمرده است. مایکل جکسون اسطوره ای بی بدیل و جاودانه است.
روحش شاد

ايكل جوزف جكسون، اگر شناخته شده ترين چهره در صنعت موسيقي نيست، بدون شك يكي از شناخته شده ترين چهره هاست. نامش در همه جا شنيده شده و ميليونها نفر در سرتاسر كره ي خاكي طرفدار او هستند. مايكل جكسون به يك اسطوره بدل گشته است. او نه تنها به جهت استعداد شگرف و غير قابل انكارش در موسيقي، بلكه به خاطر فعاليتهاي انسان دوستانه و دل مشغوليهايش نسبت به محيط زيست و زميني كه بر روي آن زندگي ميكنيم، شهرت فراوان دارد. موسيقي او از راديوهاي سرتاسر جهان، از افغانستان گرفته تا زولولند، پخش شده است. او چندين تور جهاني برگزار كرده و جايزه اي در صنعت موسيقي يافت نميشود كه مايكل آن را به خانه نبرده باشد. جوايز «هنرمند بين المللي سال مايكل جكسون»، «طلايه دار كليپ موسيقي ام.تي.وي مايكل جكسون» به ياد او كه اولين دريافت كننده ي آنها بود، نام گذاري شده اند و نام او بارها در كتاب ركوردهاي جهاني به عناوين مختلف ثبت گرديده است.
مايكل در عين حال كه مشهور ترين و حرفه اي ترين خواننده اي است كه جهان تا كنون به خود ديده، بي شك، كمتر فهميده شده ترين و در اغلب موارد، بد جلوه داده شده ترين شخص در عرصه ي موسيقي نيز هست. نقل قولهاي بسياري از او، به غلط در روزنامه ها و مجلات چاپ شده و اعمال و رفتار او پيوسته آماج بدترين توهينات و تمسخرات از جانب رسانه هاي گروهي قرار گرفته است. شيوه ي زندگي او، هر روز بر صفحات روزنامه هاي محلي در سرتاسر دنيا، به استهزا گرفته ميشود. مايكل جكسون، قرباني جهل مطلق رسانه ها و مخاطبان آنها شده است و اينچنين ناديده گرفتن او و شهرت بي مانندش، بسيار دلسرد كننده است .
«جي كاكز» در مارس سال 1984 در مجله ي «تايمز» نوشت: ”صنعت موسيقي، معصوميت را تنها زماني ميپذيرد كه بتواند ديگران را تحت تأثير قرار دهد. ويران كردن دنياي خيالي جكسون با استفاده از شايعات بي اساس و كينه جويانه، آسان تر از فهميدن آن توأم با همدردي است.“
رسانه هاي سرتاسر دنيا، چه معتبر و چه غير معتبر، براي كنار آمدن با استعداد، محبوبيت، خلاقيت و جنبه هاي شخصيتي مايكل جكسون، راه آسان آقاي «جي كاكز» را برگزيده اند. مايكل در موسيقي، فيلمها، اجراها و زندگي شخصي اش، همواره اين انتخاب را مورد اعتراض قرار داده است.
اين بيوگرافي گامي است در جهت نماياندن حقايق زندگي مايكل جكسون و فرصتي براي آنانكه عادت ندارند مايكل را از دريچه اي غير از تمسخر و توهين بنگرند. اميد است كه اين بيوگرافي در هرچه بيشتر آشنا ساختن طرفداران مايكل جكسون با روحيات، درونيات، استعداد خارق العاده و البته حقيقت وجودي او، نهايت انتظار را برآورد...

اينم بعضي از اهنگ هاش كه خيلي معروف هستن!!....هر كسي دوست داشت بره گوش بده!!
billy jean......beat it......you rock my world......will be there.....they don't care about us......you are not alone.........

http://www.myup.ir/images/iv79vke1lttd11yfq34b_thumb.jpg (http://www.myup.ir/viewer.php?file=iv79vke1lttd11yfq34b.jpg) http://www.myup.ir/images/ct3okt36d6ujbyi96qn_thumb.jpg (http://www.myup.ir/viewer.php?file=ct3okt36d6ujbyi96qn.jpg) http://www.myup.ir/images/kn8l8jj7ngqslxtgibkw_thumb.jpg (http://www.myup.ir/viewer.php?file=kn8l8jj7ngqslxtgibkw.jpg) http://www.myup.ir/images/6fqadjh7l8hnrbzf8ud_thumb.jpg (http://www.myup.ir/viewer.php?file=6fqadjh7l8hnrbzf8ud.jpg)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:49
دانلود فیلم جدید و فوق العاده زیبای GOAL 3 با کیفیت DVD Rip

مطمئناً همتون فیلم گل 2 روز از تلویزیون دیدید. گل 3 هم قسمت جدید این فیلمه که درباره باشگاه رئال مادرید http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gif هست. خودم هنوز وقت نکردم دانلود کنم، اما اونهایی که ADSL دارن حتماً دانلود کنن و لذت ببرن http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/eyepopping.gif

http://pic.leech.it/i/11e73/5f925d2mv5bmtiwmz.jpg

دانلود 700 مگ به صورت یک جا :

megavideo (http://www.megavideo.com/?d=UY7VUZR8)

2shared (http://www.onlyrealmadrid.com/2shared)

filezzz (http://www.filezzz.com/download/117792/bestdivx-goal3_www.movieinfo.blog.com_.avi.html)

fileshare (http://fileshare.in.ua/2079161)

milledrive (http://milledrive.com/files/30109/bestdivx-goal3_www.movieinfo.blog.com_.avi)

usershare (http://usershare.net/prv3m9odlzho)

duckload (http://duckload.com/download/123015/bestdivx_goal3_www.movieinfo.blog.com_.avi)

filebox (http://www.filebox.com/d20rl94euf8j)

uploadmachine (http://www.uploadmachine.com/file/20301/bestdivx-goal3-www-movieinfo-blog-com--avi.html)

onefile (http://onefile.net/f/EB4FF39AFA685FBBD9728FB7EE7C78AE)

freefolder (http://freefolder.net/f/147D82CA8E75426F29BC8FCCE5C9DB97)

friendlyfiles (http://friendlyfiles.net/download/610b08fda2c2ac98affeb3b7d698b88ff/bestdivx-goal3-www.movieinfo.blog.com-.avi.html)


دانلود به صورت پارت پارت

Media Fire 1 (http://www.mediafire.com/?xjooqorzhz2)

Media Fire 2 (http://www.mediafire.com/?cfzmkengtm1)

Media Fire 3 (http://www.mediafire.com/?zjzzvjjnzm3)

Media Fire 4 (http://www.mediafire.com/?3kkxioizzmj)

Media Fire 5 (http://www.mediafire.com/?jmrcqhz25wi)

Media Fire 6 (http://www.mediafire.com/?k2nzjjabiyn)

Media fire 7 (http://www.mediafire.com/?hgf1mjiygzo)

+++++++++++

RapidShare 1 (http://rapidshare.com/files/244093051/Goal.3.2009.DVDRip.XviD-BeStDivX.part1.rar)

RapidShare 2 (http://rapidshare.com/files/244093036/Goal.3.2009.DVDRip.XviD-BeStDivX.part2.rar)

RapidShare 3 (http://rapidshare.com/files/244092041/Goal.3.2009.DVDRip.XviD-BeStDivX.part3.rar)

RapidShare 4 (http://rapidshare.com/files/244091824/Goal.3.2009.DVDRip.XviD-BeStDivX.part4.rar)

+++++++++++

RapidShare 1 (http://rapidshare.com/files/244153612/Goal.3.2009.DvdRip.XviD-BeStDivX.part1.rar)

RapidShare 2 (http://rapidshare.com/files/244153636/Goal.3.2009.DvdRip.XviD-BeStDivX.part2.rar)

RapidShare 3 (http://rapidshare.com/files/244154140/Goal.3.2009.DvdRip.XviD-BeStDivX.part3.rar)

RapidShare 4 (http://rapidshare.com/files/244143317/Goal.3.2009.DvdRip.XviD-BeStDivX.part4.rar)

+++++++++++

RapidShare 1 (http://rapidshare.com/files/244142597/bestdivx-goal3.part1.rar)

RapidShare 2 (http://rapidshare.com/files/244142414/bestdivx-goal3.part2.rar)

RapidShare 3 (http://rapidshare.com/files/244143451/bestdivx-goal3.part3.rar)

RapidShare 4 (http://rapidshare.com/files/244140357/bestdivx-goal3.part4.rar)

RapidShare 5 (http://rapidshare.com/files/244140340/bestdivx-goal3.part5.rar)

RapidShare 6 (http://rapidshare.com/files/244141243/bestdivx-goal3.part6.rar)

RapidShare 7 (http://rapidshare.com/files/244141433/bestdivx-goal3.part7.rar)

+++++++++++

Hotfile 1 (http://hotfile.com/dl/6484930/f32e751/Goal_3_2009_DVDRip_XviD-BeStDivX.avi.001.html)

Hotfile 2 (http://hotfile.com/dl/6484970/e90c2fb/Goal_3_2009_DVDRip_XviD-BeStDivX.avi.002.html)

Hotfile 3 (http://hotfile.com/dl/6484976/4dbc693/Goal_3_2009_DVDRip_XviD-BeStDivX.avi.003.html)

Hotfile 4 (http://hotfile.com/dl/6484981/c2afd56/Goal_3_2009_DVDRip_XviD-BeStDivX.avi.004.html)

Hotfile 5 (http://hotfile.com/dl/6484984/242bd34/Goal_3_2009_DVDRip_XviD-BeStDivX.avi.005.html)

Hotfile 6 (http://hotfile.com/dl/6484985/6f03f27/Goal_3_2009_DVDRip_XviD-BeStDivX.avi.006.html)

Hotfile 7 (http://hotfile.com/dl/6484988/80995b9/Goal_3_2009_DVDRip_XviD-BeStDivX.avi.007.html)

*No Pass*

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:50
خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد. خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟



فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت!

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:50
سلام و صلوات بر محمد وال محمد... (و بعد از قراءت سوره بقره) اخبار امشب را به صمع و نظرتان میرسانیم......:
* قیمت هر سکه طلا امروز در بازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.
* ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو xd-870-pl q آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است.
* با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایتهایی که هنوز فیل .. تر نشده اند به سه عدد رسید.
* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت. علی دایی: هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خداحافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاکم اثت ...... به قولی......
* دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش داده و آنرا از 63% به 62.5% برساند.
* یکصد و شصت و سومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصد و سی و دومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود.
* به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.
* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد. همچنین وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد.
* نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می کردند دستگیر کرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.
* شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد.
* به علت برخی مشکلات و نواقیص، چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد.
* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یک اتومبیل بخرند.
* روئسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.
* امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5 ماه افزایش می یابد.
* 70درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند این در حالیست که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد.
* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملکه زیبایی برگزار می کند.
* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.
* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.
* شرکت ایرباس، طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده اند.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:56
خوب اميدوارم از اين جوك ها خوشتون بيادhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/23.gif.البته اين رو هم بگم كه در اينجا قصد هيچ توهيني به هيچ قومي ندارم و فقط و فقط قصدم اينه كه يه خورده بخنديدhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/47b20s0.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/loudlaff.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/23.gif.اگه اشتباه يا مشكلي وجود داشت مديرا ويرايش كننhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/23.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/17.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/44.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif.
ما همه ایرانی و با هم برادر هستینم

به ....ه میگن یه میوه ی خوشمزه و آبدارو شیرین نام ببر.میگه : خیار.
بش میگن خیار کجاش شیرینه؟؟؟
میگه با چای شیرین بخوری نظرت عوض میشه!
به يارو ميگن:سيو همان سيبه؟ميگه: نه بابا من چند بار خوردم.صابونه!!
مرده میره دکتر میگه تروخدا به دادم برسید از صب تاحالا نتونستم کمرمو صاف کنم
دکتر با تعجب بش نگا میکنه و میگه:بایدم نتونی.....چون دکمه پیرنتو به شلوارت بستی
....ه پیتزا میخوره شب بربری میاد تو خوابش!!! میگه آهااااااااای بی وفا دیگه دوسم نداری؟؟؟
معلمه به شاگردش میگه چکش رو بخش کن.بچه میگه چ کش.معلمه میگه آفرین.حالا صدا بکش.بچه میگه تق تق تق تق تق ...................

يه روز يه خيار با يه خيار شور ميره بيرون.بهش ميگن:اين كيه ديگه؟ميگه:هيچي خواهرمه ترشيده!!!
به غضنفر ميگن:‌ آروغ چيه؟ ميگه:‌ سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده‌اند!
غضنفر و دوستش ميرن هتل، غضنفر ميره توالت فرنگي دومي مياد کتکش ميزنه!!! ميگن چرا ميزنيش؟ ميگه من دو روز از اين چشمه آب مي خورم اين اومد دستشويي كرد توش !
غضنفر سر سفره داد ميزنه: نون بربري بيارين، نون بربري بيارين! ميگن چي شده؟ ميگه: آب تو گلوم گير كرده !
ترکه داشته از تو جزیره آدم‌خورا رد میشده،‌ یهو میبینه آدم خورا محاصرش کردن. بیچاره جفت می‌کنه با حال زار میگه: ای خدا بدبخت شدم!‌ یهو یک صدایی از آسمون میاد: نترس بندة من، بدبخت نشدی! اون سنگ رو از جلوی پات بردار بکوب به سر رئیس قبیله. ترکه خوشحال میشه،‌ سنگ رو میکوبه تو کلة ‌رئیس قبیله. رئیسِ قبیله جابه‌جا میمیره، باقی افراد قبیله شاکی میشن، نیزه به دست، شروع می‌کنن دویدن طرف ترکه! یهو یک صدایی از آسمون میاد: خوب بندة من، حالا دیگه بدبخت شدی!!!
یه بار یه ترکه تویه یک عملیات تروریستی با کایت خودشو میزنه به کاخ سفید آمار که میگیرن میبینن ۱۰۰ نفر کشته شدن ۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خود ترکه.

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي
ترکه زنگ میزنه آژانس میگه: آقا ماشین دارید؟ یارو میگه: بله داریم. ترکه میگه: خوش به حالتون چون من ندارم.
ترکه از خوشحالی بال در میاره با ضد هوایی میزنندش.
ادامه دارد....!!!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/looksmiley.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:56
به غضنفر مي گن کجاي تهران مي شيني ؟ مي گه هرجا خسته شدم!
غضنفر به گارسونه ميگه:عرق داري؟گارسونه آروم ميگه:آره !غضنفر ميگه:پس کاپشن تنت کن سرما نخوري!
يه غضنفر که پولدار بوده بچشو ميبره مهدكودك لندن خارجى يادش بدن سال بعد ميره سراغ بچه اش نرسيده به مهد كودك بچه هاى لندنى داد زدن: ممتقى بوات اومــــــــــــد
به غضنفر ميگن اگه سردت باشه جه كار مي كني؟ ميگه نزديك بخاري مي نشينم. ميگن اگه خيلي سردت باشه چه كار مي كني؟ ميگه به بخاري مي چسبم. ميگن اگه خيلي خيلي سردت باشه چكار مي كني؟ ميگه معلومه ديگه! بخاري رو روشن مي كنم! غضنفر از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. غضنفر می گه: آخی! مریض بودی؟http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif
غضنفر پول مي اندازه توي صندوق صدقات، بعد سوارش مي شه!
غضنفر با احساسات زنش بازی مي كنه، سه هيچ مي بازه!
به غضنفر می گن: فهمیدی زلزله اومد؟ می گه: نه! من روم اون ور بود!
غضنفر با دوستش شطرنج بازی می کنه، شاه دق می کنهhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:57
خوب این بخش داشت زیادی خنده دار میشد، اومدم یکم غمگینش کنم!!!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif
من خودم عاشق این شعرم! و حالا برای شما اینجا میزارمش ، برای هر کی که یه زمانی عشقو احساس کرده...http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif

نــاکــام از عشق و امـیــد هـر آرزویـی داشـتـم / خــدا بـبـخشـه منــو بــه خـاک سپــرده ام مــن

نــمیـفـهـمـم چــه حـکمـی داره خــدای عـالــم / بــا عشـق زنــده امــا انـگــار کــه مـرده ام مــن

تا عشق نبود رندگی طی شد هر لحظه هر روز / بی اشـک و آه و گریــه مجنـون تـو قصه هـا بـود

تــا ایـنـکه تــو رسیـدی یــه حـس خـوب و تــازه / پــــایــان تــنـــهــایـی هــا، آغـاز غصـه هــا بــود

***

زود عـادت شــد واسـه مـن هـر لحظه دیدن تـو / دستــهای مــن رو تنـت گـرم بـود و تـن پـوش تو

بـــریـدم از هـمـه کــس فقـط تـــو بـودی و بــود / امــن تـــریـــن جــای دنـیــــا پـنـــاه آغــوش تــو

گــذشت تــا اینکه یک روز چشم وا کردم نبودی / بــی خبــر از پـیــش مــن انـگـار کـه رفتـه بودی

نـــابــاورانــه مـونــدم در حســرت تـــویــی کــه / تــمــوم زنـــدگـیــمـو بــــا رفـتـنـت ســوزونــدی

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:58
دختری با ژیگول عشق !!

گزارشی از دختری که به قول خودش جسارتی در ماشین بازی انجام داده کسی که عاشق ماشین بازی شده و دو ماه هست که یک پراید هاچ بک جمع کرده و اسمش و گذاشته ژیگول عشق !! واقعا مثل پسرها همه کارهای ماشینش رو خودش انجام می ده و نکته جالب اینجاست که روزی که رفتم گزارش رو تهیه کنم دیدم آچارهایی روی صندلی ماشینش گذاشته ! من می خواستم مصاحبه رو شروع کنم ولی فهیمه شریفی 24 ساله نمی گذاشت و می گفت 5 دقیقه دیگه دیدم 2 تا دیگه از ماشین های دیگه اومدن و گفت که اینا از بچه های اکیپ هستن ...! یکی که ابوالفضل لامع دوست مسی 42 بود و دیگری یک پراید هاچ بک دیگری بود مثل خودش و دقیقا لوازم های اتومبیل این دختر جوان و عاشق هیجان رو می تونستید در ماشین دوست دیگر ببینید و دقیقا اون ماشین هم پشتش نوشته بوده ژیگول ..! 100 درصد این دو ماشین با هم آشنا بودند و با هم در خیابان ها می گازند!!! شخصیت های جالبی در ماشین بازی کشور ما وجود داره ولی کسی به اونها نمی پردازه ما این کار رو انجام دادیم تا شما هم بیشتر با این خانم عاشق ارتفاع سواری آشنا بشید .......


دختری که با ژیگول عشقش در خیابان های پایتخت طی طریق می کند !!!!

در مورد علاقه به اتومبیل برای ما کمی توضیح می دی؟

من از بچگی علاقه شدیدی به اتومبیل و ماشین سواری داشتم و اولین ماشینم هم یک 206 بود که قبل از عید فروختم و این اتومبیل رو خریدم که واقعا دوستش دارم

چرا هاچ بک رو انتخاب کردی؟
اتاق خیلی زیبایی داره و واقعا اسپرتش زیباست

چرا هاچ بک مشکی؟
من دوست داشتم صورتی باشه و دنبال کسی گشتم که در سایپا تا کارهای تولید هاچ بک صورتی را برای من به صورت سفارشی انجام دهد که کسی را پیدا نکردم و وقتی این اتومبیل رو آماده کردم تازه آشنا پیدا شد تصمیم دارم عوض کنم اتومبیلم را اگر شد .

در مورد دو تا هاچ بکی که شبیه به همدیگرند توضیح می دی؟
این دو هاچ بک با هم خریداری شده و همه کارهاشون با هم انجام شده

ژیگول یعنی چی؟
معنی خاصی نداره ما بهش می گیم ژیگول عشق !!

مردم با دیدن دختر جوان در هاچ بکی که به این شکل هستش و با ویبره روی زمین صاف راه می ره ...؟
همه سوال می کنن که سلیقه خودت بوده یا ماشین داداشته؟؟؟

از لوازمی که برای ماشینت خریدی به سلیقه خودت برای ما بگو:
رینگ 13 طرح O.Z و برای اینکه ارتفاع ماشین خیلی پایین لاستیک 165 رو ترجیح دادم سیستم صوتی به تازگی خریدم که دو تا ساب 306 پایونیر و یک جفت بلندگو 6975 پایونیر با دو تا آمپ 2 کانال پایونیر و پخش 6050 با هم ست شده و غربالک فرمان هم اسپرت و زنون هم خودم خریدم چراغ عقب ماشین هم فوردی انداختم


چرا اتومبیل رو از لحاظ فنی قوی جمع نکردی؟ مثلا می تونستی روی موتور اتومبیلت کارهایی انجام بدی:
بیشتر علاقه من به ظاهر اتومبیل بود و البته در فکر یک موتور BP هم هستم !!!!!!!!!!!! ! دوست دارم که تو خیابون ها هم از کنار اتومبیل هایی مثل ماکسیما و زانتیا به راحتی عبور کنم !!!!!

تصادف هم تا به حال داشتی؟
با این اتومبیل نه ولی با اتومبیل قبلی بله

کارهای بعدی که روی این اتومبیل می خواهید انجام دهید؟
دو تا صندلی ریس و یک موتور BP


آیا خانواده هم مخالفت با این کار داشت؟
از ابتدا تا به اینجا مخالفت کردند !

چه کسی در خانواده بیشتر از این کار استقبال کرد؟
شوهر خواهرم

در مورد شرکت در گردهمایی توضیح بدید:
ما کلا یک اکیپی هستیم که 24 عدد پرایدیم به اسم P.STREET و همه جا با هم هستیم و از گردهمایی هم بسیار خوشمون میاد و سال گذشته با مسی 42 آمدیم و امسال دیگه خودمون اکیپ پرایدهای خیابونی رو تشکیل دادیم

بیشتر چه خیابان هایی می روید؟
ستارخان و ایران زمین

چند اتومبیله می روید؟
سابق بر این ایران زمین را زیر 10 اتومبیل نمی رفتیم اما با سخت گیری های سرهنگ خادمی 3 تا 3 تا می رویم و زمان هایی که پیست مسابقه داریم 24 تای خودمون می رویم

خاطرات خوب و بد از این اتومبیل؟
همه خاطرات خوب است و بس !

با پلیس اتوبان چه می کنی؟
جاهایی که می رم سعی می کنم جاهایی باشد که پلیس نداشته باشد

بعد از این قصد جمع کردن چه اتومبیلی رو داری؟
بستگی به اکیپ داره فعلا همین رو سوار می شوم

رانندگی یا آشپزی؟
رانندگی رانندگی رانندگی !!!!

کدوم قسمت اتومبیلت از همه بهتره؟
ژیگولی که در قسمت عقب ماشین نوشته شده !!

جالب ترین اتفاقی که با این اتومبیل تجربه کردی؟
گردهمایی کلوپ Carnp

نظرت در مورد گردهمایی:
خیلی خوب بود و امیدوارم بیشتر از این کارها بکنید!

صحبت برای دخترانی مثل خودت که عاشق ماشین بازی هستن اما خانواده شان مخالفت دارد؟
خواستن توانستن است !!!

برای آخر گزارش چه حرف هایی داری؟
از امید کوچکی و ابوالفضل لامع به خاطر کمک هایی که به من کردند متشکرم و از Carnp به خاطر این گزارش و یبرنامه های خوبش متشکرم و ابوالفضل و امید و خانم شریفی در آخر گفتن که به امید روزی که همه پرایدهای تهران در ارتفاع باشند !!!

منبع:carnp.com

h.a.m.i.d
07/13/2011, 13:58
غضنفر ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!
غضنفر ساندويچ ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. طرف ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!
غضنفر مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!
غضنفر ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!
غضنفر دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!
از غضنفر ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!
اردبيل زلزله مياد،‌ غضنفر زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
غضنفر كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ غضنفر يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
غضنفر از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، غضنفر ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!
غضنفر چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!
غضنفر يه بسته هزار تومني ميشمره، 25 تومن كم مياره !
يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از آی سی و مدارهاي الكترونيکی. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه غضنفر رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي غضنفر ميافته!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/25r30wia.gif
غضنفر مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!
غضنفر ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
چند نفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا زودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!
غضنفر سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
غضنفر تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!
غضنفر بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
غضنفر میخوره زمین برای اینکه سه نشه تا خونه سینه خیز میره!
غضنفر پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!
غضنفر ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!
غضنفر سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:03
نظر دبيران در مورد عشق
دبير ديني: عشق يك موهبت الهي است.
دبير ورزش: عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود.
دبير شيمي: عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند.
دبير اقتصاد: عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود.
دبير ادبيات: عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد.
دبير جغرافي: عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند.
دبير زيست: عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد مي شود

كامپيوتر زن است يا مرد؟
تمامي زنها به دلايل زير جنسيت رايانه را مرد دانسته‌اند:

... وقتي به آن عادت مي‌كنيم گمان مي‌كنيم بدون آن قادر به انجام كاري نيستيم.

... با اينكه داده‌هاي زيادي دارند اما نادانند.

... قرار است مشكلات را حل كنند، ولي در بيشتر اوقات معضل اصلي خودشان هستند.

... همين كه پايبند يكي از آنها شديد متوجه مي‌شويد كه اگر صبر كرده بوديد، مورد بهتري نصيبتان مي‌شد.

تمامي مردها به دلايل زير جنسيت رايانه را زن دانسته‌اند:

... به غير از خالق آنها كسي از منطق دروني آنها سر در نمي‌آورد.

... كسي از زبان ارتباطي آنها سر در نمي‌آورد.

... كوچكترين اشتباهات را در حافظه درازمدت خود ذخيره مي‌كنند تا بعدها تلافي كنند.

... همين كه پايبند يكي از آنها شديد بايد تمام پولتان را صرف خريد لوازم جانبي آنها بكنيد.

قبل و بعد از ازدواج

1- قبل از ازدواج:

مرد: ديگه نمي تونم منتظر بمونم
زن: مي خواي از پيشت برم؟
مرد: فکرشم نکن.
زن: منو دوست داري؟
مرد: البته.
زن: تا حالا به من دروغ گفتي؟
مرد: نه، چرا اين سوال رو مي پرسي؟
زن: منو مسافرت مي بري؟
مرد: مرتب.
زن: منو کتک مي زني؟
مرد: به هيچ وجه.
زن: مي تونم بهت اعتماد کنم؟

2- بعد از ازدواج: همين متن رو از پايين به بالا بخونيد!

50 نکته برای اینکه به زن بودنت افتخار کنی (http://www.keranche.blogfa.com/post-169.aspx)
1- هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت و با هزار نذر و نیاز بری خواستگاری. کافیه فقط یه "بله" کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.

2- به سادگی آب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی تا خون همدیگه رو بریزن. (روشش رو خود خانما بهتر می دونن. پس نیازی به نوشتن نیست)

3- مجبور نیستی صبح به صبح صورتتو اصلاح کنی. البته كرم و رژ و اینجور چیزا مستثنی هست!

4- هیچ وقت از بوی گند زیربغل خودت عقت نمی گیره. (آخه میز توالتت دست كمی از ادكلن فروشی ها نداره)

5- تو پیام های بازرگانی خیلی سریع ماركهای وسایل آرایشی بهداشتی و همینطور مدل های لباس تو ذهنت ثبت میشه.

6- هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای اقدس خانم رو تشخیص بده.

7- مهارت خوبی تو ایفای هر نقشی داری و جایگاه خنده و گریه رو خوب میدونی.

8- اونقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از آقایون به تکلیف می رسی.

9- بزرگترین امتیاز رو داری و خیالت از بابت سربازی راحته! یعنی صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.

10- تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی. چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!

http://persian-star.org/template/bullet.gif 11- در تاریخ جهان به زیرکی و زرنگی معروفی. تا اونجا كه تو ترانه ها برات می خونن كه: تو بی نظیری.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 12- می تونی هزار بار فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز هم مثل بار اول گریه کنی.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 13- و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 14- علاوه بر لباس های جورواجور، هم دامن می پوشی و هم شلوار!

http://persian-star.org/template/bullet.gif 15- بهشتم که زیر پای شما و امثال شماست.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 16- بیشتر از آقایون عمر می کنی (از لحاظ علمی ثابت شده).

http://persian-star.org/template/bullet.gif 17- فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 18- از قدیم گفتن: پشت هر مرد موفقی زنی با ذکاوت بوده.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 19- هیچ کی نمی دونه دقیقا تو فکرت چی می گذره؟ چون میتونی نقش های متفاوتی رو بازی كنی.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 20- چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس همنوع تو بوده.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 21- این یکی دیگه کاملا مستنده: باهوش ترین انسان دنیا یک زنه!

http://persian-star.org/template/bullet.gif 22- با اینکه ممکنه از جنس دوم بودنت ناراحت باشی ولی یادت بمونه که، زنی سال ها پیش با هوش و ذکاوتش یکی از مردان قدرتمند دنیا رو شکست داد (شکست شرم آور فیلیپ، پادشاه اسپانیا از الیزابت، ملکه انگلستان1533_1603)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 23- نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 24- یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن آفرید. (حضرت فاطمه زهرا)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 25- با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از این جور چیزا بری... با یه چنگ و گیس کشی حریفتو مغلوب می کنی.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 26- هیچوقت جورابات بوی پنیر کپک زده نمی ده.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 27- با موهای پا و زیربغلت نمی شه کلاه گیس ساخت. (راستی این یه امتیاز واسه آقایون نیست؟...)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 28- می تونی در سکوت و فقط با طرز نگاهت حرف بزنی اگرچه شاید هم هیچ کدوم از آقایون معنیشو متوجه نشن.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 29- سال ها پیش دختری 18 ساله فرماندهی ارتش فرانسه رو بر عهده گرفت و اسمش رو در تاریخ جهان بعنوان یك الگوی شجاعت ماندگار کرد. (ژاندارک)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 30- درهای کعبه تنها به روی یک زن باز شد.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 31- سر ابوالهول مجسمه دانش و خرد به شکل زنه.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 32- با قوس کمرت چه کارا که نمی تونی بکنی، هر چی رقص و حركات نرمشی هست پیدایشش از همینجا بوده!

http://persian-star.org/template/bullet.gif 33- خداوند در وجودت دستگاهی رو تعبیه کرده که هیچ مردی نداره و اگر به خاطر وجود اون نبود نسل بشریت تداوم پیدا نمی کرد. (رحم)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 34- به آسمون نگاه كردنت یك آهی از ته دل رو به همراه داره كه نشون میده یه رازی بین تو و آسمونهاست.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 35- هر موقع اراده كنی عذر موجه زیاد داری.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 36- هزار جور مدل خنده، داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می دی.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 37- توانایی صوتیت بالاست. (کدوم مردی بلده جیغ بنفش بکشه؟)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 38- خیانت عشقی نمی تونی بکنی! (علم روانشناسی به این نتیجه رسیده که زن ها هرگز نمی تونن دو مرد رو همزمان و به یک شکل و اندازه دوست داشته باشن اما مردها چرا)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 39- شاید از طرز کار کامپیوتر یا تکنیک های فوتبال سر در نیاری ولی اگه یه هفته طرف آشپزخونه نری آقایون حتما یه بلایی سرشون می یاد. (توضیح اینکه در چنین مواردی دو حالت وجود داره: اول اینكه آقایون خسیس از گشنگی می میرن و دوم اینكه دست و دلبازاش که غذای حاضری خریدن واسشون خیالی نیست یا ورشکست می شن یا مسموم)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 40- دو هفته هم که حموم نری بوی ترشیدگی نمی دی. چون مالك بورس عطر و ادكلن های معروف هستی.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 41- هیچ وقت خودتو واسه این فکر که زیر لباس آقایون چه شکلی ممکنه باشه آزار نمی دی.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 42- مجبور نیستی واسه اینکه یه نفر به خواهرت چپ نگاه کرده، خون و خونریزی راه بندازی. با یه شیوه ی مخصوص طرف رو می فرستیش تو كما تا كمك برسه!

http://persian-star.org/template/bullet.gif 43- بلدی چه طوری بدون اینکه زور بازویی لازم داشته باشی روی بقیه رو کم کنی. (با زبونت)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 44- اگه زشت باشی (که خیلی کم چنین چیزی پیش می یاد) می تونی خودت رو با آرایش خوشگل کنی. اگه قدت کوتاهه می تونی کفش پاشنه دار بپوشی. اگه موهات کم پشته مسئله ای بوجود نمیاد چون شال و روسری چیزی رو بروز نمیده!

http://persian-star.org/template/bullet.gif 45- تو بچگی بخشی از عضو بدنت رو به عنوان یه چیز اضافه نمی بررن. (منظورم چیزی غیر از بند نافه)

http://persian-star.org/template/bullet.gif 46- هر نوع لباسی كه بپوشی (حتی لباس مردانه) از وقار و متانتت چیزی كم نمیشه در حالیكه اگه آقایون مثلا دامن بپوشن چقدر بهشون می خندن!

http://persian-star.org/template/bullet.gif 47- در دنیا هرگز به اندازه ای که در حق تو اجحاف شده در حق موجود دیگه ای نشده با این حال امروزه زن ها رو در هر عرصه ای می بینیم: ریاست، سیاست، اقتصاد، علم و حتی ورزش!

http://persian-star.org/template/bullet.gif 48- غم انگیزترین مزیت تو اینه که یه روزی مادر می شی و به یه موجودی مثل فرشته زندگی می بخشی.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 49- چراغ هر خونه ای یک زنه، تازه اگه الگوی مصرف هم رو رعایت كنه چی میشه.

http://persian-star.org/template/bullet.gif 50- تكیه كلام آقایونی هستی كه میگن زن بلاست، ولی خدا كنه هیچ خونه ای بی بلا نباشه. یعنی این بلا مبارك است!

مسابقه اطلاعات عمومي
مردي در مسابقه اطلاعات عمومي شرکت کرده است و سعي دارد جايزه يک ميليون دلاري آن را ببرد.


سوالات

1- جنگ صد ساله چقدر طول کشيد؟
الف- 116 سال
ب- 99 سال
ج- 100 سال
د-150 سال
او نمي تواند به سوال جواب بدهد

2-کلاه هاي پاناما در چه کشوري توليد مي شوند؟
الف- برزيل
ب- شيلي
ج- پاناما
د- اکوادر
حالا او با خجالت از دانشجويان تماشاگر در خواست کمک ميکند

3-روس ها در چه ماهي انقلاب اکتبر را جشن مي گيرند؟
الف- ژانويه
ب- سپتامبر
ج- اکتبر
د- نوامبر
خوب! بقيه حضار بايد به دادش برسند

4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف- ادر
ب- آلبرت
ج- جرج
د- مانوئل
اين بار هم شرکت کننده درمانده تقاضاي فرصت مي کند

5-نام جزاير قناري در اقيانوس آرام از کدام حيوان گرفته شده است؟
الف-قناري
ب- کانگورو
ج- توله سگ
د- موش
در اينجاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف مي دهد


جواب ها

اگر خيلي خودتان را گرفته ايد که همه جواب ها را مي دانيد و به اين بنده خدا کلي خنديده ايد بهتر اول جواب ها رو مطالعه کنيد
1- جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشيد
2- کلاه پاناما در اکوادر توليد مي شود
3- انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته مي شود
4- اسم شاه جرج آلبرت بوده که بعد از رسيدن به مقام پا دشاهي به جرج تغيير نام داد
5- توله سگ اسم لاتين آن اينسولاريا کاناريا است که يعني جزاير توله سگ

يک داستان بسيارعجيب
اتومبيل مردي که به تنهايي سفر مي کرد در نزديکي صومعه اي خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئيس صومعه گفت: «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟»
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير کردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي که تا قبل از آن هرگز نشنيده بود. صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد که صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند: «ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم. چون تو يک راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد باز هم در مقابل همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت کردند، از وي پذيرايي کردند و ماشينش را تعمير کردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت کننده عجيب را که چند سال قبل شنيده بود، شنيد.
صبح فردا پرسيد که آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: «ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم. چون تو يک راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب، بسيار خوب، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن آن فدا کنم. اگر تنها راهي که من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است که راهب باشم، من حاضرم. بگوييد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند «تو بايد به تمام نقاط کره زمين سفر کني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همين طور بايد تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يک راهب خواهي شد.»
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت:‌«من به تمام نقاط کرده زمين سفر کردم و عمر خودم را وقف کاري که از من خواسته بوديد کردم. تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند: «تبريک مي گوييم. پاسخ هاي تو کاملا صحيح است. اکنون تو يک راهب هستي. ما اکنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يک در چوبي راهنمايي کرد و به مرد گفت: «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود. مرد گفت: «ممکن است کليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها کليد را به او دادند و او در را باز کرد.
پشت در چوبي يک در سنگي بود. مرد درخواست کرد تا کليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها کليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز کرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست کليد کرد.
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت کبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز، نقره، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت: «اين کليد آخرين در است». مرد که از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز کرد. دستگيره را چرخاند و در را باز کرد. وقتي پشت در را ديد و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي که او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نکردني بود.
.
.
.
.
.
.
.
اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد، چون شما راهب نيستيد!
.
.
.
.
.
.
.
لطفا به من فحش نديد! خودمم دارم دنبال اون احمقي که اينو براي من فرستاده مي گردم تا حقشو کف دستش بگذارم.
لطفا اين آدرس اين صفحه رو به هر کسي که مي شناسين بفرستين شايد اون احمق رو بتونيم پيدا کنيم!

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:04
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gifنشونی خداhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif

می گی: پس کو این خدا؟
می گم تو اگه شک داری پس چرا دنبالش می گردی؟؟ می گی خسته شدم بس که صداش کردم.
ازت می پرسم اون خسته نشد بس که صداتو شنید؟

می پرسم چرا صداش میکنی؟ می گی بهش نیاز دارم می خوام کمکم کنه.
می گم اگه امروز که تو دنبالش می گردی به خاطر نیازته, اون یه عمری که سراغتو می گیره.بی اون که بهت نیازی داشته باشه,یه عمره که کمکت میکنه,بدون اون که توقعی ازت داشته باشه.
می پرسم مطمئنی علت جست و جوت فقط نیازته؟ سکوت میکنی و تو فکر میری.
بهت میگم,اما من فکر میکنم دلیل اصلیش این نیست. می پرسی پس چیه؟؟
میگم اگه الان که دنبالش می گردی و صداش میکنی,در واقع اون صدات کرده و خواسته سراغشو بگیریhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif
اما تو باز جای جواب دادن به صداش,دنبال صدات می گردی!
می گی پس چرا صداش میکنم و جوابی نمیده؟می گم منتظر صدای جوابشو بشنوی؟
اون صبح تا شب و شب تا صبح داره باهات حرف می زنه. از دریچه معجزه دیدن چشمات,شنیدن گوش هات,حرف زدنت,نفس کشیدنت,مراقبت و حمایتت و...
فراموش کردی پس چشماتو ببند ویک روز با چشم های بسته زندگی کن. یه دنیای تاریکو تصور کن;اگه نمی تونستی هیچی رو ببینی؟اگه هیچ صدایی رو نمی شنیدی؟ اگه نمی تونستی حرف بزنی؟ راستی فاصله به زبون اوردن این خدایا تا خدایا گفتن بعدیت چقدره؟
تو داشتن این نعمت ها رو ردپای چه کسی می بینی؟کسی غیر از اون که الان می پرسی کجاست؟ مهم تر از همه وقتی با امید دعاش میکنی, وقتی خدا رو صدا میکنی,این خود خداست که پنجره دلتو رو به خودش بازه کرده این خود خداست که به ضیافت دیدارش دعوتت کرده.
نکنه اون قدر سرت شلوغ شده که حتی متوجه نشی مهمون خدایی
چرا گاهی دچار اشتباه میشیم و فکر میکنیم گواه بودن خدا اینه که هرچی ازش می خوایم و همون جور که طلب کردیم بهمون بده؟ یا خیلی زود دعامونو مستجاب کنه؟
یه وقتایی همین ندادن هاش,دیر دادن هایش دلیل بودن خداست
اگه بازم دلت شکست,اگه یه بغض شیشه ای تو خونه گلوت نشست,بدون که این دعوتنامه از سوی خداستhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif
خدا همین جاست به همین نزدیکی,نه فقط حالا بلکه در تمام لحظه ها حتی در تمام ذره های کاینات.
اون مطمئن ترین کسی است. که همیشه هست و هیچ وقت درخواست کمکمو رد نمیکنه
نوشته:افسانه فرپور




__________________

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:05
خب دیدم این بخش داره فراموش میشه , گفتم یه پستی هم اینجا بدم

کوچولوهای نابغه



بچه‌ها شخصیت جالب و عجیبی دارند، به نوعی كه گاهی اوقات حركات عجیب و غریب از خود نشان میدهند كه باورش برای خیلیها مشكل است، گاهی اوقات آنان با وجود سن كم، دست به كارهای خارقالعادهای میزنند كه باعث تعجب می‌شود و انسان را تا مرحله حیرت پیش میبرد درست مثل 10 بچهای كه ما از آنان به عنوان اعجوبه یاد می‌كنیم، لطفا مطلب زیر را بخوانید.

كیم اونگ یونگ

http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-3-300x154.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-3.jpg)

این مرد كره ای در سال 1962 به دنیا آمد و در حال حاضر جزو باهوشترین افراد دنیا محسوب می‌شود. او در چهار سالگی میتوانست زبانهای ژاپنی، كرهای، آلمانی و انگلیسی را بخواند. در پنج سالگی سختترین مسئله‌های دیفرانسیل و انتگرال را حل میكرد و بهره هوشی بسیار بالا یعنی بالای 210 داشت. كیم از 3 تا 6 سالگی دانشجوی افتخاری دانشگاه هانگ یانگ بود و در 7 سالگی به «ناسا» دعوت شد. او در پانزده سالگی دكترای خود را گرفت.

گریگوری اسمیت، كاندیدای صلح نوبل

http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-4-300x113.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-4.jpg)


گریگوری اسمیت در سال 1990 به دنیا آمد در دو سالگی میتوانست بخواند و در ده سالگی وارد دانشگاه شد. ولی نبوغ تحصیلی، تنها نیمی از داستان گریگوری اسمیت است.
او عاشق صلح می‌باشد و از سنین كم به عنوان حامی و یكی از فعالان حقوق كودك و صلح جهانی به كشورهای مختلف دنیا سفر كرده است. او موسس سازمان بینالمللی دفاع جوانان است كه اصول صلح را به كودكان و جوانان سراسر دنیا آموزش میدهد. او با بیلكلینتون و میخائیل گورباچوف مذاكره داشته و در مقابل سازمان ملل سخنرانی كرده است. گریگوری در 12 سالگی كاندیدای اخذ جایزه صلح نوبل شد.

اكریت جاسوال، جراح هفت ساله

http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-5-300x112.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-5.jpg)

اكریت جاسوال یك نوجوان هندی است كه باهوشترین فرد هندی به شمار میرود. او در سال 2000 و در هفت سالگی اولین موفقیت پزشكی خود را به دست آورد. بیمار او دختری هشت ساله بود كه پول كافی برای رفتن به بیمارستان نداشت. دست این دختر به حدی سوخته بود كه جمع شده و به شكل مشت درآمده بود. اكریت هیچ تجربهای در جراحی نداشت، ولی این دختر را عمل كرد و او دیگر میتوانست انگشتان خود را باز و بسته كند. اكریت به مطالعات پزشكی خود ادامه داد و در دوازده سالگی دارویی برای درمان سرطان ساخت. او هماكنون كوچكترین دانشجوی دانشكده پزشكی هند است.

آلیتا آندره نقاش دو ساله

http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-6-300x187.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-6.jpg) کوچولو نابغه

آلیتا دو ساله است ولی نقاشی را پیش از این آغاز نموده است. وقتی «مارك جمیسون» رئیسگاری نقاشی استرالیا نقاشیهای این هنرمند را دید آنقدر از آن خوشش آمد كه تصمیم گرفت آنها را در یك نمایشگاه به نمایش بگذارد. این نمایشگاه با استقبال گرم تماشاچیان مواجه شد و همه میخواستند خالق آن آثار را ببینند در آن زمان بود كه جمیسون تازه متوجه شد نقاش اصلی آن تابلوها دختر 22 ماهه هنرمند یعنی «آلیتا آندره» است.

آرون كریپكه»در دوران دبیرستان استاد هاروارد شد

http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-7-212x300.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-7.jpg)

سائول در سال 1940 در نیویورك به دنیا آمد. او یك نابغه به تمام معنی بود. در چهار سالگی جبر را كشف كرد و در پایان دوره ابتدایی هندسه، حساب و فلسفه را به پایان رساند. در نوجوانی یك سری مقاله نوشت كه معلوم شد همه اصول منطق كیفی هستند. در همان زمان از سوی دانشگاه هاروارد نامهای به او رسید كه از وی دعوت میكرد برای تدریس به آن دانشگاه برود. او میگوید: «مادرم گفت باید اول دبیرستان را تمام كنم و بعد به دانشگاه بروم» بعد از دبیرستان، سائول استاد هاروارد شد و اكنون ازبزرگترین فیلسوفهای زنده دنیا می‌باشد.

مایكل كرنی لیسانسیه ده ساله و میلیونر تلویزیونی

http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-300x120.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe.jpg)

مایكل كرنی 24 سال دارد. او در ده سالگی مدرك لیسانس خود را گرفت و در سال 2008 در مسابقه «كی میخواهد میلیونر شود» شركت كرده و برنده یك میلیون دلار جایزه شد. او ركوردهای جهانی بسیاری دارد كه یكی از آنها تدریس در دانشگاه در 17 سالگی است.

الینا اسمیت مشاور رادیویی 7 ساله

http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-2-300x174.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-2.jpg)

ایستگاه رادیویی شهر الینا زمانی به او به عنوان مشاور یا سنگ صبور یك شغل داد كه او به رادیو زنگ زد و در پاسخ به زن شنوندهای كه از كار بیكار و افسرده شده بود، گفت: «عزیزم فقط باید با دوستانت به ورزش بولینگ بروی و روزی یك لیوان شیر بنوشی.» توصیه الینا آنقدر برای شنوندگان جالب بود كه این ایستگاه رادیویی هفتهای یك ساعت او را به عنوان سنگ صبور به استودیو دعوت میكرد. الینا مشاوره‌های مختلفی به شنوندگان میدهد و مشكلات بسیاری از به هم خوردن نامزدی تا از بین بردن بوی بد عرق را پاسخ میدهد. وقتی یك شنونده برای او نوشت كه چطور شوهر پیدا كند؟ الینا پاسخ داد: «به خودت برس ولی زیاد آرایش نكن.» و وقتی شنونده دیگری پرسید چه كار كند تا نامزدش به سوی او بازگردد، گفت: «این مرد ارزش دلشكسته شدن ندارد. زندگی آنقدر كوتاه است كه نباید به خاطر یك مرد آن را خراب كرد.»

فابیانو لوییجی كاروانا اعجوبه شطرنج

http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-1-203x300.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/06/koochooloo-haye-nabeghe-1.jpg)

فابیانو یك نوجوان 16 ساله ایتالیایی است كه در 14 سالگی استاد بزرگ شطرنج شد. او بهترین شطرنجباز زیر هجده سال در سراسر دنیاست.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:06
بهترین لحظات زندگی


To fall in love..
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخندید که دلتون درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتید ببینید هزار تا ایمیل داری

To go for avacation to some pretty place.
به یه جای خوشگل برید برای مسافرت

Tolisten to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از رادیو گوش بدید

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب برید و به صدای بارش بارون گوش بدید

To leave the! shower and find that thetowel is warm..
از حموم که اومدید بیرون ببینید حو لتون گرمه !

To clearyour last exam.
آخرین امتحانتون رو پاس کنید

To receive a call fromsomeone, you don't see a lot, but you want to.
یه کسی که معمولا" زیاد نمیبینینش ولی دلتون می خواد ببینید بهتون
تلفن کنه

To find money in apant that you haven't used since last year .
توی یه شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردید پول پیدا کنید

To laugh at yourself looking atmirror, making faces.)
برای خودتون تو آینه شکل در بیارید و بهش بخندید

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشید که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندید

To accidentally hear somebody say something good aboutyou.
بطور تصادفی بشنوید که یه نفر داره از شما تعریف می کنه

To wake upand realize it is still possible to sleep for a
couple of hours.
از خواب پاشید و ببینید که چند ساعت دیگه هم می تونید بخوابید

To hear a song thatmakes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنید که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره·

To be part of a team.
عضو یک تیم باشید

To watchthe sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنید

Tomake new friends.
دوستای جدید پیدا کنید

To feel butterflies! in thestomach every time that you see
that person.
وقتی "اونو" میبینید دلتون هری بریزه پایین !

To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانتون سپری کنید

To see people that you like, feeling happy.
کسانی رو که دوستشون دارید رو خوشحال ببینید

To use a sweater of the person thatyou like and find that it still
smells of their perfume.
پلیورش رو بپوشید و ببینید هنوزم بوی عطرش رو میده

See an old friend again and to feel thatthe things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach..
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنید

To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشید که بدونید دوستتون داره

To laugh .......laugh. ..........andlaugh ...... remembering stupid
things done with stupid friends.
یادتون بیاد که دوستای احمقتون چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندید و
بخندید و ........ بازم بخندید

These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
Let us learn to cherish them..
قدرشون رو بدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to beenjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که حلش کرد بلکه یه هدیه است که باید ازش لذت برد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:07
نميدونم از كجا شروع كنم قصه تلخ سادگيمو
نميدونم چرا قسمت ميكنم روزهاي خوب زندگيمو...
چرا تو اول قصه همه دوستم ميدارن
وسط قصه ميشه سر به سر من ميذارن
تا ميخواد قصه تموم بشه همه تنهام ميذارن...
ميتونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم
ميتونم مثل همه يه عشق بادي بسازم
تا با يه نيش زبون بتركه و خراب بشه
تا بيان جمعش كنن حباب دل سراب بشه...
ميتونم بازي كنم با عشق و احساس كسي
ميتونم درست كنم ترس دل و دلواپسي...
ميتونم دروغ بگم تا خودمو شيرين كنم
ميتونم پشت دلها قايم بشم كمين كنم...
ولي با اين همه حرفها باز منم مثل اونا
يه دروغگو ميشم و هميشه ورد زبونا...
يه نفر پيدا بشه به من بگه چي كار كنم
با چه تيري اوني كه دوستش دارم شكار كنم...
من بايد از چي بفهمم چه كسي دوستم داره؟
توي دنيا اصلا عشق واقعي وجود داره؟...

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:07
بیل گیتس هراز گاهی در دانشگاهها و دبیرستانهای امریکا با دانشجویان و دانش آموزان ملاقات داشته و برای آنها سخنرانی می کند. گیتس اخیرا طی یک سخنرانی در یکی از دبیرستانهای امریکا خطاب به دانش آموزان گفت که در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند.


او هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمی گیرند به شرح زیر نام برد:

اصل اول: در زندگی همه چیز عادلانه نیست و بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم: دنیا هیچ ارزشی برای عزت نفس شما قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار میرود قبل از اینکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید کار مثبتی انجام دهید.

اصل سوم: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام شدن کسی به شما حقوق فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام و موقعیت بالاتری برسید باید برای مقام ومزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر میکنید آموزگارتان سخت گیر است در اشتباه هستید پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما سخت گیرتر از آموزگارتان است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستورانها باغرور و شان شما تضاد ندارد. پدربزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند از نظر آنها این کار یک فرصت بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید والدین خود را ملامت نکنید از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید والدین شما هم جوانان پر شوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما میرسد ملال آور نبودند.http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/cry.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:08
20 تا جمله از شخصیت های بزرگ :

1) من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام . ( حضرت محمد (ص) )

2) نیکویی خود را با منت گذاری تباه مکن . ( امام علی (ع) )

3) به نیکی بیاندیش تا به آن دست یابی . ( امام علی (ع) )

4) آن که ترک شهوات کرد آزاد است . ( امام علی (ع) )

5) هرگز خود را بنده ی کسی مساز که خدا تو را آزاده آفریده است . ( امام علی (ع) )

6) خوب صبر کردن ، پیش در آمد پیروزی است . ( حضرت علی (ع) )

7) زشت ترین چیز گناهکاری در پیری است . ( امام حسین (ع) )

8) کسی که تصادفی حرفی راست می زند ، حقیقت را در اختیار ندارد . ( ارسطو )

9) کسی که تنهاست یا خداست یا حیوان . ( ارسطو )

10) بیم یعنی پیشگویی واقعه ی بد و ناگوار . ( سقراط )

11) آروز کردن شرط نیست ، شرط تحقق آروزست . ( لئوناردو داوینچی )

12) از میانه روی یک خوشبختی پاک سر می زند . ( گوته )

13) آموختن و به کار بستن ، خشنودی خاطر می آورد . ( کنفوسیوس )

14) تجربه نامی است که همه ی ما بر اشتباهات خود می گذاریم . ( اسکاروایلر )

15) پشیمانی بدون عمل نوعی فریبکاری است . ( سنت اگزوپری )

16) حتی خشم آسمان برای زمین منفعت است . ( امانوئل کانت )

17) از جوان صبر و فکر و عقل و مدارا مخواه که با هر چهار بیگانه است . ( سهروردی )

18) اعتماد به تدریج می آید و یکجا می رود . ( هوارد فاوست )

19) همه زیبایی گل را می بینید ولی کسی به فکر گل کار نیست . ( موریس مترلینگ )

20) همه گل ها خار ندارند بلکه زیباترین آن ها پر خارترین آن هاست . ( آنتوان چخوف )

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:09
امار به روز جهان

http://www.worldometers.info/fa/ (http://www.worldometers.info/fa/)

اینو تو یه وبلاگ دیدم واسم جالب بود امار لحظه به لحظه ی جهان و نشون میده!!!!

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:09
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gifقطاری که به مقصد خدا می رفتhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif

قطاری که به مقصد خدا می رفت .لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد. و پیامبر رو به جهان کرد و گفت:مقصد ما خداست کیست که با ما سفر کند؟کیست که رنج و عشق توامان بخواهد؟کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن؟
قرنها گذشت اما از بی شمار ادمیان جز اندکی بر ان قطلر سوار نشدند؟
از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود. در هر ایستگاه که قطارمی ایستاد کسی کم می شد.قطار می گذشت و سبک می شد. زیرا سبکی قانون خداست.
قطاری که به مقصد خدا می رفت.به ایستگاه بهشت رسید.پیامبر گفت اینجا بهشت است.مسافران بهشتی پیاده شوند. اما اینجا ایستگاه اخرین نیست.
مسافرانی که پیاده شدند.بهشتی شدند. اما اندکی باز هم ماندند قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند انگاه خدا روبه مسافرانش کرد و گفت: درود بر شما راز من همین بود. ان که مرا میخواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد.وان هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید دیگر نه قطاری بود و نه مسافری و نه پیامبری..
نوشته :عرفان نظر آهاری/ از کتاب پیامبری از کنار خانه ما رد شد

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:10
لغت هایی که در لغت نامه تحریف شده اند ! http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif

سیگار:
یک رولی از تنباکوست که یک طرف آن آتش و طرف دیگر آن یک فرد احمق قرار دارد.
***********
ازدواج:
قراردادی است که مرد مجرد بودنش را از دست می دهد و زن به مدیریت می رسد.
***********
طلاق:
به آینده پایان دردناک ازدواج گفته می شود
***********
درس:
به انتقال اطلاعات از نوشته های معلم به نوشته های دانش آموزان بدون عبور از مغز هیچ کدام گفته می شود.
***********
بریدن کیک:
عمل تقسیم کیک بصورتیکه همه باور کنند قسمت شما بیشتر از بقیه است
***********
اشک:
آبی که با نوعی فشار ماهیچه ای از چشمان خارج می شود.
***********
دیکشنری:
جایی که معنی کلمه ازدواج زودتر از کلمه طلاق آمده است.
***********
اتاق کنفرانس:
مکانی که همه حرف می زنند، هیچ کس گوش نمی دهد و همه بعداً مخالف گفته ها در آنجا می شوند.
***********
کتاب کلاسیک:
کتابی که همه مردم آنرا تحسین می کنند ولی کسی آنرا نمی خواند.
***********
لبخند:
منحنی ای که می تواند خیلی چیزها را راست و آسان کند
***********
اداره:
محلی که شما بعد از تنش های منزل در آنجا استراحت می کنید
***********
خمیازه:
تنها زمانی که بعضی مردان ازدواج کرده دهان خود را باز می کنند
***********
و غیره:
نشانه ای است برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه می دانید، می دانید.
***********
کمیته:
تعدادی از افراد که قادر به انجام هیچ کاری بصورت جداگانه نبوده و همچنین در جلسه با هم تصمیم می گیرند که هیچ کاری بهمراه هم قابل انجام نیست.
***********
تجربه:
اسمی است که آقایان برای توجیه کارهای اشتباه خود استفاده می کنند.
***********
بمب اتم:
اختراعی برای پایان بخشیدن به همه اختراعات و بهانه ای برای گیر دادن به ایران.
***********
فیلسوف:
فرد احمقی که در زندگی خود را به سختی و زحمت می اندازد تا بعد از مرگش همه از او صحبت کنند و او را تحسین کنند.
***********
سیاستمدار:
فردی که حرف راستش دروغ و حرف دورغش راست است.
***********
نان به نرخ روز خور:
فردی که اگه اتفاقی در رودخانه بیفته شروع به حمام گرفتن می کنه
***********
خوش بین:
فردی که در هنگام افتادن به پایین از بالای برج ایفل در بین راه می گه، ببینید من هنوز صدمه ای ندیدم.
***********
خسیس:
فردی که فقیر زندگی می کند تا پولدار بمیرد.
***********
پدر:
بانکداری که خدا او را برای فرزندانش آفریده است.
***********
مجرم:
فردی که با بقیه هیچ فرقی نداره مگر اینکه تونستن اون رو بگیرن
***********
رئیس:
فردی که وقتی شما دیر به اداره می آیید خیلی زود می یاد و وقتی شما خیلی خیلی زود به اداره می آیید دیر به اداره می یاد.
***********
سیاستمدار:
فردی هر آنچه قبل از انتخابات گفته است را بعد از انتخابات تکذیب می کند.
***********
دکتر:
فردی که بیماری را با دارو می کشد و شما را با قبضش.
***********
آمار و ارقام:
دسته ای از اعداد که برای گزارش پیشرفت ساخته و پرداخته می شوند.
***********
انتخابات ریاست جمهوری امریکا:
مهمترین بحث رسانه های ایرانی
***********
مهندس ناظر ساختمان:
فردی که جهت اسکان کارگران از خرابه ها و ساختمان های ناامن استفاده می کند.
***********
آنتی ویروس کسپراسکای:
آنتی ویروسی که Acvitation Code آن تند تند Black List می شود.
***********
تورم:
عددی است که با وجود گرانی ولی به گفته دولت همچنان یک رقمی است.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:10
پیرمرد تنهايي در مزرعه اش زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ولي چاره اي ديگر نبود تا از او كمك بگيرد.
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال با اين وضعيت نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. ولي در صورتي هم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.
دوستدار تو پدر.

زمان زيادي نگذشت تا اينكه پیرمرد تلگرافي را با اين مضمون دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام !
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند.
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهي چه کني ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا میتوانستم برایت انجام بدهم !

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:11
زندگینامه (http://www.johnnydepparchieve.blogfa.com/post-1.aspx)


نام : جان کریستوفر دپ دوم

تاریخ تولد : ۶.۹.۱۹۶۳

قد: ۱۷۸ سانتی متر
وزن : ۷۰ کیلو
محل تولد : اونزبراو – کنتاکی
مو : قهوه ای – معمولا ژولیده
چشمها : قهوه ای
مشاغل: مسوول پمپ بنزین- فروشنده لوازم تحریر – موزیسین – بازیگر
تاتوها : بازوی راست - سر سرخپوست

بازوی چپ - قلب با کلمه betty sue و مثلث واژگون

سه مستطیل روی انگشت اشاره دست راست –

جمجمه و استخوان روی ساعد راست

شکلی شبیه عدد 3 روی دست چپ

کلمه Lilly Rose روی سینه بالای قلب

کلمه Jack و یک پرستو روی ساعد چپ

و دو سه تا خالکوبی دیگه .

اقوام: مادر : بتی سو پالمر

پدر : جان دپ

برادر : دنی

خواهر : کریستی و دبی

وضعیت تاهل : طلاق- نامزد- نامزد- نامزد ..... فعلا رابطه ثابت با ونسا پارادی


... ۴۵ سال پیش در چنین روزی اعجوبه ای سرکش به دنیا اومد... ( به نظر زیاد سرکش نمیاد ٬ مخصوصا با اون عینک بزرگ ! ) عجله نکن عزیزم ! باید ببینی پشت اون عینک بزرگ چی داره !!!...

پدرش - جان کریستوفر دپ اول - و مادرش - بتی سو پالمر - اسمش رو جان کریستوفر دپ دوم گذاشتند (به نظر میاد پدر و پسر خیلی با هم رفیق باشن ولی در واقع اینطور نبود و همه ش کنتاکت ! ) ...
خانواده ۳ فرزند دیگه هم داشتند به اسمهای دنی ٬ دبی و کریستی ... جانی در دوران کودکی بچه خوش شانسی نبود و با رنج تنهايي و خانه به دوشي دست و پنجه نرم كرد. در كنار تحصيل به كار در مزرعه تنباكوي پدر بزرگش که او را بسيار دوست میداشت مشغول شد و زماني كه در 8 سالگي خبر مرگ او را شنيد دچا ضربه روحي شديدي شد يك شوك ناخواسته كه چندي بعد او را به سوي سيگار مشروبات الكلي و مواد مخدر كشاند تلاش خواهران برادر و مادر جاني براي برگرداندن او به زندگي طبيعي مؤثر نيفتاد و پسرك كاملا غرق در فساد شد. ( این دیوونه بازیها حتی در بزرگسالی هم دست از سرش برنداشتند تا آنجا که در سال ۱۹۹۴ به خاطر خراب کردن وسایل یه هتل دستگیر شد) ...
http://img313.rockyou.com/imagehost/11/11040/11040762/11040762_76d1cb0b1212849868_m.jpg
جاني پس از مدتي خسته از اسباب كشي هاي پياپي خانواده و ۳۰ بار در عرض ۱۰ سال تغير محل زندگي٬ به زادگاهش بازگشت و در كليساي عمويش اقامت گزيد در اين كليسا بود كه با شنيدن سرود زيبايي" آوماريا " دريافت كه تنها تسكين دهنده روح و فكر از هم گسسته اش موسيقي است . او موسيقي را با نواختن گيتاری که مادرش برای تولد ۱۲ سالگی اش خریده بود ٬ شروع كرد و پس از تمرينات پياپي و شبانه روزي و بدون استخدام معلم بالاخره به يك نوازنده چيره دست گيتار تبديل شد .
http://img314.rockyou.com/imagehost/11/11040/11040851/11040851_f9f6d0e71212850260_m.jpg

وي با گروه هاي از قبيل كيدز ٬ پی و پانكسترز همكاري كرد ولي نتوانست آنگونه كه در روياهايش مي خواست ٬ با موسيقي به چهره مثال زدني تبديل شود.
جاني در ۱۵ سالگي از مدرسه اخراج شد و به لس انجلس مهاجرت كرد و تا بيست سالگي كه با لوري آن اليسون ازدواج نكرده بود شغلهايي نظير كارگري در پمپ بنزين و فروش مداد را هم تجربه كرد اما پس از ازدواج از طريق همسرش با نيكلاس كيج آشنا شد و كيج كه به شخصيت خجالتی و با استعداد جاني علاقمند شده بود مقدمات حضور وي براي بازي در فيلم كابوس در خيابان الم را فراهم كرد.او در اين كار نقش دوست قهرمان اصلي داستان را ايفا كرد كه البته همان اوايل فيلم توسط "فران گرگور" شخصيت وحشتناك و قاتل فيلم تكه و پاره شد!
http://img300.rockyou.com/imagehost/11/11040/11040784/11040784_8a2b66de1212849967_m.jpg
جاني پس از جدايي از همسرش در شرايط مالي بدي به سر مي برد و به همين جهت براي مدتي در منزل نيكلاس كيج زندگي كرد كه البته با روي غلطك افتادن مسير زندگيش در بازيگري رفته رفته روزگار به او روي خوش نشان داد و بالاخره جاني توانست روي پاي خودش با ايستد .
وي براي اينكه به طور حرفه اي بازيگري را دنبال كند در كلاسهاي بازيگري درس خوانده و با توجه به جذابيت چهره و استعداد بازيگريش خيلي زود به يك ستاره تبديل شد .بازي او در يكي از سريالهاي شبكه فوكس با نام " ۲۱ جاده ترقي " به خاطر همان صورت جذاب و شيوه خاص بازيگريش بسيار مورد توجه قرار گرفت...
اما جاني قدر اين موقعيت را ندانسته و به دليل دوباره مبتلا شدن به افسردگي و روي آوردن مجدد به مواد مخدر نتوانست روند موفقيت آميز خود را ادامه دهد و چهره اش خيلي زود از ياد كساني كه تازه با اين بازيگر تازه كار آشنا شده بودند بيرون رفت نقش آفريني كلاسيك و فانتزي او درادوارد دست قيچي سر آغاز براي موفقيت هايش در عرصه بازيگري بود...
http://img334.rockyou.com/imagehost/11/11057/11057637/11057637_d10919eb1212927027_m.jpg
انتخاب وي براي اين نقش در اين فيلم هم خيلي اتفاقي صورت گرفت جاني ميگويد : هميشه دوست داشتم در اثري از كارگرداني بزرگ مثل تيم برتون حضور داشته باشم.بارها به او تلفن زدم و خواهش كردم به من هم نقشي بدهد. در حالي كه از تماسهاي پياپي خسته بودم ناگهان تلفن زنگ زد و تيم پشت خط بود كه گفت:" آقاي دپ شما ادوارد من هستيد! "
http://img342.rockyou.com/imagehost/11/11057/11057672/11057672_13993cae1212927178_m.jpg

جاني دپ پس از ادوارد دست قيچي در فيلم هاي خوش ساخت ديگري نظيراسيلپي هالو " ی تيم برتون...
" رؤياي آريزونا "ی امير كاستاريكا "٬ مردمرده " ی جيم جارموش و دون خوان دی ماركو " جرمي ليون " نيز نقش آفريني كرد و نه تنها به يك سوپر استار تبديل شد بلكه به اوج شهرت و محبوبيت نيز رسيد .
اما چه سود كه او از شهرت بيزار بود و از هوادارانش فراري!
http://img340.rockyou.com/imagehost/11/11057/11057760/11057760_2cafec941212927672_m.jpg

بارزترين تفاوت بازيهاي جاني دپ نسبت به بازيگران هم نسلش باورپذير كردن نقشها براي تماشاچي توسط اوست او معمولا به شخصيتهايی جان ميبخشد كه متزلزل٬ كمي ترسو ٬خجالتی٬ تاحدی رمانتيك هستند ....
شيوه بازي او را در بدنهاي عضلاني و مردانه تام كروز و براد پيت نمي توان سراغ گرفت همانطور كه امثال لئوناردودي كاپريو هم ظرافت نقش آفريني وي را ندارند. جاني همواره روحيات ناشناخته و مرموز خود را در نقش هايش جاري مي كند و همين موضوع تماشاچي را وادار به تفكر و تامل براي شناخت شخصيت نقش و خود جاني مي كند .
او تمام تنشهاي عصبي يك شخصيت را با كمترين ميزان استفاده از دست ٬ سر یا پا و تنها با بهره بردن از تغير حالت چشمانش نمايان ميكند ...

جانی پس از نقش آفريني هاي فراوان . سر انجام با جان بخشدن به شخصيت " كاپيتان جك اسپارو " در فيلم دزدان دريايي كارائيب كانديداي دريافت جايزه اسكار شد ...
كه البته شون پن گوي سبقت را از او ربود و مجسمه طلايي را در دستانش لمس كرد. بازي قدرتمند و پخته دپ در اين فيلم به قدري با استقبال جشنواره ها منتقدين و قشر سينما رو روبرو شد كه تهيه كنندگان آن از وي خواستند تا در سري دوم و سوم فيلم هم به ايفاي نقش بپردازد سری دوم و سوم فیلم برای جانی با شکوه تر از قسمت اول بود و این فیلم با فروشی فوق العاده توانست نام خود را در پرفروش ترین های تاریخ سینما ثبت کند....
جانی پس از موفقیت دو فیلمش حالا بسیار مشهورتر از قبل شده بود بازی در فیلمهای جدیدی را تجربه میکرد و در سال اخیر یکی از بهترین بازیهایش را در نقش " آرایشگر شیطان صفت خیابان فلیت " به اجرا گذاشت و او کسی نبود جز " سویینی تاد " ...
http://img361.rockyou.com/imagehost/11/11057/11057610/11057610_83ebcfaf1212926871_m.jpg
بازی فوق العاده او از نقشی که قرار بود منفی از آب در آید شخصیتی ساخت قابل باور و در بسیاری موارد پر از سمپاتی و احساس همدردی برای او از طرف تماشاگر ... و او دوباره نامزد جایزه اسکار شد که به عقیده بسیاری از طرفدارانش با بی انصافی جایزه از او دریغ شد...
زنان زیادی در زندگی جانی نبوده اند ولی ۳ نفر از آنها شهرت غیر قابل انکاری دارند : وینونا رایدر ٬ کیت ماس و ونسا پارادی...
پارادی که در حال حاضر قریب به ۱۰ سال با جانی زندگی کرده و از او دو فرزند با نامهای لی لی رز و جان کریستوفر دپ سوم - همان جک - دارد به نظر میرسد رابطه طولانی مدتی را با جانی در پیش گرفته ...
http://img377.rockyou.com/imagehost/11/11040/11040971/11040971_a483f3021212850780_m.jpg
حالا جاني دپ ، يكي از پر طرفدار ترين بازيگران سينماي جهان است كه وقتي پا بر روي فرش قرمز اسكار يا كن ميگذارد فرياد هاي "جانی جانی" و جيغ هاي ممتمد هوادارانش گوش آدم را كر ميكند ولي يك نگاه سرسري و يك لبخند مبهم پاسخ جاني به اين همه ابراز احساسات است و بس!


خصوصیات و علایق (http://www.johnnydepparchieve.blogfa.com/post-11.aspx)


رنگ مورد علاقه جانی : سیاه و بنفش

فیلم مورد علاقه جانی: Withnail با شرکت Richard E. Grant گرچه جاني گفته که علاقه ی زیادی به تماشای فیلمها نداره.

فیلمها ي مورد علاقه ش که خودش در اونها نقش داشته :‌ ادوود ٬ ادوارد دست قیچی و البته دزدان دریایی کاراییب

نقشی که بیشتر از همه بهش علاقه داره : کاپیتان جک اسپرو

نويسنده ي مورد علاقه جانی : ادگار آلن پو

سرگرمی جانی :‌ بازی کردن با بچه هاش و قدم زدن نزدیک خونه ش در فرانسه و گیتار زدن ( یه جایی خوندم که وقتی کنار دریا هستن با بچه هاش قلعه ی شنی میسازن بعد که تموم شد لی لی رز میپره روی قلعه و خرابش میکنه بعدش همه شون هر و کر میخندن!)

جانی دپ راست دسته یا چپ دست؟ : راست دست ٬ ولی توی فیلم "بنی و جون" با دست چپ نوشت تا توی فیلم به نظر بیاد که درست نوشتن بلد نیست.

والدین جانی اصالتا از کجا هستن؟ : مادرش اصالت قبیله ی سرخپوستیcherokee داره. در واقع مادربزرگ مادرش سرخپوست اصیل بوده و از طرف پدرش هم اصالتهای cherokee و ژرمن/ ایرلندی / فرانسوی داره . در واقع Depp یه فامیلی فرانسویه. جانی در Owensboro, Kentucky به دنيا اومده.

چه ادکلنی استفاده می کنه؟ : drakar noirوjump joop و برای پیچیدن سیگارهاش از کاغذهایی با اسانس licor استفاده میکنه.

اعتقاد به خدا : جانی دپ گفته که به :« من به یه چیزی اعتقاد دارم . اگه بشه بهش گفت خدا. نمیدونم. ولی قدرتی وجود داره که تمام سرنوشت ما رو رقم میزنه . قدرتی تعیین کرده که من اینجا باشم ٬ کارهایی که انجام دادم و میدم رو اونه که تعیین میکنه. البته ممکنه ما نتونیم کاملا درکش کنیم. هر کدوممون یه تصوری ازش داریم . منم تصورات خاص خودمو داشتم و دارم . کوچولو که بودم فکر میکردم خدا یه پیرمرد عاقل و باهوشه با ریش سفید که روی ابرهای سفید و تپلی نشسته ولی حالا در این زمان خدا رو در تمام موجودات هستی می بینم ٬ هوا٬ درختان ٬ آدمها٬ تمام مخلوقات واسه من نشانه ای از خدا هستن. من به کلیسا نمیرم و اعتقاد به مذهب خاصی ندارم . شاید این مساله برمیگرده به دوران کودکی من. عموی من کشیش بود و همیشه برامون در مورد جهنم و عذاب حرف میزد. ولی من دلم میخواد به خدا اعتقاد داشته باشم و در واقع فکر میکنم که این اعتقاد رو دارم. »

محل زندگی جانی : دهکده ی کوچکی به اسم Plan de la Tour نزدیک St Tropez در جنوب فرانسه و خونه ای در لوس آنجلس داره و یه خونه در انگلستان( که قبلا عکسشو براتون گذاشته بودم ) و یه خونه نزدیک ویلز و تازگیها یه جزیره ۱۵هکتاری در باهاماس خریده که اسمشو گذاشته Fuck off island یعنی جزیره «خفقون بگیر!»

گرایش سیاسی جانی دپ: مخالف جورج بوش و مخالف جنگ در عراقه ٬ توی یه مصاحبه گفته ملت آمریکا خیلی باید احمق باشن که جورج بوش رو به عنوان رییس جمهور انتخاب کردن . جمله ی اصلی این بوده : (US is like a dumb-puppy for having bush in as the president )!!!

غذای مورد علاقه : پودینگ شکلاتی ( یه چیزی تو مایه های فرنی شکلاتی) و کافه شاپ مورد علاقه ش هم یه کافه ی کوچیک نزدیک خونه ش در جنوب فرانسه س.

ماشین جانی دپ:‌ پورشه ی سبز کروکی و یه تراک هم داره و یه شورلت

تاتوی شماره ۳روی دست جانی چه معنی داره؟ : فقط ۳ ... یعنی عدد. ۳ظاهرا یکی از دوستاش در حال تمرین تاتو کردن بوده و ازش پرسیده که میتونه یه دونه عدد ۳روی دستش خالکوبی کنه یا نه؟ جانی هم قبول کرده.(طبق مصاحبه ای بعد ازفیلم From Hell )

نوع موسیقی مورد علاقه : راک اند رول

خوانندگان و نوازندگان مورد علاقه : Dylan, Keith Richards Bobو Johnny Cash و Tom Petty .

ترانه مورد علاقه ی جانی :‌forever young از باب دیلان

گروه موسیقی مورد علاقه : یه گروه کولی به نام Taraf de haidouks و گروه های TheKiss, Alice Cooper, Rolling Stones, Peter Frampton
فیلمشناسی (http://www.johnnydepparchieve.blogfa.com/post-2.aspx)

2007 – دزدان دریایی کارائیب : در آخر دنیا ( جک اسپارو)
۲۰۰۶-دزدان دریایی کارائیب: گنج مرد مرده (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8 %AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8% B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%A8:_%DA%AF%D9%86%D8%AC_%D9 %85%D8%B1%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87&action=edit) (جک اسپارو)
۲۰۰۵-عروس مردگان (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3_%D9%85%D8 %B1%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&action=edit) (صدا) (ویکتور ون دورت)
۲۰۰۵-چارلی و کارخانه شکلات سازی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%DB%8C_%D9 %88_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8 %B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB% 8C&action=edit) (ویلی ونکا)
۲۰۰۴-افسار گسیخته (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%B1_%DA %AF%D8%B3%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%87&action=edit) (راچستر)
۲۰۰۴-در جستجوی ناکجاآباد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8 %AC%D9%88%DB%8C_%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8% A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF&action=edit) (سر جیمز ماتیو باری)
۲۰۰۴-و بعد از آن آنها شاد زیستند (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%88_%D8%A8%D8%B9%D8%AF_%D8%A7%D 8%B2_%D8%A2%D9%86_%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7_%D8%B4% D8%A7%D8%AF_%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF&action=edit)
۲۰۰۴-پنجره سری (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87_%D8 %B3%D8%B1%DB%8C&action=edit) (مورت رینی)
۲۰۰۳-روزی روزگاری در مکزیک (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C_%D8%B1%D9 %88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9 %85%DA%A9%D8%B2%DB%8C%DA%A9&action=edit) (ساندس)
۲۰۰۳-دزدان دریایی کارائیب: نفرین بلاک پرل (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8 %AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8% B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%A8:_%D9%86%D9%81%D8%B1%DB% 8C%D9%86_%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9_%D9%BE%D8%B1%D9% 84&action=edit) (جک اسپارو)
۲۰۰۱-از جهنم (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D9%87%D9%86%D9 %85&action=edit) (فرد آبرلین)
۲۰۰۰-شکلات (http://fa.wikipedia.org/wiki/شکلات_(فیلم)) (رو)
۲۰۰۰-مردی که گریه می‌کرد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%DA%A9%D9 %87_%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C %DA%A9%D8%B1%D8%AF&action=edit) (سزار)
۱۹۹۹-اسلیپی هالو (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%BE%DB% 8C_%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%88&action=edit) (ایکابد کرین)
۱۹۹۹-همسر فضانورد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1_%D9%81%D8 %B6%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF&action=edit) (اسپنسر آرماکوست)
۱۹۹۹-دروازه نهم (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9% 87_%D9%86%D9%87%D9%85&action=edit) (دین کورسو)
۱۹۹۸-ترس و نفرت در لاس‌وگاس (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%B3_%D9%88_%D9%86%D 9%81%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%84%D8%A7%D8%B3%E 2%80%8C%D9%88%DA%AF%D8%A7%D8%B3&action=edit) (رائول داک/تامپسون)
۱۹۹۷-شجاع (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9&action=edit) (رافائل) (جانی دپ این فیلم را کارگردانی کرده است)
۱۹۹۷-دنی براسکو (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8 %A7%D8%B3%DA%A9%D9%88&action=edit) (دنی براسکو/جو پیستونه)
۱۹۹۵-شکاف زمان (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81_%D8%B2%D9 %85%D8%A7%D9%86&action=edit) (جن واتسون)
۱۹۹۵-مرد مرده (http://fa.wikipedia.org/wiki/مرد_مرده) (ویلیام بلیک)
۱۹۹۵-دون خوان دومارکو (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%AE%D9%88%D8 %A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9% 88&action=edit) (دون خوان)
۱۹۹۴-اد وود (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AF_%D9%88%D9%88%D8%AF_%2 8%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) (اد وود)
۱۹۹۳-بنی و جون (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D8%AC%D 9%88%D9%86&action=edit) (سام)
۱۹۹۳-رویای آریزونا (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D8 %A2%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%88%D9%86%D8%A7&action=edit) (اکسل بلاکمار)
۱۹۹۰-ادوارد دست‌قیچی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8% AF_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%82%DB%8C%DA%86%D B%8C&action=edit) (ادوارد دست‌قیچی)
۱۹۸۶-جوخه (http://fa.wikipedia.org/wiki/جوخه_(فیلم)) (گیتور لرنر)
۱۹۸۴-کابوسی در خیابان الم (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3%DB% 8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9% 86_%D8%A7%D9%84%D9%85&action=edit) (گلن لانتز)








---------------------------------------------------------------------------------------------------
يه چيزم بگم من تقريبا از هر فيلم جاني عزيز يه خلاصه دارم هر كي خواست بگه من بذارم،دوستانم چند سايت راجع به جاني ساختن و فيلماشو برا فروش گذاشتن،خواستين لينكشو بذارم.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:11
اجراي برنامه اندي در بين دو نيمه بازي تيم هاي چلسي و اينتر ميلان
در آمريكا !
انديhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/31.gif در روز سه شنبه 21 جولاي در بين دو نيمه بازي تيم هاي فوتبال چلسي و اينتر ميلان در لس آنجلس آمريكا برنامه اجرا كرد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:12
شير به جاي پول



روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد. از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد. روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد. تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد. دختر جوان و زيبايي در را باز كرد. پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و به جاي غذا، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود به جاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد. پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت: «چقدر بايد به شما بپردازم؟». دختر پاسخ داد: «چيزي نبايد بپردازي. مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازايي ندارد.» پسرك گفت: «پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم»
سال ها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد. پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامي كه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد. بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اطاق بيمار حركت كرد. لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد. در اولين نگاه او را شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري، پيروزي از آن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود. به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چيزي نوشت. آن را درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد. سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد. چيزي توجه اش را جلب كرد. چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند:
«بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است!»

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:12
1- منابع غذایی حاوی تریپتوفان:
همه ما از خاصیت جادویی شیر گرم برای رفتن به سرزمین خواب و رویا مطلع هستیم.بد نیست بدانید که مواد لبنی حاوی مقدار قابل توجهی از تریپتوفان است که نقش موثری در افزایش خواب دارد.سایر منابع حاوی تریپتوفان عبارتند از:عسل،موز،ماکیان و جو.

2- غذاهای غنی از کربوهیدرات:
به عنوان مکمل غذاهای لبنی باعث افزایش مقدار تریپتوفان خون می شود.بنابر این مقدار کمی از این غذاها – نان و پنیر،ماست و نان خشک،شیر و....- کمی قبل از خواب،باعث داشتن خواب راحت تر می شود.اما توصیه می گردد که از خوردن غذاهای بسیار شیرین و کربوهیدارته تنها،اجتناب کنید،زیرا خواب شما را بر هم می زند.

3- غذای سبکی قبل از خواب تناول کنید:
اگر دچار بی خوابی شده اید، خوردن مقدار بسیار جزئی از غذا باعث خواب بهتر می شود. اما توجه کنید که این غذاهای سبک،آغازی برای وعده های سنگین غذا آن هم در آخر شب نشود.پر خوری و کلا غذای سنگین باعث ایجاد فشار بر دستگاه گوارش می شود و خواب و آرامش فرد را بر هم می زند.

4- خوردن غذای سرخ کرده و همبرگر را ترک کنید:
دلیلی دیگر برای صرفه نظر کردن از غذاهای چرب،داشتن خواب راحت است.محققان معتقدند که هرچه قدر در طول روز غذای چرب مصرف کنید،شب هنگام کمتر موفق به خوابیدن میشوید.

5- هشدار در مورد غذاهای کافئین دار:
خوردن یک فنجان قهوه در بعد از ظهر کافی است تا خواب شب را برهم زند.حتی مقدار جزئی کافئین نیز خواب را از بین می برد.بنابر این مراقب سایر غذاهای حاوی کافئین نیز باشید،مثل : شکلات،چای،کولا و....

6- داروهایی که حاوی کافئین هستند:
بعضی از انواع داروهای تجویزی و غیر تجویزی نظیر داروی سرماخوردگی،داروهای مدر،قرص کاهش وزن و مسکن های درد حاوی کافئین هستند.بنابراین قبل از مصرف داروها لطفا برچسب دارو را مطالعه کنید و عوارض جانبی آن نظیر بی خوابی و یا اختلالات خواب را بررسی کنید.

7- از نوشیدن مشروب در آخر مهمانی و اواخر شب اجتناب کنید:
مشروب یا الکل ممکن است باعث شود که سریع به خواب فرو روید،اما به طور متوالی در طول شب بیدار خواهید شد.در واقع الکل باعث سردرد،تعریق شبانه،کابوس و .....می شود.

8- هشدار در مورد مواد غذایی سنگین و چاشنی دار:
دراز کشیدن با شکم پر ناراحت کننده است،زیرا در هنگام خواب دستگاه گوارش کندتر عمل می کند.غذاهای چاشنی دار و سنگین باعث سوزش معده می شود.بنابر این سعی کنید، حداقل 4 ساعت قبل از خواب،خوردن غذاهای سنگین را ترک کنید.

9- هشدار در مورد غذاهای پروتئینه:
خوردن پروتئین برای سلامت و ساختار بدن لازم است.اما خوردن این مواد به عنوان غذای سبک قبل از خواب، انتخاب درستی نیست. زیرا مواد غذایی سرشار از پروتئین هضم سخت تری دارد و بعلاوه حاوی آمینو اسید تیروزین است که باعث افزایش فعالیت مغز می شود.بنابراین از خوردن این غذاها قبل از خواب اجتناب کنید.اکتفا به نان و پنیر و یا نان خشک و ...انتخاب درست تری خواهد بود.

10- خوردن مایعات را بعد از ساعت 8 شب ترک کنید:
مصرف آب و مایعات در طول روز لازم و ضروری است.اما بهتر است قبل از خواب،مصرف مایعات را کمتر کنید. زیرا باعث می شود که در طول شب به طور مکرر برای رفتن به توالت از خواب بیدار شوید.

11- مصرف دخانیات برای کسب آرامش ، روش درستی نیست:
نیکوتین تاثیری مشابه کافئین دارد. بنابر این از کشیدن سیگار قبل از رفتن به بستر و یا بلا فاصله بعد از بیدار شدن در نیمه شب اجتناب کنید.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:13
10 حادثه پرهزینه جهان !

1- حادثه چرنوبیل
ميزان خسارت: ۲۰۰ میلیارد دلار
در تاریخ ۲۶ آوریل ۱۹۸۶انفجار در نیروگاه اتمی چرنوبیل باعث آلودگی بیش از ۵۰ درصد سطح کشور اکراین شد. 7/1 میلیون نفر در این حادثه دچار آسیب شدند و هنوز آثار آن مثل بیماری سرطان باقی مانده است. هزینه پاک‌سازی و تعمیر و جبران خسارت این حادثه نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. فقط ایجاد یک حفاظ فلزی دور این نیروگاه، نزدیک ۲میلیارد دلار خرج برداشته است.
2- حادثه شاتل فضایی کلمبیا
ميزان خسارت: ۱۳ میلیارد دلار
در تاریخ ۱ فوریه ۲۰۰۳، شاتل فضایی کلمبیا در هنگام بازگشت به زمین منفجر شد. علت حادثه سوراخی بود که ۱۶ روز قبل و در هنگام پرواز کلمبیا به سمت فضا در یکی از بال‌های شاتل ایجاد شده بود. هزینه‌ای نزدیک به ۱۳ میلیارد دلار برای فرستادن این فضاپیما و مطالعات و تحقیقات انجام شده برای این پرواز صورت گرفته بود ( به غیر از هزینه خود فضاپیما). این حادثه پر خرج‌ترین حادثه سفر تحقیقاتی جهان نام گرفته است.
۳- نشت نفت از نفتکش Prestige
ميزان خسارت: ۱۲ میلیارد دلار
در تاریخ ۱۳ نوامبر ۲۰۰۲، نفت‌کش پرستیژ حامل ۷۷۰۰۰ تن نفت سنگین در نزدیک سواحل اسپانیا دچار حادثه شد. کاپیتان از نیروهای ساحلی اسپانیا درخواست کمک کرد. ولی آن‌ها نفت‌کش را مجبور کردند از سواحل اسپانیا دور شود. بعد از آن بود که کشتی در طوفان گرفتار شد و سوخت آن در دریا پراکنده شد. هزینه پاک‌سازی نفت رهاشده نزدیک به ۱۲ میلیارد دلار تخمین زده شد.
۴- حادثه شاتل Challenger
ميزان خسارت: هزینه ۵/۵ میلیارد دلار
در تاريخ ۲۸ ژانویه ۱۹۸۶، شاتل فضایی چلنجر، ۳۷ ثانیه بعد از پرواز منفجر شد. اشکال در یکی از مخازن سوخت و نشت سوخت مایع حامل شاتل عامل انفجار بود. هزینه ساخت شاتل بیش از ۴/۵ میلیارد دلار و نزدیک ۱ میلیارد دلار نیز هزینه تجهیزات آسیب دیده در اثر این انفجار بوده است.
۵- انفجار گاز در خطوط لوله شرکت Alpha Oil
ميزان خسارت: ۳/۴ میلیارد دلار
در تاریخ ۶ جولای ۱۹۸۸ انفجار در لوله انتقال سوخت یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های نفتی جهان رخ داد و ۱۶۷ کشته در پي داشت.
6- نشت نفت از نفت کش شرکت Exxon
ميزان خسارت: ۲/۵ میلیارد دلار
در تاریخ ۲۴ مارس ۱۹۸۹ نشت نفت از یکی از نفت‌کش‌های شرکت Exxon رخ داد كه هزینه پاک‌سازی نفت رها شده نزدیک به ۲/۵ میلیارد دلار برآورد شد.
7- سقوط جنگنده B-2
ميزان خسارت: ۱/۴ میلیارد دلار
در تاریخ ۲۳ فوریه ۲۰۰۸، یکی از ۲۱ بمب‌افکن‌های B-2 ساخت آمریکا لحظاتی بعد از پرواز سقوط کرد. علت حادثه نفوذ رطوبت به سیستم رایانه‌ای کنترل پرواز بود. این حادثه پرخرج‌ترین حادثه هوایی جهان نیز است. هر دو خلبان هواپیما با خروج اضطراری نجات یافتند. هر کدام از این جنگنده‌ها نزدیک به ۱/۴ میلیارد دلار ارزش دارند.
8- حادثه تصادف قطار در کالیفرنیا
ميزان خسارت: ۵۰۰ میلیون دلار
در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۸، در اثر برخورد قطار در کالیفرنیا ۲۵ نفر کشته شدند. پرداخت غرامت به بازماندگان این حادثه ۵۰۰ میلیون دلار برای شرکت راه‌آهن خرج تراشيد.
9- سقوط تانکر حامل سوخت از پل Wiehltal در آلمان
‌ميزان خسارت: هزینه ۳۵۸ میلیون دلار در تاریخ ۲۶ آگوست ۲۰۰۴، تانکری حامل ۳۲۰۰۰ لیتر سوخت، از روی پلی در آلمان سقوط کرد و منفجر شد. هزینه اولیه تعمیر پل حدود ۴۰ میلیون دلار و هزینه ساخت پل جدید ۳۱۸ میلیون دلار خرج داشت.
10- غرق شدن تایتانیک
‌ميزان خسارت: ۱۵۰ میلیون دلار
در تاريخ ۱۵ آوریل 1912 کشتی تایتانیک غرق شد و بیش از ۱۵۰۰ مسافر آن کشته شدند. هزینه ساخت این کشتی در آن زمان ۷ میلیون دلار بود که به زمان حال حدود ۱۵۰ میلیون دلار می‌شود.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:14
خصوصیات متولدین ماه های مختلف؟ (http://my-memories.persianblog.ir/post/17/)
http://www.bridalpeople.com/images/products/1780-L.jpg

فروردینhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/129fs370785.gif
سمبل : قوچ
عنصر: آتش
سیاره : مریخ
عضو آسیب پذیر :سر
روز اقبال : سه شنبه
اعداد شانس : 6 ، 9
سنگ خوش یمن: الماس
رنگ : قرمز
فروردینی ها در پی عشق آتشین و پر شورترین عشق ممکن اند
او خود به خود جنس مخالف را جذب می کند . لذتهای جسمانی برای او
بسیار اهمیت دارد و گاه احساس مالکیت شدیدی نسبت به معشوق خود
را دارد


اردیبهشت

سمبل : گاو نر
عنصر : خاک
سیاره : ناهید
عضو آسیب پذیر : گردن
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 4و6
سنگ خوش یمن : زمرد سبز
رنگ : آبی روشن
گل : خشخاش
حیوان : گاو
جذاب است و عشقش تا حدی نفسانی.برای او عشق اهمیت زیادی
دارد و اگر عاشق شود عاشقی فداکار خواهد بودمعمولا صبر میکند
ابتدا طرف مقابل تعهد خود را ثابت کند و سپس خود را در این
تعهد شریک میکند

خرداد

سمبل : دو قلوها
عنصر : هوا
سیاره : عطارد
عضو آسیب پذیر : دست و شانه
روز اقبال :چهارشنبه
اعداد شانس : 5و9
سنگ خوش یمن : عقیق
رنگ : زرد
گل : زنبق
حیوان : پروانه
چه راحت میتوان عاشق او شد. جذابیت و شیرینی کلام او به خوبی
بر این مدعاست.او عاشق شادی و خوش بودن است و اگر نتوانی
او را شاد کنی جذابیت خود را از دست می دهی

تیر

سمبل : خرچنگ
عنصر : آب
سیاره : ماه
عضو آسیب پذیر : سینه و شکم
روز اقبال : دوشنبه
اعداد شانس :3و7
سنگ خوش یمن : مروارید
رنگ : نقره ایی
حیوان : حیوانات صدفدار
او مانند سیاره خود ، ماه در حال تغییر است اگر به او اطمینان کامل
نداشته باشی هرگز رابطه ی عاشقانه با اونخواهید داشتاو از عشق ورزیدن
لذت می برد و در عوض میخواد آن را دریافت کند

مرداد

سمبل : شیر
عنصر :آتش
سیاره : خورشید
عضو آسیب پذیر : قلب و پشت بدن
روز اقبال : یکشنبه
اعداد شانس : 8و9
سنگ خوش یمن : یاقوت
رنگ : زرد
گل : آفتابگردان
حیوان : گربه سانان
عاشق عاشق شدن است و معشوق خود را غرق هدایای خود می کند
تلاش می کند تا رابطه ی عاشقانه ی بی نقصی را خلق کند

شهریور

سمبل : باکره
عنصر : خاک
سیاره : عطارد
عضو آسیب پذیر : سیستم عصبی
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 3و5
سنگ خوش یمن : یاقئت کبود
رنگ : سبز
گل : بنفشه
حیوان : سگ کوچک – گربه
می تواند چنان تودار باشد که به نظر برسد که از برخورد با دیگران
منع شده .ولی آن گاه که به عشق واقعی خود دست پیدا کند دیگر این ویژگی او
را نخواهید دید.برای چنین انسان فداکارومهربان تحمل سختی بسیار با ارزش است
او به آسانی در عشق گول نمی خورد چون می داند در پی چیست
مهر

سمبل : ترازو
عنصر : هوا
سیاره : ونوس
عضو آسیب پذیر : کمر و کلیه ها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 6و9
سنگ خوش یمن : الماس
رنگ : آبی و بنفش
گل : سرخ
حیوان : خزندگان
او می تواند دوست خوب و میزبانی عالی باشد او در سیاست
دومی ندارد.

آبان

سمبل : عقرب
عنصر : آب
سیاره : پلوتون
روز اقبال : سه شنبه
اعداد شانس : 2و4
سنگ خوش یمن : یاقوت زرد
رنگ : قرمز
حیوان : حشرات
مرموز است ولی میتواند عاشق باشد.از حمایت دیگران لذت می برد
او می تواند حسود و تودار باشد.با کسی که حس کند قابل اطمینان است
کنار می آید

آذر

سمبل : کمان دار
عنصر : آتش
سیاره : ژوپیتر
عضو آسیب پذیر : کبد
روز اقبال : پنج شنبه
اعداد شانس : 5و7
سنگ خوش یمن : فیروزه
رنگ : ارغوانی
گل : نرگس
حیوان : اسب
اگر شخص مورد علاقه اش را پیدا کند وفادار است.مشکل اینجاست
که خواسته اش را بیان نمی کند و صبر میکند تا خودتان حدس بزنید

دیhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/277.gif

سمبل : بز
عنصر سمبل : بز
عنصر : خاک
سیاره : زحل
عضو آسیب پذیر : زانو- استخوان
روز اقبال : شنبه
اعداد شانس :8و9
سنگ خوش یمن : عقیق رنگارنگ
رنگ : سیاه و قهوه ایی
عجله ایی در عشق ندارد.نه به سرعت عاشق می شود نه به
سادگی راز دل خود را می گوید او همواره در حرکت است ولی
نمی داند چرا.فقط می داند باید موفق شود اگر فکر میکنید می توانید
او را از رسیدن به هدفش باز دارید و به سمت خود جذب
کنید سخت در اشتباهید

بهمن

سمبل : آب گیر
عنصر : هوا
سیاره : زهره
عضو آسیب پذیر : مچ و ساق پاها
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 1و7
سنگ خوش یمن : یاقوت ارغوانی
رنگ : آبی
حیوان : پرندگان درشت اندام
اگر عاشق متولد بهمن باشید با تمام وجود عاشق شما خواهد شد
تنها نکته ایی که باید از آن دوری جویید این است که بر سر راه
پیشرفت او قرار نگیرید. او عاشقی صادق است. دیر عصبانی
می شود. آزار دهنده نیست .برنامه های خودش را دارد .هرگز تغییر
نخواهد کرد.اگر نتوانید خود را با ایده های گوناگون مذهبی ،فرهنگی
و اجتماعی او هماهنگ کنید هرگز شانسی برای دستیابی به عشق پایدار
او نخواهید داشت

اسفند

سمبل : دو ماهی که خلاف جهت هم شنا می کنند
عنصر : آب
سیاره : نپتون
عضو آسیب پذیر : پاها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 2و6
سنگ خوش یمن : یاقوت کبود
رنگ : سبز روشن
گل : نسرین
حیوان : ماهی
او به پای معشوق فداکاری های بسیار می کند
اگر عاشق شماست واقعا خوشبختید.
برای حفظ این رابطه از هیچ کاری رویگردان نیست
مادامی که به او وفادار باشید از آن شما خواهد بود

منبع (http://www.my-memories.persianblog.ir/)(با تشكر از علي آقا؛نويسنده وبلاگ)

پ.ن1:به دليل اينكه من خودم فرورديني هستم عكس الماس رو گذاشتم!
پ.ن2:كسي كه دوستش دارم متولد دي ماهه!به همين دليل جلوي دي اون اسمايلي رو گذاشتم!

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:15
متولد چه ماهی هستید میدونید چه افراد مشهوری در ان ماه بدنیا اومدن؟ (http://my-memories.persianblog.ir/post/16/) دقت کنین میبینین با خصوصیات اخلاقیتون هم جور درمیاد



- افراد مشهور فروردین ماه: فریدون جنیدی ( شاهنامه‌پژوه و نویسندهٔ ایرانی) ، بنی صدر (رییس جمهور پیشین ایران) ، علی داییhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/127fs3556139.gif (بازیکن فوتبال) ، زلمی خلیلزاد (نماینده دولت بوش در سازمان ملل با تبار افغانستانی) ، محمد علی فردین (بازیگر ایرانی) ، مجید مجیدیhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif (کارگردان ایرانی) ، محمدعلی کشاورز (بازیگر ایرانی) ، خسرو شکیبایی (http://groups.yahoo.com/group/talab/)http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif (بازیگر ایرانی) ، ژاله علو (بازیگر ایرانی) ، چارلی چاپلینhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gif (هنرپیشه انگلیسی)، بیتا فرحی (هنرپیشه ایرانی) ، پوران درخشنده (کارگردان ایرانی) ، علیرضا افتخاری (http://groups.yahoo.com/group/talab/)http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/31.gif (خواننده ایرانی) ، رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان ایرانی) ، مارلون براندوhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif (هنرپیشه آمریکایی)، یزدان ( شکافنده اتم )؛ بیسمارک (صدراعظم آلمان)، ژوزف پولیتزر (روزنامه نگار آمریکایی)، هنری جیمز (نویسنده آمریکایی)، ونسان ونگوک (نقاش هلندی)، نیکیتا خروشچوف (نخست وزیر سابق روسیه) و تنسی ویلیامز (نویسنده آمریکایی) ، مریلا زارعیhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gif ( هنرپیشه ایرانی ) محمد رضا گلزارhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/31.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/31.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/31.gif (هنرپیشه ایرانی) ، خشایار اعتمادی (خواننده ایرانی)
- افراد مشهور اردیبهشت ماه: عمر خیام (ریاضیدان و اخترشناس ایرانی) ، دکتر محمّد معین (ادیب ایرانی) ، سیمین دانشور (شاعر ایرانی) ، قیصر امین‌پور (شاعر ایرانی) ، غلامحسین بنان (خواننده ایرانی) ، رهی معیری (شاعر ایرانی) ، فریماه فرجامی (بازیگر ایرانی) ، پرویز مشکاتیان (نوازنده ایرانی) ، اندی (خواننده ایرانی) ، آرش لباف (خواننده ایرانی) ، رضا عطاران (بازیگر ایرانی) ، بهنوش بختیاری (بازیگر ایرانی) ، آندره آغاسی (تنیسور امریکایی) ، همایون شجریان (خواننده ایرانی) ، آتوسا پور کاشیان (استاد بزرگ شطرنج) ، اونوره دوبالزاک (نویسنده فرانسوی)، ویلیام شکسپیر (نمایشنامه نویس انگلیسی)، برتراند راسل (فیلسوف و نویسنده انگلیسی)، ولادمیر ناباکف (نویسنده روس)، یوهان برامس (آهنگساز آلمانی)، سالوادور دالی (نقاش اسپانیایی)، هری ترومن (رئیس جمهور آمریکا)، روبسپیر (انقلابی فرانسوی)، کاترین کبیر (ملکه روسیه)، الیور کرامول (رهبرانقلابی انگلیس)، نانسی عجزم (خواننده لبنانی) ، ملکه الیزابت دوم (ملکه انگلیس)، هیتلر (دیکتاتور آلمانی)، زیگموند فروید (روانشناس اتریشی)، هنری فوندا (هنرپیشه آمریکایی)، گری کوپر (هنرپیشه آمریکایی) و ارسون ولز (کارگردان آمریکایی) ، سعید شهروز (خواننده ایرانی) ، پویا امینی (بازیگر ایرانی) ، جواد کاظمیان (فوتبالیست ایرانی) ، فریدون زندی (فوتبالیست ایرانی) .
- افراد مشهور خرداد ماه: عزت الله انتظامی (بازیگر ایرانی) ، ابی (خواننده ایرانی) ، احمد ظاهر (مشهورترین خواننده افغانستان) ، محسن مخملباف (کارگردان ایرانی) ، محمدرضا شریفی‌نیا (بازیگر ایرانی) ، امین حیایی (بازیگر ایرانی) ، رضا کیانیان (بازیگر ایرانی) ، جواد رضویان (بازیگر ایرانی) ، هادی ساعی (قهرمان تکواندو المپیک از ایران) ، شیرین عبادی (وکیل دادگستری ایرانی) ، امامعلی حبیبی (قهرمان کشتی ایران) ، فرهاد مجیدی (فوتبالیست ایرانی) ، سعید ن***ی (نویسنده و شاعر ایرانی) ، عباس یمینی شریف (شاعر و ادیب ایرانی) ، جلیل شهناز (نوازنده ایرانی) ، محمد محیط طباطبایی (اندیشمند و روزنامه نگار ایرانی) ، احمدرضا عابدزاده (بازیگر و مربی فوتبال ایرانی) ، وحید طالبلو (فوتبالیست ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، پرستو گلستانی (بازیگر ایرانی) ، کمند امیرسلیمانی (بازیگر ایرانی) ، مهناز افشار (بازیگر ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، شهره لرستانی (بازیگر ایرانی) ، والت ویتمن (شاعر آمریکایی)، تامس هاردی (نویسنده انگلیسی)، فرنسواز ساگان (نویسنده فرانسویی)، یان فلمینگ (نویسنده انگلیسی)، پول گوگن (نقاش فرانسوی)، مریلین مونرو (هنرپیشه آمریکایی) ، جان.اف کندی (رئیس جمهور آمریکا).
- افراد مشهور تیر ماه: علی حسینی خامنه‏ای (رهبر فعلی ایران) ، علی‌اکبر ولایتی (وزیر خارجه پیشین ایران) ، ولادیمیر پوتین (رییس جمهور سابق روسیه) ، محمد داود خان (اولین رییس جمهور افغانستان) ، سیمین بهبهانی (شاعر ایرانی) ، صمد بهرنگی (نویسنده ایرانی) ، صادق چوبک (نویسنده ایرانی) ، داود رشیدی (بازیگر ایرانی) ، عباس کیارستمی (کارگردان ایرانی) ، سهراب شهید ثالث (کارگردان ایرانی) ، ثریا اسفندیاری بختیاری (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوی) ، روح‌انگیز سامی‌نژاد (اولین هنر پیشه زن ایرانی) ، فاطمه گودرزی (بازیگر ایرانی) ، شادی پریدر (نخستین استاد بزرگ شطرنج بانوان ایران) ، بی نظیر بوتو (نخست وزیر پیشین پاکستان) ، محمود فکری (فوتبالیست ایرانی) ، عباس مرادی (دروازه بان بزرگ ایران)، مصطفی رحماندوست (شاعر ایرانی) ، نسرین مقانلو (بازیگر ایرانی) ، سحر ولد بیگی (بازیگر ایرانی) ، هدیه تهرانی (بازیگر ایرانی) ، رضا شفیعی جم (بازیگر ایرانی) ، گلشیفته فراهانی (http://groups.yahoo.com/group/talab/) (بازیگر ایرانی) ، وحید هاشمیان (فوتبالیست ایرانی) ، نیوشا ضیغمی (بازیگر ایرانی) ، الناز شاکردوست (بازیگر ایرانی) ، ارنست همینگوی (نویسنده آمریکایی)، آن لیندبرگ (نویسنده آمریکایی)، ژان کوکتو (نویسنده فرانسوی)، هلن کلر (نویسنده آمریکایی)، مارک شاگال (نقاش روس)، رامبراند (نقاش هنلدی)، مارسل پروست (نویسنده فرانسوی)، اینگمار برگمن (نویسنده و کارگردان سوئدی)، لویی آرمسترانگ (نوازنده جاز آمریکایی)، راکفلر (سرمایه دار آمریکایی)، ژولیوس سزار (سردار روم)، جان گلن (فضانورد آمریکایی)، جینالو لوبریجیدا (هنرپیشه ایتالیایی) و هنری هشتم (پادشاه فرانسه).
- افراد مشهور مرداد ماه: محمود دولت‌آبادی (نویسنده ایرانی) ، علی حاتمی (کارگردان ایرانی) ، انوشیروان روحانی (آهنگساز ایرانی) ، عارف عارف‌کیا (خواننده ایرانی) ، شقایق فراهانی (بازیگر ایرانی) ، حسن جوهرچی (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرضیایی"عمو پورنگ" (بازیگر ایرانی) ، منیرو روانی‌پور (نویسنده ایرانی) ، امین تارخ (بازیگر ایرانی) ، پوپک گلدره (بازیگر ایرانی) ، رضا صادقی (خواننده ایرانی) ، مهدی مهدوی کیا (فوتبالیست ایرانی) ، محمد خانی (استاد اینترنت)، داریوش ارجمند (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، آلدوس هاکسلی (نویسنده آمریکایی)، جورج والتر اسکات (نویسنده اسکاتلندی)، جان گالز ورثی (نویسنده آمریکایی)، جورج برنارد شاو (نویسنده انگلیسی)، دوروتی پارکر (نویسنده انگلیسی)، کارل گوستاو یونگ (روانشناس سوئیسی)، آلفرد هیچکاک (کارگردان انگلیسی)، موسیلینی (دیکتاتور ایتالیایی)، فیدل کاسترو (رهبر انقلابی کوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسیل بال (کمدین آمریکایی).
- افراد مشهور شهریور ماه: (http://www.nanjoon.com/)روح‌الله مصطفوی موسوی خمینی (http://groups.yahoo.com/group/talab/) (رهبر پیشین ایران) ، اکبر هاشمی رفسنجانی(رییس جمهور پیشین ایران) ، مرتضی آوینی (نویسنده و کارگردان مستند ایرانی) ، دمیتری مدودف (رییس جمهور روسیه) ، احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزین افغانستان) ، تهمینه میلانی (کارگردان ایرانی) ، فریدون مشیری (شاعر ایرانی) ، غلامرضا تختی (ورزشکار ایرانی) ، عهدیه (خواننده ایرانی) ، قادر میزبانی (قهرمان دوچرخه سواری ایران) ، علیرضا دبیر (قهرمان کشتی ایران) ، مهدی شجاعی (نویسنده ایرانی) ، هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده ایرانی) ، کیومرث صابری فومنی (طنز نویس ) ، اکبرعبدی (بازیگر ایرانی) ، پارسا پیروز فر (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، نیکی کریمی (بازیگر ایرانی) ، حسام نواب صفوی (بازیگر ایرانی) ، مجید صالحی (بازیگر ایرانی) ، امیر تاجیک (بازیگر ایرانی) ، جواد نکونام (فوتبالیست ایرانی) ، حسین پناهی (بازیگر و شاعر ایرانی) ، شهلا ریاحی (بازیگر ایرانی) ، بنیامین بهادری (خواننده ایرانی) ، تئودور رایزر (نویسنده آمریکایی)، گوته (شاعر آلمانی)، دی.اچ لارنس (داستان نویس انگلیسی)، قوام نکرومه (سیاستمدار غنایی)، ملکه الیزابت اول (ملکه انگلستان)، جوزف کندی (سیاستمدار آمریکایی)، لیندون جانسون (رئیس جمهور آمریکا)، ویلیام هوارد تافت (رئیس جمهور آمریکا)، لئونارد برنشتاین (آهنگساز آمریکایی)، اینگرید برگمن (هنرپیشه سوئدی)، سوفیا لورن (هنرپیشه ایتالیایی)، الیاکازان (کارگردان آمریکایی)، هنری فورد (مدیرکارخانه ماشین سازی) و پیتر سلرز (هنرپیشه انگلیسی).
- افراد مشهور مهر ماه: (http://www.nanjoon.com/)منوچهر آتشی (شاعر ایرانی) ، محمدرضا شَفیعی کَدکَنی (شاعر ایرانی) ، سهراب سپهری (شاعر ایرانی) ، محمد رضا شجریان (خواننده ایرانی) ، فرح دیبا (ملکه سابق ایران) ، محمد خاتمی (رییس جمهور پیشین ایران) ، علی پروین (بازیکن و مربی فوتبال ایرانی) ، فردریش نیچه (فیلسوف و نویسنده آلمانی) ، محمد ظاهرشاه (آخرین پادشاه افغانستان) ، بیل کلینتون (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، سامویل خاچیکیان (کارگردان ایرانی) ، ابراهیم گلستان (نویسنده و کارگردان ایرانی) ، علی مصفا (بازیگر ایرانی) ، مهتاب کرامتی (بازیگر ایرانی) ، کریس دیبرگ (خواننده ایرلندی) ، پوری بنایی (بازیگر ایرانی) ، الهام حمیدی (بازیگر ایرانی) ، جیمی کارتر (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، باران کوثری (بازیگر ایرانی) ، عادل فردوسی پور ( مجری تلویزیون ایرانی) ، گلی ترقی (نویسنده ایرانی) ، تامس ولف (نویسنده آمریکایی)، اسکار وایلد (نمایشنامه نویس ایرلندی)، فردریش نیچه (فیلسوف آلمانی)، گراهام گرین (نویسنده انگلیسی)، ویلیام فاکتر (نویسنده آمریکایی)، یوجین اونیل (نمایشنامه نویس آمریکایی)، تی.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، آیزنهاور (رئیس جمهور آمریکا)، جورج.سی اسکات (هنرپیشه آمریکایی)، بریژیت باردو (هنرپیشه آمریکایی)، سر والتر رالی (شاعر انگلیسی)، جی.بی راین (روانشناس آمریکایی)، مهاتما گاندی (رهبر ملی هند)، لویی فیلیپ (پادشاه فرانسه)، فرانتس لیست (آهنگساز مجار)، مارچلو ماسترویانی (هنرپیشه ایتالیایی) و چارلتون هستون (هنرپیشه آمریکایی).
- افراد مشهور آبان ماه: (http://www.nanjoon.com/)محمد حسینی بهشتی (ریاست پیشین دیوانعالی ایران) ، علامه اقبال لاهوری (اندیشمند و شاعر هندی) ، نیما یوشیج (شاعر ایرانی) ، علی تجویدی (موسیقیدان ایرانی) ، آیدین آغداشلو (نقاش ایرانی) ، بانو دلکش (خواننده ایرانی) ، گلبدین حکمتیار (از جنگ سالاران افغانستان) ، فاطمه معتمد آریا (بازیگر ایرانی) ، آتنه فقیه نصیری (بازیگر ایرانی) ، مریم حیدر زاده (شاعر ایرانی) ، ویشکا آسایش (بازیگر ایرانی) ، علی کریمی (فوتبالیست ایرانی) ، شیلا خداداد (بازیگر ایرانی) ، ستار (خواننده ایرانی) ،احسان خواجه‌امیری (خواننده ایرانی) ، امید تاجیک (بزرگترن تاجر ایرانی)، فرانسوا میتران (رییس جمهور پیشین فرانسه ) ، ماری کوری (دانشمند فرانسوی) ، سالک (میکروبیولوژیست آمریکایی)، پابلو پیکاسو (نقاش اسپانیایی)، جورج.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، ایندیرا گاندی (رهبرملی هند)، جواهر لعل نهرو (رهبرملی هند)، ماری آنتوانت (ملکه فرانسه)، مارتین لوتر (کشیش آلمانی بنیانگذار مذهب پروتستان)، رابرت کندی (سناتور آمریکایی)، چیانگ کای چک (رهبرچین)، تئودور روزولت (رئیس جمهور آمریکا)، شارل دوگل (ژنرال فرانسوی) و ریچارد برتون (هنرپیشه انگلیسی).
- افراد مشهور آذر ماه: (http://www.nanjoon.com/) داریوش مهرجویی (کارگردان ایرانی) ، علی شریعتی (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، جمشید مشایخی (بازیگر ایرانی) ، مهتاب نصیر پور (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر ایرانی) ، محمدتقی بهار (شاعر و سیاستمدار ایرانی) ، جلال آل‌احمد (نویسنده ایرانی) ، لاله اسکندری (بازیگر ایرانی) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، امید زندگانی (بازیگر ایرانی) ، ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، علی صادقی (بازیگر ایرانی) ، مارک تواین (نویسنده آمریکایی)، بتهوون (آهنگساز آلمانی)، جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)، وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)، والت دیسنی (تهیه کننده فیلم های کارتون آمریکایی)، فرانک سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)، پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان) و جان میلتون (شاعر انگلیسی).
- افراد مشهور دی ماه: (http://www.nanjoon.com/) فردوسی (بزرگترین حماسه سرایی تاریخ) ، ارد بزرگ (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، ایرج جنتی عطایی (شاعر ایرانی) ، جبران خلیل جبران (اندیشمند و شاعر لبنانی) ، فروغ فرخزاد (شاعر ایرانی) ، حامد کَرزی (رییس جمهور افغانستان) ، حسین الهی قمشه‌ای (سخنور و نویسنده ایرانی) ، احمد محمود (نویسنده ایرانی) ، کتایون ریاحی (بازیگر ایرانی) ، کریستین امانپور (گزارشگر تلویزیونی در آمریکا از تبار ایرانی) ، ترانه علیدوستی (بازیگر ایرانی) ، فریبا کوثری (بازیگر ایرانی) ، ناصر عبداللهی (خواننده ایرانی) ، ماهایا پطروسیان (بازیگر ایرانی) ، حدیث فولادوند (بازیگر ایرانی) ، افسانه بایگان (بازیگر ایرانی) ، مریم زندی (عکاس ایرانی) ، رامبد جوان (بازیگر ایرانی) ، محمد رضا فروتن (بازیگر ایرانی) ، فرهاد مهراد (خواننده ایرانی) ، رضا رویگری (خواننده ایرانی) ، بهرام بیضایی (کارگردان ایرانی) ، رزیتا غفاری (بازیگر ایرانی) ، ژاندارک (زن انقلابی فرانسوی)، رودیارد کیپلینگ (نویسنده انگلیسی)، لویی پاستور (شیمیدان فرانسوی)، ادگار آلن پور (نویسنده آمریکایی)، کارل سند برگ (شاعر آمریکایی)، آلبرت شوایتزر (پزشک و فیلسوف فرانسوی)، یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی)، بنجامین فرانکلین (نویسنده و سیاستمدار آمریکایی)، مائوتسه تونگ (رهبر انقلابی چین)، هنری ظمیلر (نویسنده آمریکایی)، ایزاک نیوتن (دانشمند انگلیسی)، ریچارد نیکسون (رئیس جمهور سابق آمریکا)،مارتین لوترکینگ (رهبرسیاهان آمریکا)، اواگاردنر (هنرپیشه آمریکایی) و همفری بوگارت (هنرپیشه آمریکایی).
- افراد مشهور بهمن ماه: (http://www.nanjoon.com/)خسرو گلسرخی ( شاعر و مبارز ایرانی) ، صادق هدایت (نویسنده ایرانی) ، سیروس قایقران (فوتبالیست ایرانی) ، محمود فرشچیان (مینیاتوریست ایرانی) ، علی نصیریان (بازیگر ایرانی) ، علیرضا خمسه (بازیگر ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، تورج نگهبان (ترانه سرای ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، افشین قطبی (مربی فوتبال ایرانی) ، احسان حدادی (پرتاب‌گر دیسک ایرانی)، شهاب حسینی (بازیگر ایرانی) ، سمیرا مخملباف (کارگردان ایرانی) ، رویا نونهالی (بازیگر ایرانی) ، دمیتری مندلیف (شیمیدان روس) ، شَهرنوش پارسی‌پور (نویسنده ایرانی) ، بزرگ علوی ( نویسنده ایرانی) ، ادیسون (مخترع آمریکایی)، گالیله (دانشمند ایتالیایی)، حسن اعرابی (پویا)، فرانسیس بیکن (فیلسوف انگلیسی)، چارلز داروین (طبیعیدان انگلیسی)، لنگستن هیوز (نویسنده آمریکایی)، سامرست موآم (نویسنده انگلیسی)، چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)، پرلمان (نویسنده آمریکایی)، پل نیومن (هنرپیشه آمریکایی)، کیم نواک (هنرپیشه آمریکایی)، کلارک گیبل (هنرپیشه آمریکایی)، جیمز دین (هنرپیشه آمریکایی)، فرانکلین روزولت (رئیس جمهور سابق آمریکا)، آبراهام لینکلن و رونالد ریگان(روسای جمهور سابق آمریکا) ، ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن) .
- افراد مشهور اسفند ماه: (http://www.nanjoon.com/)رضا شاه (بنیانگذار دودمان پهلوی ایران) ، آیت‌الله محمود طالقانی (فعال سیاسی ایرانی) احمد خمینی (فرزند رهبر پیشین ایران) ، میخائیل گورباچف (آخرین رییس جمهور شوروی) ، پروین اعتصامی (شاعر ایرانی) ، هوشنگ ابتهاج (شاعر ایرانی) ، مرجانه گلچین (بازیگر ایرانی) ، لیلا فروهر (خواننده ایرانی) ، عمران صلاحی (نویسنده ایرانی) ، میکل آنژ (نقاش ایتالیایی)، ریمسکی کرساکف (آهنگساز روسی)، فردریک شوپن (آهنگساز فرانسوی)، اوگوست رنوار (نقاش فرانسوی)، جان اشتاین بک (نویسنده آمریکایی)، ادوارد آلبی (نمایشنامه نویس آمریکایی)، الیزابت تیلور (هنرپیشه آمریکایی)، جورج واشنگتن (رئیس جمهور سابق آمریکا) ، ویکتور هوگو (نویسنده فرانسوی) ، ایرج نوذری (بازیگر ایرانی) ،آندرانیک تیموریان

منبع (http://www.my-memories.persianblog.ir/)(با تشكر از علي آقا؛نويسنده وبلاگ)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:16
شیر زنان ایرانی در گذر تاریخhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gif



یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است . با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند .
آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی - برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد .
آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ . هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی
داریوش بزرگ دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .
آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید .
آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از" گشتاسب بنده" بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است .
آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است . ( ٢۵٢ ساسانیان )
پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .
زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال - آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .
فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقاموزیری امپراتوری ایران رسید .
کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است .
گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند .
آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند .
گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )٢٧۴
هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها 1+274 یشتها 2)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را "همایچهر آزاد" ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبتقوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است .
پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود .
شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور - شهریار - فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند .
پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .
بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیاموجود است

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:17
هیدروپولیس که هم اکنون در دبی در حال ساخت است نخستین هتل لوکس زیر‌آبی جهان محسوب می شود؛ این هتل شامل سه بخش است: تالار اصلی، که مهمانان در آن مورد استقبال قرار می گیرند. تونل رابط که به وسیله آن مهمانان از طریق قطار به بخش اصلی منتقل می شوند و 220 سوییت که درون مجموعه ای به صورت زیردریایی قرار دارند.

این ، یکی از بزرگترین پروژه های ساختمانی معاصر جهان است که بیش از 260 هکتار را در بر می گیرد؛ اندازه ای معادل هایدپارک لندن.خواکیم هاوزر طراح و مجری ساخت این هتل می گوید: "این یک پروژه نیست بلکه یک اشتیاق است." این هتل که در 20 متری زیرآب خلیج فارس در ساحل جمیره در دبی ساخته می شود و قرار است با صرف هزینه ای برابر با 300 میلیون پوند تا پایان سال 2007 به بهره برداری برسد شاید بسیار باشکوه تر از مجموعه رویایی زیرآب ژول ورن باشد.

در حقیقت مناطق نادری در جهان هستند که ظرفیت ساخت چنین مجموعه عظیمی را دارند، خبره ترین معماران از سراسر جهان گردهم آمده اند ، بهترین طرح ها با استفاده از افرادی مجرب اجرا می شود و مصالح ساختمانی فوق العاده ای در آن به کار گرفته شده است. هاوزر می گوید: ما می خواهیم این کار عظیم و منحصر به فرد در خاور میانه و در دبی به بهترین شکل انجام شود به واقع این هتل فقط می تواند در دبی ساخته شود. در ساخت این هتل خلاقیت زیادی به کار رفته و این سبب می شود یک کار کاملا ویژه باشد.زمینی که هیدروپولیس در آن ساخته می شود متعلق به شیخ محمد بن راشد آل مکتوم امیر دبی است که آخرین دارایی وی در این ساحل به شمار می رود. وی با حمایت خود چندین شرکت بزرگ را در این کار سهیم نموده و حدود 150 پیمانکار در ساخت آن شرکت کرده اند. در واقع وی با این کار خود درصدد است داستان های تخیلی را به واقعیت مبدل کند.

"هاوزر" وجه تمایز این هتل را در این می داند که قرنها آرزوی بشر زندگی زیر آب بوده اما هیج کس نتوانسته به این آرزو جامه عمل بپوشاند. ژول ورن، ژان گاستو و چندین آرشیتکت ژاپنی این آرزو را در سر پرورانده اند اما هیچ یک موفق به انجام آن نشدند.ایده اولیه هیدروپولیس از علاقه وافر هاوزر به آب و دریا نشات گرفته و این علاقه بسیار عمیق تر از ساخت یک هتل زیر آب و کنجکاوی در این زمینه است. او خود می گوید: وقتی به تعمق در چیزی مشغول می شوید هرچه پیشتر می روید از غرق شدن در آن ناگزیر می شوید و می خواهید که به مسایل مربوط به آن پی ببرید،علاوه بر این به یاد داشته باشید 80 درصد وجود انسان و کره زمین را آب تشکیل می دهد و بدون آب زندگی معنی ندارد.هیدروپولیس ارگانسیم انسان را در طرح معماری بازتولید می کند. شباهت مستقیمی میان فیزیولوژی انسان و این معماری وجود دارد.

برای ورود به این فضای سوررئال، بازدیدکنندگان از قطاری بی صدا استفاده می کنند که به صورت تمام اتوماتیک مسافران را به هیدروپولیس می رساند. یک سیستم لحظه ای نیز برای تامین نیازهای مهمانان فعالیت خواهد کرد. در طبقات بالای تالار اصلی کلینیک جراحی زیبایی، لابراتوار تحقیقات دریایی بیولوژیک و سالن های کنفرانس تعبیه شده است. در طبقات پایین نیز فروشگاه های متعدد و هتل و فضای پارک وجود دارد. همچنین در این تالار سینمایی با استفاده از فناوری پیشرفته ساخته شده که به تحول زندگی در اقیانوس و تاریخ معماری زیر آب می پردازد.

طرح هاوزر مبتنی بر مشارکت عناصر مختلف مرتبط با آب است، لوازم جراحی زیبایی همه از محصولات اقیانوس هستند، سینما به نمایش فیلمهایی از زندگی زیر آب و آنچه مربوط به آب است می پردازد و کودکان به جهان به عنوان آموزگاری سرگرم کننده نگاه می کنند. در واقع او به دنبال این بوده که با این طرح به کسانی که تنی به آب نمی زنند و از دنیای زیر آب آگاهی چندانی ندارند فرصت دهد آرامش و سکوت و الهام بخشی دریا و زیر آب را تجربه کنند. بنا بر اظهارات هاوزر قرار است مجموعه ای از هتلهای زیر آب ساخته شود و 9 کشور نیز برای این کار ابراز علاقه کرده اند. هاوزر که تصمیم گرفته خانه دائم خود را در دبی بسازد، می گوید: زیرساخت های این شهر بسیار خوب است و پس از خاتمه این کار دبی را ترک نمی کنم از محاسن اینجا این است که به ندرت باران می بارد.


_________________________

در هتل بلاژیو ٬برای لحظاتی همراه با عظیم ترین فواره موزیکال دنیا که با آوای سمفونی به رقص درمیایید به رویا فرو خواهید رفت

http://3.bp.blogspot.com/_54nUrIwOEhg/Sb7vaeZpmuI/AAAAAAAAAHc/zO0tTgdvoUg/s320/bellagio_las_vegas_t2593.jpg

نمای بیرونی هتل شامل چندین آسمانخراش به هم چسبیده است که تشبیهی است به منهتن نیویورک که در واقع از درون همگی به هم یک ساختمان واحد را تشکیل میدهند.
_____________________

برج العرب ، نام هتلی هست که در دبی قرار دارد ، هتلی که مسافران اختصاصی و پولدار آن با هلیکوپتر از فرودگاه به هتل منتقل میشوند و گاهی نیز اگر اتاق های گران این هتل را کرایه کنند ، یک هلیکوپتر اسکورت نظامی نیز شما را از فرودگاه تا هتل بدرقه خواهد کرد تا مبادا خطری متوجه شما شود .





این هتل به همراه هتلی که در نیویورک آمریکا قرار دارد تنها هتل های هفت ستاره دنیا هستند و بهترین هتل های دنیا نیز محسوب میشوند . هرچند که به احتمال زیاد سومین هتل هفت ستاره دنیا در کشور عزیزمان ایران و شهر شیراز ساخته خواهد شد ، هتلی که شاید بتوان گفت از هتل برج العرب دبی و هتل هفت ستاره آمریکایی بزرگتر باشد و کمتر از یکسال هست که ساخت این هتل ، آغاز شده ( هتلی که برای ساخت آن مسئولان هتل ، بزرگترین پارک بازی شیراز را خریداری کردند و کار ساخت این هتل هفت ستاره را در این محوطه بزرگ آغاز کردند ) ، البته گفته میشود که این هم یک نوع مانور تبلیغاتی برای مطرح شدن این هتل باشد اما با نگاهی به بودجه ای که برای ساخت این هتل درنظر گرفته شده و افراد بسیار پولدار ایرانی که از امارات پشت این قضیه هستند کمی هفت ستاره بودن این هتل را واقعی تر نمایش میدهد ، هرچند که به عقیده من این هتل شاید یک هتل بسیار بزرگ شود اما هفت ستاره شدن هتل کمی دور از ذهن و واقعیت هست ، یکی از دلایل آن نیز ساخته شدن این هتل که کاملأ بر روی خشکی میباشد .





http://www.myup.ir/images/j2e1glf8ktwxijflue_thumb.jpg (http://www.myup.ir/viewer.php?file=j2e1glf8ktwxijflue.jpg)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:18
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/8/84/A_380_meeting.jpg/300px-A_380_meeting.jpg


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/c8/Airbus_a380_fb06rs.jpg/300px-Airbus_a380_fb06rs.jpg




هواپیمای پهن پیکر Airbus A380 دومین هواپیمای بزرگ جهان و بزرگترین هواپیمای مسافربری در دنیا محسوب میشود.پروژه ساخت این هواپیما در سال 1996 با عنوان A3XX آغاز شد و از سال ۱۹۹۸ با عنوان کنونی شناخته میشود. این هواپیما نخستین بار در ۲۷ آوریل (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B2%DB%B7_%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%84) ۲۰۰۵ به صورت آزمایشی از تولوز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%D8%B2) فرانسه به پرواز در آمد و دو سال بعد در ۲۵ اکتبر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B2%DB%B5_%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D8%A8%D8%B1) ۲۰۰۷ نخستین پرواز تجاری آن برای شرکت هواپیمایی سنگاپور (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9% 85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%B E%D9%88%D8%B1&action=edit&redlink=1) انجام شد. این پرواز از سنگاپور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1) به مقصد سیدنی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C) انجام شد. ایرباس آ-۳۸۰ توانایی جابجایی تعداد زیادی مسافر را در دو طبقه خود دارد و کاربرد آن در سفرهای بین المللی و مسافت های طولانی است. تعداد صندلی آن در مدل استاندارد با سه کلاس مسافربری بالغ بر ۵۲۵ نفر است. این ظرفیت در یک مدل کاملا اکونومی (درجه 3) تا ۸۵۳ نفر قابل گسترش است. A380 از امکانات رفاهی جالبی نظیر سالن گلف ، سالن کنفرانس و سونا بهره میبرد که در نوع خود بی نظیر است. هنگام شروع ساخت این هواپیما با توجه به قیمت پایین سوخت هواپیما مصرف بالای آن چندان مورد توجه قرار نمیگرفت اما با پایان ساخت این مدل و افزایش بی سابقه نرخ سوخت قیمت آن نیز افزایش یافت و به 337 میلیون دلار برای هر فروند رسید . طبق برآوردها ایرباس باید حداقل 300 فروند از این هواپیما را به فروش برساند تا هرینه های طراحی و ساخت آن را جبران کند در حالی که تا کنون 192 فروند سفارش دریافت کرده و 25 فروند ساخته است که تحویل خطوط هوایی امارات ، سنگاپور و استرالیا شده است.قطعات این هواپیما در 4 کشور فرانسه ، آلمان ، اسپانیا و انگلیس ساخته شده و برای مونتاژ نهایی به تولوز فرانسه منتقل میشوند. سرعت معمول این هواپیما 0.85 ماخ است اما توانسته به رکورد 0.96 ماخ نیز برسد.برد این هواپیما در پیشرفته ترین مدل یعنی A380-800Fبه 15000 کیلومتر با سوخت کامل بالغ میشود. در همین مدل فاصله نوک دو بال به 79 متر، حداکثر وزن بار قابل حمل 152.4 تن و حداکثر وزن در هنگام برخاست 590 تن است




http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/de/Airbus_A380.jpg/180px-Airbus_A380.jpg http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/b/b1/A380_Reveal_1.jpg/180px-A380_Reveal_1.jpg
________________________



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/7/7b/United.b777-200.n772ua.arp.jpg/300px-United.b777-200.n772ua.arp.jpg




http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/9/96/FGSPF.jpg/275px-FGSPF.jpg





Boeing 777 يك هواپيمای پهن پيكر (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%D9%8A%D9% 85%D8%A7%DB%8C_%D9%BE%D9%87%D9%86_%D9%BE%D9%8A%D9% 83%D8%B1&action=edit&redlink=1) تجاری دو موتوره است كه توسط شركت هواپيماسازی آمريكايی بوئينگ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%88%D8%A6%D9%8A%D9%86%DA%AF) توليد می شود . بوئينگ تاكنون چهار گونه از اين هواپيما را به نام های 777- 200، 777-200 ای آر، 777-300 و 777-300 ای آر به بازار ارائه كرده است . 777 ظرفيت حمل 278 تا ۵۵0 نفر مسافر را داراست و برد پروازی آن بين ۵210 تا 9۴20 مايل دريايی (10370 تا 17۴۴۵ كيلومتر) است . از جمله ويژگی های ظاهری اين هواپيما كه به وسيله آنها می توانيد به راحتی 777 را شناسايی كنيد می توان به ارابه های فرود آن كه هر يک به ۶ چرخ مجهز شده اند، دنباله تيز آن و همچنين بدنه اش كه مقطعی كاملا دايروی دارد، اشاره كرد .777 نخستين هواپيمای تجاری جهان است كه تمام مراحل طراحی آن به كمک نرم افزارهای رايانه ای انجام شده است . برای ساخت اين هواپيما هيچ نقشه يا طرحی روی كاغذ رسم نشده و همه كارها به كمک يك نرم افزار 3D CAD به نام CATIA انجام گرفته است . اين موضوع سبب شد تا بسياری از آزمايش ها بر روی آن در محيط های شبيه سازی شده صورت گرفته و بدين ترتيب از صرف ميليون ها دلار هزينه برای آزمايش های پروازی جلوگيری شود . نخستين هواپيمای 777 در سال 199۴ به پرواز درآمد . بوئينگ مجموعه ای از پيشرفته ترين دست آوردهای فنی صنعت هوافضا را برای اولين در 777 ارائه كرده است :كابين خلبان شيشه ای مجهز به نمايشگرهای كريستال مايع هانی ول، سيستم كنترل پرواز ديجيتال فلای بای واير با قابليت برگشت به حالت دستی، سيستم های اويونيكی پيشرفته با قابليت سازگاری با نرم افزارهای مختلف ، كيف پروازی الكترونيكی مجهز به رايانه ، استفاده گسترده از مواد كامپوزيت در بدنه هواپيما (حدود 9% كل وزن) ، شبكه اويونيكی فيبر نوری مجهز بودن به بزرگ*ترين و قدرتمندترين موتورهای توربوفن دار در بين هواپيماهای تجاری. بوئينگ اكثر اين دست آوردهای جديد را مديون كار بر پروژه بوئينگ 7J7 (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D9%88%D8%A6%D9%8A%D9%86%DA% AF_7%D8%AC%DB%8C7&action=edit&redlink=1) است . هواپيمايی كه هرگز ساخته نشد . 777 نخستين پرواز خود را در روز 1۴ ژوئيه سال 199۴ انجام داد . خلبان اين پرواز آزمايشی جان ای كاشمن بود . پس از آن هواپيما بيش از تمام محصولات قبلی بوئينگ تحت آزمايش های پروازی قرار گرفت .این هواپیما در مجهزترین مدل خود یعنی 777-300ER توانایی حمل 365 نفر را در سه کلاس و 550 نفر را رد کلاس درجه 3 دارد. فاصله دو بال این هواپیما 64.8 متر و حداکثر وزن هنگام پروازش 352 تن است.





http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/4f/Transaero_Boeing_777.jpg/180px-Transaero_Boeing_777.jpg http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/3/3f/EVA_Air%27s_777_Economy_Class.jpg/180px-EVA_Air%27s_777_Economy_Class.jpg

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:18
این مطلب رو خیلی دوس دارمhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gifحتما بخونیدش خیلی خیلی قشنگهhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/53.gif


شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم



اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم




گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی



نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی




یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود



و صحرادر عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه



ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت




ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته



و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود زآنچه زیر لب می گفت




شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری



به جان دلبرش افتاده بود-اما-




طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد




ازآن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند




شود مرهم



برای دلبرش آندم شفا یابد




چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را



بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده




و یک دم هم نیاسوده، که افتاد چشم او ناگه



به روی من




بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من



به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به ره افتاد




و او می رفت و من در دست او بودم



و او هرلحظه سررا رو به بالاها




تشکر از خدا می کرد



پس از چندی




هوا چون کورۀ آتش،زمین می سوخت



و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت




به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟



در این صحرا که آبی نیست




به جانم هیچ تابی نیست



اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من




برای دلبرم هرگزدوایی نیستhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/cry.gif



و ازاین گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما!




نمی فهمید حالش را چنان می رفت و



من در دست اوبودم




و حالامن تمام هست او بودم



دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟




نه حتی آب،نسیمی در بیابان کو ؟



و دیگر داشت در دستش تمام جان من میسوخت



که ناگه




روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد



دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه -




مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت



نشست و سینه را با سنگ خارایی



زهم بشکافت



زهم بشکافت



اما ! آه




صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد



زمین و آسمان را پشت و رو می کرد




و هر چیزی که هرجابود با غم رو به رو می کرد



نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را




به من می داد و بر لب های او فریاد



"بمان ای گل



که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی



بمان ای گل"



ومن ماندم

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:19
زندگی هر چه پر از غم باشد ـ عاقبت شیرین است
زندگی هر چه که شیرین باشد ـ عاقبت غرق غم است
در گذرگاه زمان تلخ و شیرین به هم آمیخته است
ساقی از روز ازل در ساغر می غم ریخته است
من دعا می کنم امشب ساقی
از برای تو می ناب به جام افزاید
ساغری پر شده از عشق به کامت ریزد
من همان باده ی آلوده به غم می نوشم
باده و خون جگر همره هم می نوشم
من به لبخند تو ای راحت جان می نازم
من به شادی تو ای راحت دل می کوشم
خون دل می خورم و خاموشم
ماه من غصه نخور ـ زندگی چون باغی است
که در او سنگ و گل و خار همه همراه همند
ای گل سرخ من ای مایه نازـ تو گلی من خارم
هر چه باشد گل خود را هر دم خوب نگه می دارم
آرزوی دل من شادی توست ـ دل من عاشق آزادی توست
ای گل لاله رخ ای مایه آرام دلم ـ من فدای تو شوم
چشم من دوخته بر صورت توست گل من مست بخند
تو خودت می دانی که اگر شوق کنی می شکفم
تو اگر خنده کنی می بالم ـ من به خندیدن تو می نازم
نکند بغض کنی می شکنم ،نکند گریه کنی می خشکم
من فدای تو شوم تو اگر گریه کنی میمیرم
من به هر حال دلم همره توست ـ دل من را نشکن
ای گل ناز من و باغ دلم ـ نوشخندی کن و مستانه بخند
چهره بنما و به این خواب زمستانه بخند
عاقبت در این باغ هر چه غم هست نصیب من باد
جام لبریز ز شوق و مستی ـ جام سرشار ز شعر و شادی
همگی قسمت تو ـ همه تقدیم تو باد
من فدای تو شوم ـ جان من غصه نخور ـ گل من مست بخند

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:22
پيکان با طراحي شرکت پورشه آلمان به جاده‌هاي ايران باز خواهد گشت.

اين روزها در حالي خبر از توليد محصول هشت‌ميليوني در ايران خودرو به گوش مي‌رسد که براساس گزارش خبرگزاري موج، مدل طراحي شده پيکان نيز يکي از نامزدهاي اصلي در اين زمينه به حساب مي‌آيد.

ايران خودرو که پس از حذف پيکان، همواره به دنبال جايگزيني مناسب براي اين گاو شيرده خود بوده و اين روزها نيز بحران مالي گريبان اين شرکت را گرفته است، قصد دارد با توليد و عرضه محصولي ارزان قيمت (ظاهرا 80‌ميليون ريالي) بار ديگر در بازار خودروهاي زير 10‌ميليون تومان کشور جايي محکم و با ثبات براي خود دست وپا کند.

اين در شرايطي است که گزينه‌هاي مختلفي در اين زمينه سر زبان‌ها افتاده و در اين بين مي‌توان به اصلي‌ترين آنها، يعني کيو‌کيوي چيني و پيکان تغيير يافته اشاره کرد.

پيکان که سال 84 با خط توليد ايران خودرو وداع کرد و اين شرکت را در بازار خودروهاي زير 10‌ميليون تومان تنها گذاشت، سال‌هاي سال قاتق نان بزرگ‌ترين خودروسازي خاورميانه بود و سود سرشاري را نصيب ايران خودرو مي‌کرد، اما پس از حذفش اين شرکت هيچ‌گاه نتوانست جايگزيني مناسب براي آن بيابد و ظاهرا همين موضوع سبب شده تا اهالي کيلومتر 14 جاده مخصوص باز هم دست به دامان گاو شيرده شان شده و با تغيير طراحي آن توسط شرکت پورشه آلمان، بار ديگر جاده‌هاي ايران را ميزبان اين يادگار تالبوت انگلستان کنند.

مصرف سوخت بالا و آلايندگي زياد، دو دليل اصلي حذف پيکان در سال 84 به حساب مي‌آيد و ايران خودرو قصد دارد با کمک پورشه اين دو ايراد مهم پيکان را برطرف و به واسطه آن بار ديگر سهم زيادي از بازار خودروهاي زير 10‌ميليون تومان را در اختيار بگيرد.

يادآور مي‌شود که اواخر تابستان سال گذشته محمد زالي مديرعامل شرکت تحقيقات موتور ايران خودرو، خبر از بازگشت دوباره پيکان با تغييرات عمده در طراحي آن خبر داد

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:22
رمان "ايه هاي شيطاني" با سقوط دو مرد از اسمان اغاز ميشود.جامبوجت ربوده شده "بستان"برفراز درياي مانش منفجر ميشود و دو تن از مسافران بطرز معجزه اسايي زنده و سالم بر زمين سقوط ميكنند.اين دو جبرئيل فرشته و صلدين چمچا نام دارند و حرفه شان هنر پيشگيست.جبرئيل ستاره پراوازه فيلم هاي مذهبي هند است كه در جستجوي الي كُن؛ملكه يخ؛يا زني بر قله اورست پا نهاده به لندن سفر ميكند.و صلدين؛بازيگر نقش هاي راديويي و فيلمهاي تلويزيوني كودكان و استاد تغيير لهجه و تغيير صدا؛از ديدار پدرش در بمبئي به انگلستان عزيزش؛"كشور ميانه روي و اعتدال"باز ميگردد.
اين دو پرسناژ حين سقوط از اسمان؛همراه استحاله اي مرموز ماهيتي نمادين ميابند و يكي به موجود شيطاني و ديگري به به مردي فرشته اسا كه در تاريكي هاله نوراني گرد سرش ميدرخشد تبديل ميشود.
استحاله سمبوليك جبرئيل و صلدين خواننده را در انديشه چرايي و چگونگي ان در گير ميكند؛ولي از ديدگاهي ديگر ان دو شخصيتهاي اصلي رمانند كه ميانشان ماجراهاي پر تحرك در قالب قصه هايي كه بنحوي اسرار اميز به يكديگر ميپيوندند جريان دارد.
در اين كتاب تز و انتي تز فراوان است.همه چيز تغيير شكل ميابد و هر انچه بهترين افكار ميابيم و از ديدي ديگر به شيطاني ترين پندار ها مبدل ميشود.به قول پدر "الي" دنياي ما پر از تضاد از .اين را از ياد نبر.در اينجا همه چيز همزمان زندگي ميكنند.در حاليكه در گوشه اي از خوشبختي به اوج ميرسي؛جهنم در پايان راه انتظارت را ميكشد.دنيايي از اين وحشي تر وجود ندارد.
هيچ نويسنده اي تا كنون تضاد هاي اين دنيا را چنين تصوير نكرده است....سبك اين كتاب رئاليسم جادويي است.
بخش دوم اين كتاب كه در شهري بنام "جاهليه"ميگذرد و "ماهوند"نام دارد با الهام از افسانه عرانيق برشته تحرير در امده.اسپنر نيز يكي از بت هاي عهد عتيق را كه معتقدانش مرداني شرور بودند؛"ماهوند"ناميده بود.
در اين بخش ماهوند سوداگر كه پيامبر ميشود و يكي از بزرگترين اديان جهان را بنيان ميگذارد؛پس از ماجرا هاي ايه هاي شيطاني به يصرب كه بعد ها مدينه ناميده شد پناه ميبرد((در اينجا اشاره داره به گفته هاي اصحاب كه گفته بودن پيامبر اسلام از بعضي بت ها تعريف كرد اما بعدا اعلام كرد كه اين ايه ها را شيطان به او گفته و بر زبان او اورده.....كه اين موضوع به موضوع عرانيق شهرت دارد كه خود عرانيق پسر عمو ي پيامبر بود و يكي از نزديكان ايشان!!!!))
اما ماجرايي كه بر ماهوند ميگذرد عموميت دارد.در اين كتاب خدايان فرشتگان و شياطين و پيامبران خصلت هاي بسيار انساني اند ودر بيشتر اوقات در تشخيص ميان نيك و بد عاجز ميمانند!!
در اخر اين بخش جبرئيل؛ملك قرب اقرار ميكند كه نميداند كدام نيرو زبانش را به سخن ميگشايد.گويا شيطان از زبان او ابياتي را بيان كرده است.اما اين كه شيطان ميتواند در قالب فرشته سخن بگويد خواننده را به اين خيال مي اندازيد كه خدا همان شيطان است و شيطان خداست ويا نيمي از او شيطان است و نيمي ديگر فرشته!!
احتمالا انچه براي خوانندگان متدين تكان دهندهتر از بخش دوم كتاب(ماهوند)ميباشد بخش بازگشت به جاهليه ميباشد كه در اخر كتاب ميباشد.كه صحنه هايي از يك روسپي خانه را ترسيم ميكند.در اينجا روسپي ها به خاطر جلب مشتري و رونق كار؛نام همسران پيغمبر را برخود مي نهند و اين ترفند پراوازه درامد روسپي خانه را به چند برابر ميرساند.نيازي به گفتن ندارد كه رشدي باتمايلات مذهبي بكلي بيگانه است و با دقت و موشكافي روان شناسانه به نماياندن ضمير ناخوداگاه مردان و زنان و روح زمانه دست زده است.
تاكنون بعضي از منتقدين اين رمان را با "هزار و يك شب"مقايسه كرده اند؛برخي ديگر انرا حماسه دنياي مدرن خوانده اند و برخي "رئاليم جادويي"رشدي را يك شاهكار ادبي ناميده اند.
در هر صورت اين رمان يكي از جنجالي ترين و ماندگارترين اثار ادبي ميباشد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:23
مشهورترين بخش منشور كورش كبير


منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشه‌ي جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ ... نوه‌ي كورش، شاه بزرگ ... نبيره‌ي چيش پيش، شاه بزرگ... .
آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه‌ي مردم گام‌هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم، مردوك خداي بزرگ دل‌هاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم.
ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.
وضع داخلي بابل و جايگاه‌هاي مقدسش قلب مرا تكان داد... من براي صلح كوشيدم. من برده‌برداري را برانداختم، به بدبختي‌هاي آنان پايان بخشيدم.
فرمان دادم كه همه‌ي مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند.
مردوك خداي بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهرباني‌اش را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم...
من همه‌ي شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاههايي را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاه‌ها را به جاهاي خود بازگرداندم.
همه‌ي مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاه‌هاي خود برگرداندم و خانه‌هاي ويران آنان را آباد كردم.
همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خداي بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودي مردوك خداي بزرگ و به شادي و خرمي به نيايشگاه‌هاي خودشان بازگراندم، باشد كه دل‌ها شاد گردد.
بشود كه خداياني كه آنان را به جايگاه‌هاي مقدس نخستين‌شان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم زندگاني بلند خواستار باشند...
من براي همه‌ي مردم جامعه‌اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم.
بيشتر بدانيد
سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوشهای باستان‌شناسی در بابل در میان‌رودان، هورمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ سفالین موسوم به کوروش کبیر را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود.جنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است. بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست نبونید (بخت‌النصر) و گشوده شدن شهر بابل، نویسانده شده‌، به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌است. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

از سوی دیگر در سال‌های اخیر آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ، از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این کشف، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست گردید.

در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.

ساخت منشور
کوروش دوم، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل تاج‌گذاری کرد و اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد؛ برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرین)، مردوک که کهن‌ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد.

به دستور کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار گرفت.

جایگاه
این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد. بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.

ترجمه لوح:

منشور آزادی نوع بشر - کوروش کبیر
اینک که به یاری مزدا ،تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات چهارگانه را به سر گذاشته ام اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد دین و آئین ملت هایی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هایی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار دهند یا به آنها توهین نمایند من از امروز که تاج سلطنت را به من میدهند هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشوره های جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شود من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید. من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی، دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وادارد. من امروز اعلام میکنم که هر کس آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. من اعلام میکنم که هر کس مسئول اعمال خود میباشد و هیچکس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران. من تا روزی که به یاری مزدا حکومت میکنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیردستان من مکلّف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد و از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک چهارگانه بر عهده گرفته‌ام موفق گرداند.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:24
‌١. ...
‌٢. ... همه جهان.
‌٣. ... مرد ناشايستي (بنام نبونيد) به فرمانروايي كشورش رسيده بود.
‌٤. ... او آيين‌هاي كهن را از ميان برد و چيزهاي ساختگي به‌جاي آن گذاشت.
‌٥. معبدي به تقليد از نيايشگاه ازگيلا Esagila براي شهر اور Ur و ديگر شهرها ساخت.
‌٦. او كار ناشايست قرباني كردن را رواج داد كه پيش از آن نبود... هر روز كارهايي ناپسند مي‌كرد، خشونت و بدكرداري.
‌٧. او كارهاي ... روزمره را دشوار ساخت، او با مقررات نامناسب در زندگي مردم دخالت مي‌كرد، اندوه و غم را در شهرها پراكند. او از پرستش مردوك Marduk خداي بزرگ روي برگرداند.
‌٨. او مردم را به سختي معاش دچار كرد، هر روز به شيوه‌اي ساكنان شهر را آزار مي‌داد، او با كارهاي خشن خود مردم را نابود مي‌كرد... همه مردم را.
‌٩. از ناله و دادخواهي مردم، انليل Enlil خداي بزرگ (= مردوك) ناراحت شد... ديگر ايزدان آن سرزمين را ترك كرده بودند (منظور آباداني و فراواني و آرامش).
‌١٠. مردم از خداي بزرگ مي‌خواستند تا به وضع همه باشندگان روي زمين كه زندگي و كاشانه‌اشان رو به ويراني مي‌رفت، توجه كند. مردوك خداي بزرگ اراده كرد تا ايزدان به بال بازگردند.
‌١١. ساكنان سرزمين سومر Sumer و اكد Akad مانند مردگان شده بودند. مردوك به سوي آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
‌١٢. مردوك به دنبال فرمانروايي دادگر در سراسر همه كشورها به جست‌وجو پرداخت، به جست‌وجوي شاهي خوب كه او را ياري دهد.
آنگاه او نام كورش پادشاه انشان Anshan را برخواند، از او به‌نام پادشاه جهان ياد كرد.
‌١٣. او تمام سرزمين گوتي Guti و همه مردمان ماد را به فرمانبرداري كورش درآورد. كورش با هر ”سياه سر” (منظور همه انسان‌ها) دادگرانه رفتار كرد.
‌١٤. كورش با راستي و عدالت كشور را اداره مي‌كرد. مردوك خداي بزرگ با شادي از كردار نيك و انديشه نيك اين پشتيبان مردم خرسند بود.
‌١٥. بنابر اين او كورش را بر انگيخت تا راه بابل را در پيش گيرد، در حالي كه خودش همچون ياوري راستين دوشادوش او گام بر مي‌داشت.
‌١٦. لشكر پرشمار او كه همچون آب رودخانه شمارش‌ناپذير بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در كنار او ره مي‌سپردند.
‌١٧. مردوك مقدر كرد تا كورش بدون جنگ و خونريزي به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلايي ايمن داشت. او نبونيدشاه را به دست كورش سپرد.
‌١٨. مردم بابل، سراسر سرزمين سومر و اكد و همه فرمانروايان محلي فرمان كورش را پذيرفتند. از پادشاهي او شادمان شدند و با چهره‌هاي درخشان او را بوسيدند.
‌١٩. مردم سروري را شادباش گفتند كه به ياري او از چنگال مرگ و غم رهايي يافتند و به زندگي بازگشتند. همه ايزدان او را ستودند و نامش را گرامي داشتند.
‌٢٠. منم كورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشه جهان.
‌٢١. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه كورش، شاه بزرگ، شاه انشان، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ، شاه انشان.
‌٢٢. از دودماني كه هميشه شاه بوده‌اند و فرمانروايي‌اش را بل Bel (خدا) و نبو Nabu گرامي مي‌دارند و با خرسندي قلبي پادشاهي او را خواهانند.
آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم؛
‌٢٣. همه مردم گام‌هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت‌ شهرياري نشستم.
مردوك دل‌هاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم.
‌٢٤. ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.‌٢٥. وضع داخلي بابل و جايگاه‌هاي مقدسش قلب مرا تكان داد... من براي صلح كوشيدم. نبونيد مردم درمانده بابل را به بردگي كشيده بود، كاري كه در خور شان آنان نبود.
‌٢٦. من برده‌داري را برانداختم، به بدبختي‌هاي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند، فرمان دادم كه هيچ كس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند، مردوك از كردار نيك من خشنود شد.
‌٢٧. او بر من، كورش، كه ستايشگر او هستم و بر كمبوجيه پسر من و همچنين بر همه سپاهيان من،
‌٢٨. بركت و مهرباني‌اش را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم. به فرمان مردوك همه شاهان براورنگ پادشاهي نشسته اند.
‌٢٩. همه پادشاهان سرزمين‌ها جهان، از درياي بالا تا درياي پايين (درياي مديترانه تا خليج فارس)، همه مردم سرزمين‌هاي دور دست، همه پادشاهان آموري Amuri، همه چادرنشينان.
‌٣٠. مرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا آشور و شوش.
‌٣١. من شهرهاي آگاده Agadeh، اشنونا Eshnuna، زمبان Zamban، متورنو Meturnu، دير Der، سرزمين گوتيان و همچنين شهرهاي آن سوي دجله كه ويران شده بود را از نو ساختم.
‌٣٢. فرمان دادم تمام نيايشگاه‌هايي را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاه‌ها را به جاهاي خود بازگرداندم. همه مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند به جايگاه‌هاي خود برگرداندم، خانه‌هاي ويران آنان را آباد كردم.
‌٣٣. همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خداي بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودي مردوك به شادي و خرمي،
‌٣٤. به نيايشگاه‌هاي خودشان بازگرداندم، باشد كه دل‌ها شاد گردد. بشود كه خداياني كه آنان را به جايگاه‌هاي مقدس نخستين‌شان بازگرداندم،
‌٣٥. هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم خواستار زندگاني بلند باشند. بشود كه سخنان پربركت و نيكخواهانه برايم بيابند، بشود كه آنان به خداي من مردوك بگويند: كورش‌شاه، پادشاهي است كه تو را گرامي مي‌دارد و پسرش كمبوجيه.
‌٣٦. بي‌گمان در روزهاي سازندگي، همگي مردم بابل پادشاه را گرامي داشتند و من براي همه مردم جامعه‌اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم.
‌٣٧. ...
‌٣٨. ... باروي بزرگ شهر بابل را استوار گردانيدم...
‌٣٩. ... ديوار آجري خندق شهر را،
‌٤٠. كه هيچيك از شاهان پيشين با بردگان به بيگاري گرفته شده به پايان نرسانيده بودند،
‌٤١. ... به سرانجام رسانيدم.
‌٤٢. دروازه‌هايي بزرگ براي آنها گذاشتم با درهايي از چوب سدر و روكشي از مفرغ ...
‌٤٣. ...
‌٤٤. ...
‌٤٥. ... براي هميشه

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:24
كوروش بزرگ (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، همچنین معروف به کوروش دوم نخستین شاه و بنیان‌گذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است؛ایرانیان، کوروش را پدر و یونانیان، که وی سرزمین‌های ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح ‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

واژه کوروش

نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است:پارسی باستان: Kūrušدر کتیبه‌های عیلامی: Ku-rashدرکتیبه‌های بابلی: Ku-ra-ashدر زبان یونانی باستان: Κoροςدر زبان عبری: کورِش Koreshدر زبان لاتین: سیروس Cyrus؛
"صورت لاتین نام کوروش به فارسی بازگشته و به عنوان نام پسران در ایران استفاده می‌شود"

دورهٔ جوانی


تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر " آنشان " (شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی، محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است؛ بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰ می‌زیسته ‌است؛ پس از مرگ او، فرزندش "چا ایش پیش" به حکومت انشان رسید. حکومت چا ایش پیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول شاه انشان و آریارامن شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه اول شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود؛تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند؛ بنا به نوشته هرودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد؛ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت؛ در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون اولاً کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام مهرداد (میترادات) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده‌است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژی دهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده‌است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد:
تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، جنگيدي؟
کوروش پاسخ داد:
در این باره حق بامن است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبردارینکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌باشم، اختیار باتوست
آژی دهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: «این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده‌است.» اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند؛چوپان ناچار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژی دهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژی دهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژی دهاک که از او پرسید: «با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟» پاسخ داد: «پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم» و ماجرا را به طور کامل نقل نمود؛ آژی دهاک چون از ماجرا خبردار گردید خطاب به هارپاگ گفت: امشب به افتخار زنده بودن و پیدا کردن کوروش جشنی در دربار برپا خواهم کرد. پس تو نیز به خانه برو و خود را برای جشن آماده کن و پسرت را به اینجا بفرست تا با کوروش بازی کند. هارپاگ چنین کرد. از آنطرف آژی دهاک مغان را به حضور طلبید و در مورد کورش و خوابهایی که قبلاً دیده بود دوباره سوال کرد و نظر آنها را پرسید. مغان به وی گفتند که شاه نباید نگران باشد زیرا رویا به حقیقت پیوسته و کوروش در حین بازی شاه شده ‌است پس دیگر جای نگرانی ندارد و قبلاً نیز اتفاق افتاده که رویاها به این صورت تعبیر گردند. شاه از این ماجرا خوشحال شد. شب هنگام هارپاگ خوشحال و بی خبر از همه جا به مهمانی آمد. شاه دستور داد تا از گوشتهایی که آماده کرده‌اند به هارپاگ بدهند ؛ سپس به هارپاگ گفت می‌خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی چگونه تهیه شده‌اند.سپس دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند. هنگامی که ماموران شاه درپوش ظرف را برداشتند هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید و گرچه به وحشت افتاده بود. خود را کنترل نمود و هیچ تغییری در صورت وی رخ نداد و خطاب به شاه گفت: هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم. این نتیجه نافرمانی هارپاگ از دستور شاه در کشتن کوروش بود؛کوروش برای مدتی در دربار آژی دهاک ماند سپس به دستور وی عازم آنشان شد. پدر کوروش کمبوجیه اول و مادرش ماندانا از وی استقبال گرمی به عمل آوردند. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. بعد از مرگ پدر وی شاه آنشان شد؛


دوره قدرت
http://4.bp.blogspot.com/_HU2pGzzVbqs/SQ8UmbWZhjI/AAAAAAAAABE/Lpg_4j50qJI/s400/55555.jpg
تندیس ۴ متری کورش در پارک المپیک سیدنی از سال ۱۹۴۴


بعد از آنکه کوروش شاه آنشان شد در اندیشه حمله به ماد افتاد. دراین میان هارپاگ نقشی عمده بازی کرد. هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد آژی دهاک شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد. با شکست کشور ماد به‌وسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی ۳۵ ساله ایشتوویگو پادشاه ماد به انتها رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید. اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشور وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژسارد که آنرا تسخیر ناپذیر می‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن، سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید. نکته قابل توجه رفتار کوروش پس از شکست قارون است؛ کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردم سارد علیرغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند.



http://4.bp.blogspot.com/_HU2pGzzVbqs/SQ8VOppELvI/AAAAAAAAABM/cddLWsAa_EQ/s400/aaa.jpg
پس از لیدی، کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود (نواحی بین آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد. هدف اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق، تأمین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارضه بپردازد وجود نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود. البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس «نبونید» پادشاه بابِل، همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش‌بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود.
http://4.bp.blogspot.com/_HU2pGzzVbqs/SQ8V9SpNxzI/AAAAAAAAABk/_JU67dKMRt4/s400/azadi_yahoodian.jpg


آزادسازی یهودیان دربند و اجازهٔ بازگشت و بازسازی اورشلیم توسط کوروش بزرگ

بابل بدون مدافعه در ۲۲ مهرماه سال ۵۳۹ ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند، پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزاد منشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (۵۳۸ ق.م) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد. با فتح بابل مستعمرات آن یعنی سوریه، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان‌شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او یهودیان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (ن***د نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است علاوه بر این به همین دلیل دولت اسرائیل از کوروش قدردانی کرده و یادش را گرامی داشته‌است؛

فرزندان كوروش

پس از مرگ کورش، فرزند بزرگ او، کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد؛ در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا و آرتیستون و مروئه بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.آتوسا دختر کوروش است. داریوش بزرگ با پارمیدا و آتوسا ازدواج کرد که داریوش بزرگ از آتوسا صاحب پسری بنام خشیارشا شد؛
آخرین نبرد

http://2.bp.blogspot.com/_HU2pGzzVbqs/SQ8VYwhlXwI/AAAAAAAAABc/QQQB6SkJgkg/s400/sss.jpg


آرامگاه کوروش بزرگ


کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ایرانی‌تبار سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند، به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور می‌کردند.کوروش در استوانه حقوق بشر می‌گوید:
هر قومی که نخواهدمن پادشاهشان باشم من مبادرت به جنگ با آنها نمیکنم؛
این به معنی دمکراسی و حق انتخاب است؛ پس نمی‌توان دلیل جنگ کوروش با سکا‌ها را نوعی دلیل شخصی بین ملکه و کوروش دید چون این مخالف دمکراسی کوروش هست و اما جنگ با سکا به دلیل تعرض سکاها به ایران و غارت مال مردم بود. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهم‌رییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدلال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. تهم‌رییش سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خون قرار داد و چنین گفت: "تو که با عمری خونخواری سیر نشده‌ای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی"؛ پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند؛

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:25
انتخاب جذاب‌ترین مرد جهان!



«رابرت پتینسون»، هنرپیشه‌ی 23 ساله‌ی انگليسی از سوی مجله‌ی بریتانیایی گلاموربه عنوان جذاب‌ترین مرد جهان برگزيده شده است.
رابرت پتینسون متولد ۱۳ می ۱۹۸۶ در لندن بازیگر، مدل و نوازنده انگلیسی است و بخاطر ایفای نقش ادوارد کلن در فیلم سینمایی گرگ و میش ستوده شد.



مادرش کلر در آژانس مدل کار می‌کرد و پدرش ریچارد صادرات ماشین از کشور آمریکا داشت. او فعالیت خود را از تئاتر بازیگران آماتور بارنرز شروع کرد، بعد از کسب تجربه کافی او توانست وارد حرفه بازیگری شود. او از طریق آژانسی که تهیه کنندگی فیلمی را بر عهده داشت توانست وارد دنیای حرفه‌ای بازیگری شود.


رابرت در سال ۲۰۰۴ به عنوان نقش دوم در مجموعه‌ای تلویزیونی-سینمایی بازی کند که بعدها نقش او حذف شد. سپس در فیلم هری پاتر و جام آتش نقش سدریک دیگوری را ایفا کرد. که بازی او بسیار ستوده شد و برخی معتقدند که بازی او در گرگ و میش مدیون حضورش در هری پاتر بوده است. رابرت در نقش ادوارد کلن در فیلم سینمایی گرگ و میش ایفای نقش کرد ادوارد خون آشام ۱۰۹ ساله‌ای است که از اینکه تبدیل به هیولا شود متنفر است بخاطر همین از خون حیوانات تغذیه می‌کند نه از خون آدم‌ها و عاشق دختر نوجوانی به اسم بلا می‌شود. او در نقش سالوادور دالی نقش اصلی فیلم خاکستر کم و همچنین در فیلم چگونه باشی که یک کمدی انگلیسی است، ایفای نقش کرده است.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:25
اين مطلبي كه ميذارم خيلي قديميه اما به خوندنش ميارزه!

انتشار بسته ی فرهنگی فیلم «سه زن» توسط موسسه رسانه های تصویری، با اعتراض «بابک حمیدیان»http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/277.gif بازیگر نقش مکمل مرد این فیلم همراه شده است. حمیدیان که از عدم درج نامش در کاور فیلم گلایه دارد، نامه ای برای رئیس موسسه رسانه های تصویری نوشته که قسمتی از آن در شماره 20
هفته نامه سینما چاپ شده است. متن کامل این نامه در ادامه می آید.


هوالجمیل

سلام آقای داروغه‌زاده. من بابک حمیدیان هستم. بازیگر تئاتر، سینما و بعضی وقت‌ها تلویزیون. اگر از حال اینجانب بپرسید (که البته دلیلی ندارد که بپرسید چون ما همدیگر را تا به حال ندیده‌ایم و احتمال هم نخواهیم دید)، اگر بپرسید، حال ما خوب نیست. ملالی هست و شما هم دور نیستید. هر دو زیر آسمان
تهران بزرگ صبح‌ها با توکل به خداوند از خانه بیرون می‌آئیم و شب خستگی را به خانه می‌بریم. البته در مورد کار من باید عرض کنم بعضی وقت‌ها که شما و خانواده محترم‌تان و دیگر همشهریان عزیز مشغول استراحت شبانه هستید، ما یعنی گروه‌های فیلم‌سازی در سطح شهر و زیر باران، زیر برف،
کنار اتوبان و یا در خانه‌ای اجاره‌ای تا صبح کار می‌کنیم. بعضی وقت‌ها هم شده که در زمستان به‌دلیل تعریف فیلم‌نامه باید تیرماه را تداعی کنیم پس لباس آستین بلند کوتاه می‌پوشیم و در سرمای زیر صفر یخ می‌خوریم تا جلوی دوربین بخار از دهان‌مان بیرون نزند. بعضی وقت‌ها هم می‌شود که مدت‌ها در
شهرستان‌های مختلف دور از خانه در شرایط اسفناک تلاش می‌کنیم که بخشی از حافظه تاریخ سینمای سرزمین مادری‌مان باشیم.

آقای داروغه‌زاده در فیلم «طبل بزرگ زیرپای چپ» عقرب نیشم زد. بله بسیار دردناک است به خصوص شب دوم در بیمارستان. در فیلم «خدا نزدیک است» در روستایی کار کردیم که بچه‌ها درمدرسه برای گرم شدن کلاس درس زباله آتش می‌زدند بله بسیار دردناک است. در فیلم «ریسمان‌باز»
روی تپه‌ای از پهن در کنار مردارگوسفندی باید دیالوگ‌هایم را می‌گفتم. گفتم چون عاشق کارم هستم.
گفتم چون سینما جهان مرا می‌سازد جهانی از هزار توهای مصائب مردم سرزمین عزیزم. گفتم چون سینما مرا مجبور می‌کند که با دیدن این‌ها روحم را پالایش کنم.

آقای داروغه‌زاده در فیلم «قدمگاه» در کنار رضا کیانیان برای اولین بار اضطراب را تجربه کردم. در فیلم «زاگرس» در 300 متری عمق زمین تا زیر زانو در آب آهکی در تیم صحنه به این سو و آن سو دویدم چون دوست داشتم دیده شوم. هنوز هم. اگر با گفتن این‌ها خدای ناکرده آدم خودخواهی به نظر
می‌رسم باید بگویم که خودم می‌دانم که در سینمای مقدس ایران ذره‌ای بیش نیستم و همه این‌ها که گفتم هیچ است. اصلا از دیگران می‌خواهید مثال بزنم؟ از پارسا پیروز‌فر در «اشک سرما» بگویم که درارومیه تا کمر زیر برف بود، از حامد بهداد بگویم که در فیلم «شبانه‌روز»، پنج ساعت هر روز گریم
می‌شد تا سیاوش کسرائی شود، از شهرام حقیقت‌دوست که در فیلم «موش» ساعت‌ها از پا آویزان بود بگویم؟ همه این‌ها دارد اتفاق می‌افتد چون ما بازیگران این نسل عشق به سینما را از بزرگترهامان درسینما یاد گرفتیم، ما عاشق کارمان هستیم.
آقای داروغه‌زاده تا به حال سرمای کویر را تجربه کرده‌اید یا کارمندان‌تان؟ در «سه‌زن» سرمای کویر را 40 نفری تحمل کردیم تا فیلم بسازیم. فیلمی در مورد غارت گنجینه‌های ملی ایران زمین. چون ما مدعی بودیم که با این کار فرهنگ می‌سازیم. همان فرهنگی که همگی می‌دانیم که اکسیژن است. همان «سه‌زن»ی که شما CD آن را به عنوان یک محصول فرهنگی به بقالی‌ها و البته به ویدئو‌کلوپ‌ها ارائه
داده‌اید.(راستی تا یادم نرفته همیشه می‌خواستم جایی باشد که بتوانم بگویم که از این‌که می‌شود در کنار 250 گرم کالباس و کمی آب پنیر همراه با دستکش ظرف‌شوئی و کش‌قیطانی و خیارشور،‌ فیلمی از سینمای ایران را هم خرید مثلا همین «سه‌زن» را، هرگز خرسند نبودم. البته فیلم‌هایی بوده‌اند که ارزش‌شان ازپفیلای‌پنیری برای من کمتر بوده مثل فیلم‌های هندی درجه 15 یا فیلم‌های سانسور شده درجه 6 هالیوودی که من شخصا پفیلا را همیشه ترجیح داده‌ام. واقعا رسانه‌های تصویری به این جور سودها احتیاج دارد؟
بگذریم. لحظه‌ای یادم رفت که من در اندازه‌ای نیستم که این چیزها به من مربوط باشد. بله خودم می‌دانم.
ولی ما به سوال‌های بی‌جواب عادت داریم)
آقای داروغه‌زاده، وقتی فهمیدم «سه‌زن» به عنوان یک بسته فرهنگی البته،‌ به بازار عرضه شده با خودم گفتم که آن را به عنوان عیدی برای پدر و مادرم می‌خرم. خوشحال بودم. بسیار زیباست فرزندی دست رنج خود را به پدر و مادر خود هدیه دهد. من می‌توانستم با این کار به پدر و مادرم بگویم که:‌
پدر و مادر عزیزم درست است که در طول سال نمی‌توانم مرتب به شما سر بزنم، درست است که دلتنگ من می‌شوید درست است که گریه‌های مادرم از سر دوری تن و جان مرا می‌لرزاند، ولی بدانید که سخت کار می‌کنم تا به شما اطمینان دهم که سفره‌تان حلال بوده . بدانید که نان حلال به خانه می‌برم.
ولی...
آقای داروغه‌زاده، می‌خواستم CD «سه‌زن» را به همراه CD «خدا نزدیک است» به یونس وخانواده‌اش تقدیم کنم. همان یونسی که در مجله «زندگی ایده‌آل» در آغوش حامد بهداد بود همان یونسی که تمام بیماری‌های جهان به سرش ریخته. می‌خواستم با یونس دوستی کنم شما این لذت عمیق را ازمن
گرفتید. نگذاشتید که به یونس عشق بدهم. شما و رسانه‌های تصویری و کارمندان‌تان به من توهین کردید.
شما اسم مرا...
و من از خرید «سه‌زن» برای پدر مادرم و یونس شرم دارم.
بله می‌دانم اولین جواب‌تان بعد از نامه‌نگاری‌های طولانی و پی‌گیری‌های چند ماهه این خواهد بود که:‌
«شما مطمئن باشید که یک اشتباه سهوی بوده، قصدی در کار نبود، انشاا... دفعه بعدی جبران می‌کنیم .
باور بفرمائید که سر کارمندان ما شلوغ است، شب عید است دیگر. باور بفرمائید که کارشان سخت است و از این اشتباهات گاه وبیگاه پیش می‌آید. یک اشتباه چاپی بوده. مطمئن باشید پیگیری می‌شود.
ولی بنده به شدت گوشم پر است. باور بفرمائید.»
آقای داروغه‌زاده، بابک حمیدیان در طول سال 50 فیلم سینمائی و 6 سریال و 15 تله فیلم بازی نمی‌کند.
او از آن دسته بازیگرانی است که در سال 2 یا 3 فیلم سینمائی بازی می‌کند که یک یا دو تای آن قرار است توسط موسسه شما که مدعی هستید حامی هنرمندان هستید به بازار عرضه شود. این ادعا را از یکی از کارمندان‌تان شنیدم چند روز پیش آن هم تلفنی.
و وقتی در یکی از این دو فیلم اسم من که از بازیگران اصلی آن فیلم هستم چاپ نمی‌شود، تا آخر عمراحساس نخواهم کرد که رسانه‌های تصویری حامی سینماست. اصلا آن رسانه محترم قبل از عرصه این محصول به خانه‌ها آن را به رویت خانم حکمت رسانده تا اگر موردی برای اصلاح وجود داشت...
من قصد مقایسه کار خودم و همکارانم با کار شما وهمکاران‌تان را نداشتم که صد البته سینما بعد از کار در معدن دومین حرفه سخت دنیاست، همه می‌دانیم.
سینما جای اشتباهات سهوی نیست. جان انسان است، روح انسان است که یک فیلم‌ سینمائی را می‌سازد.
وقتی در فیلم «آتش ‌سبز» طناب پاره شد و پگاه آهنگرانی با (دور از جانش) مرگ مواجه شد همه گفتند که یک اشتباه سهوی بوده. بله در سینما اشتباه سهوی جان انسان‌ها را به مخاطره می‌اندازد. پس ما به اشتباهات سهوی در حرف‌مان نمی‌توانیم که عادت کنیم.
آقای داروغه‌زاده شما با توهین سهوی‌تان طنابی را که من به سختی داشتم از آن بالا می‌رفتم پاره کردید.
احتمالا لحظه‌ای که نوبت تایپ نام من رسیده یک SMS یا یک بلوتوث مرغوب به گوشی مسئول این کار مراجعه کرده و رشته کار از دست آن عزیز حامی فرهنگ در رفته. همان دوستی را می‌گویم که مسئول تایپ کردن عوامل بوده. آخر، اخیرا بعضی وقت‌ها در هر محیط کارمندی که مراجعه می‌کنم دوستان کارمند با موبایل‌های بی‌خودی گران‌شان در حال مبادله اطلاعات حیاتی و ضروری برای هم هستند. این هم البته از نشانه‌های جامعه تکنولوژیک است دیگر، مگر بد است؟ گفتم بعضی وقت‌ها، که
خدای ناکرده به آن دوستانی که به ارباب رجوع لبخند هدیه می‌دهند توهین نکرده باشم.
یا شاید اصلا تایپ کردن اسم بابک حمیدیان سخت است. آخر می‌دانید من از کامپیوتر فقط برای بازی کردن استفاده می‌کنم. نمی‌دانم اسم چطور تایپ می‌شود. طبق تعریف دنیای امروز بی‌سواد هستم. مگر بداست؟
یا شاید هم دوستان حامی فرهنگ در رسانه‌های تصویری از نظر شما منظم‌ترین تشکل کارمندی درجهان هستند که فقط و فقط روی کار خود متمرکز هستند. خدا عالم است و بس.
به هر حال آقای داروغه‌زاده امیدوارم در مواجه با شما و پس از خداحافظی مرا از این حال بد درآورده باشید. چرا که بنده صاحب حقوقی انسانی، حقوق شهروندی و حقوق حرفه‌ای هستم و از آن دفاع خواهم کرد، به صورت قانونی.

در آخر، باز هم از این هدیه نوروزی شما و رسانه‌های تصویری تشکر می‌کنم و یادم می‌ماند که شما حامی من نخواهید بود چون من دوست ندارم که شما حامی من باشید.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:26
رمان "ايه هاي شيطاني" با سقوط دو مرد از اسمان اغاز ميشود.جامبوجت ربوده شده "بستان"برفراز درياي مانش منفجر ميشود و دو تن از مسافران بطرز معجزه اسايي زنده و سالم بر زمين سقوط ميكنند.اين دو جبرئيل فرشته و صلدين چمچا نام دارند و حرفه شان هنر پيشگيست.جبرئيل ستاره پراوازه فيلم هاي مذهبي هند است كه در جستجوي الي كُن؛ملكه يخ؛يا زني بر قله اورست پا نهاده به لندن سفر ميكند.و صلدين؛بازيگر نقش هاي راديويي و فيلمهاي تلويزيوني كودكان و استاد تغيير لهجه و تغيير صدا؛از ديدار پدرش در بمبئي به انگلستان عزيزش؛"كشور ميانه روي و اعتدال"باز ميگردد.
اين دو پرسناژ حين سقوط از اسمان؛همراه استحاله اي مرموز ماهيتي نمادين ميابند و يكي به موجود شيطاني و ديگري به به مردي فرشته اسا كه در تاريكي هاله نوراني گرد سرش ميدرخشد تبديل ميشود.
استحاله سمبوليك جبرئيل و صلدين خواننده را در انديشه چرايي و چگونگي ان در گير ميكند؛ولي از ديدگاهي ديگر ان دو شخصيتهاي اصلي رمانند كه ميانشان ماجراهاي پر تحرك در قالب قصه هايي كه بنحوي اسرار اميز به يكديگر ميپيوندند جريان دارد.
در اين كتاب تز و انتي تز فراوان است.همه چيز تغيير شكل ميابد و هر انچه بهترين افكار ميابيم و از ديدي ديگر به شيطاني ترين پندار ها مبدل ميشود.به قول پدر "الي" دنياي ما پر از تضاد از .اين را از ياد نبر.در اينجا همه چيز همزمان زندگي ميكنند.در حاليكه در گوشه اي از خوشبختي به اوج ميرسي؛جهنم در پايان راه انتظارت را ميكشد.دنيايي از اين وحشي تر وجود ندارد.
هيچ نويسنده اي تا كنون تضاد هاي اين دنيا را چنين تصوير نكرده است....سبك اين كتاب رئاليسم جادويي است.
بخش دوم اين كتاب كه در شهري بنام "جاهليه"ميگذرد و "ماهوند"نام دارد با الهام از افسانه عرانيق برشته تحرير در امده.اسپنر نيز يكي از بت هاي عهد عتيق را كه معتقدانش مرداني شرور بودند؛"ماهوند"ناميده بود.
در اين بخش ماهوند سوداگر كه پيامبر ميشود و يكي از بزرگترين اديان جهان را بنيان ميگذارد؛پس از ماجرا هاي ايه هاي شيطاني به يصرب كه بعد ها مدينه ناميده شد پناه ميبرد((در اينجا اشاره داره به گفته هاي اصحاب كه گفته بودن پيامبر اسلام از بعضي بت ها تعريف كرد اما بعدا اعلام كرد كه اين ايه ها را شيطان به او گفته و بر زبان او اورده.....كه اين موضوع به موضوع عرانيق شهرت دارد كه خود عرانيق پسر عمو ي پيامبر بود و يكي از نزديكان ايشان!!!!))
اما ماجرايي كه بر ماهوند ميگذرد عموميت دارد.در اين كتاب خدايان فرشتگان و شياطين و پيامبران خصلت هاي بسيار انساني اند ودر بيشتر اوقات در تشخيص ميان نيك و بد عاجز ميمانند!!
در اخر اين بخش جبرئيل؛ملك قرب اقرار ميكند كه نميداند كدام نيرو زبانش را به سخن ميگشايد.گويا شيطان از زبان او ابياتي را بيان كرده است.اما اين كه شيطان ميتواند در قالب فرشته سخن بگويد خواننده را به اين خيال مي اندازيد كه خدا همان شيطان است و شيطان خداست ويا نيمي از او شيطان است و نيمي ديگر فرشته!!
احتمالا انچه براي خوانندگان متدين تكان دهندهتر از بخش دوم كتاب(ماهوند)ميباشد بخش بازگشت به جاهليه ميباشد كه در اخر كتاب ميباشد.كه صحنه هايي از يك روسپي خانه را ترسيم ميكند.در اينجا روسپي ها به خاطر جلب مشتري و رونق كار؛نام همسران پيغمبر را برخود مي نهند و اين ترفند پراوازه درامد روسپي خانه را به چند برابر ميرساند.نيازي به گفتن ندارد كه رشدي باتمايلات مذهبي بكلي بيگانه است و با دقت و موشكافي روان شناسانه به نماياندن ضمير ناخوداگاه مردان و زنان و روح زمانه دست زده است.
تاكنون بعضي از منتقدين اين رمان را با "هزار و يك شب"مقايسه كرده اند؛برخي ديگر انرا حماسه دنياي مدرن خوانده اند و برخي "رئاليم جادويي"رشدي را يك شاهكار ادبي ناميده اند.
در هر صورت اين رمان يكي از جنجالي ترين و ماندگارترين اثار ادبي ميباشد.
http://www.onlyrealmadrid.ir/images/realmadrid/buttons/report.gif (http://www.onlyrealmadrid.ir/report.php?p=12383)
بچه ها يه سايتي هست به اين اسم:::
Speedtest.net
ميتونين برين سرعت اينترنت خودتون رو تست كنين!!!
خبر جالب هم اينه كه ايران تو رده بندي سرعت اينترنت بعد افغانستان و عراق تو رتبه ي 185 هستش!!!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/65.gif
بيشترين سرعت ها رو هم كشور هاي كره و ژاپن داشتن با سرعت دانلود 20.79 مگابايت در ثانيه!!! و ايران هم ماشالله با سرعت 0.18 مگابايت در ثانيه تركونده!!!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
حالا من خودم تست كردم براي من بود 0.78 مگابايت در ثانيه ولي واسه اونايي كه دايل اپ دارن فكر نكنم به 0.1 هم برسه خيلي بتركونه ميشه 0.03 و 0.05 مگابايت در ثانيه!!!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/loudlaff.gif
در كل ايران رو عشق استhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/25r30wia.gif
نصيحت ها بالاخره تاثير كردنhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
حالا جالبه تو پول گرفتن ما جز اولي ها هستيم!!!..........اقا بزن اون دست قشنگه رو

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:26
عادل فردوسی‌پور یکی از مشهورترین گزارشگران فوتبال ایران است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف است و هم‌اکنون به ارائهٔ واحد درسی زبان تخصصی مهندسی صنایع در این دانشگاه در کنار گزارشگری فوتبال مشغول است.
او پایه‌گذار و مجری برنامهٔ ۹۰ که از شبکهٔ سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود نیز هست.عادل در مهر ماه ۱۳۵۳ در محلهٔ شهرآرا در غرب تهران و در خانواده‌ای با اصالت رفسنجانی زاده شد. پدرش مهندس برق است و به جز عادل، دارای یک پسر و یک دختر کوچک‌تر است. عادل دوران دبستان را در مدرسهٔ ذوقی گذراند و با وجوده علاقهٔ بسیارش به فوتبال از درسش دور نشد و دیپلم خود را از دبیرستان البرز با معدل بالای ۱۸ گرفت. سرانجام در رشتهٔ مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و تحصیلاتش را در همین رشته و دانشگاه تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد.
عادل، فعالیت رسانه‌ای خود را در سال ۱۳۷۲، با روزنامه‌نگاری در روزنامهٔ ابرار ورزشی به سردبیری اردشیر لارودی آغاز کرد. در آن زمان، سال سوم کارشناسی بود. خود وی در این باره می‌گوید:
«من علاقه دارم کار کنم؛ مطلب بنویسم». اردشیر لارودی سردبیر آن‌وقت ابرار ورزشی از او در مورد حیطه کاری‌اش پرسید: «ترجمه»! یک متن داد دستش و خداحافظی کرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. کارم رو تحویل دادم و بعد از چند روز کارم رو شروع کردم».
عادل در پایان سال ۱۳۷۳ پس از چندین بار آزمون به صدا و سیما راه یافت.
در ابتدا به گزارش منتخب ورزشی که برنامه‌ای آرشیوی از شبکه سوم سیما هست می‌پرداخت اما کم کم جای خود را باز کرد و به ورزشگاه‌ها راه یافت.
وی اولین گزارشگر باسواد و مسلط به زبان خارجی بود که در روزهای اوج خواندن اشتباه اسامی خارجی در شبکه*های مختلف سیما، به عنوان گزارشگر وارد رسانه ملی شد.
از آن روز به بعد، عده*ای به دلیل کم*سوادی و عده*ای دیگر به دلیل رشد غیرقابل پیش*بینی، چشم دیدن این چهره جوان را در رسانه ملی و به خصوص گروه ورزش شبکه سه سیما نداشتند.
فردوسی پور گزارشگر خوبی بود اما صدایش آنقدرها دلنشین نبود. بعدتر و به مرور زمان، این صدا هم جا افتاد و سبب شد که خیلی از بینندگان تلویزیونی آرزو کنند بازی دلخواهشان را فقط و فقط، او گزارش کند.
این روند محبوبیت تا داغ تر شدن تنور رقابت های لیگ ادامه داشت و در همین زمان ها بود که برنامه نود شکل گرفت. نود همان برنامه هفتگی تحلیلی ویژه فوتبال بود که در تمام جهان اجرا می شد اما فردوسی پور، از همان ابتدا پیرو یک اصل بود. با آن که خودش قدرت تشخیص عالی و تفسیری به شدت بهتر از خیلی ورزشی نویس ها و کارشناسان ورزشی داشت اما، کنار ایستاد. او تنها نقش مجری برنامه را برعهده گرفت و از کارشناسان دعوت کرد تا در دو بخش داوری و فنی، او را همراهی کنند.
در نود، فردوسی پور مجری و تهیه کننده، دیگر نه یک کارشناس و مفسر صریح که صرفاً کسی بود که تعادل برنامه را برقرار می کرد.
تقریباً 8سال از اولین برنامه ی نود می‌گذرد و این برنامه با وجود گذشت زمان هنوز هم بسیار پر مخاطب است و با به چالش کشیدن مربی‌ها و داوران همراه است و هیچ علاقه‌مند به فوتبالی نیست که این برنامه را دنبال نکند.[نیاز به ذکر منبع]
عادل فردوسی پور با برنامه نود خود نقش موثری را در پیشرفت فوتبال کشور ایفا کرده و با وجود همه سختی ها همه توهین ها وهمه تمسخرها به راه خود ادامه می دهد.
وی در چند سال اخیر در تمامی نظرسنجی های شبکه سوم سیما به عنوان نفر اول گزارشگری برگزیده شده است و نفس گرم و عشق او در فوتبال به همراه توانائیها و زحماتش بر هیچکس پوشیده نیست. وی باعث جذب بسیاری از جوانان به فوتبال شده است.
می گویند وی که به همراه گروه فنی این شبکه راهی آلمان شده بود در گیر و دار مسابقات جام جهانی پس از بازی ایران و مکزیک و بعد از آنکه عادل فردوسی پور، گزارشگر صدا و سیما، نسبت به تعویض نشدن علی دایی انتقاد کرد، دایی با او درگیر شد و وی را مورد ضرب و شتم قرار داد.
رادیو جوان دو روز بعد در برنامه ورزشی عصر خود به صورت رسمی اعلام کرد: عادل فردوسی پور گزارشگر فوتبال شبکه سه از یک ملی پوش تیم ملی کشورمان کتک خورده است.
فردوسی پور در انتهای گزارش خود تنها به این نکته اشاره کرده بود که آیا لازم است علی دایی تمام 90 دقیقه را در زمین حضور داشته باشد.
عادل فردوسی پور اخیرا با گروه اجرایی نمایش «فنز» به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان همکاری داشت.لازم به ذکر است نمایش «فنز» درباره*ی یک خانواده*ی انگلیسی بود که همگی از طرفداران متعصب تیم منچستر یونایتد بوده و پرویز پرستویی در این نمایش نقش برادر بزرگ‌تر را ایفا می کرد که گزارشگر رادیو است در نمایش «فنز علاوه بر پرویز پرستویی،*ترانه علیدوستی،*حبیب رضایی، مهتاب نصیرپور و احمد مهران*فر به ایفای نقش مشغول بودند.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:27
آیا تا به حال فکر کرده‌اید پسر بچه‌ای که در لوگوی دریم‌ورکس دیده می‌شود، چه کسی است؟ اصلا او کاملا تخیلی است یا وجود خارجی هم دارد؟ کوهی که در لوگوی پارامونت دیده می‌شود، چه کوهی است؟ زن مشعل به دست لوگوی شرکت کلمبیا چه کسی است؟ و ...

1. پسر بچه ای كه در لوگوی دریم ورکس دیده میشود:
داستان پسر بچه‌ای که روی هلال ماه، رؤیا به قلاب می‌گیرد چیست ؟
در سال ۱۹۹۴، سه نفر دریم‌ورکس را بنیان نهادند. این سه نفر اینها بودند: استیون اسپیلبرگ (کارگردان معروف)، جفری کاتزنبرگ (رئیس استودیوی دیسنی) و دیوید گفن (تهیه‌کننده). اگر به لوگوی دریم‌ورکس دقت کنید، می‌بینید که در زیر اسم شرکت، سه حرف SKG، نوشته شده است، SKG در واقع از کنار هم نهادن حرف اول نام خانوادگی بنیان‌گذاران دریم‌ورکس ایجاد شده است.


وقتی قرار شد لوگوی دریم‌ ورکس طراحی شد، ایده اسپیلبرگ این بود که این لوگو یادآور دوران طلایی هالیوود باشد. لوگوی اولیه به وسیله کامپیوتر طراحی شد و مردی را نشان می‌داد که روی ماه ماهیگیری می‌کند. ولی شخصی به نام "دنیس مورن" که یک ناظر جلوه‌های ویژه بود و در بسیاری از فیلم‌ها با اسپیلبرگ همکاری کرده بود، نظرش این بود که اگر لوگو با دست طراحی شود، چیز بهتری از آب درخواهد آمد. به همین خاطر مورن، از دوست هنرمندش، "رابرت هانت" خواست که کار طراحی لوگو را بپذیرد.
هانت قبول کرد،‌ او لوگو را مجددا با دست کشید و در کنار لوگو، لوگوی دیگری را که همان لوگوی کنونی دریم‌ورکس باشد را هم به اسپیلبرگ تحویل داد. اسپیلبرگ از لوگوی دوم خوشش آمد. هانت با کمک چند نفر دیگر لوگوی نهایی را تکمیل کردند و از ان زمان لوگوی معروف دریم‌ورکس در آغاز همه فیلم‌های این شرکت دیده می‌شود.
اما پسری که در لوگو دیده می‌شود، چه کسی است؟ او کسی نیست، جز ویلیام، پسر همین آقای هانت!



2. شیری که در تبلیغ مترو گلدوین مایر دیده می‌شود
این شیر ملقب به لئو است و نخستین بار "هووارد هایتز" در سال ۱۹۲۴ آن را کشید. جالب اینجاست که بدانید کلا ۵ شیر تا به حال در لوگوی این شرکت مورد استفاده قرار گرفته‌اند. یکی از آنها نامی ندارد، نام ۴ تای دیگر اینهاست: اسلتس، جکی، تنر و لئو!



3. لوگوی فاکس قرن بیستم:
نورافکن‌هایی که فونت لوگو را روشن می‌کنند:
این لوگو در سال ۱۹۳۳ به وسیله هنرمندی به نام امیل کوسا طراحی شد.



4. لوگوی پارامونت : کوه باشکوهدر سال ۱۹۱۲، پارامونت به وسیله آدولف زوکر و دو برادر به نام‌های دانیل و چارلز فرومن تأسیس شد. پارامونت باسابقه‌ترین استودیوی فیلمسازی فعال محسوب می‌شود. کوه باشکوهی که در لوگوی این شرکت فیلمسازی دیده می‌شود، نخستین بار به وسیله شخصی به نام "هاکینسون" در جریان ملاقاتی که با زوکر داشت، طراحی شد. او کوه "بن لموند" را که در زادگاهش یوتا قرا داشت، مدل خود قرار داده بود. کوهی که ۲۹۶۰ متر ارتفاع دارد. در جریان این ملاقات، او طرح اولیه‌اش را یک دستمال سفره کشید.



اما کوهی که بعدا الهام‌بخش، طراحی لوگوی پارامونت شد، کوهی واقع در پرو به نام Artesonraju (http://en.wikipedia.org/wiki/Artesonraju) است. در این عکس می‌توانید، کوه واقعی را ببینید. این کوه نزدیک به شش هزار متر ارتفاع دارد و نخستین بار شخصی در سال ۱۹۳۲ موفق به فتح آن شد.



لوگوی اولیه پارامونت ۲۴ ستاره داشت، که نشان‌دهنده تعداد بازیگرانی بود که با این شرکت قرارداد بسته بودند، لوگوی کنونی پارامونت ۲۲ ستاره دارد، به درستی مشخص نیست که چرا دو تا از ستاره‌ها کم شده‌اند!



5. برادران وارنر : سپر منقش به آرم WB
شرکت برادران وارنر به وسیله ۴ برادر یهودی مهاجر از لهستان، در سال ۱۹۱۴ تأسیس شد. طراحی کلی لوگوی این شرکت از زمان تأسیس تا به حال از لحاظ کلی، تغییر نکرده است و در همه لوگوها سپری دیده می‌شود که روی آن WB یعنی حروف اول وانر برادر، حک شده است. البته تغییرات جزئی لوگوی شرکت برادران وارنرز، به کرات اتفاق افتاده است. در این صفحه (http://www.closinglogos.com/page/Warner+Bros.+Pictures) می‌توانید، سیر این تغییرات را مرور کنید.



6. شرکت فیلمسازی کلمبیا :‌ بانوی مشعل‌دار
این شرکت در سال ۱۹۱۹ تأسیس شد. زنی که در لوگوی این شرکت دیده می‌شود، تجسمی از آمریکا است. به درستی مشخص نیست که زنی که مدل طراح لوگوی اولیه بوده، چه کسی بوده است، البته ادعاهای بسیاری در مورد این مدل ناشناس وجود دارد. بت دیویس در اتوبیوگرافی خود، ادا کرده است که این زن، "کلودیا دل (http://www.glamourgirlsofthesilverscreen.com/show/528/Claudia+Dell/index.html)" بوده است. ولی مجله پیپل در مطلبی که در یکی از شماره‌هایش به چاپ رسید نام این زن را "آملیا بچلر" دانسته است. شیکاگو سان تریبون هم او را زن گمنامی به نام "جین بارتلومیو" می‌داند.



خوشبختانه لوگوی اولیه تغییر کرده است و بنابراین حالا دیگر این بحث‌ها اصلا موردی ندارد. در سال ۱۹۹۳ به طراحی به نام Michael J. Deas مأموریت داده شد که لوگوی کلمبیا را به حالت کلاسیکش برگرداند.



با اینکه بسیاری تصور می‌کنند که "انت بنینگ (http://www.imdb.com/name/nm0000906/)" مدل این طراحی نو است و شاید هم به خاطر شباهت چهره، حق داشته باشند، اما در حقیقت یک زن خانه‌دار اهل لوئیزیانا به نام "جنی جوزف"، مدل این طراح بوده است. البته طراح ترجیح داد که به جا اینکه کاملا صورت این خانم را مدل قرار بدهد، چهره زن مشعل به دست را به صورت ترکیبی و با استفاده از کامپیوتر، ایجاد کند.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:28
- اگر سعی کنی بار اوّل کسی را ببخشی عقل برای بار دوم نیز همین دستور را می دهد و بخشش برای بار سوم شما را انسانی مهربان و با گذشت می آفریند

۲- همیشه همه ی ناراحتی ها و اعتراض مردم به ما بیجا و غلط نیست

۳- باید به حرفهای دیگران هر چند غلط و ناراحت کننده ابتدا گوش فرا دهیم تا حداقل آنها از اضطراب و ناراحتی تخلیّه شوند

۴- هیچ وقت مستقیماً نصیحت نکنیم

۵- سعی کنیم در نصیحت کردن افراد فرهنگها و تطابق سن را رعایت کنیم

۶- انسانهای زمان سنج بهتر با افراد رابطه ایجاد می کنند

۷- هیچ وقت برای قطع مخاصمه دیر نیست

۸- هنگام عصبانیت و فشارهای عصبی و مشکلات طبیعی وقت خوبی برای رابطه برقرار کردن نیست

۹- هیچ وقت برای حرکت دیر نیست

۱۰- شاید مشکلات مهم و بزرگ باشند اما انسانها از همه چیز بزرگترند

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:28
آنچه هست میان...


مردم اغلب غیرمنطقی و خود محور هستند


اما به هر صورت انها رو ببخشید.

اگر مهربان باشید,
ممکن است کسانی بگویند که تظاهر میکنید و انگیزه های پنهانی دارید,


با این حال مهربان باشید

اگر موفق باشید,
دوستان کاذبی دورتان جمع می شوند,
همچنین دوستان صادق
با این حال موفق باقی بمانید

اگر صادق باشید,
اشخاص ممکن است سرتان کلاه بگذارند,

با این حال صادق باقی بمانید

آنچه را طی سال ها ایجاد کرده اید,
ممکن است کسانی یک شبه نابود کنند,



با این حال همچنان سازنده باشید

اگر خوشبخت باشید,
ممکن است کسانی به شما حسادت بکنند


اما با این حال خوشبخت باقی بمانید

کار خوب امروز شما را فردا ممکن است.
مردم فراموش بکنند,

با این حال به کار خوب خود ادامه بدهید

به دنیا با تمام وجود خدمت کنید.

می دانید در نهایت آنچه هست,
میان شما و خداوند است;
هرگز میان شما و اشخاص نیست.http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/1.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:30
کريم باقري کاپيتان باسابقه پرسپوليس براي سومين هفته پياپي در ليگ و مقابل شاهين بوشهر گلزني کرد و رکورد خود را به 26 گل رساند

کريم باقري کاپيتان باسابقه پرسپوليس براي سومين هفته پياپي در ليگ و مقابل شاهين بوشهر گلزني کرد و رکورد خود را به 26 گل رساند و به رتبه هشتم گلزنان برتر پرسپوليس در تاريخ ليگ صعود کرد. ده گلزن برتر پرسپوليس در تاريخ رقابتهاي ليگ عبارتند از:

1.فرشاد پيوس (52 گل)

فرشاد پيوس برترين گلزن پرسپوليس در ليگ است. پيوس از فصل 68 تا 75 براي پرسپوليس در ليگ بازي کرد و طي 94 بازي موفق به ثمر رساندن 52 گل شد. آقاي گل ليگ در فصل 70 و 73 در مجموع 6 گل خود را از نقطه پنالتي به ثمر رساند ميانگين گلزني پيوس در هر بازي 55/0 گل بود. پيوس مدت زيادي از فصل 71 و 72 را به دليل محروميت ملي از دست داد، ضمن انکه در فصل 68 نيز فقط در چند بازي اخر به پرسپوليس اضافه شد و بيشتر آن فصل را در ليگ قطر حضور داشت.

2. صفر ايرانپاک (45 گل)

مرحوم ايرانپاک طي فصل 50 تا 57 در ليگ تخت جمشيد موفق به زدن 45 گل در 108 بازي شد و ميانگين 41/0 گل در هر بازي را ثبت کرد. ايرانپاک 2 گل خود را از نقطه پنالتي به ثمر رساند و يکي از برترين گلزنان تاريخ ليگ تخت جمشيد است. صفر ايرانپاک تا سال 73 رکوردار گلزني براي پرسپوليس در ليگ بود.

3. علي دايي (39 گل)

آقاي گل ليگ برتر در فصل 82 فقط حدود سه فصل و نيم در پرسپوليس توپ زد و در فصل 73 نيز به دليل مصدوميت در بازيهاي ملي مدتي از فصل را از دست داد. دايي که 4 گل را از نقطه پنالتي به ثمر رسانده است، بهترين ميانيگن گلزني را بين گلزنان برتر پرسپوليس دارد و 62/0 گل در هر بازي امار خوبي براي دايي محسوب مي شود. دايي يکي از 10 گلزن برتر تاريخ ليگ نيز هست.

4. علي پروين (37 گل)

سلطان پرسپوليس از سال 49 تا 57 در بازيهاي ليگ موفق به زدن 37 گل براي پرسپوليس شد که البته 12 گل خود را از نقطه پنالتي به ثمر رسانده است. پروين بهترين پنالتي زن پرسپوليس در ليگ محسوب مي شود. پروين 160 بار در ليگ براي پرسپوليس بازي کرده است که تا چند سال قبل در اين زمينه رکوردار بود

5. حسين کلاني (32 گل)

پس از دايي بهترين ميانگين گلزني براي پرسپوليس در ليگ را حسين کلاني ثبت کرده است که با زدن 32 گل در 56 بازي ميانگين 57/0 گل را از خود بر جاي گذاشته است. کلاني تا فصل 53 در پرسپوليس بازي کرد و در سنين جواني از فوتبال خداحافظي کرد. مهاجم اسبق پرسپوليس فقط يک بار از نقطه پنالتي گلزني کرد.

6. ادموند بزيک (32 گل)

بزيک بهترين گلزن پرسپوليس در سالهاي مياني دهه هفتاد بود که با گلهايش در 4 قهرماني پرسپوليس سهيم بود. بزيک در 97 بازي موفق به زدن 32 گل شد و ميانگين گلزني وي 32/0 گل در هر بازي است. ادموند بزيک با زدن 84 گل هنوز بهترين گلزن تاريخ ليگ محسوب مي شود که رکورد وي در اين فصل شکسته مي شود.

7. سهراب انتظاري (27 گل)

انتظاري بهترين گلزن پرسپوليس در ليگ برتر محسوب مي شود که در 100 بازي موفق به زدن 27 گل شد. اين بازيکن هيچگاه پشت ضربه پنالتي قرار نگرفت و از اين نظر بين 7 گلزن اول پرسپوليس در ليگ استثناست. کريم باقري کاپيتان گلزن سرخپوشان در اين فصل به زودي جاي انتطاري را در رتبه هفتم مي گيرد.

8. کريم باقري (26 گل)

کاپيتان با اخلاق پرسپوليس اولين بار در فصل 75 با پرسپوليس در ليگ گلزني کرد و از فصل 81 تاکنون نيز در جمع سرخپوشان حضور دارد. کريم تاکنون در 174 بازي موفق به زدن 26 گل شده است که البته 12 گل خود را طي دو فصل اخير به ثمر رسانده است. کريم 4 گل خود را از نقطه پنالتي به ثمر رسانده است که آخرين ان مقابل شاهين بوشهر بود. کريم با ادامه روند گلزني خود مي تواند تا رتبه پنجمي در اين فصل صعود کند.

9. عليرضا نيکبخت واحدي (26 گل)

شماره 10 پرسپوليس طي سه فصل گذشته در 85 بازي براي پرسپوليس در ليگ موفق به زدن 26 گل شد که 4 گل ان از نقطه پنالتي بود. نيکبخت دومين گلزن برتر پرسپوليس در تاريخ ليگ برتر محسوب مي شود که از ميانه فصل گذشته ديگر موفق به گلزني نشد.

10 .جواد کاظميان (24 گل)

کاظميان در سالهاي بد پرسپوليس در ليگ برتر تک ستاره اين تيم بود و از فصل 82 تا 84 طي سه فصل موفق به زدن 24 گل شد . اين بازيکن در 75 بازي که براي پرسپوليس به ميدان رفت اين تعداد گل را به ثمر رساند. کاظميان نيز در پرسپوليس پنالتي نزد. جواد در صورت حضور در پرسپوليس اکنون به مرز 50 گل رسيده بود و تنها بازيکني بود که مي توانست رکورد فرشاد پيوس را بشکند.
منبع (http://goal.com/iran/news/1825/ایران/2009/09/18/1508142/10-گلزن-برتر-پرسپوليس-در-تاريخ-ليگ)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:31
رده بندی بهترین شهرهای جهان از سایت معتبر Citi mayors.com است
این شهرها به لحاظ سطح امنیت و رفاه، سرانه های اقتصادی، وضعیت آب و هوا و ترافیک شهری مورد ارزیابی قرار گرفتند


1.زوریخ - سوئیس

2.وین - اتریش

3.ژنو - سوئیس

4.ونکوور - کانادا

5.اوکلند - نیوزیلند

6.دوسلدورف - آلمان

7.مونیخ - آلمان

8.فرانکفورت - آلمان

...


16.برلین - آلمان
...

23.نورنبرگ - آلمان
...

27.هامبورگ - آلمان
از انگلستان در 50 شهر برتر جهان فقط لندن در رده 38 حاضر است.
از ایتالیا فقط شهر میلان در رده 40 حضور دارد.
از فرانسه پاریس دو شهر 32 پاریس و 36 لیون قرار دارند.
از اسپانیا شهر بارسلونا و مادرید در مکان 42 و 43 هستند.

در رده های اول هم که اتریش و سوئیس حضور دادند عملآ جزئی از آلمان هستند و آلمانی هستند به ذات فقط اسمآ مستقل هستند.
اونایی که انگلیسیشون خوبه برن تو سایت زیر و خودشون ببینن چند آمار دیگه هم هست


لینک اصلی در سایت City Mayors (http://www.citymayors.com/features/quality_survey.html)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:32
طهران در دوران حکومت ناصرالدین شاه قاجار؛
ین عكس قدیمی ترین تصویر موجود از تهران ، در موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران و نام کنونی این محل بلوار میرداماد است.



منبع (http://www.todaypix.ir/post/1220)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:32
من اگه خدا بودم وقتي شيطان در برابر انسان سجده نکرد خشتکش رو در مياوردم و از بارگاه بيرونش ميکردم !
چه معني داره شيطان به حرف خدا گوش نکنه !
وقتي ميخواستم پيغمبر براي خلق تعيين کنم از ۱۲۴۰۰۰ پيغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب ميکردم تا عدالت رعايت بشه !



کمي سليقه به خرج ميدادم و بجاي اينکه خونه خودم رو در صحراي خشک و بي اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزاير هاوايي يه خونه شيک و مدرن بنا ميکردم با سوييت هاي مجهز و مجاني براي زواري که براي زيارت ميومدن !
هيچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمي دادم و همه حق داشتن بيان خونه ام … حتي بي خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجاي اينکه تو صحراي عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجاي لباس احرام هم مايوي دوتيکه بپوشن !
يه مشت از اين حوري ها و قلمان رو هم مامور ميکردم به حجاج سرويس بدن و پذيرايي کنن تا زيارت بهشون بهتر بچسبه !
اصلا نميذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هي نماز بخونن و سجده کنن و حرفاي تکراري بزنن ! کمبود که ندارم هي بخوام طفلکي ها رو اذيت کنم که !
همه مسجد ها رو هم جمع ميکردم به جاش کافي شاپ و کتابخونه و سينما درست ميکردم !
يه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتي درست ميکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه !
هر کسي هم که من رو صدا ميزد و ميگفت اِي خدا زود بهش ميگفتم جانم قربونت برم …عزيز دلم … فدات بشم نه اينکه محل سگ هم نذارم ! بنده افريدم بايد سرويس بدم ديگه … گوسفند که نيستن ول کنم تو بيابون !
قشري به نام روحانيت رو اصلا خلق نميکردم ! به بنده هام همه يه جو عقل ميدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخيص بدن و نيازي به فتوا و اين مزخرفات نباشه !
عزراييل رو هم ميفرستادم اونجا که عرب ني انداخت بره غاز بچرونه ! به جاي عزراييل يه حوري خوش هيکل سفيد و بلوري ميفرستادم تا جون مرد ها رو بگيره و يک جوان رعناي خوش هيکل رو هم ميفرستادم تا جون خانمها رو بگيره ! ( اينجوري ديگه نه تنها کسي از مرگ نميترسيد بلکه اين پيرزن پيرمردها هي از خدا مرگ ميخواستن نصفه شبي ) !
جون بچه ها رو هم اصلا نميگرفتم ! اصلا اجازه نميدادم انسان ناقص و معلول به دنيا بياد … ريشه جنگ رو هم خشک ميکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربوني ميکاشتم ! سعي ميکردم حضورم اينقدر در زندگي مردم ملموس باشه که ديگه هيچ کس نگه خداي چي ! کشک چي ! ….. خدا کيلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟

اخ که اگه خدا بودم يه بهشت توي يکي از سياره ها خلق ميکردم اخرين مدل ! نه اينجوري که توي جوب هاش ( جوي هاش ) شير و عسل بياد ! شير و عسلي که توي جوب ( جوي ) باشه به درد همون اعراب هزار و چهار صد سال پيش ميخوره ! اونايي که بنده صالح بودن ميفرستادم توي اين بهشت و اونايي هم که خطا کار بودن و بنده هاي درست درموني نبودن بجاي جهنم ميفرستادم توي ايران زندگي کنن قدر عافيت رو بدونن !

از خدا بخاطر اين همه اختلاف سليقه عذر خواهي ميکنم!

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:32
من نه عاشق هستم...
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من..
من خودم هستم...
و یک حس غریب...
که به صد عشق و هوس می ارزد...
من نه عاشق هستم...
نه دلداده به گیسوی بلند...
و نه آلوده به افکار پلید..........
من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگی می فهمد..

پ.ن : جایی خوندم دیدم قشنگه گذاشتمش//http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/23.gifدرضمن خیلی آشناس اگه کسی میدونه کی گفتش بگه..

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:33
هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. ( ضرب المثل آلمانی )

مردی که به دلیل " پول " زن می گیرد ، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی)

لیاقت داماد به قدرت بازوی اوست. ( ضرب المثل چینی )

زنی سعادتمند است که مطیع شوهر باشد. ( ضرب المثل یونانی)

زن عاقل با داماد " بی پول " سازگاری خوبی دارد. ( ضرب المثل یونانی)

زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی)

زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند ، در کلبه خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی)

داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت. ( ضرب المثل لهستانی)

دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

دو نوع زن وجود دارد : با یکی ثروتمند و با دیگری فقیر می شوی. ( ضرب المثل ایتالیایی )

هنگام خرید پارچه ، حاشیه آن را به خوبی نگاه کن و مو قع ازدواج ، درباره مادر عروس تحقیق کن ( ضرب المثل آذربایجانی )

برای یافتن همسر می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی ( ضرب المثل چینی)

تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن. ( ضرب المثل چینی)

ازدواج مانند اجرای نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه شود ، جبرانش غیرممکن خواهد بود. ( بورنر )

ازدواج همیشه به عشق پایان داده است ( ناپلئون )

اگر کسی در انتخاب همسر (http://jok20.blogsky.com/) دقت نکند ، دو نفر را بدبخت کرده است ( محمد حجازی)

انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ؛ ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم. ( خانم پرل باک )

با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد (http://www.sms-2009.mihanblog.com/) " بود ، بهترین دوست شما می شد. ( بردون )

اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری ، اختیار شکمش را در دست بگیر ( ضرب المثل اسپانیایی)

اگر زنی خواست که تو را به سبب پول ، همسرش شوی با او ازدواج کن ، اما پولت را از او دور نگه دار ( ضرب المثل ترکی)

ازدواج مقدس ترین قراردادهاست ( ماری آمپر )

ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است ( ضرب المثل فرانسوی)

ازدواج کردن و ازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است.( سقراط )

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:35
طلب بخشش به سبک بچه زرنگ ها
کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟
بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده
نامه شماره یک
سلام خدای عزیز
اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.http://www.cafedexign.com/cid:2.1702459998@web63807.mail..re1.yahoo.com
دوستار تو
بابیhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/129fs370785.gif

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو
سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/303.gif
بابی

اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

نامه شماره سه
سلام خدا
اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابیhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/65.gif

بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت. http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/164.gifرفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.
بابی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزديد )http://www.cafedexign.com/cid:5.1702459998@web63807..mail.re1.yahoo.comو از کلیسا فرار کرد. http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/smoke.gif
بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار
سلام خدا
مامانت پیش منه. اگه می خواییش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4chsmu1.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:35
اینم عکس های هنرمندان در کنار عکس بچگیشون فقط تشکر یادتون نره رو پستامون که نمیره اینجا حداقل یه تشکر بکنین دلمون خوش شه



http://pix2pix.org/my_unzip/125482136701.jpg
بهرام رادان





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136702.jpg
نیکی کریمی





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136703.jpg
گلشیفته فراهانی





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136704.jpg
مهناز افشار






http://pix2pix.org/my_unzip/125482136705.jpg
محد اصفهانی





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136706.jpg
لیلا حاتمی





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136707.jpg





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136708.jpg






http://pix2pix.org/my_unzip/125482136709.jpg





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136710.jpg






http://pix2pix.org/my_unzip/125482136711.jpg
ماهایا پتروسیان






http://pix2pix.org/my_unzip/125482136712.jpg
پوریا پورسرخ





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136713.jpg
رضا صادقی





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136714.jpg





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136715.jpg





http://pix2pix.org/my_unzip/125482136716.jpg
محمدرضا شجریان




http://pix2pix.org/my_unzip/125482136717.jpg
هدیه تهرانی




http://pix2pix.org/my_unzip/125482136718.jpg
باران کوثری




http://pix2pix.org/my_unzip/125482136719.jpg
پرستو صالحی



تشکر یادتون نره

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:36
انواع پیغامگیر…http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
لطفا پس از شنیدن صدای بوق .. و پیام های زیر ..پیغام بگذارید


پیغام گیر حافظ:
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور!


پیغام گیر سعدی:
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم

پیغام گیر فردوسی:
نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب

پیغام گیر خیام:
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!

پیغام گیر منوچهری:
از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!


پیغام گیر مولانا:
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم!
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!


پیغام گیر بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت!


پیغام گیر نیما :
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش



پیغام گیر شاملو :
بر آبگینه ای از جیوه ی سکوت
سنگواره ای از دستان آدمی
تا آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویمت
آنگاه که توانستن سرودی است


پیغام گیر فروغ :
نیستم.. نیستم..
اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد
وایسا بیایم .. بیایم

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:36
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجودى پستاندار
عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است....
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.
معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.



يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، يکى از موهايم سفيد مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده!



عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه
بچه‌ها راتشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و
بگوئيد: اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله.
يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.

معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى اين که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر
شود گفتبچه‌ها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور که مى‌دانيد خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود.
بچه‌ها گفتند: بله
معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستاده‌ام خون در پاهايم جمع نمى‌شود؟
يکى از بچه‌ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست.


بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته
بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد
برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست
حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله






در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.
در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.
در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.
در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.
در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.
در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.
در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.
در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.
در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:38
وداع با مردی که برای یک نسل خاطره ساخت



http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/46902.jpg



بیژن بیرنگ و مسعود رسام که از دوران جوانی هم را می‌شناختند، نگاه و سلیقه‌ای شبیه به هم داشتند، نویسنده داستان‌ها و طراح موقعیت‌ها بیرنگ بود و رسام...
مرگ کارگردان "خانه سبز"
مجموعه‌هایی که مسعود رسام کارگردانی کرد برای یک نسل خاطره‌هایی فراموش نشدنی ساخت، نسلی که با "محله بهداشت" و "محله برو بیا" طعم کودکی را چشید و جوانی‌اش با "همسران" و "خانه سبز" پیوند خورد.

در سال‌های ابتدای دهه 70 مجموعه‌ای از شبکه دو روی آنتن رفت که شکل و شیوه مجموعه‌سازی را تحت تاثیر قرار داد، جذابیت‌های این مجموعه پربیننده و موفق به اندازه‌ای بود که نه تنها بازیگرانش را به شهرت و محبوبیت رساند، بلکه نام کارگردان‌هایش را هم سر زبان انداخت.
"همسران" نمونه‌ای شد برای مجموعه‌سازی آپارتمانی و اپیزودیک که اگرچه سال‌ها در شبکه‌های خارجی تجربه می‌شد کمتر به تلویزیون ما راه پیدا کرده بود، "همسران" که نقطه اوجی در کارنامه مسعود رسام و بیژن بیرنگ بود، آغاز راه آنها نبود، یک دهه قبل زمانی که برنامه‌های تلویزیون تنوع نداشت رسام و بیرنگ با دو جنگ "محله بهداشت" و "محله برو بیا" که برای مخاطب کودک ونوجوان ساخته شده بود توانایی و استعدادشان را نشان دادند.

"محله بهداشت" و "محله برو بیا" که بازیگران تئاتر در آن نقش‌آفرینی می‌کردند و فضایی فانتزی و ویژه داشت مخاطبان بزرگسال را هم پای تلویزیون‌ها می‌نشاند، بچه‌های دهه 60 که شخصیت‌های این دو جنگ را به یاد داشتند چند سال بعد مخاطبان پر و پا قرص "همسران" و "خانه سبز" شدند.
مسعود رسام فارغ التحصیل کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما در کنار بیژن بیرنگ زوجی را تشکیل داده بودند که در برنامه‌سازی تلویزیون در دهه 60 و 70 تنوع ایجاد کردند، نوع نگاه آنها نسبت به زندگی و استفاده از دانش روان‌شناسی در بیان مفاهیم اخلاقی و تربیتی امتیاز مجموعه‌هایی بود که رسام و بیرنگ پشت دوربین آن بودند. آنها در فضایی دست به این تجربه‌گرایی می‌زدند که مجموعه‌سازی بیشتر از هر چیز به حرفه‌ای پرسود و پررونق برای تهیه‌کننده‌ها تبدیل شده بود و قواعد بساز و بفروشی در آن حاکم بود.

بیژن بیرنگ و مسعود رسام که از دوران جوانی هم را می‌شناختند، نگاه و سلیقه‌ای شبیه به هم داشتند، نویسنده داستان‌ها و طراح موقعیت‌ها بیرنگ بود و رسام بیشتر به عنوان اجرا کننده در بخش کارگردانی حضوری پررنگ داشت، همکاری حرفه‌ای آنها متعادل و متوازن بود، هر یک بخشی را به عهده می‌گرفت و در شرایطی که عمر زوج‌های هنری در ایران کوتاه است آنها سال‌ها در کنار هم کار کردند و نامشان را در تیتراژ فیلم‌ها و مجموعه‌ها در کنار هم آوردند.

"همسران" با همه کاستی‌ها و خامدستی‌های تجربه اول بستری فراهم کرد تا تجربه درخشان "خانه سبز" بر روی آن شکل بگیرد، مجموعه‌ای که ضعف‌های "همسران" را نداشت و نقاط قوت آن را به شکلی پررنگ و کامل‌تر داشت. رسام و بیرنگ به دلیل موفقیت‌های "همسران" به جایگاه حرفه‌ای قابل توجه رسیده بودند و توانستند در "خانه سبز" خسرو شکیبایی را که در آن مقطع ستاره‌ای محبوب و پولساز در سینما بود به تلویزیون بیاورند.

"خانه سبز" با خسرو شکیبایی معنا پیدا می‌کرد و بازی در نقش رضا صباحی یکی از بیادماندنی‌‌ترین بخش‌های کارنامه این بازیگر شد. شکیبایی روح قصه‌های مجموعه و نوع نگاه نویسنده و فضایی که کارگردان‌های "خانه سبز" از او می‌خواستند به خوبی درک می‌کرد و حلقه گمشده‌ای بود که به این مجموعه گرما و انرژی می‌داد.
به نظر می‌رسید همه چیز برای زوج رسام و بیرنگ به خوبی پیش می‌رود و آنها در بهترین روزهای زندگی حرفه‌ای‌شان هستند، هم اقبال عمومی را داشتند و هم منتقدان و مخاطبان نخبه مجموعه‌هایشان را می‌دیدند، آنها توانسته بودند مجموعه‌سازی را چند پله بالاتر ببرند، نه با بودجه‌های کلان مجموعه‌های تاریخی و نه با به رخ کشیدن توانایی‌شان در کارگردانی سکانس‌های شلوغ و پرسیاهی‌لشگر.آنها قصه‌های باورپذیری از زندگی می‌گفتند، از مردمانی با ویژگی‌های مختلف و گاه متناقض و از روزهای تلخ و شیرین زندگی.

اما "سرزمین سبز" مسیری را که با "خانه سبز" به نقطه‌ای روشن و امیدوارکننده رسید پایان داد، شاید بدترین اتفاق‌ها در زندگی حرفه‌ای رسام و بیرنگ که تا این مقطع نمی‌توان نامشان را از هم جدا کرد با "سرزمین سبز" رخ داد، قرار بود مجموعه در اندازه‌ای بزرگ‌تر دغدغه‌های سازندگانش را که در "همسران" و "خانه سبز" مطرح شده بود دنبال کند، اما نتیجه کار غم‌انگیز و ناامید‌کننده بود.

حضور بیتا فرهی که تا آن زمان به تلویزیون نیامده بود هم برگ برنده‌ای برای "سرزمین سبز" نشد تا مجموعه‌ای که در زمان تولید با مشکلات فراوان مواجه شد و پخش آن سال‌ها به تاخیر افتاد به نقطه روشن دیگری در کارنامه این زوج تبدیل شود، رسام و بیرنگ پس از "سرزمین سبز" مجموعه‌هایی برای کودکان و نوجوانان کارگردانی و تهیه‌کردند، سبکشان را ادامه دادند و کارگردان‌هایی را تربیت کردند که راهشان را دنبال کردند، اما چه کسی است که آرزو نکند کاش آنها می‌توانستد تجربه‌هایی که با "خانه سبز" به دست آورده بودند کامل کنند.

از اوایل دهه 80 بخش دیگری از کارنامه رسام رقم خورد، او به تنهایی و دور از بیژن بیرنگ مجموعه‌های "بزرگمرد کوچک"، "مروارید سرخ" و "غیرمحرمانه" را کارگردانی کرد، هیچ کدام دیده نشدند و اعتباری بیشتر برای کارگردان "همسران"، و "خانه سبز" به ارمغان نیاوردند، او که پیشتر فیلم‌های سینمایی "علی و غول جنگل" و "سیندرلا" را با همکاری بیرنگ ساخته بود تصمیم داشت اولین فیلم سینمایی مستقلش را کارگردانی کند اما این فرصت پیش نیامد.

مسعود رسام یکی از تاثیرگذارترین کارگردان‌ها و تهیه‌کننده‌های تلویزیون بود که هنوز می‌توان نشان سلیقه و ذوق او در مجموعه‌سازی را در مجموعه‌ها و فیلم‌های تلویزیونی دید، شخصیت‌پردازی‌ها، توجه به مضامین خاص، استفاده از بازیگران در نقش‌هایی متفاوت و تجربه کردن فضاهایی تازه در تلویزیون از امتیازهای مجموعه‌های این کارگردان است.

مضامین و سوژه‌ها در مجموعه‌های بیرنگ و رسام از آنجا که درباره انسان و روابط انسانی هستند کهنه نمی‌شوند، بسیاری از مردم هنوز هم شخصیت‌های دوست‌داشتنی این مجموعه‌ها را به یاد دارند، به نظر می‌رسد می‌بایست خوشحال باشیم که رسام در زندگی کوتاهش قدر دید و به اندازه کافی به فعالیت‌هایش توجه شد، اما نکته دریغ‌انگیز این است که مسعود رسام هم مانند بسیاری از هنرمندان این سرزمین نتوانست مسیر طبیعی را طی کند و انقطاع ناخواسته‌ای که پس از "خانه سبز" به وجود آمد او را برای رسیدن به قله اوج محدود کرد.

خبر درگذشت مسعود رسام اپیزودی از "خانه سبز" را بیاد می‌آورد، همان اپیزودی که رضا صباحی (خسرو شکیبایی) به استقبال مرگ می‌رود و با وجود غربت، تنهایی و ترس از دوری از عزیزانش با این حادثه کنار می‌آید و تلاش می‌کند در مرگ هم ردپایی از زندگی و روشنی بیابد. مرگ پایان کبوتر نیست....

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:38
چند ماه گذشته ولی حالا گذاشتم دیگه http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif

كنسرت محسن نامجو و گلشیفته فراهانی

جشنواره بين المللی فيلم ونيز در شصت و دومین دوره برگزاری، شب قبل از اختتاميه شاهد اجرای محسن نامجو خواننده و گلشيفته فراهانی بود.
محسن نامجو که به دلیل استفاده از آیات قران در ترانه هایش در ایران به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است، در اين كنسرت بعضی از آثار جديدش را اجرا نموده و بعضی از آهنگ ها هم با تنظيم اركستر اجرا گرديد و در اين اجراها گلشيفته فرهانی نوازندگی پيانو و همخوانی در چند قطعه را به عهده داشته است. اين اجرا در ساعت ١١ شب به وقت ايتاليا انجام شد.
در آلبوم جديد محسن نامجو که مراحل پايانی خود را می گذراند و طی چند ماه آينده وارد بازار می شود نيز گلشيفته فرهانی نوازندگی پيانو را برعهده داشته است.


http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-4/n00031659-r-b-002.jpg
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-4/n00031659-r-b-000.jpg
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-4/n00031659-r-b-001.jpg
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-4/n00031659-r-b-003.jpg
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-4/n00031659-r-b-005.jpg

توضیح: گلشیفته فراهانی در کنسرت شهر میلان علاوه بر

نوازندگی ، همخوانی نیز میکند.




http://dc167.4shared.com/img/142933760/f1449e75/Italy-Milan-namjoo.jpg?sizeM=7

دانلود کنسرت میلان (http://www.4shared.com/file/142930145/a520db24/Mohsen_Namjoo__Golshifte_Farahani_-_Concert__Milan.html)
دانلود کنسرت ونیز (http://www.4shared.com/file/142933533/16beefe4/Mohsen_Namjoo_-_Concert_Veniz.html)
دانلود عکسهای کنسرت (http://clickkon.3dn.ru/Mohsen.Namjoo.Golshifte.Farahani-Concert.zip)



http://img2.tinypic.info/files/dutfby26f2tzumnlun4e.jpg


دانلود تیزر (http://dl.farskids3.com/masoud/shahrivar/22/Mohsen%20Namjoo%20%26%20Golshifte%20Farahani%20-%20Tizer%20%28www.Farskids3.com%29.wmv)


بزنم به تخته گلشیفته بعد از بازی با هالیوودی ها خوشگل تر شده http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
جدیدا موهاش رو هم اتو میکنه http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/65.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif
نامجو چرا ارایشگاه نمیره http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/loudlaff.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:39
نسل جدید فرستنده های تلویزیونی دیجیتال DVB-T



Atlas DVB-T
Solid State Air Cooled Transmitters 750w-2.9k W
Atlas™ Solid State Air Cooled Transmitters combine many of the unique features and field-proven benefits that have made Harris the broadcasting standard in DVB-T and Analog TV transmission. The Power Stage of the Atlas series employs extremely-reliable, air-cooled LDMOS FET power amplifier modules. The industry-leading Low Power Stage TX660 series is used for both analog and digital signal processing. The Atlas Transmitter series provides an extraordinarily compact and flexible solution for reliable and user friendly operation. Redundant control systems ensure the highest level of on-air availability.

http://www.broadcast.harris.com/product_portfolio/prod_images/WWWATLASDVBTAC75.jpg


با راه‌اندازی شبکه‌های پخش دیجیتالی برنامه‌های تلویزیونی، نسل جدیدی از تلویزیون‌های آنتن سرخود پا به عرصه وجود گذاشته‌اند. این تلویزیون‌ها قادر هستند که در همه جای خانه، حتی در باغ و فضای باز فقط با یک آنتن معمولی، بدون در نظر گرفتن جهت خاصی برای آنتن، برنامه‌های مختلف تلویزیونی را دریافت کنند.
قدم نهادن به دنیای تلویزیون‌های دیجیتالی، قابل مقایسه است با گذار از دوران صفحات گرامافونی به دوران دیسک‌های موزیک‌ CD، تولید دیجیتالی برنامه‌های تلویزیونی جدید از آنجا آغاز می‌شود که به‌وسیله یک دوربین فیلمبرداری دیجیتالی، صحنه‌ها فیلمبرداری می‌شوند که به معنای آن است که صدا و تصویر هرکدام به‌صورت دیجیتال (رقم صفر و یک) ضبط می‌شوند و به همین ترتیب در ادامه خود از مرکز فرستنده تلویزیونی، صدا و تصویر به‌صورت دیجیتالی پخش می‌شوند.
از اینجا به بعد فقط تلویزیون‌هائی قادر هستند این برنامه‌ها را دریافت کنند که به گیرنده‌های دیجیتالی مجهز باشند، تا بتوانند صدا و تصویر را همانطور که قبلاً به‌صورت دیجیتال کدگذاری شده‌اند (Coding)، به‌صورت اولیه‌شان برگردانند (Decoding)، این عمل به‌وسیله دستگاهی به‌نام "دی کدر Decoder" انجام می‌شود. بیش از ده‌ها سال است که برنامه‌های تلویزیونی فقط از طریق آنتن‌های فرستنده و یا کابل‌های تلویزیونی، پخش می‌شده که نوع امواج ارسالی، تاکنون آنالوگ بوده است. مانند سیستم‌های پال در اروپا و پال در ایران و NTSC در آمریکا و کانادا، که برای همگی تلویزیون‌های خانگی قابل دریافت و پخش بوده است.
چون تلویزیون‌های کنونی فقط قابلیت گرفتن و پخش برنامه‌های آنالوگ را دارند، باید دستگاه کوچک جدیدی به‌نام STB ۱ به آنها وصل شود تا امکان گیرندگی برنامه‌های دیجیتالی DVB-T ۲ را نیز دارا شوند.
قیمت این دستگاه فعلاً حدود ۸۰ الی ۱۴۰ یورو می‌باشد که به زودی در تلویزیون‌های جدید، از قبل در آنها نصب شده خواهد بود. این تلویزیون‌ها و این سیستم دریافت برنامه‌ها، به ظاهر مانند تلویزیون‌های قبلی و قدیمی ۵۰ سال پیش می‌باشند که آنتنی بر پشت بام داشتند.
ولی در اصل با آنها تفاوت اساسی دارند، از جمله:
▪ تصویر با کیفیت ایده‌آل، صدای ایده‌آل مانند CD همراه با امکان پخش استریو با ۵ کانال شبیه Dolby AC۳ امکان استفاده از بخش‌های خدماتی و کاربردی مختلف مانند اینترنت و پست الکترونیکی Email امکان پخش برنامه‌های خدماتی همراه و همزمان با یک برنامه تلویزیونی مانند EPG ۵
▪ پخش برنامه‌ها با قدرت کمتر در مقایسه با سیستم پخش آنالوگ، در نتیجه مصرف برق کمتر برای مراکز فرستنده برنامه‌ها تلویزیونی.
▪ و بسیاری امکانات دیگر.
در آلمان در سال ۱۹۹۸ تصمیم به راه‌اندازی پروژه پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیونی به‌صورت دیجیتالی، گرفته شد. اجراء این طرح بر عهده اداره مخابرات آلمان (دویچه تلکوم Deutsche Telekom) می‌باشد، که قرار است تا سال ۲۰۱۰ در سراسر آلمان تمامی پخش رادیو و تلویزیونی را به پخش دیجیتالی تغییر دهد و از آن به بعد تمامی مراکز پخش آنالوگ (سیستم‌های پخش قبلی) تعطیل خواهند شد.
از چند سال پیش در برلین برای اولین بار پخش دیجیتالی برنامه‌های تلویزیونی به‌صورت DVB-T با هشت برنامه تلویزونی، بر روی دو کانال با موفقیت شروع به‌کار کرد و تاکنون این برنامه‌ها به بیش از ۲۶ برنامه تلویزیونی گسترش یافته‌اند.
سال ۲۰۰۳، سال پخش آخرین برنامه تلویزیونی به‌صورت آنالوگ در برلین بود. بنابراین برلین، اولین شهری در جهان بود که به‌طور کلی سیستم پخش تلویزیونی خود را زا آنالوگ تغییر داد.
هم‌اکنون در بسیاری از مناطق پر جمعیت آلمان کار پخش برنامه‌های تلویزیونی به‌صورت DVB-T در دستور کار است و تا سال ۲۰۰۵ تمامی شهرهای بزرگ آلمان را می‌پوشاند. در مناطقی که هنوز سیگنال‌های DVB-T را نمی‌توانند دریافت کنند، پخش برنامه‌ها همچنان تا سال ۲۰۱۰ به‌صورت آنالوگ ادامه می‌یابد.
در بسیاری از کشورهای اروپائی، آمریکا و ژاپن نیز کار راه‌اندازی و توسعه این طرح در جریان است.

▪ پخش و دریافت دیجیتالی برنامه‌های تلویزیونی به سه طریق ممکن می‌باشد:

۱) از طریق کابل (DVB-C Cable):
بدین صورت که از مراکز فرستنده تلویزیونی به تک تک خانه‌ها کابل‌کشی می‌شود و برنامه‌ها به‌صورت سیگنال‌های دیجیتالی - الکتریکی از طریق کابل‌های مخصوص انتقال تصویر (Coaxial Cable) مستقیم به خانه‌ها منتقل می‌شود.
برای مراکز شهرها و مناطق پرجمعیت و مناطق مسکونی آپارتمانی که با کابل‌کشی کمی بتوان همزمان تعداد زیادی خانوار را تحت پوشش قرار داد، و همچنین به‌علت اینکه در شهرهای بزرگ ساختمان‌های بلند مانعی جدی برای پخش امواج تلویزیونی می‌باشند، بیشتر از این روش استفاده می‌شود.

۲) از طریق ماهواره (DVB-S Satellite):
در این روش ابتدا از مراکز فرستنده تلویزیونی، برنامه‌ها از طریق کابل به ایستگاه‌های زمینی ماهواره‌ای منتقل می‌شوند و بعد از طریق ماهواره‌های تلویزیونی که بر روی دار زمین در حرکت هستند، نقاط مشخصی از کره‌زمین را تحت پوشش قرار می‌دهند. مصرف‌کنندگانی که تحت پوشش قرار گرفته‌اند می‌توانند با نصب آنتن‌های بشقابی، از برنامه‌های تلویزیونی دیجیتالی استفاده کنند.
این روش بیشتر برای مناطق مسکونی پراکنده و با دور از مراکز فرستنده تلویزیونی پیشنهاد می‌شود.

۳) از طریق آنتن (DVB-T (Terrestrial:
در این شیوه، از مراکز فرستنده تلویزیونی، برنامه‌ها از طریق کابل به آنتن‌های مختلفی در شهر و یا منطقه موردنظر انتقال می‌یابد. این آنتن‌های عظیم مرکزی امواج را در چندین جهت همزمان پخش می‌کنند تا منطقه موردنظر را بپوشانند. با توجه به محدود بودن قدرت پخش امواج، (برای جلوگیری از خطرات احتمالی تأثیر سوءامواج بر انسان‌ها Electro smog) این آنتن‌ها را باید در فواصل مشخصی، تکرار کرد. معمولاً پخش از طریق چندین آنتن به‌طور همزمان، باعث سایه افتادن روی تصاویر تلویزیونی و یا کلاً خراب کردن تصاویر می‌شود که برای جلوگیری از این مشکل، از تکنیک‌های بسیار پیچیده‌ای استفاده شده، که فقط در پناه فن‌آوری مدرن دیجیتالی و برنامه‌های بسیار قوی و پیچیده کامپیوتری میسر شده است.
با این روش، با داشتن یک آنتن رومیزی و اتصال آن به STB می‌توان به‌راحتی برنامه‌های تلویزیونی را که به‌صورت دیجیتالی پخش شده‌اند، دریافت کرد و در مناطقی که به‌طور کامل و قوی تحت پوشش قرار دارند، می‌توان با یک تلویزیون پرتابل در فضای باز تلویزیون تماشا کرد.
تفاوت اصلی این سه نوع پخش در روش مدوله کردن (Modulation) سیگنال‌های ارسالی می‌باشد.
برای انتقال برنامه‌های تلویزیونی به روش DVB-T می‌بایست یک آنتن مرکزی امواج را در تمامی جهات پخش کند و تلویزیون‌های دیجیتالی با آنتن سر خود و یا آنتن‌های پشت بام، می‌توانند برنامه‌ها را در فاصله حدود ۱۵۰ کیلومتری دور تا دور آنتن مرکزی دریافت کنند. دریافت بدون اشکال امواج و یا به‌عبارتی دیگر، برنامه‌های تلویزیونی، بستگی به فاصله هر تلویزیون تا مرکز پخش دارد. در حوالی مرکز پخش، تلویزیون‌ها قادر هستند در همه جا فقط با یک آنتن کوچک رومیزی و یا آنتن سرخود، برنامه‌ها را به راحتی دریافت کنند و دیگران در فواصل دورتر، با نصب آنتن ساده‌ای در فضای باز و یا بهتر از آن، بر روی پشت بامشان، می‌توانند برنامه‌های پخش شده را دریافت کنند.
در انتقال صدا و تصویر به‌صورت دیجیتالی برای تلویزیون‌های دیجیتالی با آنتن رومیزی، نوع جدیدی از مدولاسیون استفاده می‌شود که این مدولاسیون به‌طور مشخص با تمامی شرایط انتقال تصویر و صدا برای تلویزیون‌های آنتن سر خود مطابقت دارد و در نوع خود منحصر‌به‌فرد است.
این طریقه دولاسیون در مقایسه با ارسال امواج به‌صورت آنالوگ، بر کانال‌های نزدیک خود تأثیر سوء ندارد و در ارسال و پخش امواج در همه طرف، بدون به‌وجود آمدن تداخل امواج و سایه انداختن امواج بر هم عمل می‌کند و همچنین، همه گیرنده‌ها بدون جهت‌یابی خاصی برای آنتن‌هایشان می‌توانند برنامه‌های تلویزیونی دیجیتالی را با کیفیت بالائی دریافت کنند.
بخش برنامه‌های تلویزیونی به‌صورت دیجیتالی، شروعی است برای فن‌آوری تلویزیون‌های همراه (Mobile Television)، همانطور که هم‌اکنون در هر اتومبیل می‌توان به سادگی به رادیو گوش داد، به زودی باید انتظار تلویزیون را در هر اتومبیلی داشته باشیم. کارخانجات اتومبیل‌سازی مرسدس‌بنز (Daimler Chrysler) و ب - ام - و (BMW) مدت‌ها است که با این طرح مشغول هستند. البته با در نظر گرفتن این نکته که، به‌‌محض حرکت اتومبیل، مانیتور تلویزیون جلوی راننده خاموش می‌شود ولی سرنشینان صندلی عقب می‌توانند همچنان برنامه تلویزیونی خود را در حین حرکت هم پی‌گیری کنند.

● تلویزیون همراه DVB-T Mobile
بخش برنامه‌های تلویزیونی به‌صورت دیجیتال، شروعی است برای فن‌آوری تلویزیون همراه (Mobile-TV)
با توجه به خصوصیات پخش دیجیتال برنامه‌های تلویزیونی از طریق DVB-T، می‌توان به زودی در اتومبیل، در حین حرکت و مسافرت، برنامه‌های دلخواه تلویزیونی را تماشا کرد.
ولی پخش DVB-T تازه شروی برای این‌کار است و هنوز به‌راحتی و به سادگی نمی‌توان از Mobile-TV صحبت کرد.
جدیداً کامپیوترهای کیفی (Laptop/ Notebook) که به بازار می‌آیند مجهز به یک گیرنده تلویزیونی هستند، به‌طوری که در مناطقی که بخش برنامه‌ها به‌صورت DVB-T است، به‌راحتی می‌توان با آن برنامه‌های رادیوئی و تلویزیونی را دریافت کرد و از آنجائی‌که این برنامه‌ها به‌صورت دیجیتال هستند می‌توان آنها را بر روی کامپیوتر و یا CD/DVD ضبط کرد.
استفاده از تلویزیون در اتومبیل با توجه به ارتفاع پائین اتومبیل نسبت به ساختمان‌های اطراف، دیوارهای ضخیم و ساختمان‌های بلند در شهرها و همچنین با توجه به حرکت اتومبیل و تغییر مدام موقعیت‌های مکانی آن، بدون اشکال نخواهد بود و تصویر تلویزیون در مواردی، صامت و یا شکسته و یا قطع و وصل خواهد بود. حرکت سریع اتومبیل و جابه‌جائی سریع آن دریافت یک تصویر کامل و سالم و یا شفاف را غیرممکن می‌سازد.
تحقیقات بسیاری در آلمان در عرصه ”تلویزیون در اتومبیل“ انجام شده که در آن از چند گیرنده (Tuner و چند آنتن به‌طور همزمان، برای فقط یک تلویزیون استفاده می‌شود).
با وجود نتایج موفقیت‌آمیز تحقیقات انجام شده، ولی بنا بر دلایل مختلفی از جمله مشکلات اقتصادی و گسترده نبودن شبکه DVB-T در همه‌جا، این فناوری جدید هنوز در اتومبیل‌ها به‌کار بسته نشده است.
کارخانه تلویزیون‌سازی گروندیگ (Grundig یک تلویزیون مخصوص اتومبیل (Car-TV(۲ عرضه کرده که امکان دریافت DVB-T را به‌راحتی دارد. در این تکنیک از سیستم ترکیبی (۳) ”چند آنتن - چند تیونر“ استفاده شده است.
این مدل Car-TV تمامی آزمایشات سخت خود را پشت سر گذاشته و تمامی مشکلات ذکر شده در بالا را، با تدابیر زیرکانه‌ای حل کرده است. اکنون به‌راحتی می‌توان آن را به‌عنوان یک تلویزیون کامل در اتومبیل، نصب کرد.
این تلویزیون‌ها همچنین قابلیت دریافت برنامه‌های فرستنده‌های قدیمی آنالوگ (مانند RAL,SECAM,NTSC و غیره) را دارند. این تلویزیون‌ها دو نیونر و چهار آنتن میله‌ای دارند. یک آنتن در جلو، دو تا در عقب و یکی در شیشه بغل نصب می‌شود. به‌وسیله این چهار آنتن می‌توان تمامی امواج را به‌طور کامل دریافت کرد و به دو تیونر رساند. در آزمایشی که در برلین انجام شده، این سیستم توانسته در اتومبیل در حال حرکت، تمامی ۳۰ کانال تلویزیونی برلین را با تصاویر شفاف دریافت کند.
این تلویزیون‌ها که با برق ۱۲ و ۲۴ ولت کار می‌کنند مشکلی برای نصب در اتومبیل، اتوبوس و یا کامیون ندارند با این شرط که صفحه تلویزیون جلوی راننده (Monitor) فقط در صورت کشیدن ترمز دستی، سیگنال‌های تلویزیونی را دریافت می‌کند و در هنگام دنده عقب رفتن، دوبینی که در عقب اتومبیل نصب شده (مثلاً در صندوق عقب)، به راه می‌افتد و مانیتور جلوی راننده، فضای عقب اتومبیل را مثلاً جهت راحت پارک کردن، نشان می‌دهد.
به این مانیتور می‌توان CD/DVD-Player و یا سیستم راهبری اتومبیل (Navigation System) را نیز وصل کرد. مانیتور این Car-TV را می‌توان همچنین به تلفن همراه و رادیو وصل کرد و صدای کاملاً رسا و واضح رادیو را دریافت کرد و در صورت زنگ زدن تلفن، صدای رادیو و یا تلویزیون قطع و صدای تلفن، پخش می‌شود.
این سیستم و تیونرهای آن، قادر به دریافت تمامی طیف برنامه‌های رادیوئی و تلویزیونی دیجیتال و آنالوگ هستند.

قیمت این تلویزیون فعلاً حدود ۱۰۰۰ یورو می‌باشد که در مقایسه با بهاء اتومبیل‌های مدل بالا، ناچیز است. ولی امیدواریم که در آینده‌ای نه چندان دور، هر اتومبیلی یک Car-TV مثل رادیو معمولی کنونی، داشته باشد و تماشای تلویزیون، همانند رادیو در اتومبیل و یا اتوبوس، تماشای تلویزیون می‌تواند کمکی برای فراموشی گذر زمان باشد. Car-TV مذکور که به چهار آنتن و دو گیرنده مجهز است، در اتومبیلی با سرعت ۱۸۰۰ کیلومتر نیز آزمایش شده و توانسته تصاویری شفاف بدون قطع و وصل، ارائه دهد که با Car-TV یک آنتن و یک تیونر دیدن این تصاویر ممکن نبود.



درحال حاضر این نوع فرستنده در اروپا در شهر برلین آلمان نصب میباشد

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:39
زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری
زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی
مرد جوان: مرا محکم بگیر
زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی
سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه
که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،
یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن
جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش
رفت تا او زنده بماند


یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ?? دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیه ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان به همراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ?? دقیقه ای که ویلون زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون زن شد. وقتیکه ویلون زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.
هیچکس نمیدانست که این ویلون زن همان”جاشوا بل” یکی از بهترین موسیقی دانان جهان است، و نوازنده ی یکی از پیچیده ترین قطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت های مردم بود.
نتیجه: آیا ما در شرایط معمولی وساعات نامناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه ای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:40
ایسنا: بر اساس یک نظرسنجی از سوی سایت مردمان زیبا، مردم انگلیس، زشت‌ترین در دنیا هستند.

در سایت مردمان زیبا آمده است که کمتر از یکی از هشت مرد یا به عبارتی ۱۲ درصد و کمتر از سه تا از ۲۰ زن یا به عبارتی ۱۵ درصد زنان انگلیسی‌ زیبا هستند.
به این دلیل در گزارش آماری که در سایت مردمان زیبا منتشر شده است، آمده که ساکنان انگلستان جزو زشت‌ترین‌ها در دنیا هستند.
همچنین در این سایت به این موضوع اشاره شده است که مردان سوئدی با داشتن ۶۵ درصد آمار و زنان نروژی با ۷۶ درصد جزو زیباترین‌ها در جهان محسوب می‌شوند.
این وب سایت که در سال ۲۰۰۲ میلادی در دانمارک راه‌اندازی شد، تاکنون تنها ۲۹۵ هزار نفر از مردان و زنان انگلیسی در آن ثبت‌نام کردند.
از طرفی کشورهای سوئد، برزیل و نروژ جزو سه کشوری هستند که بنا به این وب سایت بیشترین افراد زیبا را دارند و آلمان و انگلستان جزو کشورهایی قرار دارند که زشت‌ترین ساکنان را دارد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:41
http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/amir/jsd1-narenji-ir.jpg (http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/amir/jsd1-narenji-ir.jpg)

این عینک آفتابی یک عینک معمولی نیست، بلکه یک عینک ضد گلوله واقعی است.

این عینک ژاپنی جزو JSDF به حساب می آید. با وجود اینکه شيشه این عينک تنها 2 میلی متر ضخامت دارد، به راحتی می تواند فشار وارده یک جسم 500 گرمی را که از ارتفاع یک متری افتاده، تحمل کند.

همچنین ضربه جسمی تا قطر 6.55 میلی متر، که با سرعتی حدود 170 کیلومتر بر ساعت به آن برخورد کند، حتی نمی تواند شیشه آن را ترک بياندازد.

http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/amir/jd2-narenji-ir.jpg (http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/amir/jd2-narenji-ir.jpg)

قیمت این عینک سبک (27-35 گرم) و مقاوم در برابر ضربه، 317 دلار است که فکر می کنم ارزشش را داشته باشد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:41
هيزم شكن



روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت.



"آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد: آره.



فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد. يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب.. "



فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه "
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر لوپز "نه" مي گفتم تو مي رفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم، تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره. http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/DD.gif


نكته اخلاقي: هر وقت مردی دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيده http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/DD.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/DD.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:41
ابتدا بايد يك مقدار تغيرات در خودتان بوجود اوريد.
1-موها از بالا و پايين بلند باشد
2-يكي از تارها به صورت دلبري آويزان باشد
(اگر مي خواهيد خوب بايستداز اب دهان استفاده كنيد )
3-اگر فك شما بزرگ،دراز،پهن و..باشد بهتر است
4-تنها نشان مردانگي شما سبيل شماست مواضبش باشيد
طريقهً نشستن:
1-انداختن هرگونه تلا به شكل افراطي الزامي است
2-كمر صاف باشد(كمي قوس به جلو)
3-نشستن بر لب جدول زروري است .ممكن است در ابتدا سخت باشد اما پس از تمرينات مداوم راحت تر مي شود
4-پيراهن هر چه دكمه كمتر داشته باشد بهتر است
يك دستكاه پخش موسيقي كران قيمت براي وسيله نقليه خود تهيه كنيد!
هنگام راه رفتن قطعا پاشنه پا روي زمين كشيده شود!
وسايلي كه در جيب شما الزاما بايد باشد:
1- چاقو ضامن دار 2-پنجه بكس 3-انگشتر 4-زنجير (اين وسيله را در جيب خود پنهان كنيد)
شما بايد هنر هاي زيادي داشته باشيد (تك چرخ زدن با موتور و بيرون دادن دود سيگار به صورت اشكال هندسي)
واين هنر ها را گاه و بي گاه در معرض نمايش عموم بگذاريد!
براي اسم مغازه از اسامي باكلاس استفاده كنيد (كله and پاچه شاپ safdar)
بعد از برخورد با فردي تميز و خوش تيپ صريعا عكس العمل نشان دهيد(سوسول ... آقا موشه..... از اتو شويي اومدي جيگر؟!)
در اخر سعي كنيد اطرافيانتان را خودتان از نو اسم گذاري كنيد!

h.a.m.i.d
07/13/2011, 14:42
جام جم آنلاين: مجله اقتصادي «فوربس» مردم ‌10 كشور جهان را به عنوان شادترين ساكنان اين كره خاكي اعلام كرد. يكي از معيارهاي انتخاب اين ‌10 كشور به عنوان شادترين كشورها در جهان ، ميزان توليد ناخالص داخلي در اين كشورها بوده است.
به گزارش ايسنا ، كارشناسان مجله اقتصادي «فوربس» طي تحقيقات خود اعلام كردند كه ساكنان ‌10 كشور جهان ، جزو شادترين و خوشحال‌ترين مردم روي كره زمين به شمار رفته و با توجه به بحران اقتصادي روز به رشدي كه جهان را در بر گرفته، مردم اين ‌10 كشور باز هم شاد هستند.
بنا بر گزارش رسمي مجله «فوربس» ، كشورهاي دانمارك، فنلاند و هلند در صدر اين ليست قرار داشته و پس از آن سوئد ، ايرلند ، كانادا ، سوئيس، نيوزلند، نروژ و بلژيك به ترتيب در رده‌هاي بعدي قرار دارند.
اين در حاليست كه بر اساس گزارش مجله فوربس ، ميزان رضايتمندي مردم از زندگي در دانمارك 90.1 درصد ، فنلاند 85.9 درصد ، هلند 85.1 درصد ، سوئد 82.7 درصد ، ايرلند 81.1 درصد ،‌ كانادا ‌78 درصد ، سوئيس 77.4 درصد ، نيوزلند 76.7 درصد ، نروژ 76.5 درصد و در بلژيك 76.3 درصد است.
علاوه بر اين، در گزارش سال ‌2005 ميلادي مجله اقتصادي «فوربس» ، كشورهاي مكزيك، غنا، سوئد، انگلستان و چين جزو شادترين كشورهاي جهان به شمار مي‌رفتند اما به دليل بروز مشكلات ناشي از بحران اقتصادي و افزايش خودكشي و ديگركشي و از همه مهم‌تر، افسردگي شديد در ميان مردمان اين كشورها، كارشناسان فوربس اين پنج كشور را از فهرست خود به عنوان شادترين مناطق زمين حذف كردند.
گفتني است، يكي از معيارهاي انتخاب اين ‌10 كشور به عنوان شادترين كشورها در جهان، ميزان توليد ناخالص داخلي در اين كشورها بوده است، چرا كه به عنوان مثال دانمارك با داشتن ‌68 هزار دلار توليد ناخالص داخلي در سال ‌2009 ميلادي به عنوان اولين كشور در صدر قرار گرفته است.
يكي ديگر از معيارها، ميزان ساعت كاري در هفته است، به طوري كه در كشورهاي اسكانديناوي مردم كمتر از ‌37 ساعت در هفته كار مي‌كنند، ولي در كشورهايي نظير چين مردم بيش از ‌47 ساعت در هفته كار مي‌كنند، اما همچنان از زندگي مي‌نالند و از نوع زندگي خود ناراضي هستند.
علاوه بر اين ، ميزان بيكاري در كشورهايي نظير دانمارك دو درصد، در نروژ 2.6 درصد و در هلند 4.5 درصد است اما اين ميزان بر اساس اعلام وزارت كار آمريكا در اين كشور هم اكنون ‌9 درصد تخمين زده شده است.
به همين دليل گفته مي‌شود كه اين ‌10 كشور جزو بهترين و شادترين مناطق روزي زمين به شمار مي‌روند و ميزان طول عمر مردم در اين ‌10 كشورها ، ‌85 تا ‌90 سال است.



__________________

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:16
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه‌های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره‌ای هفت رقمی. مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می‌توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن‌ها را به من بسپارید؟" زن (http://img.parscloob.com/img-%D8%B2%D9%86-%D8%B2%D9%8A%D8%A8%D8%A7-1311.htm)پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می‌دهد."
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می‌گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده‌ رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می‌کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر این‌که روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می‌سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می‌کنم"

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:17
http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google-300x190.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google.jpg)
دفتر گوگل


http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google-1-300x162.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google-1.jpg)


http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google-2-300x186.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google-2.jpg)


http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google-3-300x188.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google-3.jpg)


http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google-4-300x156.jpg (http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2009/11/daftar-google-4.jpg)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:18
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است





پدر به دیدار بیل گیتس می رود
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است





پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد .
و معامله به این ترتیب انجام می شود
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینیدhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/84.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:19
شغل دوم گزارش گران فوتبالی

عادل فردوسی پور

به گزارش پرچم: فردوسی‌پور در نشریات مکتوب هم دست دارد. او که اتفاقا کار فوتبال را با گزارش‌نویسی در روزنامه‌های ورزشی شروع کرد، در حال حاضر با یک ماهنامه خارجی همکاری می‌کند.

مجله ورد ساکر یکی از نشریه‌های معتبر در دنیای فوتبال به حساب می‌آید، جایی است که گاهی فردوسی‌پور از فوتبال ایران در آنجا می‌نویسد. او البته یک روز در هفته هم فارغ از مسائل فوتبال به دانشگاه صنعتی شریف می‌رود تا به تدریس زبان انگلیسی بپردازد؛ روز سه‌شنبه.

- جهانگیر کوثری؛

سینمایی‌ها او را به عنوان یک تهیه‌کننده فعال و مطرح می‌شناسند و فوتبالی‌ها به عنوان یک کارشناس فوتبال و مجری برنامه‌های ورزشی. البته کوثری همان بازیکن اسبق استقلال است که بعد از دوران بازی فوتبال، به گزارشگری فوتبال روی‌آورد. بعد‌ها در روزنامه همشهری استخدام شد و به عنوان دبیر سرویس ورزشی مشغول به کار شد.

او همین یکی دو سال پیش از موسسه همشهری بیرون آمد و به نظر می‌رسید که به همان کار تهیه‌کنندگی بپردازد. ولی زمانی که پیشنهاد برنامه ورزشی شبکه دوم سیما به دستش رسید، نتوانست از آن بگذرد.

کوثری حالا مدتی است نام مجری برنامه «ورزش از نگاه 2» را یدک می‌کشد. در کنار آن البته سینما را رها نکرد و در حال حاضر نیز 3،2 فیلمی را تهیه‌کنندگی کرده که هنوز به مرحله اکران نرسیده است.

جواد خیابانی؛

نام او یادآور گزارش‌های حماسی است که خیلی‌ها بر این باورند که جواد خیابانی پتانسیل این را دارد که از هر مسابقه یک حماسه بسازد؛ حتی از بازی‌های دسته چندم فوتبال ایران. او زمانی در نشریات مکتوب مشغول به کار بود. البته او هنوز هم به این کار علاقه‌مند است. اما جالب است بدانید که در این نشریه بیشتر از هر چیزی آگهی‌ها توی چشم است و ظاهرا مجله‌ای تبلیغاتی است و در کنار آن آمار و ارقام لیگ دیده می‌شود.

البته اگر بدانید شغل دوم خیابانی چیست، مطمئنا به او حق می‌دهید. او یک دفتر تبلیغاتی دارد؛ با عنوان کانون آگهی و تبلیغات... ظاهرا زمانی که خیابانی در سازمان صدا و سیما حضور ندارد، می‌توانید او را در دفتر تبلیغاتی‌اش پیدا کند.

پیمان یوسفی؛


همه کار پیمان یوسفی در سازمان صدا و سیما خلاصه می‌شود. او که نامش همیشه بعد از گزارشگرانی چون عادل فردوسی‌پور، مزدک میرزایی و جواد خیابانی مطرح است، یکی از گزارشگران فعال این مجموعه به حساب می‌آید.

البته ممکن است برخی این جمله را مطرح کنند که «اگر او جزو گزارشگران فعال صدا و سیما است، پس چرا در برنامه‌های ورزشی کمتر دیده می‌شود؟» البته به آنها باید حق داد. چون این افراد احتمالا از فعالیت‌های پیمان یوسفی در شبکه جهانی جام‌جم مطلع نیستند. به گفته خودش به غیر از گزارشگری فوتبال در برنامه سازی برنامه‌های ورزشی مشغول به‌کار است.

یوسفی می‌گوید: «در شبکه جام‌جم کار تهیه‌کنندگی می‌کنم. در دو برنامه گزارش ورزشی و گزارش فوتبال لیگ یک مشغول هستم. البته گزارش ورزشی مثل همان برنامه فوتبال برتر شبکه 3 است. در این برنامه‌ها به عنوان مجری هم جلوی دوربین تلویزیونی می‌آیم.»


مزدک میرزایی؛

نه مثل فردوسی‌پور و یوسفی تهیه‌کننده برنامه‌ای است و نه مثل خیابانی در فعالیتی دیگر. فعالیت‌هایش نسبت به دیگر همکارانش کمتر است. از برنامه‌های ورزشی روزمره شبکه سوم سیما مثل بقیه سهم دارد.

البته با فردوسی‌پور و یوسفی همکاری‌هایی دارد. در برنامه 90 با فردوسی‌پور همکاری می‌کند و با یوسفی در برنامه لیگ یک در شبکه جام‌جم. مزدک میرزایی در حال حاضر با برخی از رسانه‌های مکتوب نیز همکاری دارد.


در روزنامه جام‌جم و سایت خبر آنلاین معمولا نویسنده گزارش لیگ قهرمانان اروپا است و البته مترجم مقالات ورزشی مجلات اروپایی هم به حساب می‌آید. به گفته خودش شغل دوم به آن شکل که گفته می‌شود، ندارد. اما مدتی است که ایده‌ای را در سر می‌پرواند.
اینکه می‌خواهد گردانده یک سایت ورزشی باشد. ظاهرا این موضوع از دغدغه‌هایش به حساب می‌آید و در آینده مطمئنا از آن خواهید شنید.
البته از اینکه او مسوول یک خبرگزاری تخصصی فوتبال است. گفته می‌شود او با همکاری یکی دو نفر از دوستان مطبوعاتی‌اش دست به چنین کاری خواهد زد.

رضا جاودانی؛

رضا جاودانی خود را به عنوان مجری برنامه‌های ورزشی شبکه سوم سیما مطرح کرد. بعدها مجری برنامه «دایره طلایی» شد که گفته می‌شد این برنامه کپی‌برداری از برنامه 90 است؛ با این تفاوت که برنامه «دایره طلایی» اختصاص دارد به ورزش کشتی.

این برنامه همچنان ادامه دارد. کسی که مجری برنامه فوتبال برتر، لیگ قهرمانان اروپا و... نیز هست. یعنی می‌شود همه اینها را به فعالیت‌های رسانه‌ای او اضافه کرد. جالب اینکه همه این کارها برای جاودانی به عنوان شغل دوم مطرح است.

به این ترتیب که او وکالت را شغل اول خودش می‌داند. وکیل پایه یک دادگستری است و نکته اینجاست که فعالیت رسانه‌ای را زودتر شروع کرده. وکالت جاودانی عمر زیادی ندارد و ظاهرا با همکاری یکی از دوستانش می‌خواهد شغل اولش را ارتقا ببخشد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:19
این جمله با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود٬ کلمه دوم دو حر***ت٬‌ چهارم چهار حرفی... تا بیستمین کلمه بیست حرفی
نویسنده این جمله یا مغز دستور زبان بوده یا بی کار:



I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications incomprehensibleness

ترجمه جمله :

نمیدانم این دکترهای خانواده گی این دست خطهای گیج کننده را از کجا کسب میکنند.با این حال سواد پزشکی انها غیر قابل کشف بودن این دست خط ها را جبران کرده و بر غیر قابل کشف بودن انها ( دست خط ) برتری میجوید.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:20
یک بیو گرافی از یاس

یاسر بختیاری در 30 خرداد 1361 در تهران متولد شد او در سن 16 سالگی ابتدا با گوش دادن به موسیقی رپ کار خود را آغاز کرد و این زمانی بود که پدرش از سفرهای تجاری اش از آلمان برگشت و برای او آخرین سی دی توپاک و سایر موسیقی های هیپ هاپ را آورد . پس از مرگ ناگهانی پدرش ، یاس با پذیرش مسئولیت خانواده و مراقبت از آنها مواجه شد . با بدهی هایی که پدرش برجا گذاشته بود به سختی قادر بود که از عهده خانواده و مخارج زندگی بر آید . یاس در سن 18 سالگی مجبور شد تمام آرزو های دانشگاه خود را کنار بگذارد و دانشگاه را ترک کند و شروع به کار نمود تا از کل خانواده حمایت نماید . این مقارن با زمانی بود که او شروع به نوشتن شعر نمود و سپس شعرها رابه موسیقی تبدیل کرد . این اولین راهی بود که او را با ذهن و فکر پدرش نزدیک میکرد . پس از زلزله بم در ایران ، یاس از جان باختن بسیاری از مردم ایران ( تقریباً 50 هزار نفر ) در این حادثه ، به شدت ناراحت شد و او آهنگ " بم " را برای اولین بار نوشت و این آغاز حرفه خوانندگی او بود . او تشخیص داد که از طریق موسیقی رپ می تواند به مردم نزدیک شود و می تواند به سادگی و ساده تر از تمام فرم های موسیقی که فقط شامل چند دسته خواننده و شعر است تمام منظور خود را بیان کند . و فهمید که از طریق موسیقی ، قادر است به مردم الهام ببخشد و الهام بخش میلیون ها جوان ایرانی باشد ، سپس او تصمیم گرفت تا آهنگ های خود را برای دولت مطرح کند و مجوز ارائه یک آلبوم را بگیرد . او از مقامات اداری سالیان زیادی پاسخ نشنید . او تلاش زیادی کرد و بارها و بارها سبک آهنگ های او را ( رپ ) مورد استهزاء قرار دادند تا جایی که می گفتند شبیه خواندن روزنامه است . تا زمانی که با تلاش های او ، برای 6 آهنگ از 10 آهنگ او ، مجوز توسط دولت جمهوری اسلامی صادر شد ، او گفت که من در آهنگ هایم نفرین نمی کنم و راجع به سکس و تخلفات چیزی نمیگویم ، من می خواهم با افتخار در جلوی خانواده ام آهنگ هایم را اجرا کنم ، آهنگ من معمولاً با گله و شکایات از جامعه آغاز میشود . اما پایان آن همیشه امید است . و اهمیت این کار ، الهام بخشیدن به نسل جدید است تا از بهترین قوه پتانسیل و نهفته ی خود بهره بگیرند . در ضمن ما به این نیاز داریم و به این ترتیب در طول مدت کوتاهی یاس توانست از خواندن در جلوی یک دسته ی کوچک از مردم برای تمام ایران بخواند . موسیقی و آهنگ های او ، هم اکنون به وسیله ی میلیونها نفر دانلود می شود و به آن گوش می دهند و در وبسایت ها و پرشین بلاگ های مختلف می توان آنها را دید . در سال 2006 ، یاس آهنگ " سی دی رو بشکن " را نوشت و این درباره یک هنرپیشه ی زن ایرانی بود که قربانی لو رفتن فیلم شخصی خود شده بود . رسوایی کار این قربانی تا جایی پیش رفت که او کار خود را از دست داد . در آواز های یاس ، افرادی مورد انتقاد قرار گرفتند که در پخش کردن رسوایی مردم دخیل بودند و از آنها خواست تا این کار شرم آور را متوقف کنند . این آهنگ ، باعث شد تا جوانان ایرانی تکانی بخورند و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که این کار ( پخش سی دی ) را کنار گذاشتند و سی دی مذکور را شکستند . این آهنگ به وسیله میلیونها نفر فقط در ایران گوش فرا داده شد و دانلود گردید . آهنگ های یاس از آب های بین المللی نیز فراتر رفته و هم اکنون صدای نسل جدید چه در ایران و چه در خارج شده است و البته اغلب به او " توپاک فارسی " لقب داده اند . آهنگ " هویت من " با افتخار میراث فارسی توسط او خوانده شد و یاد آور فیلم جنجال بر انگیز 300 بوده است . این آهنگ به نوعی سوال و جواب ملی بوده که برای نسل های جوانتر به ویژه یهودیان ایرانی که مایلند تا خود را به فرهنگ و تاریخ غنی ایران ربط دهند بوده است . موسیقی او دارای یک فرم استاندارد جدید برای رپ فارسی می باشد و الهام گرفته از بسیاری از رپرهایی است که با پیام های مثبت و پر مفهوم وارد موسیقی می شوند . او با سایر موسیقیدانان همکاری دارد و قصد او معرفی رپ فارسی به جهان است . ضمناً یاس پیام امید و وحدت خود را به همه ی دنیا فرستاده است و به وسیله رسانه های گروهی جهان از او مصاحبه به عمل آمد که شبکه cnn و bbc و نشنال جغرافیا از آن جمله هستند . او همچنین قراردادی را با شرکت نشر موسیقی آمریکا " مدیبیا " به امضا رساند . انتشارات اِور گرین ( همیشه سبز ) ( اورگرین ، خانه ی آخرین کاتالوگ توپاک شاکور است که به وسیله آن مجوزی برای آواز خانی یاس و توپاک برای نشان دادن پل فرهنگی میان آن ها صادر شد ) . پس از عملکرهای موفق او در لندن و دوبی در سال 2008 ، یاس اخیراً موزیک جدیدی را نوشت و ضبط کرد و برای شنوندگان ایالات متحده اجرا خواهد کرد . سفر او تا سال 2009 در اروپا و استرلیا ، ادامه خواهد داشت .



__________________

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:20
يک روز خانم مسني با يک کيف پر از پول به يکي از شعب بزرگترين بانک کانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي 1 ميليون دلار افتتاح کرد . سپس به رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً مدير عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبيعتاً به خاطر مبلغ هنگفتي که سپرده گذاري کرده بود ، تقاضاي او مورد پذيرش قرار گرفت . قرار ملاقاتي با مدير عامل بانک براي آن خانم ترتيب داده شد .
پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مرکزي بانک رفت و به دفتر مدير عامل راهنمائي شد . مدير عامل به گرمي به او خوشامد گفت و ديري نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکي پيرزن رسيد و مدير عامل با کنجکاوي پرسيد راستي اين پول زياد داستانش چيست آيا به تازگي به شما ارث رسيده است . زن در پاسخ گفت خير ، اين پول را با پرداختن به سرگرمي مورد علاقه ام که همانا شرط بندي است ، پس انداز کرده ام . پيرزن ادامه داد و از آنجائي که اين کار براي من به عادت بدل شده است ، مايلم از اين فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم داريد !
مرد مدير عامل که اندامي لاغر و نحيف داشت با شنيدن آن پيشنهاد بي اختيار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسيد مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد : بيست هزار دلار و اگر موافق هستيد ، من فردا ساعت ده صبح با وکيلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندي مان را رسمي کنيم و سپس ببينيم چه کسي برنده است . مرد مدير عامل پذيرفت و از منشي خود خواست تا براي فردا ساعت ده صبح برنامه اي برايش نگذارد .
روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردي که ظاهراً وکيلش بود در محل دفتر مدير عامل حضور يافت .
پيرزن بسيار محترمانه از مرد مدير عامل خواست کرد که در صورت امکان پيراهن و زير پيراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدير عامل که مشتاق بود ببيند سرانجام آن جريان به کجا ختم مي شود ، با لبخندي که بر لب داشت به درخواست پيرزن عمل کرد .
وکيل پيرزن با ديدن آن صحنه عصباني و آشفته حال شد . مرد مدير عامل که پريشاني او را ديد ، با تعجب از پير زن علت را جويا شد .
پيرزن پاسخ داد : من با اين مرد سر يکصد هزار دلار شرط بسته بودم که کاري خواهم کرد تا مدير عامل بزرگترين بانک کانادا در پيش چشمان ما پيراهن و زير پيراهن خود را از تن بيرون کند !



__________________

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:20
کل کل حمید مصدق و فروغ فرخ زاد در شعر معروف سیب

”’حمید مصدق خرداد ۱۳۴۳″
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

“جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق”
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را….
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:22
معلمی از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته های آنها را جمع آوری کرد. با آن که همه جواب ها یکی نبودند اما بیشتر دانش آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند:
اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و... در میان نوشته ها کاغذ سفیدی نیز به چشم می خورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟ یکی از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟
دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی توانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم. معلم گفت: بسیار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم.
در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از : لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن.
پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت.
آری عجایب واقعی همین نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی می انگاریم.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:22
دکتر عباسی و تحلیل سریال لاست - موضوع گلشیفته فراهانی و فیلم سینمایی جایی دیگر



اگه حوصله خوندن ندارین دانلود کنید و گوش فرا دهید http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif

دانلود (http://www.omid20.info/889/25/tahmasebi/abbasi-lost%28omid20.com%29.zip)



اشاره: متن زير مشروح سخنراني دكتر حسن عباسي درباره نقد و بررسي سريال لاست (Lost) است كه سال گذشته در دانشگاه سوره انجام شده است.

گمشدگان یا لاست (Lost) مجموعه‌ای تلویزیونی است که پخش آن از ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۴ از شبکه ABC آمریکا و تعداد زیادی از شبکه‌های خارجی آغاز شد.

این مجموعه تلویزیونی داستان 47 نفر از بازماندگان يك هواپيما را نشان مي‌دهد كه از سيدني استراليا به مقصد لس آنجلس در حال حركت بوده كه بر فراز جزیره‌ای ناشناس در اقیانوس آرام سقوط مي‌كند.

افراد مختلف اين مجموعه هر كدام به عنوان نماينده يك تمدن به شمار مي‌روند كه مخاطب بعد از ديدن اين مجموعه تحت تأثير القائات فراواني درباره تمدن‌هاي مختلف قرار مي‌گيرد.

مشروح سخنراني را در زير مي‌خوانيم:

... اينها با تلويزيون استراتژيك امروزبه جان جهان افتادند. از سينماي استراتژيك عبور كردند. ناتوي فرهنگي امروز در تلويزيون استراتژيك است. امروز در ايران جوانان صرفاً به پاي فيلم سينمايي نمي‌نشينند، سريال‌هاي بالاي 40،‌50 قسمت مي‌بينند. دانشجوي ما مي‌آيد مي‌گويد سه شب غذا نخوردم، 86 قسمت سريال لاست (Lost) ديدم، زحمت بكش اينها را ببين بگو اين استنباط من درست است و شما هم اين را مي‌بينيد؟ سريال‌هاي 24، فرنس و لاست، دوره‌اي كه اينها شروع كردند، با فيلم سينمايي صرف نيست. من فقط ابعاد يكي از اين سريال‌ها را اجمالي معرفي مي‌كنم، خيلي از شما ديديد. منتهي ملاحظات استراتژيك پشت صحنه فيلم را مي‌گويم.

سريال لاست كه هم، گمشده معنا مي‌دهد و هم گمشده‌ها، داستان يك هواپيمايي است كه از سيدني استراليا راه مي‌افتد برود لس آنجلس بين راه گم مي‌شود و سقوط مي‌كند، در يك جزيره‌اي مي‌افتد پايين مجمع‌الجزاير اندونزي، گوشه‌هاي اقيانوس آرام. 47 نفر زنده مي ماند؛ اولاً آنجايي كه سقوط مي‌كنند در جزاير هاوايي است كه عين بهشت است، يعني تمام اين فيلم كارت پستال است. القاي اينكه بهشتي كه مدنظر بود، همين است. در اين فيلم براي شما يك بهشت ترسيم مي شود. برويد در اينترنت ببينيد فقط به زبان فارسي درباره اين فيلم چه خبر است! اگر افلاطون بود مي‌خواست امروز "جمهورش" را بنويسد فيلم لاست را مي‌ساخت. اگر سر توماس مور مي‌خواست كتاب "اتوپيا" را بنويسد، لاست را مي‌ساخت. اگر بيكن بود مي‌خواست "آتلانتيس نو" را بنويسد، لاست را مي‌ساخت.

بقیه رو دانلود کنید وگوش بدین که ادامش زیاده http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:23
سایت شبكه «بی.بی.سی»، عكس‌های برگزیده خبرگزاری‌های مختلف در سال 2009 را معرفی كرده است. بدیهی است برخی از این عكس‌ها در میان عكس‌های برگزیده 2009 سایر رسانه‌ها نیز جای داشته‌اند.
http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7394_948.jpg (http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7394_948.jpg)

تصویر هواپیمای مسافربری «یو اس ایرویز» كه در آبهای یخ زده رودخانه هودسون در نیویورك سقوط كرد و هر 155 سرنشین آن زنده مانده و روی بال‌های هواپیما در انتظار رسیدن نیروهای امدادی هستند. این عكس در اغلب رسانه‌ها در میان عكس‌های برگزیده سال 2009 جای داشته است.

http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7395_280.jpg (http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7395_280.jpg)

تصویر تاریخی نخستین رئیس‌جمهور سیاهپوست ایالات متحده در حال اجرای مراسم سوگند. باراك اوباما چهل و چهارمین رئیس‌جمهور ایالات متحده در كنار میشل همسرش و دو دختر خود سوگند ریاست جمهوری را به جا می‌آورد.

http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7396_725.jpg

منظره هوایی جنگل و خانه‌های سوخته در ایالت ویكتوریا در كشور استرالیا كه یكی از مرگبارترین حریق‌های جنگل‌های استرالیا در سال‌های اخیر بوده است.
http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7397_925.jpg

یك زن ورزشكار چینی به دلیل شیوع آنفلوآنزای خوكی ماسك به چهره گذاشته و مشخص نیست در انتظار چه كاری روی نیمكت نشسته است. اپیدمی آنفلوآنزای خوكی یكی از مهمترین وقایع سال 2009 محسوب می‌شود.
http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7398_937.jpg

تصویر ولادیمیر پوتین نخست‌وزیر روسیه كه در تعطیلات تابستانی‌اش در رودخانه‌ای در سیبری در حال شنا كردن است

http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7399_423.jpg

تصویری از آخرین روز اجلاس گروه هشت كه در جریان آن تعدادی دیگری از رهبران جهان از جمله معمر قذافی رهبر لیبی حضور داشته‌اند. این اجلاس در ایتالیا برگزار شد و در روز آخر آن هنگام گرفتن عكس یادگاری مشخص نیست سیلویو برلوسكنی، نخست‌وزیر ایتالیا چه می‌گوید كه توجه همه به سویش جلب شده است. ظاهرا كلام او خطاب به قذافی است.

http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7400_181.jpg

تصویری از تاكسی‌های فرسوده در قبرستان اتومبیل در پكن. چین و آمریكا بزرگترین تولیدكننده گازهای گلخانه ای در جهان هستند.
http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7402_571.jpg

سربازان آمریكایی در یك پایگاه خود در ایالت كنر در شرق افغانستان به آتش شورشیان طالبان پاسخ می‌دهند.

http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7403_763.jpg (http://alborznews.net/files/fa/news/1388/10/10/7403_763.jpg)


تصویر اوسین بولت دونده مشهور جاماییكایی كه در مسابقات دوومیدانی قهرمانی جهان در آلمان در رشته دو 100 متر مردان یك ركورد تاریخی را بر جای گذاشته و در كنار تابلویی كه ركورد او را نشان می‌دهد نشسته است

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:24
به گزارش شبكه خبر، شبكه فرانس 24 یازده رویداد مهم ورزشی سال 2009 را منتشر كرده است كه البته در آن به حوادث مرتبط با فرانسه توجه بیشتری شده است.

یازده رخداد مهم ورزشی سال 2009 به شرح زیر است:
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43840_708.jpg
انتقال رالی داكار از داکار به بوینس‌ آیرس:
از ترس حملات تروریستی،‌ مسابقات معروف رالی پاریس- داکار برای نخستین بار از آفریقا به آمریکای جنوبی منتقل شد.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43830_421.jpg
دور دنیا با قایق:
میشل دژوایو دور دنیا را با قایق خود در 84 روز پیمود تا مقام نخست مسابقات دشوار وندی گلوب‌ را برای دومین بار کسب کند.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43841_262.jpg
درخشش هندبال فرانسه:
پس از کسب نشان طلای المپیک پکن، امسال نیز تیم هندبال فرانسه با قهرمانی در مسابقات جهانی کرواسی، برتری خود را در این رشته به اثبات رساند.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43835_496.jpg
افسانه شدن فدرر:
پس از سه بار شکست در فینال مسابقات رولان گاروس،مقابل رافائل نادال،‌ راجر فدرر بالاخره طلسم ناکامی‌هایش را شکست و برای نخستین بار قهرمانی را جشن گرفت و اكنون با رکورد 14 قهرمانی در مسابقات گرند اسلم که توسط پت سمپراس ثبت شده، برابری می‌کند.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43833_281.jpg
بازگشت یک قهرمان:
لانس آرمسترانگ قهرمان 7 دوره مسابقات دوچرخه سواری دور فرانسه که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند،‌ با اراده‌ای پولادین به مسابقات بازگشت و پس از آلبرتو کنتادور اسپانیایی و اندی شلک از لوکزامبورگ در جایگاه سوم قرار گرفت.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43842_304.jpg
دو بار رکورد شکنی:
دونده جامائیکایی اوسین بولت در مسابقات جهانی برلین دو رکورد خود را در فاصله 4 روز بهبود بخشید. او 100 متر را در زمان 9 ثانیه و 58 صدم ثانیه و 200 متر را در 19 ثانیه و 19 صدم ثانیه طی كرد.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43832_924.jpg
براون و باتن:
تیم براون که پس از انحلال هوندا به دلیل مشکلات مالی تاسیس شد، در نخستین حضور خود در مسابقات فرمول یک، خوش درخشید و قهرمان سازندگان و رانندگان را به لطف جنسون باتن انگلیسی کسب کرد.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43834_536.jpg
سباستین لوب؛ بی رقیب در رالی:
سباستین لوب و کمک راننده دانیل النا برای ششمین سال پی‌در‌پی عنوان بهترین دنیا را کسب کرند. دیگر برای مشتاقان رالی، شنیدن قهرمانی‌اش در مسابقات مختلف تبدیل به عادت شده‌است.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43843_595.jpg
جنجال یک هند:
تیم ملی فوتبال فرانسه به لطف ضربه هند تیری آنری با نتیحه 1-1 با ایرلند به تساوی دست یاقت و به جام جهانی 2010 راه پیدا کرد. این رویداد موجی از اعتراضات در جامعه فوتبالی به راه انداخت، اما سرانجام تاثیری در صعود فرانسه نداشت.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43829_483.jpg (http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43829_483.jpg)
همه افتخارات برای مسی:
لیونل مسی 22 ساله، جایزه بهترین بازیکن جهان را از طرف فیفا کسب کرد.

این آرژانتینی پیشتر هم توپ طلا را گرفته بود.

مسی با بارسلونا تمام افتخارات باشگاهی ممکن را از آن خود کرد: قهرمانی لا لیگا،‌ جام حذفی، لیگ قهرمانان اروپا، سوپر جام اروپا، باشگاه‌های جهان. تنها روزهای بد وی، صعود پر در دردسر به جام جهانی با تیم آرژانتین بود.
http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43831_294.jpg (http://fardanews.com/files/fa/news/1388/10/9/43831_294.jpg)
بازگشت شوماخر:
مایکل شوماخر در آستانه بازگشت به مسابقات فرمول یک از ماه ژوئیه با فراری بود. اما در نهایت قهرمان 7 ساله جهان تصمیم گرفت در سال 2010 در تیم مرسدس رانندگی کند.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:24
نقشه’ اسپانیا و تقسیماتش:
http://i9.tinypic.com/3zsyy3t.gif
http://i11.tinypic.com/2igcfnk.png
كشور پادشاهی اسپانیا با مساحت 504,750 كیلومتر مربع واقع در جنوب غربی قاره اروپا بالغ بر 85% شبه جزیره’ ایبریا را به خود اختصاص داده.

شبه جزیره’ مزبور با احتساب كشور پرتقال از شمال به فرانسه و رشته كوههای پیرنه خلیج بیسكایا و دوك نشین آندورا از شرق و جنوب به دریای مدیترانه و از غرب به اقیانوس اطلس منتهی میگردد.

جزایر بالئار واقع در نزدیكی سواحل شرقی اسپانیا در مدیترانه و جزایر قناری واقع در نزدیكی سواحل آفریقای غربی در اقیانوس اطلس جزو قلمرو دولت اسپانیا محسوب میگردد , همچنین شهرهای سئوتا و ملیله واقع در سواحل جنوبی تنگه’ جبل الطارق و در شمال خاك مراكش قرنها تحت سیطره’ اسپانیا بوده اند و هم اكنون نیز علیرغم دعوای مراكش بر حاكمیت این دو شهر , اسپانیا شهرهای یاد شده را جزو خاك خود میداند.

به این ترتیب اسپانیا با مساحتی كمتر از یك سوم خاك ایران و پس از فرانسه در ردیف پنجاه و دوم كشورهای جهان از نظر وسعت میباشد.

شبه جزیره’ ایبریا به شكل یك چهار ضلعی نا منظم است كه بخش اعظم آنرافلات (مزه تا) تشكیل میدهد , ارتفاع این فلات حدود 610 متر است كه از شمال به جنوب به تدریج از ارتفاع آن كم میشود.

اسپانیا از 19 ایالت و منطقه’ خودمختار تشكیل میشود كه عبارتند از:
1-آندلوسیا
2-آراگون
3-آستوربایس
4-اكسترا مادورا
5-باسك
6-جزایر بالئار
7-قناری
8-كانتابریا
9-كاتالونیا
10-كاستیا-لئون
11-كاستیا لامانچا
12-گالیسیا
13-لاریوخا
14-مادریدhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/Yahoo%20New/Yahoo7.gif
15-مورسیا
16-ناوارا
17-والنسیا
18-ملیله
19-سئوتا
همچنین جزایر پرخیل , پنون دِ آلهوسِماس و پنون دِ بلگ دِ لاگومر جزو قلمرو اسپانیا محسوب میشوند.

مرزهای زمینی اسپانیا شامل(1919)كیلومتر مرز با كشورهای فرانسه(623كیلومتر) , آندورا(65كیلومتر) و پرتقال (1214كیلومتر) مراكش (از طریق سئوتا و ملیله) بترتیب(3,6كیلومتر) و (9,6كیلومتر) و منطقه’ جبل الطارق(متعلق به انگلستان1,2 كیلومتر)است.
مرزهای دریایی اسپانیا شامل 4964 كیلومتر با اقیانوس آرام در غرب , خلیج بیسكایا در شمال و دریای مدیترانه در شرق و جنوب میباشد.

مهمترین بنادر كشور اسپانیا عبارتند از:
1-بارسلون
2-والنسیا(در مدیترانه)
3-سن سباستین
4-بیلبائو(خلیج بیسكایا)
5-سوی یا(در اقیانوس اطلس)

پایتخت اسپانیا شهر مادریدhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/Yahoo%20New/Yahoo7.gif تقریباً در مركز جغرافیایی این كشور واقع شده است , مهمترین شهرهای اسپانیا عبارتند از:
1-بارسلون
2-والنسیا
3-سوی یا
4-ساراگوسا
5-مالاگا
6-بیلبائو
7-لاس پالماس
8-بایادولید
9-پالما دِ مایوركا
10-مورسیا
11-كوردوبا
12-گرانادا
13-پامپلونا
14-سن سباستین
15-سالامانكا
16-آلمریا

زبان رایج در سراسر اسپانیا زبان (كاستیانا) یا همان اسپانیولی مدرن است , و زبان رسمی این كشور میباشد.
بیش از 70% مردم اسپانیا به این زبان تكلم میكنند , زبان اسپانیولی شاخه ای از زبان لاتین میباشد.

زبان اسپانیایی گویشهای مختلفی دارد كه عمدتاً به تفاوت در تلفظ لغات محدود میگردد , از جمله شاخه های دیگر زبان اسپانیایی میتوان زبانهای كاتالان , گالیسی و باسك را نام برد.

غالب جمعیت ایالت كاتالونیا و جزایر بالئار و والنسیا به این زبان صحبت میكنند , زبان كاتالان زبانی توسعه یافته و دارای غنای ادبی در زمینه’ شعر و داستان میباشد و به همین دلیل در قانون اساسی مصوب 1978 زبان كاتالان در كنار زبان اسپانیایی (كاستیانا) به عنوان زبان رسمی منطقه’ كاتالونیا یاد شده و شناخته شده است.

زبان گالیسی از زبان پرتقالی مدرن ریشه گرفته و از زبانهای لاتین است , این زبان در قرن سیزدهم به عنوان زبان رسمی دربار شناخته شده بود , اما به مرور زمان اهمیت و جایگاه خود را از دست داده و امروز تنها در منطقه’ گالیسیا واقع در شمال غربی اسپانیا و در مجاورت مرزهای شمالی پرتقال بدان مكالمه میشود , قانون اساسی 1978 اسپانیا زبان مزبور را به عنوان زبان رسمی این مناطق شناسایی نموده است و امروزه حدود 7% جمعیت اسپانیا به این زبان صحبت میكنند.

مهمترین زبان غیر اسپانیولی(كاستیانا) زبان رایج در منطقه’ باسك است , زبان باسك نه لاتینی و نه از ریشه’ هند و اروپایی است , و نزدیك به 3% مردم اسپانیا به این زبان صحبت میكنند.
ریشه’ این زبان معلوم نیست ولی قبل از ورود رومی ها نیز در شبه جزیره’ ایبریا رایج بوده است , طی سالهای دهه های 1960 و 1970 احیای زبان باسك در میان روشنفكران محملی برای كسب هویت نژادی مستقل گردید و طبق قانون اساسی 1978 این زبان نیز به عنوان زبان رسمی ملی پذیرفته شده است.

نژاد مردم اسپانیا متشكل از كاستیلها , كاتالانها و باسكها میباشد , در مناطق باسك و آندلوسیا نیز بعضی مدعی دارا بودن نژادی متفاوت و متمایز از جمعیت اسپانیا هستند , تفاوتهای موجود در روش زندگی و سنن فرهنگی این مناطق با دیگر بخشهای اسپانیا آنقدر ناچیز است كه جز زبان نمیتوان عامل تفكیك دیگری برای جداسازی ساكنین این مناطق با دیگر بخشهای اسپانیا پیدا كرد.

جمعیت اسپانیا در اول ژانویه’ 2003 بالغ بر 42,717,064 نفر بوده كه 21,034,326 نفر مرد و 21,682,738 نفر زن بوده اند , این رقم بیانگر افزایشی به میزان 879,179 نفر نسبت به سال 2002 است , تراكم جنسی جمعیت 84 نفر در هر كیلومتر مربع میباشد.

اسپانیا از نظر جمعیت پس از كشورهای آلمان(82,537,000 نفر), فرانسه(59,699,000 نفر), انگلستان(59,329,000 نفر)و ایتالیا(57,321,000 نفر) در رده’ پنجم و از نظر مساحت پس از فرانسه(554 هزار كیلومتر مربع) در رده’ دوم اتحادیه’ اروپا قرار دارد.
جمعیت اسپانیا در ابتدای قرن بیستم 18,600,000 نفربوده و در ابتدای سال دو هزار 40,800,000 جمعیت داشته است.

پر جمعیت ترین ایالتهای اسپانیا عبارتند از:

1-آندلوسیا(7,606,848)
2-كاتالونیا(6,704,146)
3-مادرید(5,718,942)http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/Yahoo%20New/Yahoo7.gif
4-والنسیا(4,470,885)

شهر مادریدhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/Yahoo%20New/Yahoo7.gif با 3,092,759 نفر پر جمعیت ترین شهر اسپانیاست و پس از آن شهرهای بارسلون , والنسیا , سوی یا , ساراگوسا و مالاگا قرار دارند.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:24
تصاویری از چند اختراع جدید و زیبا

ساعتی بدون صفحه واعداد و عقربه های مزاحم . نام این ساعت ( عصر بخیر ) است.

http://dvice.com/assets_c/2009/08/goodafternoon-thumb-468x468-22528.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

************ ********* ********* ********* ********* ********* *********

کتاب دیجیتالی سونی

http://dvice.com/galleries/readerdailyedition/Sony-New-Reader-01-THUMB.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

http://dvice.com/assets_c/2009/08/New-Reader-no-Cover-_main-thumb-550x340-22820.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

************ ********* ********* ********* ********* ********* *********

یک کولر دستی

http://dvice.com/assets_c/2009/09/c400_handycooler_personal_air_conditioner-thumb-550x604-23527.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

************ ********* ********* ********* ********* ********* *********

کلاه هایی دارای هدفون برای زمستان

http://dvice.com/assets_c/2009/09/iLogic-Sound-Hat_1-thumb-550x471-23412.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

************ ********* ********* ********* ********* ********* *********

طرحی از یک شیر دستشویی با کنترل درجه آب و زمان باز بودن شیر

http://dvice.com/assets_c/2009/09/vado-digital-basin-mixer-thumb-470x568-23517.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

************ ********* ********* ********* ********* ********* *********

عکسهای زیبا ازدوش های مدرن حمام

http://ufile.info/up/files/8xzm9lwqo1jgpgi05zke.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

************ ********* ********* ********* ********* ********* *********

طرحی جدید از یک ساعت دیواری

http://www.narenji.ir/images/stories/authors2/amir/continue-time-clock.jpg (http://www.marshalclub.com/join)


************ ********* ********* ********* ********* ********* *********

قاشقی که با آن میتوان ادویه را وزن کرد

http://www.narenji.ir/images/stories/authorz/marzieh/spoonscale.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

************ ********* ********* ********* ********* ********* *********

دستگیره های رمز دار

http://www.yankodesign.com/images/design_news/2009/05/28/numlock_04.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

http://www.yankodesign.com/images/design_news/2009/05/28/numlock_03.jpg (http://www.marshalclub.com/join)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:25
مطالعاتی که در آمریکا صورت گرفته نشان می دهد که زود خوابیدن، نوجوانان را در برابر افسردگی و فکر خودکشی محافظت می کند.

بنا بر این مطالعات که بر روی نوجوانان 12 تا 18 سال صورت گرفته، احتمال دچار شدن به افسردگی در میان نوجوانانی که بعد از نیمه شب می خوابند 24 درصد بیشتر از نوجوانانی است که قبل از ساعت 10 شب خود را برای خوابیدن آماده می کنند.

نتیجه این مطالعات که در نشریه Sleep انتشار یافته همچنین نشان می دهد که در میان کسانی که کمتر از 5 ساعت در شبانه روز می خوابند احتمال دچار شدن به افسردگی، 71 درصد بیشتر از کسانی است که مدت 8 ساعت در شبانه روز می خوابند.

این مطالعات توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه کلمبیا در نیویورک صورت گرفته و در آن اطلاعات مربوط به 15 هزار و 500 نوجوان در دهه 1990 مورد بررسی قرار گرفته است.

ساعت خواب قریب به یک چهارم این نوجوانان بعد از نیمه شب بود.

ساعات خوابی که برای این گروه سنی مناسب تشخیص داده می شود 9 ساعت تعیین شده است.

این پژوهشگران می گویند از هر 15 نوجوانی که مورد بررسی قرار گرفته اند یک کودک دچار بیماری افسردگی بوده است.

علاوه بر این در میان نوجوانانی که از نیمه شب به بعد خود را برای خواب آماده می کنند این خطر که به خودکشی فکر کنند، 20 درصد بیشتر از نوجوانانی است که از ساعت 10 شب به بعد بیدار نمی مانند.

این بررسی ها همچنین نشان می دهد که افسردگی و فکر خودکشی در میان نوجوانان دختر، و نیز نوجوانانی که فکر می کنند والدینشان علاقه زیادی به آنان ندارند، بیشتر است.

دکتر جیمز گنگویچ، که این مطالعات تحت نظر او صورت گرفته می گوید: "خواب با کیفیت خوب می تواند عاملی برای جلوگیری از بیماری افسردگی و نیز معالجه این بیماری باشد."

به عقیده سارا برنن، که مدیر مسئول سازمان خیریه بریتانیایی موسوم به Young Minds است، خواب کافی، غذای خوب و ورزش منظم به نوجوانان در مقابله با بیماری افسردگی و نیز جلوگیری از آن کمک می کند و به والدین نوجوانان باید اطلاعات لازم برای مراقبت و محافظت فرندانشان در برابر این بیماری داده شود.

در بریتانیا حدود 80 هزار کودک و نوجوان دچار بیماری افسردگی هستند.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:26
دزدي وارد کلبه فقيرانه عارفي شد اين کلبه درخارج شهر واقع شده بود عارف بيداربود اوجز يک پتو چيزي نداشت .
اوشب ها نيمي از پتو را زير خود مي انداخت ونيمي ديگر را روي خود مي کشيد روزها نيز بدن برهنه خويش را با آن مي پوشاند.
عارف پير دزد راديد وچشمان خود رابست ،مبادا دزد را شرمنده کرده باشد آن دزد راهي دراز را آمده بود، به اميد آنکه چيزي نصيبش شود .اوبايد درفقري شديد بوده باشد، زيرا به خانه محقرانه اين پير عارف زده بود.
عارف پتو را برسرکشيدوبراي حال زار آن دزد و نداري خويش گريست .
"خدايا چيزي در خانه من نيست و اين دزد بينوا بادست خالي و نااميد از اين جا خواهد رفت.
اگر او دوسه روز پيش مرا از تصميم خويش باخبر ساخته بود ،مي رفتم ، پولي قرض مي گرفتم،
وبراي اين مردک بينوا روي تاقچه مي گذاشتم"

آن عارف فرزانه نگران نبود که دزد اموال اوراخواهد برد اونگران بود که چيزي در خور ندارد تا نصيب دزد شود
واوراخوشحال کند .
داخل خانه عارف تاريک بود .پيرمرد شمعي روشن کرد تا دزد بتواند درپرتو آن زمين نخورد وخانه را بهتر وارسي کند.
استاد شمع را برد تا روي تاقچه بگذارد که ناگهان با دزد چهره به چهره برخورد کرد دزد بسيار ترسيده بود.
او مي دانست که اين مرد مورد اعتماد اهالي شهر است بنابر اين اگر به مردم موضوع دزدي او را بگويد همه باور خواهند کرد .
اما آ?ن پير عارف گفت: نترس آمده ام تا کمکت کنم داخل خانه تاريک است . وانگهي من سي سال است که در اين خانه زندگي مي کنم وهنوز هيچ چيز در آن پيدا نکرده ام بيا با هم بگرديم اگر چيزي پيدا کرديم پنجاه پنجاه تقسيمش مي مي کنيم .
البته اگر تو راضي باشي. اگر هم خواستي مي توني همه اش را برداري زيرا من سالها گشته ام و چيزي پيدا نکرده ام .پس همه آن مال تو. بالاخره يابنده تو بودي .
دل دزد نرم شد.استاد نه او را تحقير کرد نه سرزنش.
دزد گفت: مرا ببخشيد استاد.نمي دانستم که اين خانه شماست وگرنه جسارت نمي کردم.
عارف گفت: اما درست نيست که دست خالي از اين جابروي.من يک پتو دارم هوا دارد سرد مي شود لطف کن و اين پتو را از من قبول کن.
استاد پتو را به دزد داد دزد از اينکه مي ديد در آن خانه چيزي جز پتو وجود ندارد شگفت زده شد سعي کرد استاد را متقاعد کند تا پتو را نزد خود نگه دارد .
استادگفت: احساسات مرا بيش از اين جريحه دارنکن دفعه ديگر پيش از اين که به من سري بزني مرا خبر کن .
اگر به چيزي خاص هم نياز داشتي بگو تا همان را برايت آماده کنم تو مرا غافلگير و شرمنده کردي
مي دانم که اين پتوي کهنه ارزشي ندارد اما دلم نمي آيد تو را بادست خالي روانه کنم لطف کن وآن را از من بپذير .تا ابد ممنون تو خواهم بود .
دزد گيج شده بود او نمي دانست چه کار کند . تا کنون به چنين آدمي برخورد نکرده بود. خم شد
پاهاي استاد را بوسيد پتو را تا کرد و بيرون رفت.
او وزير و وکيل و فرماندار ديده بود ولي انسان نديده بود .
پيش از انکه دزد از خانه بيرون رود استاد صدايش کرد وگفت:
فراموش نکن که امشب مرا خوشحال کردي من همه عمرم را مثل يک گدا زندگي کرده ام .
من چون چيزي نداشتم از لذت بخشيدن نيز محروم بوده ام اما امشب تو به من لذت بخشيدن را چشاندي ممنونم.
هوا سرد شده بود . استادمي لرزيد .
استاد نشست وشعري سرود:
دلي دارم خواهان بخشيدن به همه چيز
اما دستاني دارم به غايت تهي
کسي به قصد تاراج سرمايه ام آمده بود
خانه خالي بود واوبادلي شکسته باز گشت.
اي ماه کاش امشب از آن من بودي ، تو را به دزد خانه ام مي بخشيدم.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:28
http://gigadl.net/uploads/posts/2009-12/1261162188_30_deadcritter_lg.jpg


كشف لاشه يك هيولاي عجيب و غريب دريايي در سواحل نيويورك تعجب دانشمندان را به دنبال داشته است. لاشه اين موجود ترسناک و عجيب ماه گذشته در سواحل نيويورك پيدا شد. اين حيوان بدني بدون مو و پوستي چرم مانند با دندانهايي تيز و چيزي شبيه يك منقار دارد.با نگاهی عمیق به این موضوع خواهیم دید که در ٢۵٠٠ سال پیش ما نمونه ای از این هیولا را در تخت جمشید داشته ایم و مجسمه ای بزرگ از آن در تخت جمشید وجود دارد. از نظر شباهتی که بسیار شباهت به این موجود کشف شده دارد هم از نظر منقار و هم از نظر دستهای این موجود. آیا این موجود در ایران بوده؟چرا در تخت جمشید چنین مجسمه ای وجود دارد؟ شاهان هخامنشی تمایلی برای نصب این مجسمه در داخل تالارهای اصلی کاخ نداشتند. "سگشیر"جانوری که امریکا برای کاربرد پلیسی و نظامی خلق کرده یک کارشناس شهر سازی وتاریخ از آلمان، گمانه زنی خبر روزگذشته در باره آن حیوان عجیب و مجسمه های تخت جمشید را تائید می کند. این موجود در سواحل montauk ,newyork پیدا شده و براستی شباهت قابل توجهی به پیکره های سرستون های تخت جمشید دارد. فقط به این نکته توجه کنید که در شمال شرقی محل پیدا شدن این موجود، جزایری بنام plum island هست که مکانی فوق سری نظامی امریکاست. بنا بر شنیده ها، در این مکان کنترل شده انواع آزمایشات ژنتیکی روی موجودات مختلف انجام میگیرد و با دستکاری ژنتیکی موجوداتی خلق می شوند که می توانند کاربرد نظامی داشته باشند. از جمله "سگشیر" که توانائی های چند حیوان قدرتمند را دارد. مثلا فکی مانند عقاب، دندانها و پنجه هائی مانند شیر و از همه مهم تر، توانائی های مغزی و آموزشی در حد یک سگ آموزش دیده برای جنگ ها و نبرد های شهری.


http://gigadl.net/uploads/posts/2009-12/thumbs/1261162246_persepolis-sotton.jpg (http://gigadl.net/uploads/posts/2009-12/1261162246_persepolis-sotton.jpg)

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:29
وقتي وارد حمام ميشويد ابتدا کدام ناحيه از بدنتان را ميشوريد؟

http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif

هنگامي‌که به حمام مي‌رويد اولين قسمتي که از بدنتان را مي‌شوريد کدام ناحيه است؟ اين موضوع که شما هنگامي‌ که به حمام مي‌رويد کدام ناحيه از بدنتان را مي‌شوريد داراي روان شناسي جالبي مي‌باشد.
آيا شما به حمام ميرويد اول صورت، زير بغل، موهاي سر، قفسه سينه يا شانه هايتان را مي‌شوريد؟ يا ساير اعضاي بدنتان را مي‌شوريد.

آيا تا کنون به پاسخ اين سوال فکر کرده ايد آيا به اين موضوع دقت کرده‌ايد ؟؟قبل از اينکه اين متن را بخوانيد اول تصميم بگيريد و فکر کنيد که کدام ناحيه از اعضاي بدنتان را در ابتدا مي‌شوريد و بعد اين تست را ادامه دهيد.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اگر شما شخصي هستيد که هنگام ورود به حمام صورت خود را مي‌شوريد:

پول براي شما اهميت بسياري دارد اما نسبت به اهمتي که پول در زندگي شما دارد کوشش کمي‌براي به دست آوردن آن انجام ‌مي‌دهيد سطح تقاضا و تلاش شما داراي توازن نمي‌باشد . در صحبت هاي خود خيلي پايبند صداقت نيستيد و براي اينکه به مقصود خود برسيد گاهي اوقات صداقت خود را فراموش مي‌کنيد . افرادي که در اطراف شما هستند به دليل رفتارهاي متفاوتي که شما انجام مي‌دهيد قادر به درک صحيحي از شما نيستند ولي شما به تفکرات ديگران راجع به خودتان اهميت زيادي نمي‌دهيد و معمولا کارهايي را که خودتان دوست داريد و طبق خواسته و ميل خودتان باشد انجام مي‌دهيد.

اگر شما شخصي هسيتد که ابتدا زير بغل خود را مي‌شوريد:

شما شخصي قابل اعتماد و بسيار مسئول هستيد و هر کاري که بر عهده شما گذاشته مي‌شود را به خوبي انحام مي‌دهيد . شخصي کاملا مردمي‌هستيد و به همين دليل و ويژگي که داريد بسياري از افراد مطيع شما هستند و ارزش بالايي را براي شما قائل هستند ، زيرا شما اگر دوستي داشته باشيد که در قطب شمال زندگي کند و به کمک شما احتياج داشته باشد بلافاصله با شنيدن اين خبر به کمک او مي‌رويد . اما توصيه مي‌کنيم اينقدر صادق نباشيد زيرا باعث مي‌شود که متحمل ضربات جبران ناپذيري شويد .

اگر شما شخصي هستيد که ابتدا موهاي سر خود را مي‌شوريد:

اين افراد هنرمند، خلاق، هستند و معمولا داراي افکاري مثبت هستند که باعث مي‌شود ديگران را به خود جذب کنند . اين افراد معمولا آنقدر در روياهايي خود غوطه ور مي‌شوند که گاهي فراموش مي‌کنند در حال حاضر و در اين زمان به سر مي‌برند . براي به دست آوردن پيروزيها و موفقيت ها با تلاش مدام و پيوسته پيش مي‌رويد . شما قادر به درک موضوعاتي هستيد که ديگران نمي‌توانند آن را درک کنند . موقعيت اجتماعي براي شما بسيار مهم تر از جنبه ي اقتصادي آن مي‌باشد. به خانواده و دوستانتان اهميت زيادي مي‌دهيد.

اگر شما شخصي هستيد که اول قفسه‌ي سينه تان را مي‌شوريد:

شما شخصي هستيد که زياد اهل حرف و سخن نيستيد و ترجيح مي‌دهيد در مورد کاري صحبت نکنيد تا اين کار به اتمام برسد و بعد در مورد آن صحبت مي‌کنيد ، آدمي‌رک هستيد.آرامش خيال و آسودگي بزرگترين هدف شما در زندگي است . شما شخصي هستيد که نمي‌توانيد افرادي که به نوعي حواس پرت يا پريشان هستند تحمل کنيد . شما هميشه تمايل به کارهاي جديد و نو داريد و از تمام وقايع جديد و متنوع استقبال مي‌کنيد .

اگر شما شخصي هستيد که اول شانه‌هايتان را مي‌شوريد:

اين افراد معمولا در همه‌ي کارهاي خود با نااميدي وارد مي‌شوند به همين دليل نمي‌توانند پيروز ميدان شوند جون از ابتداي امر با نا اميدي وارد مي‌شوند . علي رغم توانايي هاي زيادي که داريد تا کنون پيشرفت قابل توجهي نصيب شما نشده است . دوست داريد وقت خود را در تنهايي بگذرانيد و از تفريحات جمعي فراري هستيد . پول براي شما در زندگي تان تاثيري وافر و باور نکردني دارد در حالي که بر تمام قعاليت هاي شما تاثير مستقيمي‌دارد .

ساير نقاط بدن:

شما شخصي بسيار متعادل هستيد، به راحتي مي‌توانيد درون خود را کنترل کنيد و بر احساسات قلبي تان فائق شويد . شما فردي فعال و پويا نيستيد بايد اين موضوع را ياد بگيريد که اين حس را در خود بيدار سازيد تا بتوانيد زندگي تان را از هيجان سرشار کنيد .. شما شخصي دوست داشتني هستيد و به هر مجلسي که قدم بگذاريد دوستان زيادي را براي خود پيدا مي‌کنيد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:29
استاد دانشگاه با این سوال " آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟" شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند :

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد : بله او خلق کرد.

استاد گفت : اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است.

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت : استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟

استاد پاسخ داد : البته.
شاگرد ایستاد و پرسید : استاد, سرما وجود دارد؟؟

استاد پاسخ داد : این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟

شاگرد گفت: در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست،در واقع سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.

شاگرد ادامه داد : استاد تاریکی وجود دارد؟

استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد.

شاگرد گفت : دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان ، تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد.

در آخر شاگرد از استاد پرسید : آقا, شیطان وجود دارد؟؟

استاد که زیاد مطمئن نبود پاسخ داد : البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.

و آن شاگرد پاسخ داد : شیطان وجود ندارد آقا . یا حداقل در نوع خود وجود ندارد . شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست . درست مثل تاریکی و سرما . کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد . خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.

آن مرد جوان آلبرت انیشتین بود...

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:30
هدیه ای برای پدر

سالها پيش مرد فقيري همراه همسر و دختر3ساله اش زندگي مي کرد.شب کريسمس نزديک بود و دخترک در فکر تهيه هديه اي براي پدرش بود.يک روز پدر با درخت کريسمس کوچکي به خانه آمد.دخترک با ديدن درخت خوشحال شد اما بايد دست به کار ميشد،ديگر براي تهيه هديه خيلي دير شده بود.او کاغذ کادو طلايي رنگي برداشت تا جعبه اي درست کند.پدر با ديدن تکه هاي کاغذ بسيار عصباني شد و او رابه خاطر هدر دادن کاغذ کادو تنبيه کرد.صبح روز بعد دخترک هديهاي براي پدرش آورد.جعبه اي بود که با همان کاغذ کادو درست شده بود.مرد از رفتار تند ديروز خود،خجالت کشيد.جعبه را باز کرد،اما جعبه خالي بود.دوباره عصباني شد و در حالي که فرياد ميزد گفت:نمي داني نبايد جعبه خالي به کسي هديه بدهي؟دخترک درحالي که اشک مي ريخت با نگاهي غمگين رو به پدرش گفت:پدر جان اين جعبه اصلا خالي نيست من آنرا پر از بوسه کرده ام.همه آنها براي توست.پدر بيصدا در هم شکست.در حاليکه چشمانش پر از اشک بود دختر کوچکش را در آغوش گرفت و به آرامي گريست...
مدتي بعد دخترک در يک تصادف کشته شد.از آن به بعد هر وقت پدر دلتنگ دخترکش ميشد،يک بوسه خيالي از جعبه بيرون آورده و عشق و احساس لطيف دخترکش را به ياد مي آورد......
در حقيقت به هر کدام از ما به عنوان انسان،جعبه اي طلايي داده شده که پر از بوسه ها و عشق هاي بي قيد و شرط است،از خداوند،اعضاي خانواده،دوستانمان و...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * *

و خداوندا
تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»،
تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»،
خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
تو گفتی «من احساس تنهايی می‌كنم»،
خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،
تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»،
خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،
تو گفتی «من می‌ترسم»،
خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
تو گفتی «من هميشه نگران و نااميدم»،
خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هايت را به دوش من بگذار »،
تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»،
خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،
تو گفتی «من بسيار خسته هستم»،
خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»،
خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،
تو گفتی «من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم»،
خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدايت خواهم كرد»،
چه مغرورانه اشک ریختیم ، چه مغرورانه سکوت کردیم ، چه مغرورانه التماس کردیم ، چه مغرورانه از هم گریختیم ، غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خدا . هدیه شیطان را به هم تقدیم کردیم و هدیه خداوند را از هم پنهان....

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:31
محققان پژوهش‌های بسیاری انجام داده و روش‌های طبیعی مقابله با استرس را که این روزها جزء جدایی‌ناپذیر زندگی انسان‌ها شده است، یافته‌اند. اگر مبتلا به افسردگی و اضطراب هستید به جای زیر و رو کردن قفسه داروخانه‌ها، این متد طبیعی را امتحان کنید:
1.مواد غذایی حاوی امگا ۳ بخوریدوقتی دچار استرس هستیم بدن ما ترکیبات التها‌ب‌زایی مثل سیتوکین‌ها را تولید می‌کند. هر چه میزان امگا۳ مصرفی ما کمتر باشد، چون این ماده ضدالتهاب بوده و برای کارکرد درست سلول‌های عصبی ما لازم است، میزان سیتوکین‌ها افزایش یافته و میزان استرس افزایش می‌یابد. تاکنون ده‌ها تحقیق این موضوع را ثابت کرده‌اند. به عنوان مثال بر اساس تحقیقی که در مجله Archives of general Psychiatry به چاپ رسیده است، اضطراب، بی‌خوابی، کمبود انرژی و غم و غصه با مصرف روغن ماهی از بین می‌رود. بهترین منبع امگا ۳ ماهی‌های چرب مثل تن و ساردین هستند و باید در هفته ۳ وعده مصرف شوند.
2.چای بنوشیدغنی از آنتی‌اکسیدان، محرک، ادرارآور و... خواص چای بی‌نهایت است. یکی از خواص ویژه چای این است که موجب کاهش میزان کورتیزول هورمون مسبب ایجاد استرس می‌شود. طبق تحقیقی که در انگلیس توسط بنیاد قلب انگلیس انجام شده است، مصرف ۴ فنجان چای در روز در طول مدت ۶ هفته می‌تواند میزان هورمون کورتیزول را در خون به نصف برساند.
3.از گل‌ها و گیاهان کمک بگیریدقدیمی‌ها می‌گفتند بودن گیاه سبز در خانه، آرامش‌بخش است. تحقیقات اخیر پژوهشگران فرانسوی نیز نشان داده است بودن گل و گیاه طبیعی در خانه می‌تواند تا حد بسیار زیادی سبب کاهش استرس و رفع ناراحتی‌های سطحی خواب شود.
4.ماساژ و نوازش بسیار موثر استجالب است بدانید ماساژ و نوازش سبب افزایش میزان اکسید تولین و آلفا آمیلاز ۲ ترکیب کنترل کننده استرس می‌شود. محققان آمریکایی می‌‌گویند ۳ جلسه ۳۰ دقیقه ماساژ در هفته می‌تواند در کاهش استرس موثر باشد. محققان مغز و اعصاب دانشگاه ویرجینی بر اساس ام آر آی مغزی زنان متوجه شده‌اند که نوازش شدن زنان توسط همسر‌ان‌شان در کاهش استرس و اضطراب‌های روزانه آنها بسیار موثر است.
5.درست نفس بکشیدبا تنفس صحیح می‌توان ضربان قلب را مرتب کرد و آثار مخرب استرس را از بدن دور نگه داشت. در هر دقیقه در شرایط استرس‌آور شش مرتبه نفس عمیق بکشید. طبق تحقیقات اخیر پژوهشگران فرانسوی روی چند داوطلب روشن شده است تمرین تنفس صحیح می‌تواند تپش قلب را از ۴۷ درصد به ۲۵ درصد برساند و سبب کاهش ۴۱ درصدی تنش‌ها و بهبود ۳۴ درصدی ناراحتی‌های خواب شود. یوگا و مدیتیشن که همگی سبب کاهش استرس می‌شوند به دلیل تمرینات صحیح تنفس در آنهاست!
6.بدوید دونده‌ها خوب می‌دانند که پس از ۱۵ تا ۳۰ دقیقه دویدن سرخوشی خاصی به انسان دست می‌دهد. ذهن آدم خالی شده و قوه تخیل به کار می‌افتد. دلیل این موضوع آزاد شدن آندروفین در مغز است. اگر می‌خواهید از استرس جدا شوید، ۳ بار در هفته هر بار ۲۰ دقیقه بروید.
7.روزی ۶ دقیقه کتاب بخوانیدبهتر است به جای آنکه در میان داروها به دنبال درمان استرس خود باشید، کمی کتاب‌ها را جستجو کنید. به گفته پژوهشگران مغز و اعصاب دانشگاه سوییس، خواندن حتی ۶ دقیقه در روز می‌تواند ۳/۲ استرس روزانه را کاهش دهد. جالب است بدانید طبق بررسی‌ها خواندن تا ۶۸ درصد، موزیک تا ۶۱ درصد، نوشیدن چای تا ۵۴ درصد و دویدن تا ۴۲ درصد استرس را کاهش می‌دهد.
8.گریه و خنده هر دو خوب‌اند!۱۰/۹ انسان‌ها می‌گویند همیشه بعد از گریه کردن احساس بهتری پیدا می‌کنند. طبق تحقیقات پژوهشگران دانشگاه مینئوسوتا، گریه راه‌حل خوبی برای بازیافتن تعادل بعد از یک شوک روحی است. در واقع اشک سبب دفع پرولاکتین، هورمون مسبب استرس می‌شود. البته گرچه گریه درمان سطحی استرس است، خنده درمان عمقی آن است. تحقیقات بسیاری ثابت کرده که خنده بر سلامت قلب و کاهش تنش‌های روانی تاثیر مثبتی دارد اما متاسفانه مردم خیلی کم می‌خندند. ۵۰ سال پیش میانگین خنده هر فرد در روز ۱۹ دقیقه بود، در حالی که امروز ۶ دقیقه است.
9.طب سوزنی می‌تواند مفید باشدبه گفته محققان بیمارستان عمومی ماساچوست طب سوزنی می‌تواند تاثیر مثبتی بر ناحیه احساسی مغز ما بگذارد. و سبب تسکین دردها، سردرد و فشارها می‌شود.
قرص ضدافسردگی نخوریدبی‌جهت قرص نخورید و مدام با خودتان تکرار نکنید. «10.کاش این را داشتم»، «کاش این‌طور بودم.» و... مثبت‌اندیش باشید و به نکات و موقعیت‌های زیبای زندگی‌تان فکر کنید. مطمئن باشید بعد از ۶ هفته ترک قرص‌های ضدافسردگی و مثبت‌اندیش شدن می‌توانید مطمئن شوید که استرس از شما دور شده است و اگر همین روند را ادامه دهید به کلی شاداب خواهید بود.






__________________

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:31
قوانینی که نیوتن از قلم انداخت.


قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.


قانون تلفن:
اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.


قانون تعمیر:
بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.


قانون کارگاه:
اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.


قانون معذوریت:
اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.


قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.


قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.


قانون نتیجه:
وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد..


قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.


قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.


قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:31
رییس یک کارخانه بزرگ معاون شیرازی خود را احضار و به او می گوید:

"روز دوشنبه، حدود ساعت 7 غروب، ستاره دنباله دار هالی دیده خواهد شد. نظر به اینکه چنین پدیده ای هر 78 سال یکبار تکرار می شود، به همه کارگران ابلاغ کنید که قبل از ساعت 7، با بسر داشتن کلاه ایمنی، در حیاط کارخانه حضور یابند تا توضیحات لازم داده شود. در صورت بارندگی مشاهده هالی با چشم عریان (غیر مسلح) ممکن نیست وبهمین خاطرکارگران را به سالن نهارخوری هدایت کنید تا از طریق نمایش فیلم با این پدیده شگفت آشنا شوند".
معاون شیرازی خطاب به مدیر تولید آبادانی:
"بنا بدستور جناب آقای رییس، ستاره دنباله دار هالو روز دوشنبه بالای کارخانه طلوع خواهد کرد. در صورت ریزش باران، کلیه کارگران را با کلاه ایمنی به سالن نهار خوری ببرید تا فیلم مستندی را درباره این نمایش عجیب که هر 78 سال یکبار در برابر چشمان عریان اتفاق می افتد، تماشا کنند".
مدیر تولید آبادانی خطاب به ناظرلر:

"بنا بدرخواست آقای معاون، قرار است یک آدم 78 ساله هالو با کلاه ایمنی و بدن عریان در نهارخوری کارخانه فیلم مستندی درباره امنیت در روزهای بارانی نمایش دهد".
ناظر لر خطاب به سرکارگر ترک:

"همه کارگران بایستی روز دوشنبه ساعت 7 لخت و عریان در حیاط کارخانه جمع شوند و به آهنگ بارون بارونه گوش کنن".
سرکارگر غضنفر خطاب به کارگران:

"آقای رییس روز دوشنبه 78 سالش میشود و قرار است در حیاط کارخانه و سالن نهار خوری بزن و بکوب راه بیفته و گروه هالو پشمالو برنامه اجرا کنه.هرکس مایل بود میتونه برهنه بیاد ولی کلاه ایمنی لازمه ".

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:32
عشق چيست ؟
شخصي به همسرش ميگويد
من عاشق تو هستم و بدون تو نميتوانم زندگي کنم
اما اين عشق نيست گرسنگي است
شما نميتوانيد در آن واحد هم کسي را دوست بداريد و هم بي تابانه نيازمندش باشید
عاشق واقعي کسي است که معشوق خود را آزاد ميگذارد تا خودش باشد . در عشق اجباري نيست.عشق يعني امکان انتخاب به معشوق دادن.
براي آن که کسي يا چيزي را بدست آوري رهايش کن.

منبع : کتاب آخرین راز شاد زیستن

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:32
*به به آدم لذت میبره واقعا*



سخنان جالب و آموزنده از گابریل گارسیا ماکز (http://taknaz.ir/) نویسنده معروف کلمبیایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات


در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:34
عكس های عروسی دختری كه میدانست 5 روز دیگر خواهد مرد !


http://gconnect.in/gc/wp-content/uploads/2009/03/kate5.jpg

Katie Kirkpatrick دختر 21 ساله ای كه با سرطان دست و پنجه نرم میكرد. برای بهترین روز زندگیش سرطان را جواب كرد.



با وجود درد و توقف عملكرد ارگانهای بدن كتی به همراه دریافت مقادیر زیادی مورفین برای كاهش درد، كتی تمام جزئیات عروسی را انجام میدهد. لباس كتی چند بار تغییر سایز داده چون وی در این مدت بر اثر بیماری به شدت كاهش وزن داشته است.


یكی از وسایل غیر معمول عروس در این عروسی، مخزن اكسیژنی بود كه كتی مجبور بود در تمام مدت آنرا با خود حمل كند. طرف دیگر عكس والدین نیك نامزد 23 ساله كتی هستند كه پسرشان را در ازدواج با معشوقه دوران دبیرستانش همراهی میكنند.




طرف دیگر عكس والدین نیك نامزد 23 ساله كتی هستند كه پسرشان را در ازدواج با معشوقه دوران دبیرستانش همراهی میكنند.




كتی در روی صندلی چرخ دار و كپسول اكسیژن به ترانه دوستانش گوش میدهد.

http://bolstablog.files.wordpress.com/2009/04/katie-kirkpatrick-resting-at-reception.jpg

كتی (Katie) با نامزد 23 ساله خود (Nick) در حالی ازدواج كرد كه خود و دوستانش میدانستند زمان زیادی زنده نخواهد ماند اما همه تلاش كردند تا در روزهای پایانی عمر كتی خاطره ای خوش برای وی به جا بگذارند. این تصویر ساعاتی قبل از عروسی و در حالی كه نیك منتظر اتمام مداوای روزانه كتی است در 11 ژانویه 2005 گرفته شده است.

http://www.persianv.com/khabar/katie-2dkirkpatrick-2dgodwi.jpg

كتی 5 روز بعد از ازدواج فوت كرد. مشاهده این دختر رنجور به همراه لبخندی كه در صورت دارد ما را به فكر میبرد. مهم نیست این لبخند چقدر به طول می انجامد .... مهم اینست كه سخت نگیریم

http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/154fs232528.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:34
آرزوهای ویکتور هوگو براي شما
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم حيواني را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برايت آرزو کنم
ويكتور هوگو

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:35
اکبر عبدی رقیب "رابین ویلیامز" آمریکایی می شود!




کبر عبدی که از مدتی قبل قصد کار گردانی نخستین فیلم بلند سینمایی خود با عنوان " مستخدم "را داشته است همچنان به شکل جدی در پی ساخت این فیلم است .

پیش از این اخباری منتشر شده بود «اكبر عبدي» در نخستين فيلم بلند سينمايي خود با نام «مستخدم»، علاوه بر كارگرداني، در نقش سه پيرزن بازي مي‌كند.

اوائل شهریورماه بود که این بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون با اشاره به اين كه در اين فيلم علاوه بر كارگرداني در چهار نقش متفاوت ظاهر خواهم شد، تصريح كرده بود : اين فيلم پس از دريافت مجوز ساخت، به مرحله توليد مي رسد و قصد دارم در اين فيلم نقش خودم و همينطور نقش سه پيرزن با سه لهجه متفاوت محلي را بازي كنم.

عبدي با بيان اينكه فيلم «مستخدم» در ژانر طنز ساخته مي شود، يادآورشده بود : از تمام تجربياتم طي سالهاي اخير براي ساخت اين فيلم بهره مي‌برم.

اما به تازگی اکبر عبدی درباره ساخت این فیلم در گفت وگویی گفته است :می خواهم با اقتباس ایرانی از فیلم خانم "دات فایر "پا به عرصه کار گردانی بگذارم .فیلمنامه اش را هم نوشته و حاضر است . اگر رابین ویلیامز دراین فیلم یک پیرزن شده من سه پیرزن می شوم !

گفتنی است "رابین ویلیامز" بازیگر کمدی هالیوودی و نامزد اسکار می باشد که بخاطر بازی در فیلمهایی چون«انجمن شاعران مرده»، «بیخوابی»، «بهترین بابای دنیا» و ...شهرت جهانی دارد

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:35
دیدگاه زیبای گاندی: 7 مورد خطرناک!


http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/45831.jpg (http://www.kimiyanetco.com/)




از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند: 1-ثروت، بدون زحمت
2-لذت، بدون وجدان
3-دانش، بدون شخصیت
4-تجارت، بدون اخلاق
5-علم، بدون انسانیت
6-عبادت، بدون ایثار
7-سیاست، بدون شرافت






این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه نوشت و به نوه اش داد.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:37
10 حقيقت شگفت انگيز علم فيزيک با کمک تعدادي از کاربران توئيتر انتخاب شده و با همکاري يک کيهان شناس تشريح شده است. خورشيد مي توانست از موز ساخته شده باشد، تقريبا همه جهان گم شده است و سياهچاله ها سياه نيستند سه نمونه از اين حقايق شگفت انگيز هستند.
فيزيک بدون شک علمي شگفت انگيز است، ذراتي که وجود ندارند در احتمالات به حساب مي آيند، و زمان متناسب با سرعت حرکت شيئي تغيير مي کند. نشريه تلگراف 10 پديده عجيب از اين عجايب در علم فيزيک را با کمک تعدادي از کاربران توئيتر و کيهان شناسي به نام مارکوس چاون ارائه کرده است که در ادامه ارائه خواهد شد.

خورشيد مي توانست از موز ساخته شده باشد: خورشيد بسيار پر حرارت است زيرا وزن چند ميليارد ميليارد ميليارد تني آن گرانش عظيمي به وجود مي آورد که در نتيجه هسته ستاره را تحت فشاري غير قابل تصور گذاشته و در نتيجه فشار بالا حرارت فوق العاده توليد مي کند. در صورتي که به جاي گاز هيدروژن از ميلياردها ميليارد ميليارد تن موز استفاده مي شد نيز همان ميزان فشار و در نتيجه همان مقدار حرارت در خورشيد به وجود مي آمد. با اين حال با افزايش حرارت، اتمها با بخشهاي مختلف ساختار ستاره اي برخورد کرده و انرژي اتمي را به وجود مي آورند که در اينجا تفاوت ميان حضور هيدروژن و موز در ساختار خورشيد آشکار خواهد شد.

تمام ماده اي که نسل بشر را به وجود آورده است در يک حبه قند جا مي گيرد: اتم ها 99.9999999999999 درصد فضاي خالي هستند و به همين دليل در صورتي که تمامي اتم ها را به گونه اي به هم بفشاريم که فضاي خالي ميان آنها از بين برود، يک قاشق چاي خوري يا حجمي برابر يک حبه قند از اين ماده در حدود پنج ميليارد تن وزن خواهد داشت، وزني 10 برابر مجموع وزن تمامي انسانهايي که در حال حاضر در جهان حضور دارند. اين در واقع همان پديده اي است که در ستاره هاي نوتروني رخ مي دهد و وزن آنها را تا حد غير قابل باوري افزايش مي دهد.

آنچه آينده است مي تواند آنچه گذشته بوده است را تغيير دهد: شگفتي جهان کوانتوم به اثبات رسيده است، آزمايش دو جداره که نور را در دو حالت موج و ذره به اثبات مي رساند به اندازه کافي عجيب و غير قابل تصور هست. به خصوص زماني که اعلام شود مشاهده نور مي تواند آن را از موج به ذره و يا برعکس تبديل کند. اما پديده هاي عجيبتر اين جهان پس از آزمايش جان ويلر فيزيکدان در سال 1978 خود را نمايان کرد. آزمايش وي نشان داد مشاهده يک ذره در حال مي تواند سرنوشت ذره مشابه ديگري در گذشته را متحول سازد.

طبق آزمايش دو جداره در صورتي که هر يک از پرتوهاي نوري خارج شده از يکي از شکافهاي صفحه آزمايش را مشاهده کنيد، در واقع پرتو را مجبور کرده ايد خصوصيات ذره اي به خود بگيرد و اگر به هدف برخورد پرتو چشم بدوزيد خصوصيت موج گونه به پرتو نور بخشيده ايد اما در صورتي که پس از عبور پرتو نور از شکاف به مسيري که از آن ناشي شده است چشم بدوزيد آنگاه است که پرتو نور مي تواند در هر دوحالت شکل بگيرد.

به بياني ديگر زمان حال بر گذشته پرتو نوري تاثير گذاشته است. اين آزمايش در آزمايشگاه تنها چند صد هزارم ثانيه به طول مي انجامد اما در مشاهده نورهاي ناشي از ستاره هاي دوردست نيز صدق مي کند. در واقع مشاهده اکنون ستاره هاي دوردست مي تواند گذشته چند هزار يا ميليون ساله آنها را تغيير دهد.

تقريبا همه جهان گم شده است: مي توان به جرات گفت در حدود 100 ميليارد کهکشان در جهان هستي وجود دارد که هر يک از آنها از 10 ميليون تا 10 تريليون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشيد زمين در مقايسه با اين ستاره هاي يکي از کوچکترين و ضعيفترين ستاره ها به شمار مي رود و حتي مي توان نام کوتوله زرد رنگ را بر روي آن گذاشت. در واقع در جهان هستي مقادير ترسناک و عظيمي از ماده مرئي وجود دارد که انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است.

وجود اين حجم ماده به واسطه نيروي گرانش آنها پيش بيني مي شود و ماده تاريک نيز که مقدار آن 6 برابر جرم ماده مرئي تخمين زده مي شود، نيز بخش نامرئي جهان را تشکيل داده است. وجود انرژي تاريک به عنوان بخشي ديگر از جهان که در واقع مابقي جهان را تشکيل داده است، موضوع را پيچيده تر خواهد کرد، انرژي که با گسترش سريع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاريک همچنان ناشناخته باقي مانده است.

جسم مي تواند سريعتر از نور حرکت کند و نور هميشه بسيار سريع حرکت نمي کند: سرعت نور در خلا 300 هزار کيلومتر بر ساعت است با اين حال نور هميشه در خلا حرکت نمي کند. براي مثال نور در آب با سرعتي يک سوم سرعت گفته شده حرکت مي کند. در واکنش هاي اتمي برخي از ذرات به سرعت هاي بسيار بالايي دست پيدا مي کنند که بخشي از سرعت نور است و در صورتي که از ميان رابطي که سرعت نور را خواهد کاست عبور کنند، در واقع مي توانند سريعتر از نور حرکت کنند.

چنين پديده اي درخششي آبي رنگ از خود به وجود مي آورد که به «تشعشعات شرنکوف» شهرت داشته و با بمبهاي صوتي قابل مقايسه است. کمترين سرعتي که تا کنون براي نور به ثبت رسيده است 17 متر بر ثانيه يا 61 کيلومتر بر ساعت بوده که به واسطه عبور از ميان روبيديوم منجمد با حرارتي برابر صفر مطلق ايجاد شده است. در اين حرارت اين ماده حالتي به نام ميعان «بوز- انشتين» را تجربه مي کند.

تعداد نامحدودي نويسنده مطلب را نوشته و تعداد نامحدودي خواننده آن را مي خوانند: بر اساس مدلهاي استاندارد کيهان شناسي جهان مرئي با تمامي ميلياردها کهکشان و تريليون تريليون ستاره هايش تنها يکي از بي نهايت جهانهايي است که مانند حبابهاي صابون در يک اسفنج در کنار يکديگر قرار گرفته اند. به دليل بي نهايت بودن آنها مي توان هر تاريخچه ممکني را برايشان در نظر گرفت. اما تعداد تاريخچه هاي ممکن براي اين جهانها متناهي است زيرا تعداد محدودي پديده و تعداد محدودي نتيجه در بر داشته اند.

تعداد اين پديده ها بسيار زياد اما متناهي است پس همين پديده عيني و کنوني که نويسنده اين مطلب را نوشته و شما آن را مي خوانيد، بايد بي نهايت بار در زمان رخ داده باشد. شگفت انگيز تر از آن اين است که بدانيم نزديکترين همتاي ما در چه فاصله اي از ما قرار گرفته است. اين فاصله عددي برابر 10 به توان 10 به توان 28 متر تخمين زده شده است که در صورت علاقمندي به محاسبه آن مي توانيد از عدد يک و 10 ميليارد ميليارد ميليارد صفر در برابر آن استفاده کنيد!

سياهچاله ها سياه نيستند: به طور حتم سياهچاله ها بسيار تاريکند اما سياه نيستند زيرا اين پديده ها درخشان بوده و به آرامي نور خود را در تمامي طيفهاي نوري از جمله نور مرئي به اطراف منتشر مي کنند. اين تشعشعات که «تشعشعات هاوکينگ» نام دارد نور خود و جرم سياهچاله ها را به تدريج کاهش داده و با از دست دادن منبع جرم سياهچاله ها تبخير مي شوند.

سياهچاله هاي کوچک در مقايسه با جرمشان و نسبت به سياهچاله هاي بزرگتر با سرعتي بالاتر از خود نور منتشر مي کنند و بر همين اساس در صورتي که برخورد دهنده بزرگ هادرون بر اساس برخي نظريه ها از خود ميکروسياهچاله هايي توليد کند، آنها به سرعت تبخير خواهند شد و دانشمندان پس از آن قادر خواهند بود بقاياي تابشهاي آنها را مشاهده کنند.

تصور بنيادين از جهان مسئول گذشته، حال و آينده آن نيست: بر اساس نظريه نسبيت خصوصي چيزي به نام اکنون، گذشته يا آينده وجود ندارد و قالبهاي زماني به يکديگر وابسته اند زيرا همه هستي در سرعتي برابر در حرکت است. درصورتي که انسان با سرعتي کاملا متفاوت در حرکت بود شاهد پير شدن زودهنگام يکي از نزديکان و يا دير پير شدن وي نسبت به ديگران مي بود.

ذره اي در اينجا مي تواند به صورت آني بر روي ذره اي در آن طرف جهان تاثير بگذارد: زماني که يک الکترون همتاي ضد ماده خود يا پوزيترون را ملاقات مي کند، هر در درخشش کوچکي از انرژي خنثي مي شده و دو فوتون از اين برخورد متولد مي شوند. ذرات ساب اتميکي مانند فوتونها يا کوارکها از ويژگي به نام اسپين برخوردارند که به مفهوم چرخش است، اما اين ذرات در واقع حرکت چرخشي ندارند اما به گونه اي رفتار مي کنند که انگار در حال چرخشند.

جهت اسپين فوتونها در زمان تولد در برابر يکديگر بوده و در نتيجه خنثي مي شوند. با توجه به رفتارهاي غير قابل پيشبيني کوانتومي گفتن اينکه کدام فوتون در مسير چپگرد و کدام يک در مسير راستگرد حرکت خواهد داشت غير ممکن است و در واقع تا زماني که يکي از آنها مشاهده نشود، هر دو در هر دو جهت حرکت خواهند داشت اما به محض اينکه يکي از آنها مشاهده شود جهت راست يا چپگرد را به خود گرفته و به هر جهتي که حرکت کند، همتايش در مسير متضاد آن حرکت خواهد کرد. اين واقعيتي است که در آزمايشها به اثبات رسيده است.

هرچه سريعتر حرکت کنيد سنگينتر مي شويد: در صورتي که بسيار سريع بدويد به صورت لحظه اي و نه دائم، سنگين وزن خواهيد شد. سرعت نور مرز سرعت در جهان است در اين صورت زماني که جسمي با سرعتي نزديک به نور در حرکت است و شما به آن نيرويي وارد کنيد، به سرعت آن نخواهيد افزود بلکه تنها به آن انرژي اضافي وارد کرده ايد که اين انرژي بايد در جايي قرار بگيرد. بهترين مکان براي قرارگيري اين انرژي جرم جسم است.

بر اساس قانون نسبيت جرم و انرژي با يکديگر برابرند پس هر چه انرژي وارد شده بيشتر باشد جرم افزايش پيدا خواهد کرد. البته اين افزايش وزن در انسان قابل چشم پوشي بوده و درعين حال غير قابل انکار است.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:37
یه شرکت بزرگ قصد استخدام یه نفر را داش..بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یه پرسش داش:شما در یه شب طوفانی در حال رانندگی هستید.از جلوی یه ایستگاه اتوبوس میگذرید.3نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوسند.یه پیرزن که در حال مرگ هست و یه پزشک که قبلا جان شما رو نجات داده،یه خانم/آقا که در رویاهایتان آرزوی ازدواج بااونو دارید.شما میتوانید تنها یکی از این سه نفرو سوار کنید.کدام را انتخاب خواهید کرد؟دلیل خود را شرح دهید.

پاسخ تست:فاعدتا این آزمون نمیتواند نوعی تست شخصیتی باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودشو دارد.پیرزن در حال مرگ است ،شما باید او را نجات دهید.هرچند اوخیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.شما باید پزشک را سوار کنید زیرا قبلا جان شما رو نجات داده.و این فرصتی است میتوانید جبران کنید.اما شاید بتوانید بعدا هم جبرا کنید.شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت از دست رود ممکن است هرگز قادر نباشید مانند اورا پیدا کنید!!از 200 نفری که در این آزمون شرکت کردند،شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد.اونوشته بود:سوئیچ ماشینو به پزشک میدم تا پیرزن را برسونه و خودم همراه همسر رویاهام منتظر اتوبوس مسمانیم.

نتیجه گیری و تحلیل:همه میپذریند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است،اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فک نمیکند.چرا؟زیرا ما هرگز نمیخواهیم داشته ها و مزیت های خود را (ماشین)از دست بدهیم .اگر قادر باشیم خودخواهی ها و محدودیت ها و مزیت های خود را از خوددور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات میتوانیم چیزهای بهتری به دست آوریم..
(شاید تکراری باشه..خو باشه..مهم محتواس..بابا چی گفتم..)منبع:مجله موفقیت.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:38
لقمان به پسرش گفت سه تا آرزو بكن برآورده كنم . پسرش گفت : بهترين غذاي دنيا رو بخورم ، بهترين جاي دنيا بخوابم ، بهترين جا زندگي كنم . لقمان گفت اينا به راحتي برآورده ميشه . پسرش گفت چه جوري ؟ لقمان جواب داد بهترين غذاي دنيا غذايه كه وقتي خيلي گرسنته بخوري اگه حتي اگه نون خشك باشه هم بهت اندازه جوجه كباب بهت مي چشبه، بهترين جاي دنيا هم وقتي مي خوابي كه سخت كار كرده باشي و خوابت بياد اگه رو سنگ هم بخوابي انگار رو تخت شاهي خوابيدي و بهترين جاي دنيا زندگي كردن هم توي دل آدمهاست مي توني خودت رو تو دل مردم جا كني.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:38
یه میل جالب برام اومده بود گفتم اینجام بزارم شاید خوشتون اومد
امیدوارم براتون تکراری نباشه:


▪ آیا می‌دانستید برخی‌ها واژه‌های زیر را که همگی فرانسوی هستند فارسی می‌دانند؟
آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش، فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور، هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه‌های دیگر.

▪ آیا می‌دانستید که بسیاری از واژه‌های عربی در زبان فارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن‌ها را به معنایی که خود می‌دانند در نمی‌یابند؟ این واژه‌ها را ساختگی (جعلی) می‌نامند و بیشترشان ساختهٔ ترکان عثمانی است. از آن زمره‌اند:
ابتدایی (عرب می‌گوید: بدائی)، انقلاب (عرب می‌گوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

بسیاری از واژه‌های عربی در زبان فارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری می‌فهمند، از آن زمره‌اند:
رقیب (عرب می‌فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب می‌فهمد: طبع‌ها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژه‌های دیگر.
آیا می‌دانستید که ما بسیاری از واژه‌های فارسی‌مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) می‌کنیم؟ این واژه‌های فارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی (معرب) کرده‌اند و دوباره به ما پس داده‌اند و یا از زبان‌های فرنگی، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفته‌اند، دوباره به ما داده‌اند و از آن زمره‌اند:
ـ از عربی:
فارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)، خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژه‌های دیگر.
ـ از روسی:
استکان: این واژه در اصل همان «دوستگانی» فارسی است که در فارسی قدیم به معنای جام شراب بزرگ و یا نوشیدن شراب از یک جام به افتخار دوست بوده است که از سدهٔ ١۶ میلادی از راه زبان‌ ترکی وارد زبان روسی شده و به شکل استکان درآمده است و اکنون در واژه‌نامه‌های فارسی آن را وام‌واژه‌ای روسی می‌دانند.
سارافون: این واژه در اصل «سراپا» ی فارسی بوده است که از راه زبان ترکی وارد زبان روسی شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعی جامهٔ ملی زنانهٔ روسی گفته می‌شود که بلند و بدون آستین است.
پیژامه: همان « پای‌جامه» فارسی است که اکنون در زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار می‌رود و آن‌ها مدعی وام دادن آن به ما هستند.

واژه‌های فراوانی در زبان‌های عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نمی‌دانند. از آن جمله‌اند:
ـ کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریباً همهٔ زبان‌های اروپایی هست.
ـ شغال که در روسی shakal، در فرانسوی chakal، در انگلیسی jackal و در آلمانیSchakal نوشته می‌شود.
ـ کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravan و در آلمانی Karawane نوشته می‌شود.
ـ کاروانسرا که در روسی karvansarai، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانیkarawanserei نوشته می‌شود.
ـ پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته می‌شود.
ـ مشک که در فرانسوی musc، در انگلیسی musk و در آلمانی Moschus نوشته می‌شود.
ـ شربت که در فرانسوی sorbet، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته می‌شود.
ـ بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته می‌شود و در این زبان‌ها معنی رشوه هم می‌دهد.
ـ لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته می‌شود و در این زبان‌ها به معنی ملوان هندی نیز هست.
ـ خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبان‌های انگلیسی و آلمانی khaki نوشته می‌شود.
ـ کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته می‌شود.
ـ ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته می‌شود. Esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.

برخی دیگر از نام‌های زنان در این کشور‌ها نیز فارسی است، مانند:
ـ Roxane که از واژهٔ فارسی رخشان به معنی درخشنده است و در فارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.
ـ Jasmine که از واژهٔ فارسی یاسمن و نام گلی است.
ـ Lila که از واژهٔ فارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.
ـ Ava که از واژهٔ فارسی آوا به معنی صدا یا آب است. مانند آوا گاردنر.
ـ واژه‌های فارسی موجود در زبان‌های عربی، ترکی و روسی را به دلیل فراوانی جداگانه خواهیم آورد.

▪ آیا می‌دانستید که این عادت امروز ایرانیان که در جملات نهی‌کنندهٔ خود «ن» نفی را به جای «م» نهی به کار می‌برند از دیدگاه دستور زبان فارسی نادرست است؟
امروز ایرانیان هنگامی که می‌خواهند کسی را از کاری نهی کنند، به جای آن که مثلا بگویند: مکن! یا مگو! (یعنی به جای کاربرد م نهی) به نادرستی می‌گویند: نکن! یا نگو! (یعنی ن نفی را به جای م نهی به کار می‌برند).
در فارسی، درست آن است که برای نهی کردن از چیزی، از م نهی استفاده شود، یعنی مثلاً باید گفت: مترس!، میازار!، مده!، مبادا! (نه نترس!، نیازار!، نده!، نبادا!) و تنها برای نفی کردن (یعنی منفی کردن فعلی) ن نفی به کار رود، مانند: من گفتهٔ او را باور نمی‌کنم، چند روزی است که رامین را ندیده‌ام. او در این باره چیزی نگفت.

▪ آیا می‌دانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدهٔ آن وارد زبان عامهٔ ما شده است؟ به نمونه‌های زیر توجه کنید:
ـ هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملهٔ انگلیسی I shall have (به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژهٔ مسخره آمیز را برای هر واژهٔ عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار می‌برند.
ـ چُسان فُسان: از واژهٔ روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.
ـ زِ پرتی: واژهٔ روسی Zeperti به معنی زتدانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.
ـ شِر و وِر: از واژهٔ فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.
ـ فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.
ـ اسکناس: از واژهٔ روسی Assignatsia که خود از واژهٔ فرانسوی Assignat به معنی برگهٔ دارای ضمانت گرفته شده است.
ـ فکسنی: از واژهٔ روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
ـ لگوری (دگوری هم می‌گویند): یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی به فاحشهٔ کم‌بها یا فاحشهٔ نظامی می‌گفتند: Lagerhure.
ـ نخاله: یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:39
چه جور آدم‌هايي، چه‌جوري مي‌نويسند؟

مونا ضرغام- مطالعه دست‌خط و تحليل آن امروزه روشي پذيرفته‌شده براي ارزيابي اشخاص در سازمان‌هاست. گفته مي‌شود تحليل دست‌خط شاخصي موثر و قابل اعتماد از شخصيت و رفتار انسان‌هاست و براي ارزيابي مراحل سازماني مانند بازنشستگي، مصاحبه و انتخاب، مشاوره و برنامه‌ريزي شغلي مفيد است.
مطالعه و تحليل دست‌خط افراد، دانشي کهن است که اولين بار در حدود 3000 سال پيش توسط چيني‌ها توسعه يافت. به گفته کارشناسان اين علم، دست‌خط اشخاص در واقع به‌ طور مستقيم از شخصيت منحصر به فرد و شيوه خاص تفکر آنها حکايت مي‌کند.
علم شناخت شخصيت از روي دست‌خط حداقل از 300 ويژگي گوناگون دست‌خط در ديدگاه تحقيقاتي خود استفاده مي‌کند. دست‌خط اشخاص و مکان آن روي صفحه، انگيزه‌هاي منحصر به فرد يک انسان را توصيف مي‌کند. مغز انسان علامت‌هايي را از ماهيچه‌ها به ابزار نوشتاري مي‌فرستد.
همان‌طور که گفتيم، دست‌خط حداقل 300 ويژگي گوناگون دارد که به اصلي‌ترين آنها که حاوي اطلاعات جالب شخصيتي است، مي‌پردازيم.

جهت دست‌خط‌
دست‌خط‌هاي مايل به سمت راست نشان‌دهنده صميمي بودن، نافذ بودن، دوست‌داشتني بودن و حامي‌بودن نويسنده آن است.
اما دست‌خطي که صاف و محکم باشد، نشان‌دهنده استقلال نويسنده است.
دست‌خط‌هايي که به سمت چپ متمايل هستند نيز عاطفي و احساسي بودن نويسنده را نشان مي‌دهند.

اندازه دست‌خط‌
اشخاصي که درشت مي‌نويسند، معمولا اجتماعي و برون‌گرا بوده واز اعتماد به نفس بالايي برخوردارند.
اما خصوصيات شخصيتي افرادي که ريز مي‌نويسند، به‌طور دقيق برخلاف کساني است که درشت مي‌نويسند. اشخاصي که ريز و نازک مي‌نويسند، به آساني روابط اجتماعي با ديگران برقرار نمي‌کنند.

فشار آوردن روي کاغذ هنگام نوشتن
کساني که در حين نوشتن فشار زيادي به کاغذ مي‌آورند، اشخاصي متعهد هستند که همه چيز را خيلي جدي مي‌گيرند. اما اگر فشار روي کاغذ بسيار زياد است، آن فرد احتمالا خيلي عصبي است و عکس‌العمل سريعي نسبت به انتقادهايي که به او مي‌شود نشان مي‌دهد، حتي اگر اين انتقادها از سوءنيت نباشد.
اما فشار کم روي صفحه کاغذ هنگام نوشتن نشان‌دهنده حساسيت و عاطفه نويسنده نسبت به ديگران است.

فضاي خالي ميان کلمات
چنانچه ميان کلمات فاصله زيادي وجود داشته باشد، نشان‌دهنده اين است که نويسنده به دنبال فضايي براي تنهايي است.
اما اگر فاصله يا فضاي ميان کلمات کم يا باريک باشد، نشان مي‌دهد نويسنده دوست دارد با ديگران ارتباط داشته باشد. به ويژه اگر اين اشخاص در نوشتار خود دقت نداشته باشند، نشان مي‌دهد که اشخاصي مزاحم و شلوغ کن براي اطرافيان‌شان هستند.

فاصله ميان خطوط
چنانچه فاصله ميان خطوط زياد باشد، نشان‌دهنده اين است که اشخاص دوست دارند به عقب برگردند و نگاه عميق‌‌تري داشته باشند.
فاصله کم ميان خطوط نيز نشان مي‌دهد که نويسنده خونسردي خود را در هنگام فشار کاري حفظ مي‌کند و در نهايت به نتيجه خوبي دست مي‌يابد.

حاشيه کاغذ
هر کدام از حاشيه‌هاي کاغذ مفهومي‌ دارند. حاشيه سمت چپ نشان‌دهنده وابستگي فرد به ريشه‌ها و خانواده است. حاشيه سمت راست نشان‌دهنده وابستگي به اشخاص ديگري به جز اعضاي خانواده است. بالاي صفحه نيز اهداف و آرزوها قرار دارند و در پايين صفحه انرژي، انگيزه و عملکرد قرار مي‌گيرند.
فاصله زياد از حاشيه سمت چپ نشان‌دهنده علاقه نويسنده به ادامه دادن است. اگر فاصله از حاشيه سمت چپ کم باشد، نشان‌دهنده احتياط نويسنده است.
فاصله کم از سمت راست کاغذ نشان‌دهنده خونسردي و اشتياق براي نوشتن است. فاصله زياد از سمت راست کاغذ نيز نشان‌دهنده ترس از نادانسته‌هاست.
پس از چيني‌ها نيز رومي‌‌ها به بررسي "علم تحليل و مطالعه دست‌خط" پرداختند و به تدريج اين علم در بيشتر جوامع و فرهنگ‌ها مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
ديدگاه جديد در خصوص بررسي دست‌خط از سوي گروهي از کشيش‌هاي فرانسوي ايجاد شد که از سوي اب مي‌کن -که ابعاد کليدي اين علم را در دهه 1870 پس از 30 سال تحقيق تعريف کرد- هدايت شد. امروزه مي‌دانيم که اين علم، ابزار بي‌نهايت مفيدي براي شناسايي کيفيت و ظرفيت هوش و پتانسيل اشخاص به ويژه در زمينه شغل و پيشبرد ارتباطات است. اگر چه اين علم نيز مانند ساير علوم رفتاري به آساني قابل توضيح نيست، اما هنوز هم به دليل نتايج خوبي که از کاربرد آن به دست مي‌آيد، به‌طور مستمر به کار رفته و مورد قبول واقع مي‌شود.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:45
روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .

سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .

بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند .

روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت .

روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد .

شادی خاصی کلاس را فرا گرفت .

معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید ” واقعا ؟ “

“من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! “

“من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند . “

دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد .

معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود .

آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود .دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی هایشان راضی بودند با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دورافتادند . چند سال
بعد ، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد . و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد .

او تابحال ، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود . پسر کشته شده ، جوان خوش قیافه وبرازنده ای به نظر می رسید .

کلیسا مملو از دوستان سرباز بود . دوستانش با عبور از کنار تابوت وی ، مراسم وداع را بجا آوردند .. معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود .

به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود ، به سوی او آمد و پرسید : ” آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟ “

معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : ” چرا”

سرباز ادامه داد : ” مارک همیشه درصحبتهایش از شما یاد می کرد . “پس از مراسم تدفین ، اکثر همکلاسی هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند . پدر و مادر مارک نیز
که در آنجا بودند ، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند .

پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید ، به معلم گفت :”ما می خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد . “او با دقت دو برگه کاغذ
فرسوده دفتریادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها وبارها تا خورده و با نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش در آورد .

خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت . آن کاغذها ، همانی بودند که تمام خوبی های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود .

مادر مارک گفت : ” از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم . همانطور که می بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است . “

همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت : ” من هنوز لیست خودم را دارم . اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم . “

همسر چاک گفت : ” چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم . “

مارلین گفت : ” من هم برای خودم را دارم .توی دفتر خاطراتم گذاشته ام . “
سپس ویکی ، کیفش را از ساک بیرون کشید ولیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :” این همیشه با منه . … . . ” . ” من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه
نداشته باشد .. “

معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده ، گریه اش گرفت . او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند ، گریه می کرد .

سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید ، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهد
افتاد .
بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد.

اگر شما آنقدر درگیر کارهایتان هستید که نمی توانید چند دقیقه ای از وقتتان را صرف فرستادن این پیغام برای دیگران کنید ، به نظرشما این اولین باری خواهد بود
که شما کوچکترین تلاشی برای ایجاد تغییر در روابط تان نکردید ؟
هر چه به افراد بیشتری این پیغام را بفرستید ، دسترسی شما به آنهایی که اهمیت بیشتری برایتان دارند ، بهتر و راحت تر خواهد بود .

بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:46
شما متولد چه سالی هستید؟ اسب؟ خروس؟ اژدها یا ببر؟ چقدر به طالع‌بینی و پیش‌بینی آینده اعتقا د دارید؟ تا حالا چیزی از فنگ‌شویی شنیدید؟ اصلن می‌دونید امسال چه سالیه؟ تاحالا کسی فالتونو گرفته؟
در فرهنگ چینی پیش‌بینی آینده و بررسی سرنوشت از روی گردش ستارگان و صور فلکی جایگاه مهمی دارد. تقویم قمری چینی یک چرخه ۱۲ ساله دارد که شامل ۱۲ حیوان است: ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ، خوک، موش و گاونر.
هم‌چنین طالع‌ بینی چینی بر۵ عنصر اصلی فلز، آب، آتش، چوب و زمین استوار است که هرکدام از این عناصر تاثیرات مثبت یا منفی خود را بر جهان هستی دارند.




به گفته «هنری فونگ» یکی از متخصصان فنگ شویی، امسال سال ببر فلزی است. از آن جا که ببر خودش دارای عنصر چوب است در واقع با این ترکیب امسال، سال چوب و فلز است. بنا به این نظر هردوی این عناصر بسیار قوی هستند . چوب سمبلی از درخت است و فلز نشانه‌ای از تبری که درختان را قطع می‌کند. بنابراین می‌بینید که امسال سال چندان آرامی نیست. در این سال تضادهایی دیده می‌شود آن‌چنان که ثبات و پایداری نیز دیده می‌شود چراکه به هرحال چوب مانع فلز است.
براساس تفکر فنگ‌شویی، ببر نماد رخ‌دادهای غیرقابل پیش‌بینی و هم‌چنین قدرت است و برای امسال وقوع رخ‌دادهای غیرمنتظره و مهم پیش‌بینی می‌شود. علاوه بر آن‌که این سال، سال چندان آرامی هم نیست.
این متخصص چینی، سال ببر را از نظر سیاسی سالی پر از تغییردر صحنه سیاست داخلی هم‌چنین بین‌المللی می‌داند و از نظر اقتصادی نیز سال چندان پرباری را پیش بینی نمی‌کند چراکه این تضادها گریبان بازار را نیز می‌گیرد به‌ویژه در بازار سهام.http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif
از نظر زیست‌محیطی نیز احتمال بروز تخریب و آسیب‌های بسیار بزرگ و غیرقابل پیش‌بینی طبیعی، می‌رود.

و اما سری به طالع‌بینی چینی می‌زنیم تا ببینیم برای متولدین سال‌های مختلف در سال ببر، چه سرنوشتی رقم خورده است. البته درست است که این پیش‌بینی‌ها براساس حرکت ستارگان و برخی عناصر طبیعی صورت می‌گیرد اما به هرحال گفته می‌شود این که هر فرد در چه ساعتی یا چه سالی به دنیا آمده هم‌چنین وجود سایر عناصر بر سرنوشت او بی‌تاثیر نیست.

اما متولدین سال ببر (۱۹۹۸ – ۱۹۸۶- ۱۹۷۴- ۱۹۶۲- ۱۹۵۰-) این سال را چگونه سپری می‌کنند؟
گفته می‌شود که هرچند امسال سال ببر است ولی سال خوبی برای متولدین این سال نیست. اتفاقات و پیش‌آمدها در این سال به بیشترین حد خود می‌رسد و این افراد باید از هرگونه ریسک و خطر پرهیز کنند. هم‌چنین پیش آمدها آن‌چنان که انتظار می‌رود، پیش نمی‌رود و به متولدین این سال توصیه می‌شود در سال ببر به صورت گروهی فعالیت کنند و از توانمندی‌های دیگران بهره ببرند.

برای متولدین سال خرگوش( یا گربه) (۱۹۹۹- ۱۹۸۷- ۱۹۷۵ – ۱۹۶۳ – ۱۹۵۱ ) این سال، سال خوبی از نظر مالی پیش‌بینی می‌شود به‌ویژه برای آنان که شاغل هستند. مجردهای متولد سال خرگوش در سال ببر شانس خوبی برای یافتن همسر ایده‌آل خود دارند اما به متولدین متاهل این سال توصیه می‌شود در سال ببر به دنبال وسوسه‌های خود نروند! افراد متولد این سال، سال ببر را بسیار پر انرژی و مثبت طی می‌کنند و بهتر است مراقب خوراک و سلامتی خود در این ارتباط باشند چراکه تغذیه نابجا و نامناسب سلامتی آن‌ها را مورد تهدید قرارداده و دچار سوء هاضمه می‌کند.

متولدین سال اژدها (۲۰۰۰ – ۱۹۸۸ – ۱۹۷۶ – ۱۹۶۴ – ۱۹۵۲ ) در سال ببر با تنهایی روبرو هستند. افراد مجرد متولد این سال که درپی یافتن همسر دلخواه هستند کار بسیار سختی را پیش گرفته اند. متاهل ها در رابطه با همسرشان ممکن است با روزمرگی روبرو شوند. افراد متولد این سال در سال ببر از نظر سلامتی با مشکلاتی روبرو می شوند و از نظر شغلی و مالی حرکتی کند دارند. اگرچه این افراد از نظر شغلی و تجاری از طرف دوستان مورد حمایت قرار می گیرند.

اما متولدین سال مار(۲۰۰۱ – ۱۹۸۹- ۱۹۷۷- ۱۹۶۵- ۱۹۵۳) نیز سال خوبی از نظر سلامتی و مالی دارند. تعدادی تغییر شغل می‌دهند و تعدادی از نظر شغلی ارتقاء می‌یابند. روابط بسیار خوبی با دیگران برقرار می‌کنند و اگر مجرد هستند، ازدواج می‌کنند. این افراد نیز باید مراقب سلامت خود باشند تا به آنفلوانزا مبتلا نشوند.

برای متولدین سال اسب (۲۰۰۲ – ۱۹۹۰ –۱۹۷۸ – ۱۹۶۶ – ۱۹۵۴ ) نیز سال ببر، سال خوبی از نظر سلامتی و شغلی است. هم‌چنین آن‌ها از انرژی‌های مثبت و یاری منابع داخلی بهره می‌برند و علی‌رغم این که در روابطشان تغییری دیده نمی‌شود اما زندگی همراه با آرامش و صلح را سپری می‌کنند.

اما متولدین سال بز( ۲۰۰۳ – ۱۹۹۱– ۱۹۷۹- ۱۹۶۷ – ۱۹۵۵ ) در این سال دارای فرشته محافظی هستند که به آن‌ها در زمینه توانگری و شغل کمک شایانی می‌کند. هرچندکه این افراد از نظر فیزیکی و روحی دچار مشکلاتی می‌شوند. به این افراد توصیه می‌شود به کلاس‌هایی هم‌چون یوگا یا مدیتیشن بروند تا از اضطراب‌های آنان کاسته شود. در روابط اینان نیز تغییر محسوسی دیده نمی‌شود و در مجموع کشتی آن‌ها به آرامی حرکت می‌کند.

برای متولدین سال میمون (۲۰۰۴ – ۱۹۹۲ – ۱۹۸۰ – ۱۹۶۸ – ۱۹۵۶) سال ببر سال سخت و دشواری است. چراکه در این سال تغییرات شغلی هم‌چنین تغییراتی در روابط صورت می‌گیرد. اما فرصت‌های خوبی برای مسافرت و ملاقات با سایر افراد بوجود می‌آید. بهتر است این افراد مراقب بروز تصادف در این سال باشند.

برای متولدین سال خروس (۲۰۰۵ – ۱۹۹۳- ۱۹۸۱ – ۱۹۶۹ – ۱۹۵۷) این سال، سالی خوب و سرشار از خوش‌شانسی از نظر مالی و شغلی است. از طرفی آرامش بر روابطشان حکم‌فرماست بدون هرگونه مشکلی. شانس یافتن همسر مطلوب برای افراد مجرد متولد این سال در سال ببر زیاد است و به خانواده افراد متاهل فردی اضافه خواهدشد. این افراد از بیماری مزمن کوچکی رنج می‌برند و بهتر است از هرگونه ریسکی خودداری کنند. بروز یک تصادف نیز برای آنان پیش بینی می‌شود.

متولدین سال سگ (۲۰۰۶ – ۱۹۹۴ – ۱۹۸۲ – ۱۹۷۰ – ۱۹۵۸ ) سال ببر را به خوبی سپری می‌کنند، از نظر شغلی و شکوفایی مالی. هم‌چنین روابط آنان از هرجهت مطلوب است. هرچند که این افراد باید بسیار مراقب و محتاط باشند چراکه تصادفی خواهند داشت. از طرفی گفته می‌شود که شاید این افراد به بیماری‌های مزمن ریه مبتلا شوند و انرژی آن‌ها کاهش یابد و ضعیف شوند ولی باید در اهدافشان جدی‌ و کوشاتر باشند.

اما متولدین سال خوک (۲۰۰۷ – ۱۹۹۵– ۱۹۸۳– ۱۹۷۱ – ۱۹۵۹) چه سرنوشتی در انتظارشان است؟ سال ببر برای متولدین این سال، سال بسیار خوبی پیش‌بینی شده‌است. بخت و اقبال با آنان همراه است و از نظر شغلی نیز بسیار عالی است. هرچند که آنان باید از نظر سلامتی بسیار مراقب خود باشند و از افراط کردن پرهیز کنند. این گروه از افراد از سوی دوستان خود در شغل و محل کارشان مورد حمایت قرار می‌گیرند و بهتر است با دیگران بخشنده و مهربان باشند تا آینده بهتری در انتظار آنان باشد.

متولدین سال موش (۲۰۰۸ – ۱۹۹۶ – ۱۹۸۴ – ۱۹۷۲- ۱۹۶۰ ) سال ببر را به خوبی سپری نمی‌کنند. اینان باید مراقب سلامتی خود باشند چه از نظر فیزیکی و چه از نظر فکری و روحی. آن‌ها که تلاش و تحرک بیشتری دارند آینده بهتری نیز در انتظارشان است. این بدان معنی است که کسانی که در زمینه فروش فعالیت می‌کنند، می‌توانند موانع بد را پشت سر گذارند.

و اما متولدین سال گاو نر (۲۰۰۹ – ۱۹۹۷ – ۱۹۸۵ – ۱۹۷۳ – ۱۹۶۱ – ۱۹۴۹ )
متولدین این سال در سال ببر دارای محافظ و حامی خوبی هستند و از نظر شغلی سال خوبی را پیش رو دارند. برای افراد متاهل سال خوبی برای فرزنددار شدن است. متولدین این سال نیز باید مراقب سلامتی خود باشند. آنان در این سال بیماری روحی با اضطراب و استرس را تجربه می‌کنند.



اینم برا پارسال ببینید راست بوده یا نه..http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/164.gif (دقت کنین ماله سال 88 ئه این زیریhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif)


http://www.kazeroon.net/tale/Image/002.jpg سال 1388 ، سال گاو
امسال آنقدر کار برای همه وجود دارد که ممکن است بعضیها به حال مرگ بیفتند. اگر میخواهید باغ یا مزرعه ای بخرید بهترین سال است واگر مزرعه ای داشته باشید به هر حال بهترین محصول را ازآن برداشت خواهید کرد.
در عالم سیاست محافظه کاران به موفقیت خواهند رسید وبعید نیست که دیکتاتورها به قدرت برسند.
در مجموع عالیترین سال به انتظار کشاورزان است . پس امسال سال کاشت خواهد بود ومعمولاً در این سال هیچ نوع آسیبی از قبیل خشکسالی ، تگرگ ، سیل ، طوفان وملخ مزارع آنهارا تهدید نمی کند.
گاوهائی که امسال قرار است بدنیا بیایند بهتر است در فاصله ماه های مهر تا فروردین بدنیا بیایند چون گاوهای زمستانی خوشبخت تر از گاوهای تابستانی هستند.

http://www.kazeroon.net/tale/Image/2.jpg
برای موش :آفرین بر آقا موشه وخانم موشه ای که سال پیش به فکر ذخیره بود ه اند چون امسال کار مهمی بر دوششان نخواهد بود ( البته به شرط صرفه جوئی در سال پیش )

http://www.kazeroon.net/tale/Image/5.jpg
برای گاو : یکسال بسیار خوب در انتظار شماست . البته زیاد کار خواهید کرد ولی به هر حال موفقیت ازآن شماست . علی الخصوص چون موجود با وجدانی هستید قدرت وموفقیت پی در پی خواهد بود .اگر ازدواج نکرده اید بهتر است آستینها را بالا بزنید چون بهترین سال برای تشکیل خانه وخانواده همین امسال است و مطمئناً ضرر نخواهید کرد.
http://www.kazeroon.net/tale/Image/8.jpg
برای ببر :بدترین سال ممکن برای ببرها ، خواهش ما این است که نه خطر کنید و نه حتی کار جدیدی را شروع کنید . شاید مورد حمله کشاورز واقع شوید .
http://www.kazeroon.net/tale/Image/6.jpg
برای گربه : راه های فراوانی را تجربه خواهید کرد مجبورید در انجام کارها سیاست بخرج دهید.امسال به هر حال قادر خواهید بود بدون تردید کارهای زیادی را انجام دهید پس تنبلی نکنید !
http://www.kazeroon.net/tale/Image/10.jpg
برای اژدها : امسال باافرادی که بخواهند از شما سوء استفاده کنند معامله خوبی نخواهید کرد . خوشبختانه به حد کافی قوی هستید که تمام مشکلات را پشت سر بگذارید.
http://www.kazeroon.net/tale/Image/12.jpg
برای مار : از آنجائی که شما موجود تنبلی هستید زندگی به نظرتان سخت می آید . به هر حال امسال سال سخت کوشهاست پس بهتر است منتظر پایان سال گاو باشید ویا تغییر رویه بدهید.
http://www.kazeroon.net/tale/Image/3.jpg
برای اسب : از نظرتجارت سال بسیا رخوبی در انتظار شماست پس تا می توانید سرمایه گذاری کنید . گاو با شما هیچ مشکلی ندارد . اما ممکن است در زمینه مسائل عشقی سال خوبی نداشته باشید ودچار ناامیدی شوید.
http://www.kazeroon.net/tale/Image/1.jpg
برای بز : طفلکی بز بیچاره مثل این است که جز کار چیز دیگری وجود ندارد . آخر چقدر کار . مطمئناً امسال دچار مشکلات معیشتی نخواهید شد.
http://www.kazeroon.net/tale/Image/4.jpg
برای میمون : همه چیز بر وفق مراد گاو است . گاو بخوبی می داند که چگونه از میمون کار بکشد بدون اینکه اورا ناراحت کند . و میمون می بایست سیاست پیشه کندکه اگر اینگونه شود همه چیز بکامتان خواهد شد. کاری را به صورت رایگان در سال جاری انجام ندهید!
http://www.kazeroon.net/tale/Image/7.jpg
برای خروس : یکسال عالی . شما خوشحال ، پیروز وقوی هستید . بخوبی می دانید چه باید بکنید و از هر فرصتی چگونه استفاده کنید.
http://www.kazeroon.net/tale/Image/11.jpg
برای سگ : یکسال فجیع .اگر انقلابی رخ بدهد مسلماًبدست شما خواهد بود . شما در اینسال بسیار خطر می کنید اگر دست بکاری سیاسی بزنید . پس بفکر خودتان باشید وبس!
http://www.kazeroon.net/tale/Image/9.jpg
برای خوک : شما می توانید خودتان را با شرائط زمانه وفق دهید اما بهتر است خطر نکنید وهمراه با موقعیت زمانه باشید ، در غیر اینصورت زندگیتان دگرگون خواهد شدوچه کسی می تواند بگوید این دگرگونی چگونه خواهد بود .



ویرایش : سوتی ویرایش شدhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:46
اولين روز که چشمامو وا کردم ديدم يکي کنارم نشسته
داشت به چشمام نگاه ميکرد بهش گفتم تو کي هستي؟
گفت: من پيشت ميمونم ولي بهت نميگم کي هستم
گفتم : تا هميشه پيشم ميموني
گفت : آره
گفتم : باهام بازي ميکني؟
گفت : نه
گفتم : واسه چي؟
گفت : من فقط پيشت ميمونم ولي کاري واست نميکنم
من هم گريه کردم اومد اشکامو پاک کرد
گفت : هنوز گريه نکن
گفتم : واسه چي؟
گفت : هنوز وقتش نرسيده
من هم بيشتر گريه کردم
مامانم اومد منو بغل کرد
اون گفت : ميدوي اين کيه ؟
گفتم : نه
گفت : اين مادرته
گفتم : مادر چيه؟
گفت : مادر دلسوز ترين فرد دنياست خيلي هم دوست داشتنيه
گفتم : باهام بازي ميکنه؟
گفت : آره
گفتم : من مادر رو بيشتر دوست دارم تا تو
گفت : ولي...
گفتم : ولي چي؟
گفت : اون تو رو تنها ميزاره
گفتم : نه اون منو دوس داره تنهام نميزاره
گفت : تنهات ميزاره
منم دوباره گريه کردم ديدم يکي اومد دست رو سرم کشيد
اون گفت : اين رو ميشناسي؟
گفتم : نه
گفت : اين پدرته
گفتم : پدر
گفت : آره
گفتم : اين کيه ؟
گفت : اين مهربان ترين فرد دنياست خيلي هم دوستت داره
گفتم : باهام بازي ميکنه؟
گفت : اره ولي آخر تنهات ميزاره
گفتم : تو دروغ ميگي اون منو دوست داره
ديدم يکي اومد بالاي سرم دستامو گرفت و يه بوس به دستام داد
گفت : ميدوني اين کيه؟
گفتم : نه
گفت : اين خواهرته
گفتم : خواهر
گفت : آره خواهر ، هم راز ، هم درد ، هم بازي
گفتم : اين پيشم ميمونه
گفت : نه اين هم تنهات ميزاره
گفتم : آخه چرا ؟اون که منو دوست داره
گفت : همه دوستت دارن اما فقط من پيشت ميمونم و تنهات نمي زارم
گفتم : نه
وبعد ديدم يکي اومد بغلم کرد و باهام بازي کرد
گفت : ميدوني اين کيه ؟
گفتم : اين همونيه که منو تنها نمي زاره
گفت :نه اون هم تو رو تنها ميزاره
گفتم : نه نه نه
گفت : اون برادرته دوست داره هر چي ميخواي واست مياره ولي بهش دل نبند
گفتم : چرا؟
گفت : تنهات ميزاره
بعد روزها گذشت سال ها گذشت تا من بزرگ شدم و با آدم هاي ديگري آشنا شدم
ولي اون همش مي گفت اونها تو رو تنها ميزارن
تا روزي که....
داشتم قدم ميزدم ديدم يکي داره نگام ميکنه اول بهش توجه نکردم و رفتم
روز بعد وقتي از اونجا گذشتم ديدم دوباره اونجا ايستاده و به من خيره شده من هم اهميتي بهش ندادم و سريع از اونجا گذشتم
روزها گذشت و اون همين جور به من خيره ميشد
وقتي اون رو ميديدم داشت بهم لبخند ميزد هميشه يک شاخه گل سرخ توي دستاش بود يک روز که داشتم از اونجا گذر ميکردم ديدم يکي اومد جلوم ايستاد و شاخه گلي به طرف من گرفت وقت نگاش کردم ديدم خودشه هموني که هميشه منتظرم بود به چشماش نگاه کردم خودشو اورد جلو تر بهم گفت دوستت دارم ....
ديدم يکي بهم گفت : تنهات ميزاره
آره خودش بود اوني که هميشه باهام بود و مي گفت تنهام نميزاره
گفتم : اون که دوستم داره
گفت : اين دليل موندن نيست
من هم اون گل رو از اون گرفتم
هر روز منتظر من به درختي تکيه ميکرد با يک گل سرخ
کم کم معني عشق رو فهميدم آره اون عاشق من شده بود
اما من از جدايي ميترسيدم خيلي....
روزي رسيد که ديدم کنار درخت کسي نيست ديدم
يک نامه با يک گل سرخ کنار درخت بود
وقتي نامه را باز کردم نوشته بود تو تنهاتريني
به خيابون نگاهي کردم ديدم خودش بود اما دستاش توي دستاي يکي ديگه....
توي همون لحظه ديدم يک دست روي شونه هام گذاشت
گفت : ديدي گفتم باتو نميمونه
من هم بغض گلوم رو گرفته بود به آرامي گريه کردم
گفتم : تو که تنهام نگذاشتي
گفت : آره من تنها کسي هستم که کسي رو تنها نميزارم
گفتم : تو کي هستي؟
گفت : غم
گفتم : غم
گفت : آره اوني که با همه ميمونه هيچ کسي رو توي تنهايي تنها نميزاره
اشکامو پاک کردم و رفتم جايي که ديگه کسي منو پيدا نکنه
اما تنها کسي که منو تنها نگذاشت غم بود ..... http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/cry.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/154fs232528.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/154fs232528.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:47
مرتفع ترین پایتخت جهان

مرتفع ترین پایتخت جهان، شهر لاپاز، در بولیوی است.
این شهر 12 هزار پا از سطح دریا ارتفاع دارد.


بلندترین صدای جهان

بلندترین صدای جهان، صدای گردش زمین به دور خودش می باشد
و آنقدر شدید است که اگر ما بشنویم فورآ خواهیم مرد.


زیباترین و بلندترین ساختمانها

ساختمان های شهر نیویورک در کشور آمریکا،
زیباترین و بلندترین ساختمان های جهان معرفی شده اند.


بلندترین کوه های جهان

عموما فکر می شود که بلندترین کوه های جهان در تبت قرار دارد . ولی اگر خاطرات مسافران به قطب جنوب بررسی شود، آنان از کوه هایی صحبت کرده اند که بسیار بلندتر از اورست است .


بلندترین بادگیر

بلندترین بادگیر در ایران در شهرستان ابرکوه در استان یزد قرار دارد. این بادگیر زیبا به صورت یک بادگیر بزرگ در پایین و یک بادگیر کوچکتر برروی آن می باشد.
این بادگیر در خانه آقازاده قرار دارد و مربوط به عصر قاجار می باشد.


بلندترین جرثقیل سیار

جرثقیل 810 تنی مارک "روزن کرانزک 10001" بلندترین جرثقیل سیار در جهان است.
قدرت بالابری ( حداکثر وزن بار ) آن 984 تن و طول بازوی متحرک آن 202 متر است.


بلندترین طناب

برای مسابقات طناب کشی که در جشنواره سالانه ناهاسیتی ( در اوکیناوای ژاپن ) در اکتبر 1995 برگزار شد، طنابی به طول 172 متر و قطر 1/54 متر از الیاف گیاه برنج تهیه گردید.
وزن این طناب عظیم الجثه 26/73 تن بود.


بلندترین مجتمع آپارتمانی

ساختمان 100 طبقه موسوم به جان هنکاک سنتر در شهر شیکاگو، با 343/5 متر ارتفاع، بلندترین مجتمع آپارتمانی در جهان به شمار می رود.


بلندترین ساختمان بانک

ساختمان 72 طبقه فرست بانک تاور (First Bank Tower)
بانک مونترال در شهر تورنتو در کانادا با 284/98 متر ارتفاع، بلندترین ساختمان بانک در دنیا است.


بلندترین شمع

بلندترین شمع جهان در نمایشگاه استکهلم در سال 1897 به نمایش گذاشته شد
که ارتفاعش 24/38 متر و قطرش 2/59 متر بود.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:47
نمی دانست دلش را کجا گم کرده است
تنها احساس خوش را به یاد داشت. احساسی که تابه حال نداشته است .
گیج و مبهوت به دنبال دلش می گشت به هرکجا که میرسید می پرسید .
هرکجا که احساس می کرد دلش آنجا باشد سر کشید .
اما هیچ نیافت .نا امید راه خانه را در پیش گرفت. نگاهش را لحظه ای از زمین جدانمیکرد .
دلش را در زمین می جست با خودمی گفت :شایدکه لحظه ای غفلت کرده و آن را برزمین انداخته باشم .
وای برمن اگر این چنین شده باشد وای بر من که حالا هزاران جای پابر رویش نقش بسته است .
دراین افکاربودکه صدایی او را متوجه خود کرد وقتی که سربه سوی صدا برگرداند کودکی را دید که قلبی زخمی در دستانش می تپد .
ناله ای سرداد و بر زمین افتاد بیدار که شد دلش سر جایش بود .
اما پراز زخم هایی که مرحمی نداشتند.اشک چشمانش را نمناک کرد و به یاد کودک افتاد او را در کنار خود دید .
خوب که به آن نگریست متوجه شد که آن کودک شبیه خودش است ازاو پرسید که این قلب را کجا پیدا کردی ،
کودک آرام جواب داد در راه می گذشتم تو را دیدم که غرق درصورتی زیبا قلبت را به صاحب آن می دادی .
وقتی او قلب تو را گرفت تو را ترک کرد من نیز به دنبال او رفتم چندین گام بیشتر بر نداشته بود که قلبت را بر زمین انداخت و قلب دیگری را در دست گرفت .
وقتی که قلب تو بر زمین افتاد هر رهگذری که عبور می کرد پا بر روی آن می گذاشت تا این که رفت و آمد ها تمام شد و من توانستم آن را از زیر پا ها و از روی زمین بردارم .
او که حالا به یادش آمده بود که دلش را کجا گم کرده است .
نگاهی به قلبش انداخت وبا خود عهد بست که دیگر دلش را به هر رهگذری نسپارد .
الا خدا که عشق فقط از برای خداست.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:50
شخصیت خود را محک بزنید.(100% واقعی)

به این تست شك نكنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است كه این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً كار دشوارى نیست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنید. یك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابی را كه انتخاب می كنید یادداشت كنید كه بتوانید امتیازهایى كه گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع كنید:



1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب



۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته



۳) وقتى با دیگران صحبت مى كنید؛
الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنید،
ج _ یك یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنید، مى زنید،
و ه-_ با گوش خود بازى مى كنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىكنید



۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف _ زانوها خم و پاها تقریباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،
د _ یك پا زیر دیگرى خم



۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهید؟
الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك


۶) وقتى وارد یك میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنید و سریع به دنبال شخصى كه مى شناسید، مى گردید
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شوید، سعى مى كنید به نظر سایرین نیایید


۷) سخت مشغول كارى هستید، بر آن تمركز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى كنید
ب _ بسختى ناراحت مى شوید
ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود



۸) كدامیك از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف- قرمز یا نارنجى
ب- سیاه
ج- زرد یا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تیره یا ارغوانى
و- سفید
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش



۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشید؟
الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دایره اى
د- سر بر روى یك دست
ه- سر زیر پتو یا ملافه...


۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید كه:
الف- از جایى مى افتید.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج- به دنبال كسى یا چیزى هستید.
د- پرواز مى كنید یا در آب غوطه ورید.
ه- اصلاً خواب نمى بینید.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید



امتیازات

سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)

سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)

امتیازهایتان را جمع بزنید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه كنید و شخصیت خودتان را بشناسید.


نتیجه گیرى


* اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى كنند و به ظاهر مى گویند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.


* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریك پذیر مى دانند، بدون فكر عمل مى كنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از كار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. كسى كه همه چیز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.


* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مركز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین كمك بر اعضاى گروه هستید.


* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى كنید. اما اگر با كسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنید.


* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت كش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه كار به نظر مى رسید. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و براساس تحریك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب كارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.


* و اگر كمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه همیشه سایرین به عوض او فكر مى كنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمایل به درگیرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:51
با کدامیک از اشخاص معروف متولد شده اید؟
*فروردین ماه

- ایرانی
فریدون جنیدی ( شاهنامه‌پژوه و نویسنده)
علی دایی (بازیکن فوتبال)
محمد علی فردین (بازیگر)
مجید مجیدی (کارگردان)
محمدعلی کشاورز (بازیگر)
خسرو شکیبایی (بازیگر)
ژاله علو (بازیگر)
مریلا زارعی ( بازیگر)
بیتا فرحی (بازیگر)
پوران درخشنده (کارگردان)
علیرضا افتخاری (خواننده)
رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان)
محمد رضا گلزار (بازیگر)
خشایار اعتمادی (خواننده)
- فرنگی
ژوزف پولیتزر (روزنامه نگار آمریکایی)
هنری جیمز (نویسنده آمریکایی)
ونسان ونگوک (نقاش هلندی)
نیکیتا خروشچوف (نخست وزیر سابق روسیه)
تنسی ویلیامز (نویسنده آمریکایی)
چارلی چاپلین (هنرپیشه انگلیسی)
مارلون براندو (هنرپیشه آمریکایی)
بیسمارک (صدراعظم آلمان)
*اردیبهشت ماه
- ایرانی
عمر خیام (ریاضیدان و اخترشناس)
دکتر محمّد معین (ادیب)
سیمین دانشور (شاعر)
قیصر امین‌پور (شاعر)
غلامحسین بنان (خواننده)
رهی معیری (شاعر)
فریماه فرجامی (بازیگر)
پرویز مشکاتیان (نوازنده)
آرش لباف (خواننده)
رضا عطاران (بازیگر)
بهنوش بختیاری (بازیگر)
آندره آغاسی (تنیسور)
همایون شجریان (خواننده)
آتوسا پور کاشیان (استاد بزرگ شطرنج)
سعید شهروز (خواننده)
پویا امینی (بازیگر)
جواد کاظمیان (فوتبالیست)
فریدون زندی (فوتبالیست)
- فرنگی
اونوره دوبالزاک (نویسنده فرانسوی)
ویلیام شکسپیر (نمایشنامه نویس انگلیسی)
برتراند راسل (فیلسوف و نویسنده انگلیسی)
ولادمیر ناباکف (نویسنده روس)
یوهان برامس (آهنگساز آلمانی)
سالوادور دالی (نقاش اسپانیایی)
هری ترومن (رئیس جمهور آمریکا)
روبسپیر (انقلابی فرانسوی)
کاترین کبیر (ملکه روسیه)
الیور کرامول (رهبرانقلابی انگلیس)
نانسی عجزم (خواننده لبنانی)
ملکه الیزابت دوم (ملکه انگلیس)
هیتلر (دیکتاتور آلمانی)
زیگموند فروید (روانشناس اتریشی)
هنری فوندا (هنرپیشه آمریکایی)
گری کوپر (هنرپیشه آمریکایی)
ارسون ولز (کارگردان آمریکایی)
*خرداد ماه
- ایرانی
عزت الله انتظامی (بازیگر)
محسن مخملباف (کارگردان)
محمدرضا شریفی‌نیا (بازیگر)
امین حیایی (بازیگر)
رضا کیانیان (بازیگر)
جواد رضویان (بازیگر)
هادی ساعی (قهرمان تکواندو المپیک)
امامعلی حبیبی (قهرمان کشتی)
فرهاد مجیدی (فوتبالیست)
سعید ن***ی (نویسنده و شاعر)
عباس یمینی شریف (شاعر و ادیب)
جلیل شهناز (نوازنده)
محمد محیط طباطبایی (اندیشمند و روزنامه نگار)
احمدرضا عابدزاده (بازیگر و مربی فوتبال)
وحید طالب لو (فوتبالیست)
مژده شمسایی (بازیگر)
پرستو گلستانی (بازیگر)
کمند امیرسلیمانی (بازیگر)
مهناز افشار (بازیگر)
مژده شمسایی (بازیگر)
شهره لرستانی (بازیگر)
- فرنگی
والت ویتمن (شاعر آمریکایی)
تامس هاردی (نویسنده انگلیسی)
فرنسواز ساگان (نویسنده فرانسویی)
یان فلمینگ (نویسنده انگلیسی)
پول گوگن (نقاش فرانسوی)
مریلین مونرو (هنرپیشه آمریکایی)
جان.اف کندی (رئیس جمهور آمریکا)
*تیر ماه
- ایرانی
آیت الله سید علی خامنه ای (رهبر معظم انقلاب)
علی‌اکبر ولایتی (وزیر خارجه پیشین)
سیمین بهبهانی (شاعر)
صمد بهرنگی (نویسنده)
صادق چوبک (نویسنده)
داود رشیدی (بازیگر)
عباس کیارستمی (کارگردان)
سهراب شهید ثالث (کارگردان)
روح‌انگیز سامی‌نژاد (اولين هنر پيشه ی زن)
فاطمه گودرزی (بازیگر)
شادی پریدر (نخستین استاد بزرگ شطرنج بانوان ایران)
محمود فکری (فوتبالیست)
عباس مرادی (دروازه بان بزرگ)
مصطفی رحماندوست (شاعر)
نسرین مقانلو (بازیگر)
سحر ولد بیگی (بازیگر)
هدیه تهرانی (بازیگر)
رضا شفیعی جم (بازیگر)
گلشیفته فراهانی (بازیگر)
وحید هاشمیان (فوتبالیست)
نیوشا ضیغمی (بازیگر)
الناز شاکردوست (بازیگر)
- فرنگی
ارنست همینگوی (نویسنده آمریکایی)
آن لیندبرگ (نویسنده آمریکایی)
ژان کوکتو (نویسنده فرانسوی)
هلن کلر (نویسنده آمریکایی)
مارک شاگال (نقاش روس)
رامبراند (نقاش هنلدی)
مارسل پروست (نویسنده فرانسوی)
ولادیمیر پوتین (رییس جمهور سابق روسیه)
اینگمار برگمن (نویسنده و کارگردان سوئدی)
لویی آرمسترانگ (نوازنده جاز آمریکایی)
راکفلر (سرمایه دار آمریکایی)ژولیوس سزار (سردار روم)
جان گلن (فضانورد آمریکایی)
جینالو لوبریجیدا (هنرپیشه ایتالیایی)
هنری هشتم (پادشاه فرانسه)
محمد داود خان (اولین رییس جمهور افغانستان)
بی نظير بوتو (نخست وزیر پیشین پاکستان)
*مرداد ماه
- ایرانی
محمود دولت‌آبادی (نویسنده)
علی حاتمی (کارگردان)
انوشیروان روحانی (آهنگساز)
عارف عارف‌کیا (خواننده)
شقایق فراهانی (بازیگر)
حسن جوهرچی (بازیگر)
داریوش فرضیایی"عمو ********گ" (بازیگر)
منیرو روانی‌پور (نویسنده)
امین تارخ (بازیگر)
پوپک گلدره (بازیگر)
رضا صادقی (خواننده)
مهدی مهدوی کیا (فوتبالیست)
داریوش ارجمند (بازیگر)
امین زندگانی (بازیگر)
- فرنگی
آلدوس هاکسلی (نویسنده آمریکایی)
جورج والتر اسکات (نویسنده اسکاتلندی)
جان گالز ورثی (نویسنده آمریکایی)
جورج برنارد شاو (نویسنده انگلیسی)
دوروتی پارکر (نویسنده انگلیسی)
کارل گوستاو یونگ (روانشناس سوئیسی)
آلفرد هیچکاک (کارگردان انگلیسی)
موسیلینی (دیکتاتور ایتالیایی)
فیدل کاسترو (رهبر انقلابی کوبا)
ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه)
لوسیل بال (کمدین آمریکایی)
*شهریور ماه
- ایرانی
حضرت امام خمینی ره (رهبر کبیر انقلاب)
اکبر هاشمی رفسنجانی(مرد اول سیاست)
مرتضی آوینی (نویسنده و کارگردان مستند)
تهمینه میلانی (کارگردان)
فریدون مشیری (شاعر)
غلامرضا تختی (ورزشکار)
قادر میزبانی (قهرمان دوچرخه سواری)
علیرضا دبیر (قهرمان کشتی)
مهدی شجاعی (نویسنده)
هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده)
کیومرث صابری فومنی (طنز نویس)
اکبرعبدی (بازیگر)
پارسا پیروز فر (بازیگر)
امین زندگانی (بازیگر)
نیکی کریمی (بازیگر)
حسام نواب صفوی (بازیگر)
مجید صالحی (بازیگر)
امیر تاجیک (بازیگر)
جواد نکونام (فوتبالیست)
حسین پناهی (بازیگر و شاعر)
شهلا ریاحی (بازیگر)
بنیامین بهادری (خواننده)
- فرنگی
تئودور رایزر (نویسنده آمریکایی)
گوته (شاعر آلمانی)
دی.اچ لارنس (داستان نویس انگلیسی)
قوام نکرومه (سیاستمدار غنایی)
ملکه الیزابت اول (ملکه انگلستان)
جوزف کندی (سیاستمدار آمریکایی)
لیندون جانسون (رئیس جمهور آمریکا)
ویلیام هوارد تافت (رئیس جمهور آمریکا)
لئونارد برنشتاین (آهنگساز آمریکایی)
اینگرید برگمن (هنرپیشه سوئدی)
سوفیا لورن (هنرپیشه ایتالیایی)
الیاکازان (کارگردان آمریکایی)ه
نری فورد (مدیرکارخانه ماشین سازی)
پیتر سلرز (هنرپیشه انگلیسی)
دمیتری مدودف (رییس جمهور روسیه)
احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزین افغانستان)
*مهر ماه
- ایرانی
منوچهر آتشی (شاعر)
محمدرضا شَفیعی کَدکَنی (شاعر)
سهراب سپهری (شاعر)
محمد رضا شجریان (خواننده)
محمد خاتمی (رییس جمهور پیشین ایران)
علی پروین (بازیکن و مربی فوتبال)
سامویل خاچیکیان (کارگردان)
ابراهیم گلستان (نویسنده و کارگردان)
علی مصفا (بازیگر)
مهتاب کرامتی (بازیگر)
پوری بنایی (بازیگر)
الهام حمیدی (بازیگر)
باران کوثری (بازیگر)
عادل فردوسی پور ( مجری تلویزیون)
گلی ترقی (نویسنده)
- فرنگی
تامس ولف (نویسنده آمریکایی)
اسکار وایلد (نمایشنامه نویس ایرلندی)
گراهام گرین (نویسنده انگلیسی)
ویلیام فاکتر (نویسنده آمریکایی)
یوجین اونیل (نمایشنامه نویس آمریکایی)
تی.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)
آیزنهاور (رئیس جمهور آمریکا)
جورج.سی اسکات (هنرپیشه آمریکایی)
بریژیت باردو (هنرپیشه آمریکایی)
سر والتر رالی (شاعر انگلیسی)
جی.بی راین (روانشناس آمریکایی)
مهاتما گاندی (رهبر ملی هند)
لویی فیلیپ (پادشاه فرانسه)
فرانتس لیست (آهنگساز مجار)
مارچلو ماسترویانی (هنرپیشه ایتالیایی)
چارلتون هستون (هنرپیشه آمریکایی)
فردریش نیچه (فیلسوف و نویسنده آلمانی)
محمد ظاهرشاه (آخرین پادشاه افغانستان)
بیل کلینتون (رییس جمهور پیشین آمریکا)
کریس دیبرگ (خواننده ایرلندی)
جیمی کارتر (رییس جمهور پیشین آمریکا)
*آبان ماه
- ایرانی
محمد حسینی بهشتی (ریاست پیشین دیوانعالی)
نیما یوشیج (شاعر ایرانی)
علی تجویدی (موسیقیدان ایرانی)
آیدین آغداشلو (نقاش ایرانی)
فاطمه معتمد آریا (بازیگر)
آتنه فقیه نصیری (بازیگر)
مریم حیدر زاده (شاعر)
ویشکا آسایش (بازیگر)
علی کریمی (فوتبالیست)
شیلا خداداد (بازیگر)
احسان خواجه‌امیری (خواننده)
امید تاجیک (بزرگترن تاجر ایران)
- فرنگی
فرانسوا میتران (رییس جمهور پیشین فرانسه )
ماری کوری (دانشمند فرانسوی)
سالک (میکروبیولوژیست آمریکایی)
پابلو پیکاسو (نقاش اسپانیایی)
ایندیرا گاندی (رهبرملی هند)
جواهر لعل نهرو (رهبرملی هند)
ماری آنتوانت (ملکه فرانسه)
مارتین لوتر (کشیش آلمانی بنیانگذار مذهب پروتستان)
رابرت کندی (سناتور آمریکایی)
چیانگ کای چک (رهبرچین)ت
ئودور روزولت (رئیس جمهور آمریکا)
شارل دوگل (ژنرال فرانسوی)
ریچارد برتون (هنرپیشه انگلیسی)
علامه اقبال لاهوری (اندیشمند و شاعر هندی)
*آذر ماه
- ایرانی
داریوش مهرجویی (کارگردان)
علی شریعتی (اندیشمند و متفکر)
جمشید مشایخی (بازیگر)
مهتاب نصیر پور (بازیگر)
داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر)
محمدتقی بهار (شاعر و سیاستمدار)
جلال آل‌احمد (نویسنده)
لاله اسکندری (بازیگر)
بهاره رهنما (بازیگر)
امید زندگانی (بازیگر)
ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال)
علی صادقی (بازیگر)
- فرنگی
مارک تواین (نویسنده آمریکایی)
بتهوون (آهنگساز آلمانی)
جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)
وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)
فرانک سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)
پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان)
جان میلتون (شاعر انگلیسی)
*دی ماه
- ایرانی
فردوسی (بزرگترین حماسه سرای تاریخ)
ایرج جنتی عطایی (شاعر)
فروغ فرخزاد (شاعر)
حسین الهی قمشه‌ای (سخنور و نویسنده)
کتایون ریاحی (بازیگر)
ترانه علیدوستی (بازیگر)
فریبا کوثری (بازیگر)
ناصر عبداللهی (خواننده)
ماهایا پطروسیان (بازیگر)
حدیث فولادوند (بازیگر)
افسانه بایگان (بازیگر)
مریم زندی (عکاس)
رامبد جوان (بازیگر)
محمد رضا فروتن (بازیگر)
فرهاد مهراد (خواننده)
رضا رویگری (خواننده)
بهرام بیضایی (کارگردان)
رزیتا غفاری (بازیگر)
- فرنگی
ژاندارک (زن انقلابی فرانسوی)
رودیارد کیپلینگ (نویسنده انگلیسی)
لویی پاستور (شیمیدان فرانسوی)
ادگار آلن پور (نویسنده آمریکایی)
کارل سند برگ (شاعر آمریکایی)
آلبرت شوایتزر (پزشک و فیلسوف فرانسوی)
یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی)
بنجامین فرانکلین (نویسنده و سیاستمدار آمریکایی)
مائوتسه تونگ (رهبر انقلابی چین)
هنری ظمیلر (نویسنده آمریکایی)
ایزاک نیوتن (دانشمند انگلیسی)
ریچارد نیکسون (رئیس جمهور سابق آمریکا)
مارتین لوترکینگ (رهبرسیاهان آمریکا)
اواگاردنر (هنرپیشه آمریکایی)
همفری بوگارت (هنرپیشه آمریکایی)
جبران خلیل جبران (اندیشمند و شاعر لبنانی)
حامد کَرزی (رییس جمهور افغانستان)
*بهمن ماه
- ایرانی
خسرو گلسرخی ( شاعر و مبارز)
صادق هدایت (نویسنده)
سیروس قایقران (فوتبالیست)
محمود فرشچیان (مینیاتوریست)
علی نصیریان (بازیگر )
علیرضا خمسه (بازیگر )
علیرضا عصار (خواننده)
تورج نگهبان (ترانه سرای)
افشین قطبی (مربی فوتبال)
احسان حدادی (پرتاب‌گر دیسک)
شهاب حسینی (بازیگر)
سمیرا مخملباف (کارگردان)
رویا نونهالی (بازیگر)
شَهرنوش پارسی‌پور (نویسنده)
بزرگ علوی ( نویسنده)
- فرنگی
ادیسون (مخترع آمریکایی)
گالیله (دانشمند ایتالیایی)
فرانسیس بیکن (فیلسوف انگلیسی)
چارلز داروین (طبیعیدان انگلیسی)
لنگستن هیوز (نویسنده آمریکایی)
سامرست موآم (نویسنده انگلیسی)
چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)
پرلمان (نویسنده آمریکایی)
پل نیومن (هنرپیشه آمریکایی)
کیم نواک (هنرپیشه آمریکایی)
کلارک گیبل (هنرپیشه آمریکایی)
جیمز دین (هنرپیشه آمریکایی)
فرانکلین روزولت (رئیس جمهور سابق آمریکا)
آبراهام لینکلن و رونالد ریگان(روسای جمهور سابق آمریکا)
ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن)
دمیتری مندلیف (شیمیدان روس)
*اسفند ماه
- ایرانی
آیت‌الله محمود طالقانی (فعال سیاسی)
حاج احمد خمینی (فرزند رهبر پیشین انقلاب)
ایرج نوذری (بازیگر)
پروین اعتصامی (شاعر)
هوشنگ ابتهاج (شاعر)
مرجانه گلچین (بازیگر)
لیلا فروهر (خواننده)
عمران صلاحی (نویسنده)
- فرنگی
میکل آنژ (نقاش ایتالیایی)
ریمسکی کرساکف (آهنگساز روسی)
فردریک شوپن (آهنگساز فرانسوی)
اوگوست رنوار (نقاش فرانسوی)
جان اشتاین بک (نویسنده آمریکایی)
ادوارد آلبی (نمایشنامه نویس آمریکایی)
الیزابت تیلور (هنرپیشه آمریکایی)
جورج واشنگتن (رئیس جمهور سابق آمریکا)
ویکتور هوگو (نویسنده فرانسوی)
میخائیل گورباچف (آخرین رییس جمهور شوروی)



__________________

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:52
عدم استفاده صحیح از منابع طیبعی کره زمین به بهانه استخراج از معادن طبیعی برای ادامه زندگی بشر، هر ساله خسارت های زیانباری بر پیکره این کره خاکی در بر دارد. گروه های غیردولتی در سراسر دنیا در اعتراض به این روند تخریبی، با برگزاری اجلاس و صدور بیانیه سعی در حفظ محیط زیست دارند. این گزارش تصاویری از پانزده نقطه از آلوده ترین نقاط دنیا را معرفی می کند.
http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Apocalypse-now.jpg (http://www.salijoon.info/)
با روند رو به رشد جمعیت امروزه به سختی میتوان جایی را یافت که توسط انسان ها آلوده نشده باشد. در اینجا ۱۵ نقطه بسیار آلوده در زمین را معرفی میکنیم:



http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Citarum-River-Indonesia.JPG (http://www.salijoon.info/)
۱-اندونزی رود Citarum: آلوده ترین رودخانه دنیا بوده، حدود ۵ میلیون نفر درحاشیه این رود زندگی کرده و آب آشامیدنی خود را از آن تامین میکنند.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Chernobyl-Ukraine.jpg (http://www.salijoon.info/)
۲-اوکراین Chernobyl: بعد از فاجعه هسته ای چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ این روستا واقع در شمال اوکراین با جمعیت ۱۴۰۰۰ نفر در حال حاضر به دلیل آلودگی شدید هسته ای خالی از سکنه شده.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Linfen-China.jpg (http://www.salijoon.info/)
۳-چینLinfen : این شهر آلوده ترین هوا را در کل دنیا دارد. به طوری که گفته میشود اگر لباس خیستان را بیرون پهن کنید قبل از خشک شدن سیاه میشود!

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/The-North-Pacific-Gyre.jpg (http://www.salijoon.info/)
۴-شمال اقیانوس آرام: در مساحتی به وسعت ۲ برابر تگزاس جزیره ای از انواع زباله های پلاستیکی در سطح آب شناور است.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Rondnia-Brazil.jpg (http://www.salijoon.info/)
۵-برزیل Rondonia: ایالتی در شمال غربی برزیل جایی که بیشترین صدمه به جنگل آمازون برای ایجاد چرا گاه دامها وارد شده.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Yamuna-River-India.jpg (http://www.salijoon.info/)
۶-هند رودخانه Yamuna: یکی ازبزرگترین انشعابات رود گنگ است که از میان شهر دهلی عبور میکند و ۵۸ % ضایعات شهر به آن وارد میشود .با این وجود هنوز میلیون ها نفر از هندی ها از آب آن برای شستشو و آشامیدن استفاده میکنند.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/La-Oroya-Peru.jpg (http://www.salijoon.info/)
۷-پرو La Oroya : واقع در کوه های آند در پرو، شهری پوشیده از دوده. سرب موجود در خون ۹۹% از کودکان این ناحیه بیشتر از حد نرمال است.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Lake-Karachay-Russia.jpg (http://www.salijoon.info/)
۸-روسیه Lake Karachay : بر طبق گزارشات سازمان نظارت جهانی بر زباله های هسته ای Karachay آلوده ترین مکان بر روی زمین به مواد هسته ای میباشد. میزان آلودگی این منطقه به مواد رادیو اکتیوی به حدی است که قرارگیری در معرض تشعشعات حاصله حتی به مدت ۱ ساعت میتواند کشنده باشد.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/haiti.jpg (http://www.salijoon.info/)
۹-هائیتی: در گذشته ۶۰% از این کشور دارای پوشش جنگلی بوده اما هم اکنون فقط ۲ % از جنگل ها باقی مانده.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Kabwe-Zambia.jpg (http://www.salijoon.info/)
۱۰-زامبیا Kabwe: تپه های Kabwe سرشار از عناصر سرب و کادمیوم هستند و هیچ گیاهی در این منطقه قادر به رشد نیست.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Appalachia-West-Virginia.jpg (http://www.salijoon.info/)
۱۱-ویرجینیای غربی :Appalachia قله کوه های این منطقه در اثر استخراج معادن زغال سنگ و عملیات تخریبی متعدد به کلی نابود شده اند.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Dzerzhinsk.jpg (http://www.salijoon.info/)
۱۲-روسیه Dzerzhinsk: از نظر شیمیایی آلوده ترین شهر جهان است. در سال ۲۰۰۳ نرخ مرگ و میر نسبت به تولد به ۲۶۰ درصد رسید. بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۹۸ بیش از ۳۰۰ هزار تن مواد و ضایعات شیمیایی در این منطقه مدفون شده.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Riachuelo-Basin-Argentina.jpg (http://www.salijoon.info/)
۱۳-آرژانتین Riachules Basi: نام این رودخانه در لغت به معنی آلودگی میباشد. در حاشیه این رودخانه ۳۵۰۰ کارخانه در حال فعالیت اند و انشعابات غیر قانونی فاضلاب این کارخانه ها به این رودخانه ریخته میشود.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/Vapi-India.jpg (http://www.salijoon.info/)
۱۴-هند Vapi: این شهر سرشار از انواع مختلف آلاینده های شیمیایی است.جیوه موجود در آبهای زیرزمینی آن ۹۶ برابر حد نرمال جهانیست. هوا و محصولات کشاورزی آن نیز از فلزات سنگین اشباع شده.

http://www.salijoon.info/mail/890117/15a/orbit_0.jpg (http://www.salijoon.info/)
۱۵-مدار زمین: شاید باورش سخت باشد که حتی فضای پیرامون زمین هم مورد هجمه آلودگی توسط ما انسانها قرار گرفته باشد. درواقع حدود ۴ میلیون پاند زباله فلزی و کربنی و حتی فضا پیما در مدار زمین رها شده که باعث اختلال در عملکرد ماهواره ها و ارتباطات و نیز به خطر افتادن جان فضانوردان میشود.

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:53
کانادا کشور خیلی بدیه. من از این کشور متنفرم. دلایل من هم واضح و مبرهنه. برای اینکه مطمئنتون کنم که نظرم کاملا درسته بعضی از دلایلم رو اینجا می نویسم تا خودتون قضاوت کنین. فقط یادتون باشه که فکر مهاجرت به این کشور عوضی رو نکنین. به همون ایران خودمون بچسبین و از زندگی پر صلح و صفا در کنار خانواده تون لذت ببرین. این هم دلایل من:

اینجا یک نظام پزشکی احمقانه داره که آدمها رو همین طور بی دلیل مجانی معالجه می کنه. مثلا اگر برین بیمارستان هزینه ویزیت دکتر، معالجات، عمل جراحی، اتاق بیمار، غذا و داروی بیمار و خیلی چیزهای دیگه رو دولت می ده. آخه جون من کدوم کشور خراب شده ای یه همچه کار احمقانه ای می کنه. تازه تو اکثر اتاقهای بیمارستانها تلویزیون هست. برای بچه ها وسایل بازی هست. برای همراهان اتاق انتظار هست که گاهی وقتها هم توش قهوه و شکلات مجانی گذاشتن. از همه بدتر اینکه مریض چون قرار نیست پول بده می تونه آزادنه در محیط بیمارستان بچرخه. ساعت ملاقات هم به طرز احمقانه ای معمولا از صبح شروع میشه تا شب.

http://www.orthosurgery.ubc.ca/images/hospitals/St.-Pauls_lg.jpg

اکثر پیاده روها و خیابونهای شهرها پر از چمنه. آدم حالش بهم می خوره اینقدر سبزی می بینه. اَه. آخه اینم شد کار. بدتر اینکه هی شهرداری میاد سر این چمنها رو می زنه و مرتبشون می کنه. تازه اینجا این قدر پارک و بوستان هست که آدم نمی دونه کدومشون رو بره. این یکی که خیلی بده. آخه آدم گیج میشه و گیجی هم برای سلامتی مضره.

http://www.vancwa.com/vancouver_lake/Vancouver_Lake_Shady_lake_view.jpg

اینجا مدرسه ها مجانیه. تازه تو این مدرسه های مجانی تو هر کلاس معمولا بیشتر از ۲۰ تا شاگرد نیست. تا دلتون بخواد در اختیار این بچه ها وسایل بازی و امکانات آموزشی گذاشتن. آخه آدم نباید حالش از این وضعیت بهم بخوره. فکر نمی کنین چقدر بچه ها فاسد میشن وقتی فکرشون آزادنه کار می کنه و می تونن از خودشون ابتکار به خرج بدن. بدتر اینکه خیلی از بچه ها تو مدرسه دو تا زبون یاد می گیرن و وقتی دیپلمشون رو می گیرن دو تا زبون انگلیسی و فرانسه رو عین هم صحبت می کنن و می نویسن. واقعا این یکی که دیگه حالم رو بهم می زنه.


دولت لوس کانادا برای اینکه مردم رو خر کنه به اونهایی که بچه دارن هرماه یه پولی می ده. احمقانه اینه که اگر کسی در آمدش کمتر باشه پول بیشتری می گیره. بعضی ها برای هر بچه ای بیش از ۲۵۰ دلار در ماه می گیرن تازه علاوه بر اون اخیرا ۱۰۰ دلار هم بابت پول مهد کودک می گیرن. اَه اَه اَه



بیشتر راههای کانادا اتوبانه. آخه تو رو خدا یکی نیست بگه اتوبان باعث میشه آدم راحت تر باشه و این خیلی بده. بدتر اینکه اکثر این اتوبانها عوارضی ندارن و همین طور مجانی می ری توشون. تو رو خدا می بینی مالیاتی که از ما میگیرن رو صرف چه بریز و بپاشهایی می کنن.

http://www.thekingshighway.ca/PHOTOS/hwy401-189_lg.jpg

تو این کشور عجیب و غریب خدمات آزمایشگاهی مجانی. آخه آدم این رو به کی بگه. وقتی میری آزمایشگاه نه تنها خون و ادرار و اونی که نمیشه اسمش رو بگم مجانی آزمایش می کنن بلکه احمقا نتیجه آزمایش رو مستقیم می فرستن برای دکترت که مریض به زحمت نیفته. این دیگه قابل تحمل نیست.

http://agora.lakeheadu.ca/assets/2004-10/pdna.jpg

بدترین چیز اینه که تقریبا همه اتوبوسهای مدارس اینجا به یک شکلن. همه به رنگ زردن که حال آدم ازش بهم می خوره. آخه احمقا فکر می کنن اگه رنگ اتوبوس زرد باشه بهتر دیده میشه و خطر تصادفش کمتره و بچه ها جونشون بیشتر در امانه. از اون احمقانه ترش اینه که وقتی سرویس مدرسه وا میسته که بچه ها رو سوار یا پیاده کنه کلی چراغهای عجیب غریب دور و ورش روشن میشه و همه ماشینها در هر طرف خیابون که باشن وامیستن تا بچه ها با امنیت کامل تو خیابون تردد کنن. آخه چه اهمیت داره که چندتا بچه در طول سال به خاطر تصادف بمیرن که اینا این همه مردم رو به زحمت میندازن.



اگه بخوای تو کانادا یه کار جدید راه بندازی اینقدر بهت اطلاعات مجانی میدن که دیگه بالا میاری. از وب سایتهای دولتی بگیر تا مشاورای حضوری که همین طور پول مالیات رو به عنوان حقوق بهشون میدن تا به یه عده که می خوان ایجاد کار بکنن کمک کنن. آخه اینم شد کار. چرا باید از آدمهایی که طرحهای خوب تو کلشونه حمایت کرد. چرا دولت تا ۲۵۰ هزار دلار به این جور آدمها وام میده. چرا شهرداریها از این آدمهای مبتکر حمایت می کنن. این دیگه چه وضعشه بابا.

http://www.piratefrog.com/photos/catoronto_p07.jpg

از سیستم بد اداری اینجا هر چی بگم کم گفتم. بیشتر کارهای اداری اینجا یا از طریق اینترنت انجام میشه و یا از طریق تلفن. برای اینکه نکنه کارمندهای تنبلشون بخوان با ارباب رجوع سر و کله بزنن بیشتر کارها رو از راه دور و در اسرع وقت انجام می دن. این دیگه نوبرشه والا.



اینترنت تو کانادا سانسور نمیشه. اینم شد کار. هر کی هر چقدر دلش بخواد به دولت و دولت مردان اینجا فحش می ده. اینم شد روش اداره دولت. کسی رو اینجا به خاطر انتقاد کردن از دولت زندانی نمی کنن. بدتر اونکه سرش رو هم زیر آب نمی کنن. من که اصلا سر در نمیارم.



تو خیلی از شرکتهای بزرگ وقتی کارمندها میرن سر کار اصلا کارت نمی زنن. اصلا کسی ازت نمیپرسه کی اومدی کی رفتی. این دیگه چه وضعشه. اون وقت با این وجود اکثر کارمندها به موقع میان و به موقع میرن.



اینجا تقریبا هر کس هر جوری دلش بخواد لباس می پوشه و دین هم آزاده و هر کسی هر دینی که بخواد داره. کسی اصلا ازت سوال نمی کنه که دین و ایمونت چیه. یا اصلا دین و ایمون داری یا نه. این دیگه انتهای بی شعوریه.



نظام بانکی اینجا حال آدم رو بهم می زنه. بیشتر کارها اتوماتیک انجام میشه. پرداخت قبضهات رو میتونی اتوماتیک کنی. دریافت حقوقت اتوماتیکه. خیلی از کارها رو از طریق اینترنت انجام می دی. دستگاههای خود پرداز همه جا ریخته که بتونی راحت پول بگیری یا کارهای بانکیت رو انجام بدی. کارتهای اعتباری و خطهای اعتباری و غیره و غیره تو رو از اینکه به دوستان و آشنایانت برای گرفتن پول مراجعه کنی بی نیاز می کنه. همینه که آدمها از هم فاصله می گیرن. چون هیچ کس از کسی طلبکار نیست کمتر به هم دیگه تلفن می زنن.

http://www.millvillesavings.com/images/pic-endusers.jpg

آدم از پلیس کانادا نمی ترسه. بابا پلیس باید ابهت داشته باشه نه اینکه به آدم احترام بذاره. همینه که رقم جرم و جنایت اینجا کمه دیگه. لابد مردم از پلیس خجالت می کشن. چون مطمئنم که از پلیس نمی ترسن. کشور کم جرم و جنایت که کشور نیست.

http://www.baycrest.org/documents/fantino_baycrestnews.jpg

رقم تورم تو کانادا کمتر از سالی ۳ درصده. معمولا این رقم حدود ۲ درصد نگه داشته میشه. اعصاب آدم خرد میشه از بس که قیمتها زیاد نمیشن. احساس می کنی که هیچ تحرکی تو اقتصاد این کشور نیست.

http://www.banqueducanada.ca/en/ragan_paper/chart2.gif
اگه بخوام از بدیهای کانادا بگم این لیست سر به فلک می کشه ولی فکر کنم همین ۱۵ مورد برای اینکه متقاعدتون کنه کافی باشه. دیگه به اینکه فروشنده ها خوش برخوردن، پلیس از آدم رشوه نمی خواد، مردم به هم احترام می ذارن و خیلی چیزهای بد دیگه اشاره نمی کنم.
خوش باشین.
http://www.webweaver.nu/clipart/img/holidays/canada-day/canadian-flag-heart.jpg

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:54
معادله 1


انسان = خواب + خوراک + کار+ تفريح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفريح


وبنابرين

تفريح – انسان = الاغ + کار

بعبارت ديگر

انساني که تفريح ندارد = الاغي که فقط کار مي کند


*****


معادله ۲

مرد = خواب + خوراک + درآمد

الاغ = خواب + خوراک


پس

مرد = الاغ + درآمد

و بنابرين

درآمد – مرد = الاغ


بعبارت ديگر

مردي که درآمد ندارد = الاغ

*****

معادله ۳


زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

پس

زن = الاغ + خرج پول


وبنابرين

خرج پول – زن= الاغ


بعبارت ديگر

زني که پول خرج نمي کند = الاغ

*****

نتيجه گيري:


از معادلات ۲و۳ داريم:

مردي که درآمد ندارد = زني که پول خرج نميکند



پس:

فرض منطقي ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبديل به الاغ شوند..

و

فرض منطقي ۲: زنها پول خرج مي کنند تا نگذارند مردها تبديل به الاغ شوند.



بنابرين داريم ...

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول



http://mail.yimg.com/a/i/mesg/tsmileys2/18.gifhttp://mail.yimg.com/a/i/mesg/tsmileys2/04.gif

و ازفرضهاي۱و۲ نتيجه منطقي ميگيريم که:

مرد + زن = ۲ الاغي که با هم بخوشي زندگي ميکنند!

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:54
چند دقیقه با شادمهر عقیلی

موضوع درگیری شما با کنسرت گزارای لاس وگاس چی‌ بود ؟

موضوع خاصی‌ نبود فقط اینکه کسانی‌ که وارد اینکار شدن چه داخل ایران چه خارج کشور اهل این کار نیستند و مشکله ما هم همین است. یه شرایطی از قبل قرار گذاشته شده بود که محیا نشد و حضور من هم کنسل شد.همین


مگه ایرانم کنسرتی گذاشته بودی که در مورد اون ها هم این رو صادق می دونی ؟

نه اصلآ اون موقع کنسرت به این معنا وجود نداشت و الان هست که در ایران هم یک سری کنسرت ها اون هم برای یک سری افراد خاص ! برگزار میشه ولی اون جا هم کسانی که وارد موسیقی میشند از جنس این هنر نیستند و فقط فکر منفعت بیشترند .


برات جالب نیست شخصی مثل حمید عسکری که با تقلید از صدای تو شروع به کار میکنه اون هم به صورت غیر مجاز به یک باره مجوز می گیره و کنسرت های زیادی میده ولی به اشخاصی که سال هاست کار هنری میکنند مجوز داده نمیشه مثل چند تا از خواننده های هم دوره خودت که در ایرانند .

من در جریان کارهای این شخص که گفتید نیستم ولی شنیدم که در حال رکورد زدن برگزاری کنسرت هست ! مسلمآ مردم متوجه همه چی هستند . دوست ندارم زیاد در این رابطه صحبت کنم .

موسیقی داخل کشور رو گوش میدی ؟ نظرت در موردش چیه

بیشترشو گوش میدم ، ولی‌ از نظر کیفی نسبت به سال گذشته پیشرفتی نمیبینم ، تنظیم ها اکثرا مشابه هست و ملودی ها هم همون ملودی های قدیمی‌ .


یه مدت نظرات منفی‌ که به کارت بود و همه جا صحبت این بود که شادمهر دیگه اون شادمهر قدیم نیست و با رفتنش از ایران دوران اوجشم تموم شده ، شاهد بودیم که آهنگ تقدیر با ویدئو و آهنگی متفاوت بیرون اومد و می‌شه گفت تازه اوج کارای تو بود نظرت چیه؟

درسته برای تقدیر خیلی‌ وقت گذاشتیم هم از ویدئو هم از آهنگ و همونچیزی بود که دوست داشتم . من از زمانی که ایران بودم نگاهم به موسیقی عوض شده و تقدیر حاصل این نگاه جدیده .


دوباره می‌شه شاهد یک تقدیره دیگه بود ؟

نه ! هر آهنگی موقع خودش ساخته میشه و با شرایط روحی زمانش ؛ آهنگ بعدی هم از این قاعده مستثنی نیست .


پس منتظر آلبوم هم نباید بود ؟

دیگه الان store اینجا آلبوم رو نمیپذیره ، با وضعیت فروش آلبوم ها بهتره که تک آهنگ و ویدئو های متفاوت درست بشه تا یک آلبوم با چندین ترک معمولی


و هزینه ها هم از طریقه کنسرت ها به دست بیاد؟!

بله درسته.

هنوز نبض جوونای داخل ایران تو دستت هست ؟! شناختت از بین نرفته ؟

من خودمو از اونا میدونم ، موزیک من لوس آنجلسی نیست و همیشه اون خون تو رگم هست،هر وقت شرایط مهیا باشه این خون کار خودشو می‌کنه و اونچیزی که باید ساخته می‌شه.


پس موقع خاصی‌ نمیتونی‌ برای بیرون اومدن اهنگات بگی‌؟؟

نه !


کنسرتها رو چجوری میبینی‌ راضی‌ هستی‌ ؟

بله 100 درصد ، انرژی که مردم بهم میدن باعث می‌شه که این کار رو ادامه بدم .ازشون تشکر میکنم ...



در مورد اشعار . هنوز هم از شاعرای ایران می خوای استفاده کنی ؟

بله مسلم هست . کلامی که از ایران میاد تاثیر گذاره و موسیقی من فقط با اون شعر ها رابطه برقرار می کنه .


نظرت در مورد "ژاکت" آلبوم جدید محسن چاوشی ... ؟

این مدت درگیر کنسرت ها و کاره جدیدم بودم و واقعآ هنوز وقت نکردم که آلبومی رو گوش بدم ! http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/Yahoo%20New/Yahoo45.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:55
آیا میدانید : حذف بخش هخامنش از کتاب درسی تاریخ به تصویب رسید؟

آیا میدانید : فرزندان ما دیگر حتی اسم کوروش کبیر را نمیشناسند؟




ـ آیا میدانید : 29 اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟



ـ آیا میدانید : چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند




ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.



ـ آیا میدانید : کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.



ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد


ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . *



ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد



ـ آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد **



ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت



ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید *

*

ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند



ـ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است



ـ آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است



ـ آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند



ـ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد



ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد



ـ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد *



ـ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/cry.gif

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:55
آشنايی با لامبور گینی های 2009


اگر می خواهید در یک نگاه کلی نگاهی به لیست فروش لامبورگینی در سال 2009 بیاندازید . این اتومبیلها می تواند انتخاب شما باشد.این نسل از محصولات لامبورگینی با نام اختصاری LP یکی از زیباترین گروههای سوپر اسپرت را نمایان می کند . با نگاهی به مشخصات موتوری این نسل تنوعی برای علاقمندان به لامبورگینی وجود دارد.

هر چند تعدادی از خریداران حتی به اینهم راضی نمی شوند و در موسسات معروف اروپائی قلب های لامبورگینی را پر آتش تر می کنند.

لامبورگینی از استایل منحصر بفردی در طراحی گالاردو و مورسیه لوگو استفاده می کند . و ما در این صفحه با قراردادن تصاویر در کنار هم شما را به دقت در تفاوتهای کلی مدلها می بریم.

لامبور گینی در میان تولیدات خود محصولات پر سر صدای نیز دارد که بسیار کم تیراژند که در گزارش بعد این مدلها را معرفی خواهیم کرد.

*_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_*

1- لامبور گینی مورسیه لوگو LP670-4-sv

http://www.1.aksup.com/images/n3sm3xomm0b3n2v8ayk.jpg

TYPE
12 cylinders at 60°

BORE AND STROKE
88mm x 89 mm (3.46 in x 3.50 in)

DISPLACEMENT
6496 cc. (396.41 in³)

COMPRESSION RATIO
(11±0.2):1

MAXIMUM POWER
670 hp (493 kW) at 8000 rpm

MAXIMUM TORQUE
660Nm ( 487 lb-ft)at 6500 rpm

ENGINE POSITION IN VEHICLE
Longitudinal central-rear

CYLINDER HEADS AND ENGINE BLOCK
Aluminum

INTAKE SYSTEM
Variable geometry with 3 operating modes

Top speed with small spoiler 342 km/h (212.5 mph)
Top speed with big wing 337 km/h (209,4 mph)
Acceleration 0-100 km/h 3.2 s

http://www.1.aksup.com/images/ms2y6ryehb24324sjy.jpg

[/marq]
*_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_*

2- لامبور گینی مورسیه لوگو LP640

http://www.1.aksup.com/images/t2pdnkjzg951kzp1yery.jpg

TYPE
12 cylinders V 60º

DISPLACEMENT
6496 cc

BORE AND STROKE
Ø 88 mm x 89 mm

INTAKE SYSTEM
Variable geometry, 3 modes

VALVE GEAR
chain driven, intake and exhaust continuously variable valve timing, electronically controlled

COMPRESSION RATIO
11:1

MAXIMUM POWER
471kW (640 PS) at 8000 rpm

MAXIMUM TORQUE
660Nm at 6000 rpm

EMISSION CONTROL SYSTEM
Catalytic converters with lambda sensors

COOLING SYSTEM
Two water radiators + oil cooler, electronically controlled variable geometry air inlet system (Lamborghini VACS)

ENGINE MANAGEMENT SYSTEM
Lamborghini L.I.E., with individual static ignition, multipoint sequential fuel injection, drive-by-wire system, traction control system, OBD system

TOP SPEED
340 km/h
ACCELERATION
(0-100km/h) 3,4 sec.

*_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_*

3- لامبور گینی مورسیه لوگو LP640 roadster

http://www.1.aksup.com/images/mafzczfnttgdu39o9a.jpg
TYPE

12 cylinders V 60º

DISPLACEMENT
6496 cc

BORE AND STROKE
Ø 88 mm

INTAKE SYSTEM
Electronically controlled variable geometry, 3 modes

VALVE GEAR
DOHC, 48 valves, intake and exhaust variable valve timing, electronically controlled.

COMPRESSION RATIO
10.7:1

MAXIMUM POWER
640 Hp (471kW) at 8000 rpm

MAXIMUM TORQUE
660Nm at 6000 rpm

EMISSION CONTROL SYSTEM
Catalytic converters with lambda sensors.

COOLING SYSTEM
Two water radiator + oil cooler, electronically controlled variable geometry air inlet system (Lamborghini VACS)

ENGINE MANAGEMENT SYSTEM
Lamborghini L.I.E., with individual static ignition, multipoint sequential fuel injection, drive-by-wire system, traction control system, OBD system

TOP SPEED
330 km/h

ACCELERATION
(0-100km/h) 3,4 sec.

*_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_*

4- لامبور گینی گالاردو LP560-4

http://www.1.aksup.com/images/79zu81uyb6bc24eb02.jpg

TYPE
10 cylindres V90°, DOHC 4 valves,common-pin crankshaft

DISPLACEMENT
5204 cc

COMPRESSION RATIO
12,5 : 1

MAXIMUM POWER
412 kW (560 ps) at 8000 rpm

MAXIMUM TORQUE
540 Nm 6500 rpm

EMISSION MANAGEMENT SYSTEM
Bosch MED 9

COOLING SYSTEM
Engine and Gearbox radiator

COOLING SYSTEM OIL
Oil to Water cooler

COOLING SYSTEM WATER
Two water radiators

EMISSION CONTROL SYSTEM
Catalytic converters with lambda sensors

LUBRICATION SYSTEM
Dry sump

Top speed 325 km/h
0-100 km/h 3.7 sec.
0-200 km/h 11.8 sec.

http://www.1.aksup.com/images/ucde4qi2cw6xbte2dkpr.jpg

*_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_*

5- لامبور گینی گالاردو LP560-4spyder

http://www.1.aksup.com/images/jso03nul6d9k6hkutjtv.jpg

TYPE
10 cylinders V90°, DOHC 4 valves, common-pin crankshaft

DISPLACEMENT
5.2 liter

COMPRESSION RATIO
12,5:1

MAXIMUM POWER
560 hp at 8,000 rpm

MAXIMUM TORQUE
540 Nm (398 lb-ft) at 6,500 rpm

ENGINE MANAGEMENT SYSTEM
Bosch MED 9

COOLING SYSTEM
Engine and gearbox radiator

COOLING SYSTEM OIL
Oil to Water cooler

COOLING SYSTEM WATER
Two water radiators

EMISSION CONTROL SYSTEM
Catalytic converters with lambda sensors

LUBRIFICATION SYSTEM
Dry sump

TOP SPEED
324 Km/h (201 mph)

ACCELERATION 0-100 km/h (0-62 mph)
4,0 sec.

ACCELERATION 0-200 km/h (0-124 mph)
13,1 sec.

http://www.1.aksup.com/images/nboki196m92wc196kzvv.jpg

*_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_*

6- لامبور گینی گالاردو LP550 با تیونینگ والنتینوبالبونی

http://www.1.aksup.com/images/q9ykqzc8n10gsyjx25ry.jpg

TYPE
10 cylinders V 90°, DOHC 4 valves, common-pin crankshaft

DISPLACEMENT
5204 cc

BORE AND STROKE
Ø 84.5 mm x 92.8 mm

VALVE GEAR
Chain-driven, intake and exhaust continuously variable valve timing, electronically controlled

COMPRESSION RATIO
12,5:1

MAXIMUM POWER
405 kW (550 CV**) at 8000 rpm

MAXIMUM TORQUE
540 Nm at 6500 rpm

ENGINE MANAGEMENT SYSTEM
Bosch MED 9

COOLING SYSTEM
Two water radiators + oil-to-water cooler, engine and gearbox radiator

EMISSION CONTROL SYSTEM
Catalytic converters with lambda sensors

LUBRIFICATION SYSTEM
Dry sump


** = The horse power (hp) can be calculated as follows: 1 kW = 1.34 hp

TOP SPEED
320 Km/h

http://www.1.aksup.com/images/65gj4kio1n4uuokue1t.jpg

http://www.1.aksup.com/images/gyk2icut1ntdf2ozayx.jpg

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:56
در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی زنان می توانند به ازای هر بار معاشقه از شوهر خود تقاضای پول کنند.

۲) در جزیره Tazmanya واقع در جنوب شرقی استرالیا و نیز در منطقه Gippsland این کشور، عروس و داماد حین جشن عروسی روی حصیری که در میانه مجلس پهن شده، در برابر میهمانان اولین رابطه جنسی خود را برقرار می کنند.

۳) در کشور اندونزی واقع در جنوب شرقی آسیا، اگر ثابت شود که فردی عمل استمنا انجام داده، سر آن فرد را به عنوان مجازات می توانند از تنش جدا کنند.

۴) بنا به سنتی در تایوان، واقع در شرق آسیا، یکی از خویشاوندان یا دوستان داماد باید بکارت عروس را از بین ببرد. بدین ترتیب داماد می تواند از انجام این وظیفه ناراحت کننده و نامطلوب رهایی پیدا کند.

۵) بر اساس سنتی در هندوستان، زنانی که برای انجام نظافت به خانه های دیگران می روند، می توانند وظیفه پاسخ دادن به نیازهای جنسی نوجوانان مجرد ساکن خانه را نیز به عهده بگیرد.

۶) در جزیره Guam واقع در اقیانوس کبیر، مردها می توانند شغلی متفاوت و بی نظیر در سراسر جهان را داشته باشند. مردانی که این شغل را انتخاب می کنند، شهر به شهر می گردند و در ازای دریافت پول از دختران باکره، اقدام به برقراری رابطه جنسی با آنها می کنند. بر اساس سنتی در جزیره Guam ازدواج دختران باکره به هیچ وجه مجاز شمرده نمی شود.

۷) در شهر Cali کشور کلمبیا در آمریکای جنوبی، اولین رابطه جنسی عروس جوان و شوهرش توسط مادر عروس به طور کامل زیر نظر گرفته می شود.

۸) بنا به قانون موسوم به Cottonwood که در ایالت آریزونای آمریکا جاری است، زوج ها نمی توانند در اتومبیلی که لاستیک آن پنجر شده به معاشقه بپردازند

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:57
چهل گناه زبان:

1.خبري را ندانسته گفتن
2.عيب جويي از ديگران
3.مسخره کردن
4.تهمت زدن
5.فاش کردن اسرار مردم
6.رنجاندن مومن
7.سرزنش بيجا
8.دروغ گفتن
9.وعده دروغ
10.قسم دروغ
11.شهادت ناحق
12.تحريف مسائل ديني
13.حکم ناحق
14.لعنت کردن مردم
15.طعنه زدن
16.دل شکستن
17.امر به منکر
18.نهي از معروف
19.بد خلقي
20.تصديق کفر و شرک
21.غيبت کردن
22.شايعه پراکني
23.به نام بد صدا زدن
24.تملق و چاپلوسي
25.با مکر و حيله سخن گفتن
26.مزاح زياد
27.زخم زبان زدن
28.آبرو ريزي
29.کبر در گفتار
30.اداي صداي کسي را درآوردن
31.بدعت در دين
32.اظهار بخل و حسد
33.بد زباني در معاشرت
34.خشونت در گفتار
35.فحش و ناسزا گفتن
36.سخن چيني کردن
37.نااميد کردن
38.شوخي با نامحرم
39.ريا در گفتار
40.فرياد زدن بيجا

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:57
پولدارترین مرد جهان چگونه میلیاردر شد؟

http://www.jpeghoster.com/images/9o938swy9vxtpmh3tv7x.jpg (http://www.jpeghoster.com/)

بسياري از مردم در سراسر دنيا نمي‌‌دانند كارلوس سليم الو چه كسي است، در حالي كه او بي شك يكي از مشهورترين افراد در تاريخ مكزيك مي‌‌باشد. الو با ثروت خالص 35 ميليارد دلار سومين فرد ثروتمند جهان به حساب مي‌آيد. ثروت او تنها در سن 26 سالگي به 40 ميليون دلار مي‌رسيد!

كارلوس سليم الو در 28 ژانويه 1940 در مكزيكو سيتي به دنيا آمد. كارلوس از نژاد مكزيكي نيست و خانواده‌اش از مهاجران لبناني بوده‌اند. كارلوس جوان پنجمين فرزند از شش فرزند و باهوش‌ترين فرزند خانواده بزرگ ‌اش بود. او در مدرسه بر ديگران برتري داشت و همواره خود را وقف تحصيلاتش مي‌كرد.

بعد از دبيرستان او تصميم گرفت كه در رشته مهندسي تحصيل كند و در دانشگاه يونيورسيداد ناسيونال اتونوما دو مكزيكو پذيرفته شد. كارلوس به زودي دريافت كه استعدادش در كمك به سودآور شدن شركت‌ها امري است كه او را بي‌اندازه ثروتمند خواهد كرد. او با يافتن شركت‌هايي كه ارزش شديدا پاييني داشتند و سودآور كردن آنها موفقيت مالي عظيمي‌كسب كرد.

اين كار هم براي شركت‌هاي مربوطه و هم براي الو بي‌نهايت مفيد بوده است. در سال 1965 كارلوس شروع به بنا كردن پايه‌هاي گروپو كارسو نمود كه در 1966 به ثبت رسيد.از 1980 به بعد الو يك فرد موفق در بسياري از حوزه‌هاي صنعتي، خريد و فروش املاك و تجارت بوده است.

زماني كه مكزيك متحمل يك بحران مالي در سال 1982 شد، كارلوس تصميم به سرمايه‌گذاري بزرگ در بازار گرفت كه نتايج واقعا خوبي در پي داشت. تا سال 1985 گروپو كارسو كنترل شركت‌هاي زيادي را به دست گرفت.

در 1990 گروپو كارسو تل‌مكس را هم تحت كنترل گرفت و حيطه‌ جديدي از گسترش صنعتي را در سطح جهاني شروع كرد. در طي 15 سال تل مكس به واسطه بهينه‌سازي فرايندهايش، پيشرفت زيادي در سطح جهاني و تكنولوژيكي كرد.

الو كسب و كارهاي متفاوتي هم انجام داده است و بخشي از بسياري از صنايع را به دست گرفته است. مثلا او 4/6 درصد از سهام شركت نيويورك‌تايمز را در اختيار دارد كه او را تبديل به بزرگ‌ترين سهامدار اين شركت پس از صاحبان آن يعني خانواده سالزبرگر، مي‌كند.

تاكتيك‌هاي او گرچه كاملا قانوني هستند، گاهي اوقات در دنياي كسب وكار مورد انتقاد واقع مي‌‌شوند. دولت مكزيك در دوره 1990 به سمت خصوصي‌سازي حركت كرد و الو به سرعت دست به كار شد و كنترل تله‌فونسو دو مكزيك (‌تل مكس) را به دست گرفت. او به سرعت به خاطر بالابردن قيمت‌‌ها پس از بدست گرفتن كنترل شركت، مورد انتقاد قرار گرفت.

گرچه او براي بهبود خدمات تلفن در مكزيك تلاش بسياري كرده و همچنين خدمات تماس محلي و از راه دور، خدمات اينترنتي، خدمات تلفن همراه و كتابچه راهنماي تلفن را نيز ارائه كرده است. بي‌‌شك او بر صنعت تله‌‌كام حكمراني مي‌كند، زيرا در حال حاضر 90 درصد خطوط تلفن در مكزيك در كنترل تل‌مكس است. همچنين 80 درصد خطوط تلفن همراه در مكزيك در اختيار تل‌سل، شركت تلفن همراهي است كه توسط الو اداره مي‌شود.

الو همچنين صاحب بزرگ‌ترين ارائه‌كننده خدمات اينترنت در مكزيك يا حتي در ايالات متحده مي‌باشد. از سال 2006 تا 2007 ثروت كارلوس از 30 ميليارد دلار به 49 ميليارد دلار جهش كرد. الو به روشي مشابه وارن بافت كسب درآمد مي‌كند، يعني از طريق سرمايه‌گذاري دقيق و بي‌عيب، اما الو ترجيح مي‌دهد خودش را به عنوان گرداننده شركت‌ها و نه يك سرمايه‌گذار صرف تصور كند.

كارلوس پس از سال‌ها كار سخت، بخش عمده‌ شركت‌هايش را به پسرانش سپرده است و در حال حاضر او تنها در مقام رياست 5 شركت از مجموعه شركت‌هايش قرار دارد.

كارلوس به واسطه فعاليت‌هايش در حوزه تكنولوژي بارها مورد تشويق قرار گرفته است. براي مثال او جوايزي از جمله مدال لياقت كارآفريني از تالار تجارت مكزيك و مدال فرمانده لئوپولد دوم از سوي دولت بلژيك و عنوان مدير ارشد اجرايي (CEO) سال و دهه ‌(در سال 2003) را از سوي مجله تريدبيزنس دريافت كرده است. الو براي كارهاي خيرخواهانه‌اش نيز شهرت دارد.

صندوق توسعه آمريكاي لاتين كه او رييس آن است، بودجه‌اي بالاي 10 ميليارد دلار دارد كه صرف پروژه‌هاي مختلف فرهنگي در سرتاسر آمريكاي لاتين مي‌شود. به علاوه او بسيار علاقه‌مند طبيعت و هنر است

h.a.m.i.d
07/13/2011, 18:58
يكی از مهم‌ترين‌ موضوعاتِ موردِ علاقه‌یِ من مطالعه درباره‌ی فرهنگ‌ها، اقوام و زبانِ آن‌هاست. به همين واسطه مطالعه درباره‌ی زبان‌شناسی را هم خيلی دوست دارم. در دسته‌بندیِ وبلاگم «زبان‌شناسی» را هم قرار دادم، تا اگر مطالبی درباره‌ی اين شاخه‌ی بسيار جذّابِ علومِ انسانی نوشتم در آن قرار دهم.

واقعيت این است که، زبان‌های زيادی ادّعا شده كه سخت‌ترين زبان دنيا هستند. قضاوت‌ها هم معمولاً بر دو پايه‌یِ: راحتی يادگيری برای كودكانِ تازه به دنيا آمده و هم‌چنين ميزانِ چالش برانگيزی يك زبان برای كسی كه آن را می‌خواهد به عنوانِ زبان دوّم ياد بگيرد، صورت می گيرد.

زبان به مثابه زبان دوّم فرد
آشكار است كه ميزانِ سختیِ يك زبان برای يادگيرنده بستگی به فاكتورهای زيادی دارد كه مهم‌ترينِ آن‌ها زبانِ مادریِ خودِ شخص است. بنابراين درست كردن يك جدولِ يونيورسال مربوط به سخت‌ترين زبان‌های دنيا كاری بی‌معنی خواهد بود. برایِ مثال برای يك انگليسی‌زبان يادگيری زبانِ فريسان -زبانی که در ناحیه‌ای در هلند رایج است- بسيار راحت‌تر از يك ژاپنی‌زبان خواهد بود. پس، درجه‌یِ سختیِ زبانِ دوّم با گنجينه‌یِ لغت، دستور زبان، ساختارِ جمله، ساختارِ زبان، فرهنگ و خيلی چيزهایِ ديگرِ مربوط به آن زبان، رابطه‌ی مستقيمی دارد. لازم به توضيح است كه، اين درجه‌یِ «نزديكی» بينِ دو زبان هميشه هم مربوط به هم‌خانواده بودنِ زبان‌ها نيست. برایِ مثال انگليسی‌زبان‌ها اغلب می‌گويند زبانِ اسپانيايی را خيلی راحت می‌توانند ياد بگيرند. اين به دليلِ نزديكیِ فونولوژی اين دو زبان است.

ميزانِ در دسترس بودنِ گويش‌وران
از اين نظر زبانِ سنتينلی سخت‌ترين زبان دنيا بايد باشد. چون ساكنانِ جزيره‌ی سنتينلِ شمالی برایِ چند صد سال ارتباطِ خود با جهانِ خارج را قطع كرده‌اند و هيچ كس را هم به جزيره‌شان راه نمی‌دهند. بنابراين هيچ كس در هيچ كجایِ جهان به غير از جزيره‌ی سنتيل قادر به يادگيریِ آن زبان نيست!

برایِ انگليسی‌زبان‌ها
ديپلمات‌هایِ انگليسی‌زبان اطّلاعاتِ جالبی در اين خصوص ارائه می‌كنند:
نتايجِ تحليلِ ۶۳ زبان از سویِ انستيتو سرويسِ امور خارجه‌یِ دپارتمانِ دولتیِ ايالاتِ متّحده زبان در اين زمينه برایِ يادگيری خواندن و نوشتن در ۸۸ هفته نشان می‌دهد زبان‌های «عربی، چينیِ يو، چينیِ ماندارين، ژاپنی و كره‌ای» سخت‌ترين زبان‌ها هستند. كه از زبانِ ژاپنی در اين ميان به عنوانِ پيچيده‌ترين زبان می‌شود.
ريچارد برِشت از مركزِ ملّی زبان‌هایِ خارجی می‌‌گويد: «بدون هيچ سؤالی ژاپنی سخت‌ترين زبان است. خلی دوست داشتم اين زبان رو ياد می‌گرفتم ولی اون خيلی افسرده‌كننده ست.» و اضافه می‌كند دپارتمان دولتی به دانشجويانِ خود مدّت زمانی سه برابر بيش‌تر از زمانی كه برایِ يادگيریِ زبان‌هايی مثلِ اسپانيايی يا فرانسوی می‌دهد، فرصت ارائه می‌كند.

برایِ ایرانی‌ها
شايد نزديك‌ترين زبان به زبانِ فارسی (به غير از زبان‌هایِ هم‌خانواده‌ی فارسی در داخلِ ايران هم‌چون كردی، لری، گيلكی، مازنی و …) زبانِ عربی باشد. دليلِ عمده‌یِ اين مسئله هم وجودِ واژگان بسيار زيادِ عربیِ دخيل در فارسی ست. اين وضعیّت هم‌چنين با ميزانِ كم‌تری در موردِ زبانِ تركی هم صادق است. از اين نظر يادگيریِ عربی با توجّه به پيوندهایِ مدهبی و فرهنگی بينِ سه فرهنگِ عربی، تركی و فارسی، چندان برایِ فارسی‌دان‌ها سخت نيست.

به نظرِ خودِ من كه به دو زبانِ فارسی و تركی مسلّط هستم و با انگليسی و عربی آشنايیِ نسبی دارم و مطالعاتی هر چند اندك درباره‌ی زبان‌ها داشته‌ام، زبان‌هایِ يونانی، ژاپنی، ماندارين و كره‌ای جزوِ سخت‌ترين زبان‌ها برایِ يادگيری هستند. به اين اطًلاعات درباره‌ی برخی از اين زبان‌ها توجّه كنيد:

زبانِ ژاپنی
ژاپنی‌ها سه خط برایِ زبانِ خودشان ابداع كرده اند: كانجی، هيراگانا و كاتاكانا. با كانجی، كه شاملِ ده تا پانزده هزار كاراكتر است، كلماتی كه از زبانِ چينی وارد شده، با هيراگانا كلمات اصيلِ ژاپنی و با كاتاكانا هم كلماتِ دخيل از زبانِ انگليسی و ديگر زبان‌ها را می‌نويسند. از اين نظر ژاپنی پيچيده‌ترين زبانِ دنياست. بيش‌ترِ كلمات در زبانِ ژاپنی داراریِ دو تلفّظ هستند: تلفّظِ چينی و تلفّظِ ژاپنی. با صداهای كاملاً متفاوت. بنابراين يادگيریِ ژاپنی مثل اين است كه بخواهيد دو زبان را در يك زبان ياد بگيريد!



تلفّظِ همه‌یِ ۸ حروفِ كانجی بالا «شين» است. با معانیِ كاملاً بی‌ربط به هم. معنیِ آن‌ها از راست به چپ: «والدين، قلب، كِشِش، درست، تازه، ايمان، پيشرفت و خدا» است. نكته‌یِ جالب اين كه، بر خلافِ چينی، در ژاپنی تغييرِ تونِ صدا برایِ ايجادِ تمايز ميانِ كلمات وجود ندارد و بنابراين تلفّظى همه‌ی اين كلمات دقيقاً مثلِ هم است.

زبانِ ماندارين:
«فرق عمده‌یِ زبانِ چينی ماندارين با اكثر زبان‌هایِ ديگرِ جهان در آهنگين بودن آن می‌باشد.بدين صورت كه هر هجا در اين زبان، در ۴ آهنگ و تعدادی ازهجاها نيز به صورتِ استثنائی در ۵ آهنگ تلفّظ می‌شوند. تعدادِ كاراكترهایِ(علائم نگارشی)اين زبان، كه در چينی به آن‌ها خَنزی گفته می‌شود، به طورِ سنّتی بالغ بر هفتاد تا هشتاد هزارعدد می‌باشد، كه البته امروزه همگیِ آن‌ها (جز برای كاربردهای ادبی و مطالعاتی) منسوخ شده‌اند و در حال حاضر يك چينی يا يك خارجی كه می‌خواهد چينی بياموزد، برای آن‌كه بتواند بگويد سواد كامل دارد، بايد تنها حدودِ ده هزار كاراكتر را بتواند بخواند و بنويسد. امروزه برای آوانويسی اين زبان از سيستمی مبتنی بر الفبایِ لاتين به نام پين اين(pin yin)استفاده می‌شود.» اطّلاعاتِ بيش‌تر

زبانِ يونانی
«بنابر اين در حالت کلي پسوندهایِ اسامي بر سه چيز دلالت دارند: جنسيتِ اسم، مفرد يا جمع بودنِ آن و حالتِ اسم يا نقشِ اسم در جمله. از اين رو اگر جدول مشابه جدول فوق [جدولِ تصریفِ کلمات] را برایِ حالتِ مونّث و خنثی نيز تشکيل دهيم، رویِ هم رفته ۲۴ نوع پسوند خواهيم داشت، که بعضي از آن‌ها ممکن است مشابه باشند، امّا تفکيکِ کلّيّه‌یِ حالاتِ فوق برایِ متکلّم امری ضروری ست. يعنی يک شخصِ متکلّم به زبانِ يوناني در هنگامِ به کار بردنِ هر اسمی بايد يکی از ۲۴ حالت را به صورتِ سريع و بدونِ تپق زدن انتخاب کند!

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:50
موضوع انشاء : از شعر زير چه مفهومي را برداشت ميکنيد ؟
از اون بالا کفتر ميايه يک دانه دختر ميايه !
سيا بغل جا جا ، تو منه ديوانه کردي !
مـــدادم را در قــــلب سفيد کاغذ فــــشار می دهـــــم تا انشاء ام آغاز شود .
اين شعر خيلي با مفهوم ميباشد و من از اين شعر خيلي برداشت ميکنم !
ما هميشه از داخل تلويزيون نگا ميکنيم و پدر من خيلي توی کف اين دختر افغانيه ميباشد و مادرم غيرتي ميشود و به همين دليل پدرم هر شـــــــب شام نخورده ميباشد . مادرم وقتي که خيلي قاطي مي باشد در غذاي پدرم مرگ موش ميريزد ولی پدرم خيلی قوی است و هنوز زنده ميباشد .
ما اين شعر را در ماشين گوش ميدهيم و پدرم جو زده ميباشد و ما خــــيلي حال ميکنيم .
پدرم اين شعر را براي مادرم ميخواند و به او ميگويد :
" اي دخــتر افغاني من يه ایراني هستم "
ولي مادرم خيلي شاکي ميباشد و با يك توگوشي جانانه به پدرم مي کوبد .
ما خيلي به مهماني ميرويم و يکبار پدرم در يک مهماني با اين آهنگ در حال انجام حرکات موزون بود که ما را گرفتن و تا صبح در بازداشت بوديم و خـــيلي خوش گذشت .
پدر من هميشه توي حمام اين آهنگ را ميخواند و خيلي صداي پدرم فالش ميباشد و مادرم آبگرمکن را خاموش ميکند و پدرم هميشه بـــــــــعد از حمام به صورت قنديل ميباشد .
پدر من هر شب به برنامه عسل جون زنگ ميزند و خيلي آهنگ در خواست ميکند ولي همه دارند دنبال گيتار اون آقاي تو دماغي ميگردند و کسي به حرفهای پدر من گوش نمیدهد.
من و پدر و مادرم به شعر و ادبيات خيلی دوست داريم و من از اين شعر خيلی خوشم ميآيد

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:52
روش براي راه رفتن روي اعصاب ديگران http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif
1.
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2.
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3.
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4.
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5.
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

6.
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

7.
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

8.
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9.
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10.
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11.
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

12.
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

13.
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

14.
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

15.
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16.
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

17.
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

18.
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

19.
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

20.
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

21.
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

22.
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

23.
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

24.
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

25.
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

تست شده هست http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:53
پيش بيني قرآن از حوادث يازدهم سپتامبر



أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (108) لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (109)

ترجمه: آيا كسي كه اساس كار خود را بر پايه تقواي خدا و رضايت او گذاشته كارش بهتر است يا كسي كه اساس كار خود را بر كنار پرتگاهي نهاده كه در حال فروريختن است و با آن در آتش جهنم مي‌افتد؟ و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي كند. (108)
بنايي كه ساخته‌اند همواره مايه تشويش در دلهايشان خواهد بود تا آن هنگام كه دلهايشان تكه ‌تكه شود و خدا دانا و حكيم است. (109)

آدرس برجهاي دوقلو:
New York City, No. 108/109 JORF HARR Street

حالا به اين نکات توجه کنيد:
- در آيات مورد نظر عبارت "جرف هار" به کار رفته که نام خيابان برجهاي دوقلو “Jorf Harr” است.
- شماره آيات مورد نظر 108 و 109 مي باشد که برابر با آدرس برجهاي دوقلوست. ضمناً در بعضي از نسخه هاي قرآن شماره اين دو آيه 109 و 110 مي باشد که در اين صورت نيز 110 برابر با تعداد طبقات برجهاي دوقلوست.
- سوره توبه 9امين سوره قرآن مي باشد که برابر با ماه حادثه 11 سپتامبر است.
- سوره توبه در جزء 11ام قرآن قرار دارد که برابر با روز حادثه 11 سپتامبر است.
- سوره توبه در حزب 21ام قرآن قرار دارد که برابر با قرن حادثه 11 سپتامبر است.
- تعداد حروف سوره توبه تا اين آيات 2001 حرف مي باشد که برابر با سال حادثه 11 سپتامبر است.

--------------------------------------

یك نكته در مورد 11 سپتامبر، شما در محيط word با يه فونت معمولي و البته با حروف بزرگ متن زير را تايپ كنيد:

NYQ33

NY: مخفف نيويورك است

Q33: شماره پروازي بود كه به يكي از برجها اثابت كرد

حالا اين متن را مارك كنيد و فونت را به wingdings تغيير دهيد

چه خواهيد داشت ؟

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:54
مطالب زیر در مورد راز دلار هست از این منبع (http://www.antisemitism.blogfa.com/post-7.aspx). بخونین ضرر نمی کنین!
با اینکه عکس ناجوری نداره ولی فکر کنم عکساش هیتلره، با هیتلر شکن بازشون کنین!http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif

ششم ژوئيهسال 1785كنگره آمريكا ( که در آن زمان، تنها يك مجلس بود) به اتفاق آراء دلار«« Dollar را واحد پول آن كشور قرار داد. پيش از استقلال ايالات متحده یعنی در 4 ژوئیه 1776 ، پول انگلستان (ليره) در 13 مهاجر نشين انگليسي آمريكاي شماليرايج بود.
در جريان انقلاب، آمريكائيان سكه نقره اي اسپانيا به نام «دلار» را كه درمكزيك رايج بود وسيله داد و ستد قرار داده دادند و به همين دليل نام پول ملي خود را «دلار» گذاشتند.
سكه دلار نقره اي از قرن چهاردهم بیش از سه قرن به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رايج بود كه اسپانيايي ها آنرا حفظ كردند و به مستعمرات خود در قاره آمريكا منتقل ساختند.
اس با خط عمودي« $» كه علامت بين المللي دلار است نيز از اسپانيايي ها اقتباسشده كه پول خود را با علامت P (پي)مشخص مي كردند و اين «P» در آمريكاي شمالي بهتدريج و در جريان نوشتن به شكل «$» درآمد.(1)
روند گنجاندن نمادهای یهودی – ماسونی در اسکناس 1 دلاری ختم نگشت و تمامی اسکناسهای بعد از آن نیز از این امر مستثنا نبودند.
اما اسکناس 1 دلاری به عنوان نخستین اسکناس و از طرفی دیگر به لحاظ تعدد نشانه های ماسونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که کشف رمز از آن نیات پشت پرده و مخوف طراحان نظم نوین جهانی را آشکار می سازد.
پیش از پرداختن به این مسئله توضیحی اجمالی راجع به برخی اعداد مقدس ماسونها را لازم می دانم .
نخستین عدد 9 است که به حلقه 9 نفره زنجیره ماسونها ، تعداد استادانی که در جستجوی حیرام رفتند تعداد ضربه های درجه استادی و...(3) اشاره دارد.
دومین عدد 11 است که آن نیز به دوستون بواز و جاکین که بنا بر اعتقاد ماسونها در ابتدای معبد سلیمان قرار داشتند، عرض حمایل استاد به سانتی متر (مجموع ستارگان 5 و 6 پر)، تنها عدد دورقمی که اکر برعکس شود تغییر نمی کند و ...(4) اشاره دارد.
سومین عدد 13 است که بی شک از مهمترین نشانه های تعلق فراماسونری به یهودیان و مصر باستان است که دلایلی از قبیل اتفاق موسوم به پوریم در 13 فروردین در عهد خشایار شاه ، 13 تکه از بدن اوزیریس که توسط ایسیس(خدایان مصر باستان) پیدا شد ، خیانت سیزدهمین نفر(یهودا اسکاریوتی) به حضرت مسیح (ع) و ... مد نظر است.
چهارمین عدد 33 است که اشاره دارد به 33 رتبه و درجه فراماسونری ، حاصل ضرب عدد مقدس ماسونها یعنی یازده در سه مرتبه شاگردی- ابزار یاری و استادی (11* 3=33) ، سن حضرت مسیح هنگام کشته شدن(البته به نشان تمسخر مسیح توسط یهودیان) و...
پس از این مقدمه نسبتا طولانی در ذیل به ترتیب به برخی از نشانه ها ی یهودی- ماسونی موجود در یک دلاری اشاره می گردد:
http://dc172.4shared.com/img/143284054/fefcedf5/a__4_.jpg?sizeM=3
الف : نمادهی ماسونی در روی 1 دلاری:

1- درج تصویر جرج واشنگتن به عنوان اولین رییس جمهور آمریکا که فراماسون اعظم و دارای درجه 33 در این تشکیلات بود البته بنای یاد بود وی در واشنگتن مملو از نشانه های ماسونی است.
2- استفاده از 13 دایره در مهرسبز رنگ وزارت دارایی امریکا در شکل ^ مانند . البته خود شکل ^ ، نماد مردانگی در مصر باستان و در میان یبوسی ها بوده و اشاره به یکی از شرایط اصلی عضویت در لژهای فراماسونری یعنی مرد بودن دارد که تاثیر آن در درجه نظامیان کنونی (گروهبان و استوار) کاملا مشهود است.
3- استفاده از مجموع 13 برگ و میوه در سمت چپ و راست تصویر جرج واشنگتن(دایره های قرمز رنگ)
4- استفاده از 33 حلقه در قسمت چپ و راست در پایین دلار (بیضی های سبز رنگ) که گویای 33 حلقه زنجیر وار رتبه های ماسونی برای رسیدن به مقام استادی اعظم یا بزرگ بازرس کل (همان فراماسون درجه 33 )است.
http://dc172.4shared.com/img/143284269/a8e416e5/a__2_.jpg?sizeM=3
5 – گنجاندن تصویر جغد در گوشه بالایی و سمت راست دلار به گونه ای کاملا ماهرانه و مخفیانه که به سادگی قابل رویت نیست و نیاز به بزرگنمایی بسیار زیادی دارد .(دایره ها و فلش آبی رنگ)نا گفته نماند که جغد نماد یهودی مارانوس (یهودی که برای پیش بردن اهدافش دین خود را مخفی میکند) است و به این نکته اشاره دارد که کشور ایالات متحده با چه اندیشه و مبانی فکری تاسیس گشته است البته فقط و فقط ذکر نقش یهودیان و پیوریتنهای موثر در تاسیس امریکا خود به تنهایی کتابی قطور می شود که فرصتی دیگر را می طلبد.در تصویر هوایی از کنگره آمریکا نیز به سهولت می توان تصویر جغد را در اطراف این ساختمان تشخیص داد.
http://dc172.4shared.com/img/143284271/bf24af96/a__9_.jpg?sizeM=3
6- نباید از طراحی های تار عنکبوت مانند زمینه دلار به سادگی گذشت چراکه به طرز ماهرانه ای سمبل ها ونمادهای مورد احترام و تقدیس ماسونها و یهودیان را در آن خواهید یافت . به عنوان نمونه خرگوش نیم رخ که چشم چپش به سمت بیننده است دقیقا در روبروی تصویر پنهانی جغد برایتان به رنگ سفید مشخص گشته است.
(لوگوی p l a y b o y که از نشانه های غیر اخلاقی و سین کاف سین است نیز از همین نماد گرفته شده است)
شایان ذکر است از دیدگاه سمبولیک برخی حیوانات مانند مار ، جغد ، خرگوش ، ققنوس(پرنده افسانه ای) و بز برای ماسونها و شیطان پرستان مقدس هستند اما از این میان جغد به سبب گردش سیصدو شصت درجه ای گردنش و نیز خرگوش به دلیل اینکه همیشه بیدار است نماد هوشیاری و تسلط گشته اند. که از دیدگاه ماسونها این خصیصه بسیار مهم می نماید و الگوی چشم جهان بین که در باره آن سخن خواهیم راند نیز گواهی بر این مدعاست.
از سوی دیگر نیز اگر دقت فرمایید با فرهنگ سازی جریان فراماسونری از طریق کارتونها ، داستانها و.. خرگوش نماد با هوشی ، جغد و بز نیز نماد حکمت و دانایی گشته اند .
http://dc172.4shared.com/img/143284270/c8239f00/a__10_.jpg?sizeM=3
ب: نمادهی ماسونی در پشت 1 دلاری:
1 - مهر بزرگ امریکا:
قبل از تعطیلی مجلس آمریکا در تاریخ چهارم جولای 1776، کمیته ای انتخاب شده بود تا مهری برای این کشور تهیه نمایند. اعضای کمیته 5 نفر بودند که سه نفر از آنها شامل بنیامین فرانکلین، جان آدامز و توماس جفرسون می شد که پیش نویس بیانیه استقلال آمریکا را تهیه کردند.
ایشان افراد اولین کمیته به حساب می آمدند. قبل از آن که طرح مهر به تصویب نهایی برسد، دو کمیته دیگر و جمعا 14 نفر و به مدت 6 سال بر روی آن کار کردند. طرح نهایی که در تاریخ 13 ژوئن 1782 مورد تصویب مجلس قرار گرفت، توسط چارلز تامپسون با سمت منشی به مجلس ارایه شد. وی در این طرح پیشنهادات مشاوران و هنرمندان هر سه کمیته را لحاظ کرده بود. نکته جالب در این میان تعلق تقریبا تمامی افراد این کمیته ها به تشکیلات فراماسونری بود لذا بررسی به کار گیری نماد های گوناگون ماسونی در مهر رسمی ایالات متحده امریکا که به سبب تعدد ، باید آنرا مهر ماسونی امریکا دانست. از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
http://dc172.4shared.com/img/143284272/262dfe2c/a__8_.jpg?sizeM=3
اگر اندکی دقت فرمایید عقاب که نماد پرنده زئوس خدای یونان باستان است در پنجه راست خود شاخه زیتونی شامل 13 برگ و 13 میوه نگه داشته ، و در پنجه دیگر 13 تیر .
دم عقاب دارای 9 پر است از سویی دیگر هر بال این عقاب 33 پر دارد که قبلا راجع به این اعداد توضیح داده شد.
در منقار عقاب نواری قرار دارد که بر روی آن به زبان لاتین نوشته شده (E PLURIBUS UNUM) که به معنی "وحدت از کثرت" است (اشاره به ایالات متحده) اما نکته جالب تعداد حروف این جمله بوده که شامل13 حرف است .
بر روی سر عقاب 13 ستاره قرار گرفته که در مجموع یک ستاره شش پر(ستاره داوود) را تشکیل میدهد.که نشان از تعلق امریکای 227 سال پیش به یهودیان و مارانوس ها دارد .
بر سینه عقاب سپری قرار دارد که بر روی آن 13 خط قرمز و سفید (پرچم امریکا) نقش بسته گفتنی است رنگ قرمز و سفید رنگ دو ستون معروف ماسونها یعنی بواز و جاکین بوده است .(5)
البته در دلار به جهت سیاه سفید بودن، این رنگها مشخص نیست . و دیگر اینکه دلیل مذکور علت و تفکر پشت پرده طراحی پرچم امریکا نیز محسوب می شود.
در مهر بزرگ صورت عقاب به سمت پنجه ای است که شاخه زیتون(به عبارتی شاخه درخت غار) را نگاه داشته است. صورت عقاب در مهر ریاست جمهوری در جهت مخالف یعنی به طرف پنجه ای بود که تیرها را نگاه می داشت تا این که در سال 1945 "هری ترومن" سی و سومین رییس جمهور امریکا دستور طراحی مجدد آن را به سمت شاخه زیتون صادر کرد.(6)
در واقع ترومن پس از حمله وحشیانه اتمی به ژاپن و به شهر هیروشیما و ناکازاکی در نزدیکی مدار 33 درجه زمین !!! و معرفی کشورش به عنوان ابر قدرت جهان این دستور را داد تا با گرداندن سر عقاب از سمت تیر ها (نماد جنگ)به سمت شاخه زیتون (نماد صلح) چهره کریه و خون خوار امریکا را اندکی تطهیر کند و در لفافه آغاز نظم نوین جهانی را اعلام نماید.شایان ذکر است سال 1945 سال طلاییی ماسونها بود و آنها خود را از پیش برای آن مهیا کرده بودند چراکه اگر سال استقلال امریکا 1776 را از این سال(1945) کسر کنیم عدد حاصل یعنی 169 حاصلضرب 13 در خودش می شود (13*13 =169).
2 - در سمت راست مهر ماسونی دلار و نیز در منتها الیه سمت چپ دلار (داخل بیضی های قرمز) 13 میوه قرار گرفته است .
3- در وسط دلار عبارت (IN GOD WE TRUST) به معنی ما به خدا اعتقاد داریم (داخل بیضی آبی رنگ) نوشته شده است که ممکن است ما را قدری سردر گم و دچار پارادوکس گرداند ولی در حقیقت این عبارت برای اولین بار در سال 1957 و در اوج کشمکش های جنگ سرد با شوروی بر روی دلار نقش بست چراکه شوروی عملا کمونیسم و بی دینی را ترویج می نمود و آمریکا برای جلب نظر کشور های مسیحی و عموما دین مدار دست به این اقدام زد.(7)
جالب اینجاست به محض پایان یافتن جنگ سرد طرحی برای حذف این عبارت از پشت دلار به کنگره رفت که به جهت فشار افکار عمومی تصویب نشد و لی ماسونها که در نهان هیچ گونه سنخیتی بین خود و خدا نمی دیدند ، در یک اقدام شیطنت آمیز در ماه مارس سال 2007 با حذف این عبارت (IN GOD WE TRUST) از سکه های یک دلاری یادبود جرج واشنگتن ، اندکی از افکار شوم و دین ستیزانه خود را آشکار نمودند که در نهایت مجبور به عذر خواهی از مردم آمریکا شدند .
سوای تمامی دلایل مذکور چه دلیلی دارد که یک کشور بر روی اسکناس خود عبارت ما به خدا اعتقاد داریم را قرار دهد مگر دیگر کشور ها که چنین کاری نکرده اند به خدا اعتقاد ندارند! در واقع می بایست این اقدام سردمداران امریکایی را نوعی وانمود سازی دانست. شبیه فرد دروغ گویی که تکه کلامش "من از دروغ بدم می آید" است.

4- مهر اعظم ایالات متحده امریکا :
این مهر به شکل کنونی آن در زمان رزولت بر روی دلار قرار گرفت شما می توانید آنرا درسمت چپ دلار مشاهده فرمایید همانگونه که مستحضر هستید تصویر هرمی نامانوس به چشم می خورد که نماد هرم خئوپوس مقبره فرعون و نشان عالی انجمن های فراماسونری است.
این هرم از 13 ردیف سنگ چین تشکیل شده است و در مجموع 72 خشت دارد که اشاره دارد به 72 نیرو یا نام خدای کابالیستها.(8) که البته کاربرد آن در موارد دیگری نیز دیده شده است مانند تعداد نفر های عضو در حلقه " صاحب دلان" (9)
بر روی این هرم به لاتین عبارت 13 حرفی " ANNUIT COEPTIS " به معنی خدا همیشه یاور ماست ، نقش بسته است که به گونه ای دیگر همان عبارت " IN GOD WE TRUST " است .
البته عده ای از زبان شناسان غربی آنرا "announcing conception"به معنی "آشکار کردن رشد مخفی" معنی نموده اند چراکه conception"" در زبان انگلیسی " لقاح‌ تخم‌ وشروع‌ رشد جنين‌ " معنی می دهد که مفهوما به معنای آشکار کردن فعالیتهای شبکه مخفی فراماسونری در نظم نوین جهانی است.
در زیر این هرم عبارت " NOVUS ORDO SECLORUM " به زبان لاتین نوشته شده است.
که به معنای"NEW WORLD ORDER" یعنی "نظم نوین جهانی " یا "حکم جدید برای جهان" است که شما بارها آنرا در سخنرانی های سردمداران امریکا علی الخصوص بوش پدر و پسر و اوباما شنیده اید.(10)
برخی نیز این عبارت لاتین را "new order of the secular" به معنی "نظم جدید سکولاریسم " معنی نموده اند.
مجموع برگها و میوه های موجود در پشت دلار 72 عدداست که همانگونه که توضیح داده شد نشان از نفوذ کابالیستهای یهودی در امریکاست.
پشت هرم بیابانی لم یزرع قرار دارد و جلوی آن گیاهانی روییده است . منظور از بیابان آشوب در اروپا و جنگ های متوالی است که ماسونهای آمریکا به امید تاسیس حکومت جهانی ِ ماسونی – یهودی خویش.خود را از آن بیرون کشیده و اولین کشور ماسونی جهان را تاسیس نمودند.
شاید برایتان تعجب آور باشد که چرا این هرم شکلی نامانوس داشته و راس آن جدا ودر وسط آن چشمی نورانی قرار دارد. این چشم نماد "RA" از خدایان مصر باستان است که در پاگانیسم یونانی چشم لوسیفر یا همان چشم شیطان است ، یونانیان آنرا ستاره صبح (11) می دانستند و همواره آن را به صورت درخشان ترسیم می نمودند.
با اینکه شاید اندکی از موضوع اصلی فاصله بگیریم ولیکن ذکر حدیثی از امیر المومنین در پاسخ به شخصی که از وی در مورد دجال پرسیده است را مفید میدانم. ایشان در پاسخ به این شخص می فرمایند: عينه اليمنى ممسوحه والأخرى في جبهته تضيء كانها كوكب الصبح (چشم راست ندارد و چشم چپش در وسط پیشانی اش قرار گرفته نور می دهد گویا ستاره صبح است) . (12)
راستش انسان از این همه شباهت به شگفت می آید چراکه اگر تصویر را زوم کنید از شکل ابرو و گوشه چشم روی هرم متوجه خواهید شد که این چشم ، چشم چپ است و از سوی دیگر نورانی بودن آن و نیز اینکه لوسیفر را در اسطوره شناسی یونانی ستاره صبح می دانند انسان را حیرت زده می کند.
چشم لوسیفر بر همه جهان نظارت داشته و هنگامی که نظم نوین جهانی به ثمر برسد (تخرییب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلیمان و حکومت علنی ماسونی - یهودی برجهان) قسمت فوقانی هرم به بدنه آن خواهد چسبید. اگر اندکی دقت فرمایید متوجه الگوی استفاده از چشم چپ در این مورد نیز خواهید شد (13)
در واقع گروه فرانکلین میخواستند که مهر منعکس کننده مشیت الهی باشد و در این راستا بلاتکلیفی اسباط اسرائیلی را به نمایش بگذارد. یعنی تا روزی که دوباره یهودیان به معبد سلیمان باز نگردند این هرم نا تمام خواهد ماند.
http://dc172.4shared.com/img/143284268/dfe32673/a__3_.jpg?sizeM=3
در قاعده هرم عبارتی (اعداد) یونانی "MDCCLXXVI"نقش بسته که از نظر ارزش عددی (جمع حروف به صورت ابجد) همانگونه که در تصویر می بینید برابر با 1776 سال استقلال امریکاست . اما اگر این حروف را بر روی اهرام ثلاثه مصر باستان در نظر بگیرید جمع قاعده این اهرام همانگونه که در تصویر محاسبه شده است برابر با 666 می شود که عدد لوسیفر یا همان شیطان است.
البته ماسونها بارها تلاش کردند تا با دلایل واهی این وابستگی شدید خود به کابالای یهود و مصر باستان را مخفی نگه دارند برای نمونه جوزف کمبل ،اسطوره شناس معروف ، می گوید:
هنگامی که در سطوح پایین هرم قرار دارید،می توانید این سو یا آن سو باشید.اما هنگامی که به راس می رسید همه نقاط به یکدیگر می رسند و اینجاست که چشم خداوند(!!!) گشوده میشود.
عبارت"ANNUIT COEPTIS" عقیده فرانکلین بود که یک نفر به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد اما چند نفر با کمک خدا قادر به انجام هر کاری هستند.(14)
اکنون قضاوت با شما ست آیا این نمادها و نوشته های عجیب این معنا را می دهد؟ آیا برای بیان اینکه به کمک خدا نیاز داریم باید چشم چپی را در حالت جدا و درخشان بر روی هرم خئوپوس قرار دهیم ؟ !!!! و...
اگر هرم گیزا یا خئوپوس را در درون یک ستاره شش پر(ستاره داوود) قرار دهیم نتیجه شگفت آور خواهد بود به گونه ای که حروفی که در منتهی الیه گوشه های ستاره قرار می گیرند(مطابق تصویر) واژه "MASON" را می سازند.
5- استفاده از تکنیک ORIGAMI :
اریگامی تکنیکی است که در آن با تا زدن و یا برش کاغذ بتوان شکلهای گوناگونی درست کرد. در طراحی دلار به طرز هنرمندانه و ماهرانه ای از این تکنیک بهره برده اند که البته در طراحی اسکناسهای دیگر دلار نیز از آن استفاده شده است.ولی در خود اسکناس 1 دلاری موارد متعددی وجود دارد که برای نمونه یک مورد آن همانگونه که در تصویر مشاهده می فرمایید توضیح داده می شود.
http://dc172.4shared.com/img/143284265/a1525ace/a__6_.jpg?sizeM=3
اگر عدد 1 در گوشه دلار را از وسط به صورت عمودی تا بزنید شکل شماره 1 حاصل می گردد با تکرار این شکل به صورت تقارنی شکل شماره دو به دست می آید از به هم چسباندن این دو شکل و پاک کردن فضای اطراف آن در نهایت شکل 4 که سر مار است حاصل می شود . گفتنی است این مورد یکی از موارد استفاده از خطوط تار عنکبوتی زمینه دلار است و طراحان دلار موارد متعدد دیگری را نیز نهان نموده اند.
همان طور که قبلا نیز گفته شد مار حیوان مورد علاقه ماسونها و شیطان پرستان است . تا جایی که آن به عنوان حیوان خانگی خود استفاده می نمایند. (15)
اما نکته جالب و مهم اینجاست که بعد از این تکنیک اریگامی بر روی سر مار عبارت"OMO" حاصل می شود که بنا به عقیده شیطان پرستان اولین واژه هستی است که شیطان آن را به انسان آموخت. هم اکنون نیز در جلسات ورد خوانی و آیین پرستش "RITUAL" شیطان این واژه مکررا مورد استفاده قرار میگیرد.
همانگونه که عرض نمودم از تکنیک اریگامی در طراحی دلار های جدید بیشتر استفاده شده است اما با توجه به طولانی شدن این مقاله از بیان موارد دیگر اجتناب نموده و تنها یکی از شواهد دسیسه فراماسونها در طراحی حادثه یاز ده سپتامبر را بیان می نمایم .
http://dc172.4shared.com/img/143281497/fb97abad/a__1_.jpg?sizeM=3
قبلا نیز بیان شد که 9 و 11 از اعداد مقدس ماسونها هستند لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج های دو قلوی تجارت جهانی در روز یازده از ماه نهم اتفاق بیافتاد , و سپس 911 روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد . طراحان این اتفاقات از سالها پیش و بر مبنای پیشگویی های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند.
لذا برج های دوقلوی تجارت جهانی که برمبنای الگوی دو ستون معبد سلیمان " بواز "و "جاکین" ساخته شده بود گیت و دروازه ورود ماسونها به نظم نوین جهانی گشت و به بهانه دو برج به دو کشور مسلمان حمله شد.
در ساختگی بودن حادثه یازده سپتامبر هیچ شکی نیست و دلایل و مدارک مستدل و مستند غیر قابل کتمانی وجود دارد که تبیین آنها در این مقاله و در این مجال نمی گنجد اما با توجه به موضوع مورد بحثمان یعنی نشانه های ماسونی دلار، استفاده از تکنیک اریگامی نتایج باور نکردنی را بر ملا می سازد.
http://dc172.4shared.com/img/143284275/b8496b8f/a__7_.jpg?sizeM=3
اگر مطابق شکل اسکناسهای 5 ،50،20،10 و100 دلاری را مطابق الگو(تقریبا شبیه موشک) تا بزنید نخست (شماره یک) در 5 دلاری دو برج سالم را مشاهده می کنید.
در 10 دلاری (شماره 2) نوک برج ها آتش می گیرد، در 20 دلاری (شماره 3) آتش گسترش بیشتری پیدا کرده و پایین تر آمده و نهایتا در 50 دلاری (شماره 4) هردو برج فرو می ریزند و در اسکناس صد دلاری (شماره 5) فقط دود حاصل از سوختن آنها ست که دیده می شود.
آنچه در این جستار بیان گشت صرفا دلایلی کلی از ارتباط دستگاه بنیانگذاران و حکومت گردانان ایالات متحده با عقاید الحادی ، کفر آمیز و شیطانی را بیان می دارد ، صد البته تبیین جزجز فعالیتها و دسیسهای آنها مثنوی صد من خواهد شد و حتی آنچه در باره دلار بیان گشت اندکی از ماجرا بود. نویسنده تحقیقات بیشتر در این زمینه را به شما خوانندگان عزیز و گرامی محول می گرداند. ان شا الله در آینده به گوشه های دیگری از دسیسه چینی های این جریان اشاره خواهد گشت.

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:55
پراهلاد جانی ، مرتاض هشتاد و سه ساله هم اکنون در بیمارستانی در شهر احمد آباد در غرب هند زیر نظر ۳۰ پزشک قرنطینه است.
یک مرتاض ۸۳ ساله هندی گفت: هفتاد سال بدون آب و غذا زنده مانده ام و پزشکان هندی مرکز ملی پژوهش های دفاعی سرگرم مطالعه و بررسی این ادعا هستند.
گزارش واحد مرکزی خبربه نقل از خبرگزاری فرانسه حاکیست، پراهلاد جانی ، مرتاض هشتاد و سه ساله هم اکنون در بیمارستانی در شهر احمد آباد در غرب هند زیر نظر ۳۰ پزشک قرنطینه است.
دانشمندان می گویند: شاید نتایج این تحقیق به بشر در تبیین راهکارهایی برای ادامه حیات در صورت وقوع بلایای طبیعی و شرایط بسیار حاد و نیز اکتشافات علمی همانند اعزام فضا نورد به کره ماه و مریخ کمک کند .
آزمایش ها روی این مرتاض هندی موارد مختلف همچون تصویربرداری ام آر ای ، اندازه گیری فعالیت مغز و قلب با الکترود و دیگر مطالعات عصبی و فیزیکی را در بر می گیرد.
این آزمایش ها از روز بیست و دوم آوریل آغاز شده است و تا حدود بیست روز ادامه خواهد داشت و در این مدت مرتاض هندی نه آبی نوشیده و نه غذایی می خورد .
منبع:واحد مرکزی خبر

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:55
در ادامه مطلب صفحه قبل http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif

26.
بادکنک بچه ها رو بترکونين

27.
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

28.
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

29.
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

30.
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره)

31.
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

32.
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

33.
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

34.
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

35.
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

36.
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

37.
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

38.
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

39.
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

40.
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

41.
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

42.
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

43.
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

44.
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

45.
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

46.
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

47.
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

48.
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

49.
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
50.
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بديد

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:55
ایسنا: پرسانه‌های دولتی «انگلستان» اعلام کردند: بلندترین خرگوش دنیا با یک متر و سه سانتیمتر، لقب «بلندترین خرگوش دنیا» را از آن خود کرد.

«داری وس» خرگوشی با یک متر و سه سانتیمتر قد است و تنها ۱۲ ماه از تولدش می‌گذرد و به دلیل این قد بلند، لقب بلندترین خرگوش دنیا را از آن خود کرده است.

«آنت ادواردز» ۵۹ ساله، صاحب این خرگوش در مصاحبه‌ای با یکی از روزنامه‌های «انگلستان»، خاطر نشان کرد: این خرگوش در روز ۱۲ هویج، شش سیب و دو کاهوی می‌خورد و من امیدوارم بتوانم با تغذیه و ورزشی مناسب قد این حیوانی را بلندتر کنم تا رکورددار رکوداران دنیا شود.

گفتنی است، این خرگوش هم اکنون ۲۲ کیلوگرم وزن دارد و صاحب آن معتقد است در صورت ادامه رشد و رژیم غذایی کنونی به این حیوان به یک شبه غول خرگوش تبدیل می‌شود.

«آنت ادواردز» صاحب این خرگوش بلند و غول پیکر، خاطر نشان کرد: من تاکنون چندین حیوان غول پیکر را تربیت کرده و پرورش دادم و تاکنون هم با مشکلی مواجه نشده‌ام

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:55
تنها 599 نفر می توانند اتومبیل فراری جدید را در اختیار داشته باشند. 335 کیلومتر بر ساعت جدید ترین مدل فراری از نسل 599 ها است که با 12 سیلندر 17 لیتر بنزین در 100 کیلومتر می سوزاند.
مدل GTO بهینه شده مدل GTB است که این شرکت در سال 2006 بیرون داد. GTO یا Gran Tourismo Omologata ماشینی با مشخصات کاملا مسابقه ای بر اساس اتومبیلهای فرمول یک است که تحت استاندارد یورو پنج طراحی و ساخته شده است. سرعت صفر تا 100 آن طبق تستهای جاده ای 3.35 ثانیه برآورد شده است.
پتانسیل ماشین 670 اسب بخار است که نسبت به وزن آن (1445 کیلو گرم) می توان 2.23 کیلوگرم را به ازای هر اسب بخار تصور کرد که چینش فنی مناسب بدنه و موتور را می رساند و سرعت آنرا در تاپ ترین سطح به 335 کیلومتر (208 مایل ) می رساند.

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:56
یکی از خنده دارترین مطالب جالبی که تو عمرم خوندم اینه http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/khandeh.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/gigglesmile.gif :

یه روز یه جوونی سرش رو می چسبونه به شیشه آرایشگاه و از آرایشگر می پرسه چقدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟

آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود ۲ ساعت دیگه و جوون می ره.

چند روز بعد دوباره جوونه می آد و سرش رو می چسبونه به شیشه می گه و می پرسه چقدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟

دوباره آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود ۳ ساعت دیگه و جوون بازم می ره.

دفعه بعد که جوونه میاد و این سوال رو می پرسه ، آرایشگره از یکی از دوستانش می خواد که

بره دنبال طرف ببینه کجا می ره؟ ماجرا چیه که هر دفعه می پرسه کی نوبتش می شه اما می ره و دیگه نمی آد ؟!

دوستش می ره و بعد از مدتی در حالی که از شدت خنده اشک تو چشاش جمع شده بود بر می گرده.

آرایشگر ازش می پرسه : حوب چی شد؟ کجا رفت؟

جواب می ده: رفت خونه تو !!!!!!!


نتیجه اخلاقی هیچ وقت به کسی نگین کارتون چقدر طول می کشه

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:58
آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.




1- در متن زیر c را پیدا کنید از مکان نمای موس استفاده نکنید.

ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo cooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo
ooooooooooooooooooo oooooooooooooooo oooooooooooooooo


2- اگر در متن بالا c را پیدا کردیدحالا 6 را پیدا کنید.

9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999


3- حالا حرف n را بیابیدکمی مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد.

mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mnmmmm
mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmm
mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmm
mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmm
mmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmm

این یک شوخی نیست. اگر شما قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.
مغز شما عملکرد خوبی دارد و از بیماری آلزایمر در امان خواهید بود

h.a.m.i.d
07/14/2011, 10:59
دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روزبرای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن سرسری آمد و رفت
ولی هیچ کس واقعاً اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم، قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است
یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است!
یکی گفت: چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت:و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است!
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم:
خدایا تو قلب مرا می خری؟
و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه پشت خود بست
و من روی آن در نوشتم:
ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:00
5 حمام نامتعارف در جهان(آبجو-شراب-نفت-گوجه-خاك)
آیا تا به حال به حمامی غیر از آن چه همیشه انجام می دهید فکر کرده اید؟ درباره ی حمام شیر حتماْ شنیده ایم٬ اما روش های دیگری نیز وجود دارند که شاید هرگز درباره ی آن ها چیزی نشنیده باشیم. حمام های مختلف در اقصی نقاط دنیا سنت ها و روش های خاص خود را دارند که به آن منطقه ی خاص وابسته است. از آن جمله اند:
۱- حمام آبجو: پوست را جوان و شاداب می سازد و برای پیر و جوان مفید و لذت بخش است.
۲- حمام نفت خام: روش خطرناکی است. حتماْ چشم٬ بینی و دهان خود را دور نگاه دارید و مواظب باشید شعله ای در محل وجود نداشته باشد(در آذربايجان)...
3-حمام شراب : حمام شراب در كشور فرانسه رواجج داره ولي بهترين جا براي اين حمام ژاپن...حمام شراب باعث شادابي پوست ميشود.
4-حمام خاك : حمام در خاك در ژاپن بسيار رواج داره تا جايي كه بيشتر اينكه در دريا شنا كنند در خاك شنا ميكنند .
5-حمام گوجه فرنگي:يكي از جشنهاي هر ساله مردم كلمبيا فستيوال جنگ گوجه است...در اين روز اسلحه مردم گوجه هست و با گوجه به هم حمله ميكنند و لحظه اي خوبيو براي هم رقم ميزنند...اين حمام هم براي شادابي روح و پوست بسيار مفيد است.

http://up.vatandownload.com/index.php?module=thumbnail&file=ag30voiopdiehirulywi.jpg (http://up.vatandownload.com/viewer.php?file=ag30voiopdiehirulywi.jpg)
http://up.vatandownload.com/index.php?module=thumbnail&file=g5524iv7c9ppo5ptkyr.jpg (http://up.vatandownload.com/viewer.php?file=g5524iv7c9ppo5ptkyr.jpg)
http://up.vatandownload.com/index.php?module=thumbnail&file=sddxsy9ti8oxl3vilyfy.jpg (http://up.vatandownload.com/viewer.php?file=sddxsy9ti8oxl3vilyfy.jpg)

http://up.vatandownload.com/index.php?module=thumbnail&file=786purvpcbtb97173wm8.jpg (http://up.vatandownload.com/viewer.php?file=786purvpcbtb97173wm8.jpg)


http://up.vatandownload.com/index.php?module=thumbnail&file=gc7tlyg0s1me94lmjsn4.jpg (http://up.vatandownload.com/viewer.php?file=gc7tlyg0s1me94lmjsn4.jpg)

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:04
فرق بین ایرانی ها و آمریکایی ها

داستان طنز زیبا که نشان از کمال هوشمندی و ابتکار و خلاقیت و نبوغ هموطنان ایرانی بخصوص در مورد استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی دارد،
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم .
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند . وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد . چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا !

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:04
احمقانه ترين سوالات از مایکروسافت

شرکت بريتيش تله کام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را که کاربران کامپيوتري يا اينترنتي اين شرکت ارتباطي از مشاوران آنها پرسيده اند منتشر کرد. به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است که حتي خود سوال کنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند. ليست احمقانه ترين سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسيده شده به شرح زير است:

1- کاربر: کامپيوتر مي گويد هر کليدي را (any keys) فشار دهيد اما من نمي توانم دکمه any را روي کيبوردم پيدا کنم.

2- کاربر: من نمي توانم کانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض کنم.

3- کاربر: من با يک نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا کنيد.

4- کاربر: اينترنت من کار نمي کند؟
مشاور: مودم را وصل کرده ايد ، همه سيم هاي کامپيوتر را چک کرده ايد؟
کاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز کامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!

5- کاربر: پسر 14 ساله من براي کامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
کاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج کرده

6- مشاور: لطفا روي My Computer ،کليک کنيد.
کاربر: من فقط کامپيوتر خودم را دارم کامپيوتر شما پيش من نيست.

7- مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است که روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)
کاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض مي کنم من را ببيند؟

8- کاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
کاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا کند؟ يعني وايرلس است؟

در يک مورد ديگر نيز مرکز مشاوره مايکروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر کرده است.

مرکز مشاوره: چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري: يک کامپيوتر سفيد...

مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درايو... هنوز روي ميزمه.. ببخشيد...

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اماکامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.
مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي کنه!

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:05
آرژانتين: سرزمين نقره



آفريقاي جنوبي: سرزمين بدون سرما



آلباني: سرزمين كوه نشينان



ايران:‌قوم آريايي ها



اتيوپي: سرزمين چهره سوختگان



اسپانيا: سرزمين خرگوش كوهي



استراليا: سرزمين جنوبي



ايسلند: سرزمين يخ


بحرين: دو دريا



برزيل: چوب قرمز



بريتانيا: سرزمين نقاشي شدگان



بوركينافاسو: سرزمين مردم درستكار


پاراگوئه: اين سوي رودخانه


تركيه: سرزمين قوي ها


جامائيكا: سرزمين بهاران



دانمارك: مرز قوم دان



روسيه: كشور روشن ها، سپيدان



سريلانكا: جزيره باشكوه



سوئد: سرزمين قوم "سوي"



سوئيس: سرزمين مرداب



سودان: سياهان



سوريه: سرزمين آشور



سيرالئون: كوه شير



شيلي: پايان خشكي / برف



فرانسه: سرزمين قوم فرانك از اقوام سلتي



فلسطين: يكي از اسامي قديم رود اردن



فيليپين: از نام پادشاهي اسپانيايي به نام فيليپ



كانادا: دهكده زبان سرخپوستي "ايروكوئي"



كنيا: كوه سپيدي



لبنان: سفيد

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:06
خنده دارترین قوانین جهان




۱/ جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
۲/ تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای ۱۵ برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
3/ مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال ۷۹ در عراق ممنوع بود.
4/ در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
5/ در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
6/ در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
7/ در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
8/ در سال ۱۸۸۸ در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
9/ در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
10/ تا سال ۱۹۸۴، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست ۱۵۰۰ نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
11/ در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
12/ اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال ۱۷۸۷ حذف کرد.
13/ در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه است و دم آن متعلق به ملکه.
14/ در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.
15/ در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.
16/ در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.
17/ در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.
18/ در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.
19/ در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.
20/ در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.
21/ زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.
22/ در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از ۲۰ متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله ۱۵ متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.
23/ در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.
24/ در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:06
50 مزیت مرد بودن (طنز ) http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/khandeh.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/25r30wia.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/loudlaff.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/247.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/Laie-46.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/gigglesmile.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/evilgrin.gifhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/Ghelyon.gif

1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست
2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است
6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه
7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید
8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!
9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می足آد
10- فقط شما میتونید برید استادیوم
11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید
12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید
13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید
14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید
15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمی شید
16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره
17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید
18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید
19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید
20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید
21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟
22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...
23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید
24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید
25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید
26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید
27- فقط شما میتونید سه ساعت تما (http://up.vatandownload.com/)م برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید
28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید
29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید
30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه
31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد)
32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید
33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید
34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه
35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون
36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید
37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید
38- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد)
39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره
40- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست
41- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید
42- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند
43- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید
44- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد
45- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید
46- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)
47- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد
48- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید
49- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)
50- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟!

پ.ن : این مطلب فقط حکم طنز داره و امیدوارم کسی از دست من ناراحت نشه http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/6qwup3.gif

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:07
چند روز پيش براي عوض کردن لنت ماشينم به مکانيکي رفته بودم ..که دختر خانومي 27-26 ساله وارد شد و به مکانیک گفت : ببخشيد آقا .... يه 710 ميخواستم ميشه لطف کنين بدين؟؟
مکانيک گفت :710 تا چي؟؟
دختر خانوم گفت : 710 ماشين من گم شده ..اگه ميشه يه دونه بدين !!
مکانيک گفت : 710 ؟؟ حالا اين 710 چي هست ؟؟
دختر خانوم که عصباني شده بود گفت : آقا مگه من باهات شوخي دارم ميگم يه 710 بده ...چون خانومم فکر ميکني حاليم نيست? نه خوبم حاليمه.
مکانيک بیچاره گفت :خدا شاهده خانوم جسارت نکردم .. ولي من نميدونم شما چيو ميگين؟؟
دختر خانوم که فکر می کرد یارو داره جلو من دستش می ندازه گفت : بابا جون عجب مکانيک هستي تو هموني که وسط موتور ماشينه. کارش نميدونم چيه ولي همه ماشين خارجی ها دارن اين قطعه رو .. مال منم هميشه بوده ...حالا من گمش کردم و يکي لازم دارم!!
مکانيکه که کلافه شده بود يه کاغذ داد به خانومه و گفت ميشه شکل اين قطعه رو بکشي اين جا؟؟
دختر خانوم هم با کلي ژست يه دايره کشيد و وسط اون نوشت 710 مکانيک يه نيگاهي به شاهکار نقاشي انداخت و يه نگاهی هم به موتور ماشين من که درش باز بود کرد و گفت :
خانوم اين قطعه رو که ميگين تو اين ماشين هم هست؟؟ دختر خانوم باخوشحالي جيغي کشيد وگفت آره اوناش...!!!!
ميدونين چي رو نشون داد...!!؟؟ :5:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

http://up.iranblog.com/Files/fb5e4681fb74480aba95.jpg


http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/4.gif

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:08
تست هوش :

باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آساني سوالات شما را گول نزند !!!).

1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

جوابها :


ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد . . . . .


1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند

2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید)

3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که
ساعت 9 شب است

4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)

5- او 9 گوسفند خواهد داشت

6- کبریت

7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد

8- همان2 سیب

9- هیچ (حضرت نوح بود نه حضرت موسی)

10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:09
15 راز فاش نشده دنيا!!!

1- كفن تورین

كفن تورین یك تكه پارچه كتان است كه تصویر یك مرد در آن نقش بسته درحالی كه به صلیب كشیده شده است. بیشتر كاتولیك ها معتقدند این پارچه، كفن عیسی مسیح می باشد. این كفن هم اكنون در كلیسای «سنت جان تعمیردهنده» در شهر تورین ایتالیا نگهداری می شود. با وجود بررسی های زیاد هنوز هیچ كس نتوانسته توضیح قابل قبولی بر چگونگی چاپ این تصویر ارائه دهد و تاكنون كسی قادر نبوده از روی آن كپی بردارد. آزمایشات رادیوكربن نشان می دهد كه این تكه پارچه متعلق به قرون وسطی است ولی مدافعان این كفن، چنین نظریه ای را قبول ندارند. باستان*شناسان معتقدند این پارچه در قرن چهارم هم وجود داشته، پارچه دیگری نیز موجود است كه می گویند سر عیسی مسیح با آن پوشیده شده بود. پروفسور مارك گاسكین پژوهشگر اسپانیایی در سال 1999 در مورد ارتباط این دو پارچه با یكدیگر تحقیقات مفصل علمی انجام داد. این تحقیقات كه بر پایه تاریخ، آسیب شناسی، تجزیه خون و لكه های روی پارچه ها انجام گرفته بود، نشان می داد هر دو پارچه در دو زمان مجزا ولی نزدیك به هم سر یك نفررا پوشانده بوده اند. این نتیجه گیری توسط دانشمندان دیگری نیز مورد تایید قرارگرفت.


2 - جاده بیمینی

حتما شما هم مثل بسیاری از مردم دنیا درباره شهر گمشده «آتلانتیس» چیزهایی شنیده اید ولی «جاده بیمینی» كجاست؟ در سال 1968 غواصان، صخره ای عجیب و زیردریایی را كشف كردند كه در نزدیكی جزیره بیمینی شمالی در باهاماس قرار داشت. هنوز هم هستند كسانی كه معتقدند سنگ های این صخره به طور طبیعی ساخته شده ولی به خاطر نوع نظم غیرمعمول این سنگ ها، بسیاری فكر می كنند كه بخشی از شهر گمشده آتلانتیس می باشند. شاید عاملی كه بیشتر باعث اسرارآمیز شدن این جاده شده «ادگار كایس» پیشگو در سال 1938 است كه می گفت: «در سال های 1968 الی 1969 بخشی از یك معبد كه هنوز كشف نشده است در دریاهای نزدیك بیمینی عیان خواهد شد.» دكتر «گرگ لیتل» باستان شناس آماتور در تحقیقات اخیر خود صخره جاده مانند دیگری درست شبیه صخره اولی را در زیر آن پیدا كرد. او معتقد است این صخره ها قسمت بالایی یك دیوار قدیمی یا یك اسكله می باشند. به هر حال این صخره ها هر چه كه باشند چندان محتمل به نظر نمی رسد كه دست طبیعت خود به خود سنگ ها، شن ها و صدف ها را این طور منظم در كنار هم قرار داده باشد.


3 - مثلث برمودا

مثلث برمودا، منطقه ای در آب های اقیانوس اطلس شمالی واقع شده است كه تاكنون شمار زیادی از هواپیماها و قایق ها در آن ناپدید شده اند. در طی سال های بسیار دلایل مختلفی برای این ناپدید شدن های اسرارآمیز ارائه شده كه از جمله آنها بدی آب و هوا، حمله فضایی ها، جابجا شدن زمان و برخی قوانین فیزیك بوده اند. هر چند كه در بسیاری از گزارشات این اتفاقات پر از اغراق بوده ولی حقیقت این است افراد و اشیای بسیاری در این منطقه مثلث شكل ناپدید شده اند و هیچ دلیل محكمی از آن در دست نمی باشد، اما نزدیك به 15 سال است كه دیگر برمودا خبرساز نشده است.


4 - مهاجران رونوك

در سال 1584 سر والتر رالی به دستور ملكه الیزابت اول به ساحل شرقی آمریكای شرقی رفت تا به وضع مهاجران انگلیسی سامان دهد. بین سال های 1585 تا 1587 دو گروه از مهاجران در دو منطقه جای گرفتند و تشكیل مستعمره دادند. یكی از این گروه ها به جنگ با قبایل بومی آمریكا پرداخت و پس از مدتی از آنجا كه دیگر مواد غذایی و نیروی جنگیدن نداشتند دوباره به انگلستان بازگشتند. گروه دوم با بعضی از قبایل طرح دوستی ریختند ولی این سیاست هم نتیجه ای نداشت و بسیاری از آنها كشته شدند. سرانجام این مهاجران شخصی به نام «جان وایت» را مامور كردند تا به انگلستان برود و كمك بیاورد. «وایت» به هنگام ترك آنجا دید كه نود مرد، هفده زن و یازده بچه در آن مستعمره زندگی می كردند ولی وقتی در سال 1590 وایت دوباره به آمریكا برگشت هیچ اثری از آنها نبود، حتی اثری از دعوا و جنگ هم به چشم نمی خورد. این گروه از مهاجران به نام «مستعمره گمشده» معروف شده اند و هنوز كسی از ساكنین آن خبری ندارد.


5 - زمزمه تائوس

«زمزمه تائوس» یا «زمزمه طبیعت» در بسیاری از نقاط دنیا شنیده می شود. این صدا اغلب در محیط های ساكت به گوش می رسد و شبیه صدای موتوری است كه از فاصله دور می آید و بیشتر در ایالات متحده، انگلستان و كشورهای شمال اروپا رخ می دهد. هر چند كه تاكنون پژوهش های بسیاری برای پیدا كردن منبع این صدا و ضبط آن انجام شده ولی هنوز هیچ كس نتوانسته به نتیجه ای دست یابد.بلندترین زمزمه تاكنون در شهر كوچك «تائوس» در نیومكزیكو شنیده شده است. در سال 1997 كنگره آمریكا گروهی از دانشمندان انستیتوهای علمی معتبر این كشور را مامور تحقیق در این زمینه كرد ولی تا به امروز هیچ كس علت این صدای زوزه مانند را كشف نكرده است.


6 - كنت سن ژرمن

كنت سن ژرمن (به گفته برخی زمان مرگش 27 فوریه 1784 بود) نجیب زاده ای ماجراجو، مخترع، دانشمند آماتور، نوازنده ویلون، آهنگساز آماتور و بالاخره مردی اسرارآمیز بود. او در زمینه علم كیمیاگری هم مهارت هایی داشت و مردم او را «مرد شگفت انگیز» می نامیدند. هیچ كس نفهمید او از كجا آمده بود وی بدون هیچ ردپایی هم ناپدید شد، اما پس از آن چندین سازمان پنهانی و اسرارآمیز او را الگوی خود می دانستند. در سال های اخیر هم چندین نفر ادعا كرده اند كنت سن ژرمن هستند.


7 - كتاب دست نویس وینیچ

كتاب وینیچ، كتابی دست نویس متعلق به قرون وسطی است كه مشخص نیست با چه خط و زبانی نوشته شده است. بیش از صد سال است كه كارشناسان سعی در شكستن رمز این خط داشته اند، تصاویری كه در ورق های باقیمانده از این كتاب دیده می شود نشان می دهد كه كتاب در زمینه داروسازی و درمان بیماری ها می باشد


8 - جك قاتل

در نیمه دوم سال 1888 لندن صحنه قتل های فجیعی بود كه در اكثر آنها زنان خیابانی كشته و گلویشان بریده شده بود. نام «جك قاتل» از نامه ای گرفته شده بود كه قاتل به روزنامه های لندن فرستاد. پلیس انگلیس مظنونین بسیاری را دستگیر كرد ولی برای هیچ كدام از آنها نتوانست مدرك كافی جمع آوری كند و همه را آزاد كرد. هنوز هم كسی نمی داند جك قاتل چه كسی بود.

9 - دی . بی . كوپر

دی.بی.كوپر یا «دن كوپر» نام مستعاری است كه به یك هواپیماربا داده شده است. دن كوپر در تاریخ 24 نوامبر سال 1971 یك هواپیمای بویینگ 727 را ربود و پس از دریافت 200 هزار دلار در حالی كه هواپیما بر روی اقیانوس آرام پرواز می كرد از آن پایین پرید. هیچ كس نمی داند كوپر از آن پرش جان سالم به در برد یا نه، ولی در سال 1980 یك پسر بچه هشت ساله 5800 دلار اسكناس بیست دلاری خیس را در ساحل رودخانه كلمبیا پیدا كرد كه شماره سریال آنها با شماره سریال پول هایی كه به كوپر داده شد، یكی بود. همین اتفاق باعث شد كه از آن پس در هواپیماها ردیاب فلزی كار بگذارند.

10 - ال چوپاكابرا

ال چوپاكابرا (مكنده خون بز) بیشتر در كشورهای آمریكای لاتین دیده شده است و احتمالا موجودی سنگین وزن با جثه*ای كوچك تر از خرس می باشد كه یك ردیف فلس شبیه دایناسورها از پشت گردن تا محل درآمــدن دم روی بـدن خود دارد. این نام لاتین به این دلیل بر روی آن گذاشته شده كه به گفته شاهدین این موجود حیوانات به ویژه بز را می كشد و خون آنها را می مكد. می گویند این موجود صورتی شبیه سگ یا پلنگ، زبان دراز نوك تیز و دندان های نیش بزرگی دارد و بویی شبیه بوی گوگرد بر جای می گذارد و به هنگام خطر چشمانش قرمز رنگ شده و می درخشند.

11 - مرد بالدار

مرد بالدار نام موجودی عجیب است كه اوج رویت آن بین سال های 1966 و 1967 در ویرجینیای غربی بوده است در سال 2007 هم گزارش هایی مبنی بر رویت آن موجود می باشد. آنها كه مرد بالدار را دیده اند، می گویند این موجود سر ندارد! اما چشمان درشت و سرخی دارد كه روی سینه اش می درخشند. افراد زیادی تاكنون خبر داده*اند كه مرد بالدار را دیده*اند ولی هیچ عكسی از آن در دست نمی باشد.

12 - نورهای مارفا

نورهای مارفا، نورهایی غیرقابل توضیح هستند كه به نورهای ارواح هم معروفند. این انوار در مارفا واقع در ایالت تگزاس دیده می شوند. می گویند این نورها به اندازه یك توپ بسكتبال هستند و در ارتفاع 5/1 الی 2 متری زمین شناور می باشند. نورهای مارفا به رنگ های سفید، زرد، نارنجی یا قرمز و گاه سبز و آبی دیده شده اند و به سرعت در جهات مختلف حركت می كنند. هنوز هیچ كس از فاصله كاملا نزدیك آنها را ندیده است ولی دانشمندان احتمال می دهند این نورها، برق حاصله از تپه های كوارتز همان نزدیكی باشد.

13 - قاتل زودیاك

قاتل زودیاك در اواخر دهه 1960 به مدت ده ماه فعالیت كرد و بعد دیگر هیچ خبری از او نشد در این مدت او پنج نفر را كشت و دو نفر را زخمی كرد. این دو نفر زخمی نیز به طرز معجزه آسایی از مرگ نجات یافتند در حالی كه قاتل فكر می كرد آنها را كشته است. بعد از هر قتل، قاتل كه به زودیاك معروف شده بود به پلیس تلفن می كرد و خبر قتل آنها را می داد. او در نامه های خود به روزنامه ها می نوشت: من دوست دارم مردم را بكشم. كشتن یك انسان خیلی لذت بخش تر از حیوانات است چون انسان خطرناك ترین حیوان روی زمین می باشد... هنوز هم راز قاتل زودیاك برملا نشده است.

14 - مری سلست

كشتی مری سلست در سال 1860 در «نووا اسكوتیا» به آب انداخته شد.

نام اولیه این كشتی «آمازون» و طول آن 103 فوت بود و 280 تن وزن داشت. به مدت ده سال مری سلست پشت سر هم گرفتار حوادث متعددی شد و این كشتی صاحبان مختلفی داشت تا این كه سرانجام در یك حراجی در نیویورك به قیمت سه هزار دلار فروخته شد. صاحب جدید، تعمیرات اساسی روی آن انجام داد و با نام جدید «مری سلست» آن را به آب انداخت. كاپیتان جدید بنجامین بریگز 37 ساله بود كه به همراه همسر و تنها دخترش و به اتفاق خدمه سوار كشتی شد و در نوامبر 1872 به سمت ایتالیا راه افتاد.

هیچ یك از سرنشینان كشتی هرگز دوباره دیده نشدند. مدتی بعد كشتی سرگردان در اقیانوس پیدا شدو هیچ اثری از خدمه اش در آن دیده نمی شد ولی هیچ كس در آن نبود و تمام مدارك به جز گزارشات روزانه كاپیتان ناپدید شده بود. اوایل سال 1873 دو قایق نجات در اسپانیا به ساحل نشستند.

در یكی از آنها جسد یك نفر به همراه پرچم آمریكا بود و در دیگری جسد پنج نفر دیده می شد. برخی معتقدند این اجساد بقایای سرنشینان مری سلست بودند ولی حقیقت این است كه هویت این اجساد هیچ وقت كشف نشد.

15 - پا گنده

بیگ فوت یا ساسكواچ به انسانی میمون مانند گفته می شود كه در نواحی جنگلی شمال غربی اقیانوس آرام و بخشی از بریتیش كلمبیا دیده شده است. برخی كارشناسان بیگ فوت را موجودی تخیلی و برگرفته از افسانه*ها می دانند ولی برخی دیگر به شدت از وجود آن حمایت می كنند.

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:10
30 پولدار ایرانی

به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های رؤسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!


خیلی ها موفقیت را داشتن موقعیت شغلی مناسب و برخورداری از رفاه کامل می دانند ، اگرچه بسیاری ثروتمند بودن را به عنوان نوعی ارزش، شاید شبیه به موفقیت نمی دانند، اما در بسیاری از کشورهای دنیا چنین است. از همین راهروی فکری هم هست، که ثروتمند ترین مردان و زنان دنیا، آنجا که سامانه مالیاتی درستی هم وجود دارد، با افتخار سر خود را بالا می گیرند و از ثروت مشروعی می گویند که البته قانونمد و شفاف به دست آمده است و کم نیستند لیست های ثروتمند ترین افراد یک کشور یا جهان که در نشریات مطرح می شوند.

به گزارش عصرایران (http://www.asriran.com/)، در "ایران سال 1389 "اما ، موضوع مثل خیلی از مقولات دیگر متفاوت از دنیاست. در اینجا، پولدار بودن همان است که در «به کجا چنین شتابان؟» و «دارا و ندار» نشان داده می شود ؛ اگرچه این سریال محصول ماه های اخیر است، اما فیلمنامه آن در ذهن بسیاری از افراد جامعه ما از خیلی سال ها پیش نقش بسته است. سال هایی که گنج قارون ساخته شده بود.

بر اساس این تفکر است که: «اولا پولدار ها خبیث هستند و هیچ راهی به جز بالا کشیدن حق فقرا نداشتند تا پولدار شوند. ثانیا، پولدارها معمولا امراضی نظیر سرطان خون (خاص مرفهان بی درد) دارند و اگر این را هم نداشته باشند، حتما از حرص پول سکته می کنند. بچه هایشان هم که اگر ایدز نداشته باشند(که این ایدز هم سوغات یک سفری خارجی و بی بندوباری است) حتما معتاد و الکلی هستند.»

با این پاراگراف کوتاه، چه کسی حاضر می شود بگوید من ثروتمندترین ایرانی هستم؟ بهتر آنکه چیزی رو نشود. از طرف دیگر هم، خانواده 8 نفری که نان شب شان به زحمت در می آید، پای تلویزیون ال سی دی قسطی(وارد شده توسط یکی از آن ثروتمندان ایدزی) بنشینند ، وقتی که نوک پاهایشان به خاطر تنگی جا به هم می خورد، 500 تومان تخمه آفتابگردان بشکنند و به عاقبت ثروتمندان بدبخت نگاه کنند و خدا را هزار مرتبه شکر کنند که اگر پولدار نیستند و قسط خرید وسایل منزل و اجاره خانه و شهریه دانشگاه عقب افتاده و پول خرید گوشت ندارند و شیر یارانه ای گیرشان نمی آید و زیر کفششان هزار بار وصله شده، لااقل بچه هایشان ایدز ندارند، دست به قتل نمی زنند، از اعتیاد کمرشان نشکسته و...!

از بحث دور نشویم، به لطف سامانه های مالیاتی و مالی کشورمان ایران، دو دسته ثروتمند وجود دارند. دسته اول که همیشه هم بحث برانگیز بودند، رانتی هستند و زمین خوار و ... اینها را کسی نه می شناسد، نه دیده، نه حساب هایشان معلوم است. لااقل 5 سالی هم هست که اسمشان از نوک زبان، به بیان نرسیده و هنوز مردم منتظر شنیدن نامشان هستند و مدارک ثروت نامشروعشان.در ضمن وقتی نام شان از نوک زبان بزرگان به مقام بیان نرسیده، انتظار زیادی است که از قلم ما بچکد!

پس اجازه بدهید سراغ دسته دوم برویم، همان ها که ثروتمند هستند، اما شناخته شده اند و به خاطر شناخته شده بودنشان، مالیات می دهند. مالیاتی که کوچه های شهرمان را با آن اسفالت می کنند، صدا و سیمای مان را با آن می چرخانند و... برای پیدا کردنشان باید کمی بگردیم.

در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.

***

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135201_361.jpg


1- علاء ميرمحمدصادقي: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است. كسي كه همه او را به‌عنوان پدر گچ و سيمان كشور مي‌شناسند.
اولين صندوق قرض‌الحسنه انقلابي را 38 سال پيش در مسجد لرزاده تأسيس كرد.
او بنيانگذار سازمان اقتصاد اسلامي است كه روزي قرار بود بانك خصوصي بازاري‌ها باشد اما با تهديد به استعفاي 7 عضو كابينه دولت موقت، به محاق تعليق رفت تا سرانجام در دولت احمدي‌نژاد به بانك قرض‌الحسنه تبديل شد.

میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135202_435.jpg

2- سید حمید حسینی:حضور اشخاصی مثل صفایی فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.

پاسخ سوال را باید در فعالیت های اقتصادی برادر وزیر ارشاد جست، بالاخره برادر وزیر ارشاد با صفایی فراهانی همکار است.
52 ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135203_395.jpg


3- محسن خليلي‌عراقي: مديرعامل شركت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.
رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است. عراقی متولد 1308 در تهران است.








http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135204_966.jpg

4- شاهرخ ظهيري:حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به او سلطان سس هم می گویند ؛ پيشگام صنايع غذايي در كشور و بنيانگذار كارخانه‌هاي مهرام است.
علاوه بر این، ظهیری 80 ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد.
سلطان سس ایران ، متولد تهران است.



http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135205_261.jpg


5- مهدي جارياني: هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید. جاریانی متولد تهران است و 62 سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135216_431.jpg


6- علينقي خاموشي: متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟
بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.
به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی 71 ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم، مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد مستضعفان.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135217_708.jpg


7- اسداله عسگراولادي: همین یکی –دو هفته قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.
عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!
این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضاي بنام مؤتلفه، رئيس اتاق مشترك ايران و چين، دارنده شركت بزرگ «حساس» كه در عرصه صادرات خشكبار و به خصوص پسته ايران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135218_137.jpg

8- فاطمه مقیمی: اهل رشت است. به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.

موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.
داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135219_775.jpg
9- محمد مهدی رئیس زاده: مشهدی 52 ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و... .


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135220_108.jpg

10- احمد اميراحمدي: 71 ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! كشتي‌گير قديمي با گوش‌هاي شكسته كه به‌عنوان پدر سرب و روي كشور شناخته مي‌شود اهل تهران است.
علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است. عناوینی چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و... را هم یدک می کشد.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135222_551.jpg


11- تقي بهرامي نوشهر: فکر نکنید چون شهرتش به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین اذریش خواهید شد.
متولد 1324 در اردبیل است. اگر سر و کارتان به بازار آهن و ... خورده، احتمالا میخواهید بدانید چه کسی فی این بازار را مشخص می کند. با پدر خوانده فولاد كشور آشنا شوید! مؤسس چندين شركت بزرگ فولاد و فعال اين صنعت است.
او موسس شرکت های گرو.ه صنعتی نورد نوشهر، ذوب آهن اردبیل و سبلان و سهند، کارخانه قطعه سازی دینام و استارت اردبیل، سیمان خلخال، کاغذ سازی اترک اصفهان، رئیس انجمن فولاد کشور، دبیر کل خانه صنعت و معدن، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی لنگر است.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135223_204.jpg
12- محمد صدر هاشمي‌نژاد: از مؤسسان اولين بانك خصوصي كشور و رئيس هيأت‌مديره همان بانك، مدیر عامل شركت توانمند ساختماني استراتوس، كسي نمي‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمينه ساختمان‌سازي و بازرگاني از بزرگان به شمار مي‌رود. صدر هاشمی متولد 1329 در شهر کرمان است.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135224_835.jpg
13- پدرام سلطاني: شخصي كه با وجود جوان بودن به‌عنوان يكي از بزرگان بخش خصوصي پتروشيمي معروف است.
41 سال سن دارد و متولد زاهدان است. رئیس هیات مدیره گروه شرکت های پرسال، عضو هیات مدیره و دبیر کل اتحادیه صادر کنندگان فرآرده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران، موسس، عضو هیات مدیره و مدیر عامل صندوق توسعه صادرات فرآرده های نفتی ایران است.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135225_906.jpg


14- علی شمس اردكاني:مديرعامل يك شركت بزرگ خودروسازي و از فعالين بنام صنعت خودروسازي خصوصي در كشور. سوابق اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند خط تمام آنها را گفت. رئیس مجمع ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو هیات مدیره بانک مسکن در امور بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرمایه گذاری و تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم و.... شمس اردکانی متولد 1322 در اصفهان است.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135226_288.jpg


15- عباسعلي قصاعي: از بازماندگان خاندان بزرگ سرمايه‌دار قصاعي و از بزرگ‌ترين فعالان صنعت چيني در كشور است. به سال1326 در نطنز به دنیا آمده و تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن بازار ثبت کرده است. قصاعی 63 ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی ایران است.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135227_702.jpg

16- محسن بهرامي ارض اقدس: از مديران ارشد حيات نو و مشاور شهردار تهران را در کارنامه اش دارد.
بیشتر سمت های دولتی داشته مثل معاونت وزیر بازرگانی و مشاور وزارت نفت داشته است، اما این باعث نمی شود که ارض اقدس مشهدی چیزی از سایرین کم داشته باشد، چراکه در حال حاضر او مدیرعامل و عضو هیات مدیره ده ها شرکت صنعتی بزرگ است. ارض اقدس 54 ساله است.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135228_430.jpg
17- احمد پورفلاح: از اقتصادی های خوش تیپ «خیر» به شمار می رود. متولد کرج است و حالا 65 ساله شده. مديرعامل شركت بزرگ تأسيساتي سكو ايران است علاوه بر این عناوینی چون: قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه خیریه محک و... را نیز یدک می کشد.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135229_617.jpg

18- مسعود دانشمند: 61 سال دارد و اهل زاهدان است. دارنده يك شركت بزرگ حمل و نقل دريايي است. اما شاید دوستی اش( با وجود کراواتی که همیشه به گردن دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش باید ذکر شود. البته از دور دستی هم بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری و سفر و... دارد!

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135231_746.jpg
19- هوشنگ ادهمی: همشهری روسای اتاق های ایران و تهران است، یک زنجانی 58 ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش دارد.



http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135232_682.jpg

20- اکبر برادر هریسچیان:تبریزی 70 ساله است. فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟ در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد به نام هریس، شاید نام فامیلش را از آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر در ایران فرش تبریز مشهور است، در تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن صاحب نام است.
هریسچیان مدیر عامل و رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرش ایران است.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135234_440.jpg

21- محمدرضا بهرامند: تهرانی 61 ساله، بی مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های: تولید و فراوری مواد معدنی ایران، گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک، فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر عامل و عضو هیات مدیره: فرامز تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر، معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... .


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135235_915.jpg
22- مهدی پورقاضی: دوباره نوبت به اصفهانی ها رسید، اینبار یک اصفهانی 53 ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز تهران.

او در صنعتی فعال است که مردم کوچه و بازار به آن می گویند پلاستیک.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135236_820.jpg
23- احمد ترک نژاد: درست 50 ساله است. متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال های قبل بوده و از اقتصادیان امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان گره خورده، عناوینی مثل: مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت تجاری بین المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سیستم های حمل و نقل راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان اینترنشنال، عضو هیات مدیره شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در کارنامه دارد.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135237_151.jpg

24- محمدرضاجابر انصاری: 61 ساله، اهل تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان، ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری صنایع ایران، سرمایه گذاری ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی سه ام، بار آهن سپاهان، آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان، عضو موسس شرکت های عام و تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک کارآفرینان، فروسیلیس ایران، بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و... را یدک می کشد.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135238_378.jpg


25- غلامرضا حمیدی انارکی: بالاخره نوبت به سمنان هم رسید، 66 ساله است و عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو هیات مدیره شرکت سرب و روی، مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان آرا، تولید و فراوری مواد معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد نسوز بیرجند، مدیرعهامل تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... را یدک می کشد.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135239_771.jpg
26- محمدرضا حیدری:درست 60 ساله شده است، کردی از خطه کرمانشاه، رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و خوزستان و 50عضویت در هیات مدیره بیش از 50 شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه دارد.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135240_785.jpg

27- مسعود خوانساری: بازهم یک اصفهانی، 56 ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135241_946.jpg

28- جمشید عدالتیان شهریاری: 55 ساله و اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر، تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست منطقه 7 کمپاس بین الملل، رئیس هیات مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی پدیده دیناوند است.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135242_460.jpg

29- فرهاد فزونی: تهرانی 63 ساله مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.


http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/2/26/135243_981.jpg

30- توفیق مجد پور: تبریزی 60 ساله، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است.

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:11
سنگ های متحرك عجيب



سنگهای متحرک در دره مرگ بسیار مرموز و عجیب هستند.

این سنگها حاصله یک پدیده بسیار عجیب زمین شناسی هستند که بدون دخالت دست هیچگونه موجودی از جمله انسان یا حیوان به آرامی بر روی زمین این دره میغلتند و حرکت میکنند.

بارها بر روی این اتفاق مطالعه و تحقیق شده اما هنوز هیچ کس پاسخ قانع کننده ایی برای ان پیدا نکرده است.

این سنگها هر 2 یا سه سال حرکت میکنند.

و حرکتهای سنگها معمولا در هر سه یا چهار سال پیشرفت میکند.

سنگها با اشکال متفاوت و نتراشیده با هر حرکت خود اثری بر روی زمین نرم باقی میگذارند که حرکت آنها برای انسان مشخص میشود.

گاهی اوقات سنگها ناگهان مسیر خود را عوض میکنند و راه رفته را بر میگردند.

گاهی هم سنگها مسیر یکدیگر را قطع میکنند و خطی که در پشت سر خود میگذارند با مسیر یک سنگ دیگر یکی میشود.

گاهی اوقات سنگها در یک مسیر مشترک حرکت میکنند و ناگهان یکی از سنگها از ادامه مسیر متوقف میشود و دیگر اثری از خط حرکت آن سنگ مشاهده نمیشود.

h.a.m.i.d
07/14/2011, 11:12
موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.
منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.
مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادی